جدید به قدیم
اگر بهتر شوم، چه چیزی را از دست میدهم؟ این پرسش در ظاهر متناقض است. مگر بهتر شدن چیزی جز رهایی، آرامش و سلامت روان است؟ اما تجربهی بالینی و مطالعات روانشناسی نشان میدهد که بهبود همیشه با احساس امنیت همراه نیست. بسیاری از افراد، حتی در دل رنجهای مزمن، افسردگیهای طولانی یا روابط آسیبزا، نوعی آشنایی عاطفی با وضعیت موجود دارند. رنج هرچند فرساینده اما قابل پیشبینی است و ذهن انسان به آنچه میشناسد خو میگیرد حتی اگر آنچه میشناسد درد باشد. از منظر روان تحلیلی، علائم روانی صرفا نشانهی بیماری نیستند، بلکه گاه کارکرد دارند: افسردگی میتواند فرد را از مواجهه با مطالبات طاقت فرسا محافظت کند، اضطراب میتواند بهانهای برای نرفتن، نخواستن یا انتخاب نکردن باشد. در این معنا، «بهتر شدن» تنها بهبود علائم نیست بلکه فروپاشی یک نظم روانی آشناست. جامعه نیز این ترس را تشدید میکند. در فرهنگی که موفقیت با فشار، رقابت و مسئولیت تعریف میشود بهتر شدن یعنی ورود به میدان انتظارات جدید. فرد نگران است که با رها شدن از رنج، دیگر حق خستگی، اعتراض یا عقبنشینی نداشته باشد. بنابراین ترس از بهتر شدن، نه نشانهی ضعف، بلکه واکنشی پیچیده به پیوند میان روان فردی و ساختارهای اجتماعی است جایی که سلامت، الزام می آورد و الزام، اضطراب.
در اغلب روایتهای عاشقانه، فرسایش رابطه به خیانت، سردی هیجانی یا تفاوتهای شخصیتی نسبت داده میشود. کمتر کسی از «ظرفهای نشسته»، «لیست خریدی که همیشه در ذهن مانده» یا «برنامهریزی نامرئی زندگی روزمره» بهعنوان قاتلان خاموش عشق نام میبرد. اما واقعیت این است که بسیاری از روابط، نه با یک بحران بزرگ بلکه با انباشت نابرابریهای کوچک و مداوم از پا درمیآیند. تقسیم نابرابر کار خانگی فقط مسئلهی عدالت اجتماعی یا مطالبهای جنسیتی نیست مسئلهای عمیقا روانشناختی است که مستقیما با خستگی مزمن، خشم فروخورده، احساس نادیده گرفته شدن و در نهایت افسردگی زوجین گره میخورد. در این میان، مفهومی به نام "بار ذهنی" توضیح میدهد چرا حتی در روابطی که ظاهرا کمک وجود دارد، نابرابری همچنان پابرجاست. این مقاله میکوشد نشان دهد چگونه نابرابری در کار خانگی، در بستر جنسیت، شغل و فرهنگ، به فرسایش تدریجی پیوند عاطفی میانجامد و چرا بی توجهی به آن، سلامت روان هر دو طرف رابطه را تهدید میکند.
فصل امتحانات دانشآموزان دورهای پر از اضطراب برای آنها و البته برای والدین است. عدهای از دانشآموزان امتحانات خود را به پایان رساندهاند و عدهای دیگر نیز در حال سپری کردن امتحانات هستند. گروهی از دانشآموزان پس از امتحانات احساس خستگی، اضطراب و حتی افسردگی میکنند. درست است که زمان امتحانات پر از فشار و سختی است، اما به همان اندازه که آمادهسازی برای امتحانات اهمیت دارد، بازیابی آرامش بعد از امتحانات نیز مهم است. بنابراین لازم است بعد از این دوره پراسترس، آرامش خود را باز یابند و به روتین زندگی برگردند.
در بسیاری از خانوادهها نوجوانانی که در سالهای ابتدایی مدرسه در شمار بچههای زرنگ قرار میگیرند، بعدها در مسیر تحصیلی و شغلی آنچنان که انتظار میرفت نمیدرخشند. این تفاوت میان عملکرد دوران کودکی و دستاوردهای بزرگسالی، اغلب خانوادهها را درگیر این پرسش میکند که چه میشود کودکِ موفق مدرسهای، سالهای بعد را با سردرگمی، افت انگیزه یا گاهی توقف پیش میبرد. یکی از دلایل مهم این شکاف آن است که مدرسه و خانه، هر دو تصویری ساده شده از موفقیت میسازند تصویری که بیشتر بر نمره، تکلیف انجامشده و رفتار مطیعانه تکیه دارد تا بر مهارتهای بنیادی و انعطافپذیری روانی. کودکی که در این چارچوب میدرخشد، الزاما تواناییهای لازم برای مدیریت اضطراب، تصمیمگیریهای پیچیده، کنارآمدن با شکست یا ساختن روابط بالغ را کسب نمیکند. از سوی دیگر، بسیاری از این کودکان از همان سالهای ابتدایی، بار انتظارات معلمان و والدین را بر دوش میکشند انتظاری که آرامآرام از شوق یادگیری پیشی میگیرد و به فشار درونی تبدیل میشود. در نتیجه، آنچه در ظاهر یک مسیر پیشروی مداوم به نظر میرسد، گاهی در واقع مسیری است که با اضطراب پنهان، کمالگرایی افراطی و ترس از اشتباه سوختگیری میشود. این مدل عملکرد اگرچه در دوران مدرسه نتیجه میدهد، اما در مواجهه با پیچیدگیها و بیساختاری بزرگسالی، ناگهان کماثر میشود و فرد را با خلا مهارتهای مهمتری رو به رو میکند.
