جدید به قدیم
نخست اینکه اگر آمریکا به ایران حمله نظامی کند در واقع نه تنها منافع خود بلکه متحدان عربی خود در منطقه را از دست خواهد داد و عملا ایران پاسخ قاطع خواهد داد. شاید آمریکا این موضوع را میداند که تهران در این حد بلوف نمی زند و بسیار جدی است. ترامپ جنگ تجاری را آغاز کرده و بهدنبال هویتبخشی به انرژی در جهان تحت سلطه خود است. ترامپ میخواهد بازیگری خود را در منطقه ایفا نماید. روند پیمان صلح ابراهیم در منطقه کند شده است و ترامپ قصد دارد به منطقه شوک جدیدی داده تا چهره برتر اسرائیل را نشان دهد. شاید این اقدام ترامپ بیشتر از یک حمله به ایران رژه تسلیحات آمریکا در منطقه و نمایش قدرت به اعراب متحد باشد که فروش تسلیحات آمریکایی را به دنبال داشته باشد، از فروش جنگنده اف ۳۵ به عربستان تا توافقنامههای تسلیحاتی. احتمالا ترامپ با این اقدام خود بدنبال دادن چراغ سبز به امارات هم باشد؛ سودای جزایر سهگانه. ترامپ نتوانست اسم خلیجفارس را به خلیج عربی تغییر دهد و این بدان معنا بود که آمریکا میخواهد یک تنه با ایران مقابله نماید. ترامپ پس از سودای خلیج مکزیک به خلیج آمریکا، حال به دنبال خلیج فارس است، رویکردی…
…او تبدیل شد. این حملات، هرچند جنجالی، اما حسابشده بودند. ترامپ میدانست که جنجال توجه میآورد و توجه، قدرت رسانهای ایجاد میکند. بسیاری از توییتهای او عمداً تحریکآمیز بودند تا واکنش ایجاد کنند و بحث عمومی را به سمت دلخواه او بکشانند. احساسمحوری بهجای استدلالتوییتهای ترامپ بیشتر بر احساسات تکیه داشتند تا استدلالهای دقیق. خشم، ترس، غرور ملی و حس «ما در برابر آنها» از عناصر ثابت پیامهای او بودند. این شیوه باعث میشد هوادارانش احساس نزدیکی و همدلی بیشتری با او داشته باشند.او کمتر به آمار دقیق یا تحلیلهای پیچیده اشاره میکرد و بیشتر به القای یک حس کلی میپرداخت. همین موضوع باعث میشد پیامهایش سریعتر در ذهن مخاطب بنشینند، حتی اگر از نظر معانی دقیق محل بحث باشند. توییتر بهعنوان ابزار قدرتبرای ترامپ، توییتر فقط یک شبکه اجتماعی نبود؛ یک ابزار قدرت بود. او از طریق توییتها به تصمیمهای دولتی اشاره میکرد، به مقامات هشدار میداد و حتی بازارهای مالی را تحت تأثیر قرار میداد. بارها دیده شد که یک توییت ترامپ باعث نوسان در بورس یا واکنش رسمی دولتهای دیگر شد. این نشان میدهد که چگونه یک پیام کوتاه در فضای مجازی میتواند پیامدهای واقعی در دنیای سیاست و اقتصاد داشته باشد. ایکس؛ ادامه همان…
…و تامین سخت برخی مواد غذایی مانند روغن، برنج و تخم مرغ احتمالا پای اقساط را به خرید کالاهای اساسی برای طبقه متوسط هم باز کند. اتفاقی که بیش از هر زمان دیگری جایگاه و منزلت اجتماعی این را افراد را تهدید کرده است. در تعریفی که ابتدا از طبقه متوسط بر اساس دیدگاه عامیانه داشتیم گفتیم که آنها توان لازم برای تامین کالا اولیه و اساسی را دارند و معمولا از داراییهایی مانند یک منزل و یک خودرو هم بر خوردارند. اما اکنون طبقه متوسط ایران به دنبال راهی است تا همان نیازهای اولیه را تامین کند و هر سال به فکر تهیه مسکن اجارهای در موقعیت مکانی