جدید به قدیم
… همانطور که ليلا در سريال به دنبال آن رفت. من در «تنهايي ليلا» به دنبال جستوجوي خود در گذشته بودم. چقدر به اجراي کامل شخصيتهاي سريال «تنهايي ليلا» بويژه کاراکتر پيش برنده محمد، توجه کرديد؟ شخصيت محمد را در اين سريال بسيار دوست دارم و فکر ميکنم قطعهاي از بهشت کنده شده و روي زمين نشسته است. واقعيتش اگر بهروز شعيبي اين نقش را بازي نميکرد من دچار مشکل ميشدم. شايد عکسهاي 27 سالگي تا 34 سالگي بنده را ببينيد، چندان تفاوتي با کاراکتر محمد نداشته باشم! من اگر بخواهم هنرپيشهاي را از شمايلي که به خوبي بازي ميکند دور کرده و آن را به گونهاي ديگر قرار دهم، شايد در آن صورت آدم ناقصالعقلي باشم. ايشان جدا از قابليتهاي بازيگري داراي رفتارهاي انساني خاصي است و برازنده اين نقش هستند. آقاي شعيبي از دوستان خوب من بوده و حضورشان در «تنهايي ليلا» بسيار به من کمک کرد. مهمترين ويژگيهاي شخصيتي محمد و ليلا در اين سريال چيست؟ مهمترين مشخصه اين کاراکترها برايم سادگي آنها بود؛ مسالهاي که در سريال «صاحبدلان» هم به دنبال آن بودم، حتي نام آن سريال در ابتدا «سادهدلان» بود و بعد تغيير کرد. به نظرم در سادگي ميتوان پاکي را پيدا کرد و سادگي و…
…حسرت گذشته را نميخورم او با يادآوري خاطرات گذشته سپس گفت: حسرت گذشتهها را نميخورم، مثلا چه کار بايد ميکردم که نکردم؟ قسمتم اين بود که وارد اين حرفه شوم، در حالي که اوايل، کار در سينما را دوست داشتم. من علاقهي زيادي به کارگرداني داشتم ولي وارد کار دوبله شدم و خوشبختانه تا به حال هم، همه کارهايم را انجام دادم. به ياد دارم چندين سال گذشته يک بزرگداشت دربنياد فارابي برايمان گرفتند که حامد بهداد هم در آنجا حضور داشت. وقتي در آن لحظه کليپ مرا نشان دادند، حامد بهداد به سوي من آمد و گفت آقاي مقامي شما به جاي اين هم هنرپيشه حرف زده بوديد! که من در پاسخ به او گفتم تازه اين بخشي از هنرپيشههايي بود که من حرف زده بودم. از برنامههاي راديويي که در آنها حضور داشتم ميتوان به «کتيبهها»، «رنگين کمان»، «گفتهها و ناگفتهها»، «عصر بخير تهران» و... اشاره کرد که خوشبختانه همه برنامههاي موفق بودند. حالا برگردم به گذشته و حسرت چه را بخورم؟ وي اضافه کرد: تقريبا اکثر فيلمهايي که حرف زدم را در خانهام دارم، وقتي ميبينم ياد گذشتهها ميکنم و ميگويم در فلان فيلم 25 سال داشتم و همين مرور گذشتهها مرا به دوران جواني…
…و اندیشمند داشته باشیم و سلیقه مخاطب را عوض کنیم شاید مخاطب به دنبال فیلم های جنجالی نباشد. اگر سینما در جهت رشد فرهنگ، هنر و اندیشه قدم بردارد پیشرفت خواهد کرد. در حال حاضر توسط مسولان تلاش می شود اما باید بستر سازی مناسب شکل گیرد و لازمه ی آن پشت میز گرد نشستن نیست. مردم سینما را دوست دارند اما چرا به سراغ جامعه شناسی نمی رویم تا بفهمیم خواستار چه چیزی هستند؟ هنرمندان ایرانی امنیت شغلی ندارندنعمتی عنوان کرد: این یک موضوع طبیعی است که هر هنر پیشه باید در هر فصل اکران یک فیلم داشته باشد. اما هنر مندان ایرانی روز به روز زیاد تر و تعداد ورودی به کلاس های بازیگری هم بیشتر می شود. خانواده ها نیز با امید به بازیگر شدن فرزندشان هزینه می کنند. با ورود فرزندشان به این عرصه دوست دارند پیشرفت کند اما خیلی ها با بازی در فیلم به مرور محو می شوند. وی افزود: ما نمی توانیم در سینمای ایران ستاره را تعریف کنیم هنرمندان ما امنیت شغلی ندارند سینما هیچ وقت بیمه نبوده چهرههای پیشکسوت برای هنر مند ما است. در این سالها هیچ جوابگویی برای پاسخ به سوالات بازیگران وجود ندارد از خانه سینما در مورد…
…و يا از روي ناشيگري دوبله ميشود. به نظرم مديردوبلاژي دانش ميخواهد. ما حدود 100 مدير دوبلاژ داريم و جالب است که تعداد گويندگان ما از مديردوبلاژان کمتر هستند. در حال حاضر بزرگترين اشکال دوبله اين است که مديردوبلاژان حرفهاي ندارد. يک گوينده بايد 20 الي 30 سال گويندگي کند تا مديردوبلاژ شود و جداي از اين مسئله بايد يکسري شرايط خاص هم داشته باشد؛ به عنوان مثال از يکسري از معلومات سينمايي، دوبله و هنرپيشگان برخوردار باشد ولي متأسفانه اصلا اينطور نيست و هر فردي که تازه وارد دوبله ميشود مديردوبلاژ ميشود که به نظرم با اين اتفاق افراد در حوزههاي کاريشان گم ميشوند و آن چيزي که بايد بشود، نميشود و حتي برخي از آنها گويندگيشان را هم از دست ميدهند.اين دوبلور پيشکسوت سپس به واژههاي غلطي که در کارهاي دوبله شده استفاده ميشود، اشاره کرد و گفت: چندين سال است که از واژههاي غلط در فيلمها استفاده ميشود و حتي يک نفر هم نميگويد که اين واژهها غلط است! نه تنبيهي وجود دارد و نه تشويقي در کار حاکم است. تمام حرف من اين است که گويندگي خواص و شاخصههاي خودش را دارد. به نظرم اينکه گويندگان حرفهاي انتخاب نميشوند، به دوبله لطمه وارد ميکند…
…اخيرش با مسعود ده نمکي مي گويد: ده نمکي آدم بااعتماد به نفسي است و وقتي از من درخواستِ بازي در کارهايش را ميکند من هم چون ميدانم کارش را با اعتماد پيش ميبرد قبول ميکنم. اين نويد را ميدهم که قسمت دوم «معراجيها” اواخر بهار 94 کليد مي خورد. درآمد حاصل از تدريس بازيگري حرام است! اکبر عبدي درباره پرهيزش از حضور در آموزشگاههاي بازيگري به عنوان مدرس توجيه جالبي دارد. وي دستمزد آموزش بازيگري را حرام دانسته و مي گويد: من درآمد حاصل از شغل آموزش بازيگري را حلال نميدانم به اين دليل که نميتوان در کار خدا دست برد. من ميخواهم ظرف 6 ماه يک خانم يا آقا را تبديل به يک هنرپيشه معروف کنم. اين دست بردن در سرنوشت است. خدواند بايد در ذات انسان بازيگري را گذاشته باشد.عبدي ادامه ميدهد: ما وام هم داشتيم که با عبدا.. اسکندري استادم کلاس بازيگري بزنيم اما من درآمدش را صحيح نميدانستم.عبدي مي افزايد: الان مي بينيم که جوان نميتواند درس بخواند و تبديل به معضل محل شده است. خانواده با اين استدلال که جوک ميگويد و ميخنداند اين شخص را به کلاس بازيگري مي فرستند. خودشان هم ميگويند عبدي هم که نشود فلاني که ميشود…