نوجوانی یکی از متلاطمترین دورههای زندگی روانی انسان است؛ دورهای که در آن، هیجانها اغلب پیش از فکر کردن می آیند و رفتارها پیش از فهمیدن و فکر کردن اتفاق میافتند.
نیاز به تایید شدن از سوی دیگران، تجربهای آشنا و تقریبا همگانی است تجربهای که از نخستین لحظات زندگی آغاز میشود و تا پیچیدهترین روابط بزرگسالی ادامه مییابد. انسان از همان بدو تولد، نه تنها به مراقبت جسمانی، بلکه به دیده شدن، پاسخگرفتن و معنا یافتن در نگاه دیگری وابسته است. نوزادی که گریه میکند، در واقع تنها گرسنگی یا ناراحتی خود را بیان نمیکند او در پی این است که مطمئن شود «کسی آنجا هست» و واکنشی به حضور او نشان می دهد. این پاسخ، نخستین شکل تایید است؛ تاییدی که به کودک میگوید وجودش بیاثر و نامرئی نیست. با این حال، در فرهنگ عمومی، نیاز به تایید اغلب با مفاهیمی چون ضعف، وابستگی یا کمبود اعتماد به نفس گره میخورد. گویی انسان بالغ باید به نقطهای برسد که از نگاه و قضاوت دیگران بینیاز شود. این تصور، اگرچه جذاب بهنظر میرسد، اما از منظر روانشناسی و به ویژه روانکاوی، سادهانگارانه است. سوژهی انسانی هرگز به طور کامل مستقل و خودبسنده شکل نمیگیرد او همواره در پیوند با دیگری، در زبان، رابطه و ساختارهای اجتماعی قوام مییابد. پرسش اساسی این مقاله این نیست که چگونه از نیاز به تایید رها شویم، بلکه این است که چرا چنین نیازی تا این اندازه ریشهدار و پایدار است. روانکاوی به ما نشان میدهد که نیاز به تایید، صرفا یک عادت رفتاری یا الگوی تربیتی نیست، بلکه با چگونگی شکلگیری خود، تجربهی عشق، اضطراب طرد و حتی مناسبات قدرت در جامعه پیوندی عمیق دارد. در این نوشتار تلاش میکنیم با تکیه بر مفاهیم روانکاوانه، این نیاز انسانی را نه بهعنوان نقص بلکه به مثابه نشانهای معنادار از وضعیت روانی و تاریخی سوژهی معاصر بررسی کنیم.
در تقویم رسمی، «روز زن» اغلب به مناسبتهایی گره خورده که قرار است احترام و مقام زن را یادآوری کنند اما در خارج از این تقویم، زنانی زندگی میکنند که هر روزشان آزمون طاقت و زیستن در شرایطی است که کمتر دیده میشود: مادران تکسرپرست. زنانی که بار زیستی، عاطفی، اقتصادی و زمانی خانواده را به تنهایی بر دوش میکشند و در سکوت، زیرساختهایی را جبران میکنند که سالهاست کارکرد حمایتی خود را از دست دادهاند. افزایش جمعیت این گروه، آنها را به یک اقلیت بزرگ تبدیل کرده است؛ اقلیتی که دیده نمیشود، اما ستون بخشی از پایداری اجتماعیاند.
ویتامینهای گروه B، مجموعهای از ویتامینهای ضروریاند که نقش مهمی در تولید انرژی، عملکرد صحیح مغز و سلامت سیستم عصبی دارند. کمبود این ویتامینها میتواند باعث خستگی، مشکلات عصبی و اختلالات خلقی شود.
معیشت مردم در ماههای گذشته بیش از هر زمان دیگری به مسئلهای تبدیل شده است که در گفتوگوهای روزمره، رسانهها، تحلیلها و حتی تصمیمگیریهای خانوادگی بهعنوان محور اصلی بحثها مطرح میشود.
تنها ورزش است که اهمیت دارد، نه هوا و محیط ورزش. توصیه تمام متخصصان و کارشناسان سلامتی این است که ورزش کنید و در قید و بند هوای سرد یا گرم نباشید. کمتر کسی است که از مزایای نور خورشید و تاثیر شگفتانگیز آن بر سلامتی انسان، بیخبر باشد.
سایت ایرانخودرو بسته شد