کم ارزشتر برای گذراندن زندگی باشد. این شکاف بزرگ میان انتظارت و سطح پایین زندگی بدون تردید تعادل نظام اجتماعی را بر هم خواهد زد. از جمله پیامدها ناگوار بر هم خوردن تعادل اجتماعی تضعیف همبستگیهای اجتماعی و شکاف میان جامعه و حکومت و حتی شکاف میان بخشهای مختلف جامعه خواهد بود که لطمههای جبران ناپذیری بر پیکر جامعه ایران خواهد زد. شکاف و فاصله در جامعه ایران پویایی و امید را سلب خواهد کرد و فعالیتهای مدنی و مشارکت شهروندان را به کما خواهد برد. افزایش مهاجرت و خروج متخصصان…
به گزارش صبح ساحل، سردار علی اکبر جاویدان در تشریح جزئیات این خبر اظهار داشت: در ادامه طرح مبارزه با قاچاق کالا و ارز، روز گذشته ماموران پلیس امنیت اقتصادی استان حین کنترل محور های مواصلاتی به یک دستگاه کامیون مشکوک و دستور توقف دادند.وی افزود: ماموران این یگان خودروی مذکور را متوقف و در بازرسی از آن یک دستگاه بیل مکانیکی قاچاق کشف کردند.فرمانده انتظامی استان هرمزگان با اشاره به اینکه ارزش مالی بیل مکانیکی کشف شده بنا بر اعلام نظر کارشناسان اقتصادی ۳۲۰ میلیارد ریال می باشد، تصریح کرد: در این رابطه پرونده تشکیل و متهم دستگیر شده جهت سیر مراحل قانونی به مراجع قضایی معرفی شد.سردار جاویدان با بیان اینکه گسترش قاچاق کالا اثرات منفی بر تولید داخلی دارد و امنیت اقتصادی جامعه را برهم میزند، در پایان با تاکید بر برخورد قاطع پلیس با مجرمان و برهم زنندگان امنیت اقتصادی، خاطرنشان کرد: مبارزه با قاچاق یکی از اهداف پلیس استان هرمزگان در راستای تامین امنیت پایدار در جامعه است.
…اموال عمومی و شعارهای هنجارشکنانه پیش ببرند. در پی تغییر روند اعتراضات و تبدیل آن به آشوب و تخریب، اعتراضات مسالمتآمیز با هدف بیان مطالبات معیشتی مردم به محاق رفت. به همین دلیل شرایط امنیتی بر کشور حاکم شد و تهدید حمله و مداخله خارجی نیز به بدتر شدن اوضاع انجامید. شرایطی که به قطعی اینترنت و تعطیلی مدارس و دانشگاهها منجر شد و فاصله گرفتن بیشتر دولت و جامعه را به دلیل امنیتی شدن فضا به همراه داشت. زیرا همانطور که گفته شد دولت در ابتدا اعتراضات را به رسمیت شناخت و سعی کرد پاسخگوی مطالبات معترضان باشد اما آغاز رفتارهای خشونتآمیز مانع از ادامه روندهای مسالمت آمیز شد.چرخهای که هربار در دورههای گذشته رخداده و باعث شده اعتراضات مسالمتآمیز مخدوش شود و جو کشور برای مدتی امنیتی شود. در سالهای ابتدایی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، رویکرد گروههای چپ عاملی برای بدبینی به اعتراضات خیابانی شد و اکنون نیز مداخله منفعتطلبانه مخالفان خارج از کشور نظام جمهوری اسلامی، عاملی شد تا رویکرد دولت پزشکیان برای به رسمیت شناختن اعتراضات با مشکل مواجه شود. اما باید در نظر داشت با وجود تلاشهای دولت برای پاسخ به خواستههای معترضان و به رسمیت شناختن آن، همچنان شاهد رویکرد متقابل مناسبی…