… «ادوارد دست قيچي» و «دزدان دريايي کارائيپ» نيز دوست ندارد تلفن همراه داشته باشد. چون نميخواهد تمام وقت در دسترس باشد. اما به نظر آقاي بازيگر استفاده از اينترنت بسيار جذاب است چون آن را يک راه جالب براي برقراري ارتباط مي داند. جاني دپ مي گويد که ترجيح مي دهد دوستانش براي ارتباط با وي از طريق اينترنت اقدام کنند. آنجلينا جولي خانم جولي هنرپيشه معروف هاليوود دليل جالبي براي نداشتن موبايل دارد. اين خانم براي اينکه از دست مزاحم تلفني هايش که اغلب هواداران تيفوسي خودش و همسرش آقاي پيت هستند تصميم گرفت اين وسيله ارتباطي را کلا کنار بگذارد تا هم خيال خودش و هم خيال هوادارانش را راحت کرده باشد. ولاديمير پوتين قدرتمندترين مرد روسيه تلفن همراه ندارد تا از سياستمداراني باشد که بدون اين وسيله ارتباطي زندگي مي کنند. آقاي پوتين در ماموريت ها و سفرها براي تماس هاي فوري از موبايل همراهانش استفاده مي کند و خودش شخصا يک تلفن همراه مستقل ندارد. يکي از دوستان پوتين در يک برنامه تلويزيوني دليل نداشتن تلفن همراه را خارج از دسترس بودن رئيس جمهور روسيه عنوان کرد و گفت آقاي پوتين اگر تلفن همراه داشت مدام زنگ ميخورد و مجبور بود به همه آنها پاسخ دهد…
…حریصانه دنبال آنها بود ولی انگار هنوز مَحرَم نبودیم تا اینجا. تا جایی که علی شروع به گفتن میکند. کسی که سکوت و سردیاش، بیعملی و نظارهگر بودناش را تا به حال دیده بودیم. حالا ولی او برای اولین بار (؟) از سیما (گذشته) عبور میکند و به خانم دکتر (حال) میرسد و این خود تغییر بزرگی است. و در انتهای همین سکانس است که خانم دکتر از علاقه خود به علی میگوید که هم او و هم ما این را به قطعیت در بخش پایانی فیلم میفهمیم .قرار نیست علی این بار رهایش کند. حداقل ما تماشاگرهای هنوز رمانتیک دوست داریم اینگونه فکر کنیم. کلاس هنرپیشگی / علیرضا داوودنژاد - ۱۳۹۱ ندا میری: هل من ناصر ینصرنی؟ داخل خانه جنگ است. خانواده بزرگ مادربزرگ افتادهاند به جان هم و پیرزن از صبح همان روز مسخ شده است در این اغتشاشِ غریبِ بالا و پایینشدنِ قیمتِ سکه که دارد مرزهای حریم خانوادهاش را جابجا میکند. فارغ از این بلبشو، آن سوی شهر کوچک، دستهای دخترکی را بردهاند به مسلخ یک حنابستن ناخواسته و پسرک، عاشق قدیمی که هنوز بوی خوب و نوجوانِ میخواهمش در پیچ و تاب کلامش جاری است، ویلان و حیران گز میکند آسفالت شهر خاکستری مهگرفته را. چرا باران نمیزند…
…رو هم اینجوری نمی خوام، توی قبلیت کجا رفته؟!...» «لیلا» این همه آن چیزی بود که زوجهای دهه ۷۰ گرفتارش بودند و زوج های قبل از آنها. همه آنهایی که زندگی را جور دیگری دیده بودند و خلاصه زندگیشان در «لیلا»ی مهرجویی روایت میشد؛ خانواده ای با بچه های قد و نیم قد و خانواده ای بدون بچه، در حسرت بچه. در همان سالها، کارگردان دیگری هم داستانی مشابه را به تصویر کشید و «هنرپیشه» را خلق کرد. در «هنرپیشه» زنی تلاش می کند تا برای همسر خود، زن دیگری را اختیار کند. «لیلا» و «هنرپیشه» هر دو ماجرای زنانی بودند که به ناباروری دچار بودند و توان فرزندآوری