مدیرعامل بانک مسکن، در جریان سفر به بندرعباس تأکید کرد: بانک مسکن بازوی اجرایی سیاستهای دولت در حوزه مسکن است و تجربههای گذشته، بهویژه در پروژه مسکن مهر، نشان میدهد این بانک نقش ملی و اثرگذاری در تأمین مسکن برای اقشار کمدرآمد ایفا کرده است. علی خورسندیان با اشاره به نهضت ملی مسکن گفت: بخش عمده این طرح به مسکن حمایتی اختصاص دارد و هدف اصلی آن تأمین نیاز دهکهای پایین جامعه است. تاکنون از مجموع ۳۸۵ هزار قرارداد منعقد شده توسط بانک مسکن، حدود ۲۶۰ هزار واحد بهعنوان مسکن حمایتی برای دهکهای پایین معرفی و در حال اجراست. وی افزود: در این طرح، هزینه زمین از قیمت نهایی مسکن جدا میشود و دستگاههای متولی همچون بنیاد مسکن و سازمان مسکن و شهرسازی آمادهسازی زمین را بر عهده دارند؛ بنابراین هزینه زمین در محاسبات قیمت مسکن لحاظ نمیشود. مدیرعامل بانک مسکن همچنین خاطرنشان کرد: از مجموع ۲۴۰ هزار واحدی که این بانک مسئولیت آن را پذیرفته، همه دهکهای یک تا چهار را شامل نمیشود، اما برنامهریزی برای گسترش تدریجی پوشش دهکها در دستور کار قرار دارد.
هنوز بازار فرصت تطبیق با تصمیم جدید دولت درباره حذف ارز ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی را پیدا نکرده، نشانههای اثر آن زودتر از برچسبهای قیمتی در قفسه فروشگاهها دیده میشود. فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت، در روزهای گذشته اعلام کرد با حذف این ارز، برخی کالاهای اساسی با افزایش قیمت مواجه خواهند شد،اما آنچه این روزها مردم استانهایی مانند هرمزگان با آن روبهرو هستند، فقط گرانی نیست. کمیابی روغن خوراکی، کالایی که باید همیشه و بدون دغدغه در دسترس باشد، به نگرانی اصلی خانوارها تبدیلشده است.کمبود روغن، مسئله تازهای در اقتصاد ایران نیست، اما تکرار آن هر بار یک ضعف ساختاری را برجستهتر میکند، اینکه زنجیره تأمین این کالای اساسی، بیش از آنکه بر برنامهریزی پایدار تکیه داشته باشد، وابسته به تصمیمات مقطعی، تأخیرهای اداری و بلاتکلیفی در سیاستهای ارزی است. نبود روغن خام، عدم تخصیص بهموقع ارز برای واردات و حذف شتابزده حمایتهای ارزی، صنعت روغن کشور را به نقطهای رسانده که برخی کارخانهها یا تولید را متوقف کردهاند یا با حداقل ظرفیت فعالیت میکنند. در چنین فضایی، شایعاتی مانند انبار شدن روغن نیز به بیاعتمادی بازار دامن زده و التهاب را تشدید کرده است.در این میان، هرمزگان وضعیتی خاص و نگرانکننده دارد. طی روزهای…
بلاتکلیفی مدیریتی در هرمزگان در آستانه نوروز، چه بلایی بر سر اقتصاد گردشگری می آورد؟ هرمزگان، سرزمین بلاتکلیفی هاست؛ اینجا در عرصه حکمرانی، زمان نه میگذرد و نه میایستد؛ بلکه در سطح آب های خلیج فارس، معلق میماند. ریشه این تعلل و بلاتکلیفی احتمالا در اتاقهای عمارت سپید ساحلی بندرعباس همجوار پارک دولت است که در آنجا، تصمیمها گرفته نمیشوند بلکه معامله می شوند! در دایره همین مطالبه گری، انتقادات و انتظارات خود را با چند پرسش کلیدی از استاندار محترم، آغاز می کنم تا صریح و شفاف وارد اصل ماجرا شوم: جناب دکتر آشوری، آیا اگر مدیری حکم نداشته باشد، اصولاً میتواند تصمیم بگیرد؟ اگر تصمیمی گرفته نشود، آیا پیامدی هم خواهد داشت؟ به عنوان مثال برای اداره منسجم ستاد خدمات سفر، نباید از مهرماه اقدام به فعال سازی این تشکیلات کرد؟ یا شب عید هم می شود سفر را مدیریت بحران کرد؟ و اصلاً، اگر سفر مدیریت نشود، چه کسی هزینه آن را میپردازد: دولت مرکزی، دولت محلی، یا مردمی که بیصدا در صف خدماترسانی بلاتکلیف ایستادهاند! هرمزگان امروز، صحنه پرسشهایی است که ساده به نظر میرسند، اما پاسخ هایشان، بنیان حکمرانی را میلرزاند: چرا مهمترین نهاد متولی مدیریت سفر در استان، ماههاست بدون مدیر رسمی اداره میشود…