را برای زندگی شان نداشتند. همین موضوع که زندگی ای آغاز شود و بدون «فرزند» دنبال شود برای جامعه ایرانی آن روز «مساله ای بغرنج» تلقی می شد. اما از آن سالها خیلی گذشته است. طوفان تغییرات اجتماعی دهه ۷۰ و ۸۰ زندگی ها را زیر و زبر کرده. زوج های جوان با وجود اینکه سال از زندگی شان می گذرد و مشکلی هم برای «بچه دار شدن» ندارند تمایلی به این اتفاق ندارند تا فصل جدیدی در شیوه زندگی زناشویی ایرانی شکل گرفته باشد. شیوه ای که چندان با…
…در تشخیص عواطف افراد حاصل شد.روانشناسان دانشگاه کالیفرنیا 51 کودک 11 تا 12 ساله حاضر در یک مدرسه دولتی کالیفرنیای جنوبی را مطالعه کردند. 51 تن از این کودکان به مدت پنج روز در موسسه Pali در شرق لسآنجلس اسکان داده شدند و 54 تن نیز در خود مدرسه ماندند. در موسسه Pali امکان استفاده از ابزار الکترونیکی وجود ندارد.به این دانش آموزان 48 تصویر از صورتهای غمگین، شاد، عصبانی یا وحشتزده نشان داده شد و از آنها خواسته شد احساسات این صورتها را شناسایی کنند. همچنین به این دانشآموزان فیلمهایی از هنرپیشههایی نشان داده شد که با یکدیگر تعامل داشتند و از آنها خواسته شد عواطف شخصیتها را توصیف کنند.در نهایت، مشخص شد دانشآموزانی که پنج روز را بدون استفاده از گوشی هوشمند، تلویزیون و دیگر صفحات دیجیتالی گذرانده بودند، به طور قابلتوجهی در خوانش عواطف انسانها بهتر از سوژههایی عمل کردند که از تلفنهمراهشان استفاده کرده بودند.محققان همچنین تعداد اشتباهات دانشآموزان را هنگام توصیف عواطف افراد موجود در تصاویر و فیلمها رهگیری کردند. دانشآموزانی که در موسسه Pali بودند، در پایان مطالعه به طور متوسط 9.41 اشتباه مرتکب شده بودند در حالی که در ابتدا نرخ اشتباهاتشان 14.02 بود.دانشمندان معتقدند…
…و حالا دارم کار میکنم.» ممنوعالکاری،وسواس را زیاد میکند ممنوعالکاری معمولا وسواس هنرمندان را بیشتر میکند بویژه اگر آن هنرمند خود، گزیده کار هم باشد، این قانون در مورد معتمدآریا هم صادق است و او خود در این زمینه گفت: «مسلما وسواسم بیشتر شد. البته همیشه آدم با وسواسی هستم. هیچ وقت انگیزه برای کار خیلی زیاد ندارم. همیشه سالی یک کار داشتم و گاهی هم دو تا. بیشتر زمانم را معطوف به تحقیق و گردش در حیطه کاریام میکنم. الان هم همین را ترجیح میدهم. با اینکه متأسفانه سناریوهایی که پیشنهاد میشود، خیلی دلچسب نیست ولی از بهترینهایشان دو تا را انتخاب کردهام.» بیشترین فحش خور یک هنرپیشه را دارم بازیگر«اینجا بدون من» رکورد بیشترین فیلمهای توقیفی را دارد که البته برخی از آنها رفع توقیف شدهاند و به هر حال فیلمهایی چون«قصهها»،«صد سال به این سالها»،«پریناز» و ... همه توقیفی بودهاند.او درباره این موضوع گفت: «برایم خیلی خندهدار و در عین حال جالب است. رکوردهای زیادی در ایران دارم؛ بیشترین جایزه ایرانی، بیشترین جایزه خارجی، بیشترین فیلم توقیفی، بیشترین زمان توقف کار یک هنرپیشه چون در هر دهه، یک توقف در کارم بوده، بیشترین فحش خور یک هنرپیشه را هم…