هرمزگان، استانی که در سیاستهای کلی «توسعه دریامحور» به صراحت از آن بهعنوان یکی از محورهای راهبردی پیشرفت کشور یاد شده، نمیتواند با الگوهای حداقلی و محافظهکارانه مدیریت اداره شود؛ الگوهایی که بیش از آنکه توسعهساز باشند، وضع موجود را بازتولید میکنند. در این چارچوب، ظهور و تداوم صداهای مدیران هرمزگانی مطالبهگر در رسانه رسمی اهمیتی فراتر از یک کنش فردی یا گلایه مدیریتی دارد. این صداهای انتقادی، نشانه خلأ در نظام تصمیمسازی و گفتوگوی توسعه در استان هستند. برخی مدیران بومی و حتی نخبگان استانی، همچنان بر عبور از گفتمان «حفظ وضع موجود» تأکید دارند؛ گفتمانی که طی سالها، به مانع پنهان اما مؤثر توسعه هرمزگان، بهویژه در حوزه اقتصاد دریاپایه، بدل شده است. مسئله اصلی اما متوجه ساختار و رأس مدیریت اجرایی استان است.طی یک سال گذشته، نشانه روشنی از تغییر ریل مدیریتی متناسب با الزامات توسعه دریامحور مشاهده نمیشود. جناب دکتر آشوری، با سابقه تقنینی و تجربه سیاسی قابل توجه در هرم حکمرانی ملی و محلی، در مقام استاندار نیز همان منطق آهسته، خسته، کمریسک و ملاحظهمحور دوران نمایندگی مجلس را بر فضای مدیریتی استان حاکم کرده است. این سبک، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت هزینه سیاسی کمتری برای برند شخصی جناب آشوری…
…اصلی این روند نگرانکننده را باید در توسعه نامتوازن استان هرمزگان جستوجو کرد؛ استانی با ظرفیتهای عظیم اقتصادی، موقعیت ژئوپلیتیک ویژه، طولانیترین مرز آبی کشور و نقش راهبردی در تجارت و انرژی، اما در عین حال گرفتار شکافهای عمیق اجتماعی و آموزشی. تناقض میان وفور منابع و فقر فرصتهای پایدار، زمینهساز گسترش فعالیتهای غیررسمی و آسیبزا از جمله قاچاق سوخت شده است.متأسفانه در سالهای گذشته، هرگاه موضوع قاچاق سوخت مورد بررسی قرار گرفته، تمرکز اصلی بر پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن بوده و ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که قاچاق سوخت، علاوه بر آسیب به اقتصاد ملی، در حال تغییر تدریجی ساختارهای اجتماعی منطقه و تضعیف بنیانهای توسعه انسانی، بهویژه در حوزه آموزش است.آموزش، بهعنوان یکی از مؤلفههای بنیادین توسعه پایدار، بهشدت از شرایط اقتصادی و اجتماعی پیرامون خود تأثیر میپذیرد. اگر برای این روند هرچه سریعتر چارهاندیشی نشود، در آیندهای نهچندان دور با کمبود جدی نیروی انسانی ماهر، متخصص و آموزشدیده در سطوح مختلف مواجه خواهیم شد؛ وضعیتی که خود میتواند چرخه عقبماندگی و نابرابری را بازتولید کند.در این راستا، ضروری است نگاه سیاستگذاران از برخورد صرفاً انتظامی و امنیتی با قاچاق سوخت فراتر رفته و…