جدید به قدیم
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، روز جمعه اعلام کرد که اسرائیل و سومالیلند بیانیه مشترکی را برای برقراری روابط کامل دیپلماتیک امضا کردهاند و آن را «در راستای روح توافقنامههای ابراهیم» توصیف کرد. اکنون اسرائیل اولین کشور در جهان است که رسماً سومالیلند را به رسمیت شناخته است و این یک پیشرفت دیپلماتیک قابل توجه برای این منطقه جداییطلب در شاخ آفریقا محسوب میشود.
سومالیلند در سال ۱۹۹۱ از سومالی اعلام استقلال کرد، اما تاکنون از سوی هیچ یک از کشورهای عضو سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته نشده است. این منطقه بخش شمال غربی منطقهای را که زمانی تحتالحمایه بریتانیا در شمال سومالی بود، کنترل میکند.
دولت سومالی ساعاتی پس از اعلام اسرائیل بیانیهای منتشر کرد و این اقدام را «حمله» به حاکمیت خود و «اقدامی غیرقانونی» خواند و سومالیلند را بخش «جداییناپذیر» این کشور توصیف کرد. سومالیلند هویت سیاسی متمایزی از سومالی با واحد پول، پرچم و پارلمان خود ایجاد کرده است و در سالهای اخیر، با امارات متحده عربی -یکی از امضاکنندگان توافقنامههای ابراهیم- و تایوان روابط برقرار کرده است، زیرا به دنبال پذیرش بینالمللی بوده است.
این در حالی است که به رسمیت شناختن سومالیلند توسط اسرائیل به وسیله کشورهای مختلف مصر، ترکیه و جیبوتی، قطر، ایران، عربستان، پاکستان، چین و نیجریه، کویت، اردن، عمان، عراق، تشکیلات خودگردان فلسطین و حماس محکوم و رد شد و این کشورها بر حمایت کامل خود از وحدت، حاکمیت و تمامیت ارضی سومالی تأکید کردند. همچنین اتحادیه عرب، شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، اتحادیه آفریقا (AU) و اتحادیه اروپا به کشورهای مختلف در محکومیت این اقدام اسرائیل پیوستند.
«دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا، روز دوشنبه با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در عمارت مار-آ-لاگو در فلوریدا دیدار داشت، جایی که ترامپ، نخست وزیر رژیم صهیونیستی را به عنوان یک «قهرمان» ستایش کرد(!)
وی گفت مذاکراتش با نتانیاهو بر پیشبرد توافق شکننده صلح غزه که او میانجی آن بوده و رسیدگی به نگرانیهای اسرائیل در مورد ایران و حزبالله در لبنان متمرکز بوده است.
در پی تشدید تهدیدات لفظی بنیامین نتانیاهو علیه ایران، بسیاری از تحلیلگران این مواضع را نه از سر اقتدار، بلکه نشانهای از نگرانی عمیق و بنبست راهبردی رژیم صهیونیستی ارزیابی میکنند.
در هفتههای اخیر، رژیم صهیونیستی با پشتیبانی آشکار ایالات متحده آمریکا و در سایه بازگشت دونالد ترامپ به قدرت، بار دیگر سیاست دیرینه خود در تنشآفرینی در منطقه غرب آسیا را در دستور کار قرار داده است. اینبار، بهانه اصلی این ماجراجویی، برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران عنوان میشود؛ برنامهای که مقامات رسمی کشور بارها بر ماهیت کاملاً دفاعی آن تأکید کردهاند. بررسی دقیق تحولات اخیر نشان میدهد که اهداف این فضاسازی جدید را میتوان در سه محور اصلی تحلیل کرد: تلاش برای محدودسازی توان بازدارندگی ایران، ایجاد جنگ بهمنظور تضعیف یا نابودی نظام جمهوری اسلامی و در نهایت، بهرهبرداری شخص بنیامین نتانیاهو از بحرانسازیهای امنیتی برای تداوم حیات سیاسی خود. این یادداشت میکوشد با نگاهی تحلیلی، ابعاد این سه محور را بررسی کرده و ریشههای واقعی این تهدیدات را آشکار سازد.
روز شنبه 13 دسامبر، اسرائیل رائد سعد، معاون فرمانده شاخه نظامی حماس و یکی از طراحان حملات ادعایی ۷ اکتبر را کشت. این حمله در شهر غزه در مجموع چهار کشته برجای گذاشت.
سه سال پس از حمله روسیه به اوکراین، پوتین هنوز به اهداف خود دست نیافته است. اما روسیه نفوذ خود را در بخشهایی از جنوب جهان افزایش داده و با سه قدرت تجدیدنظرطلب - چین، ایران و کره شمالی - که تعهد خود را به نظم «پساغربی» به اشتراک میگذارند، متحد شده است. ظهور دولت دوم ترامپ - که متعهد به برهم زدن اتحادهای آمریکا و مشارکت جدی در سیاست قدرتهای بزرگ است - عنصر جدیدی از عدم قطعیت را در مورد چگونگی استفاده روسیه از جنگ خود با اوکراین برای ارتقای جایگاه جهانی خود ایجاد کرده است.
دونالد ترامپ که در آغازین روزهای به کرسی نشستنش با الفاظ رکیکی از خجالت نتانیاهو درآمده بود، حالا هم که بیش از سه ماه از انتخاب شدنش میگذرد نشان میدهد روابطش با نتانیاهو چندان صمیمی نیست.
پاراگوئه در یک اقدام کاملا غیر منطقی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست گروههای تروریستی قرار داد، در این باره به چند نکته میتوان اشاره کرد.
عمان میزبان مذاکرات عجیب ایران و آمریکاست. عجیب از این جهت است که دو طرف با آنکه در یک مکان حاضرند، اما از عمان به عنوان واسطه برای انتقال پیامهای غیرمستقیم استفاده میکنند. دلیل این وضعیت غیرمعمول، بیاعتمادی عمیق میان طرفین مذاکره است.
سایت ایرانخودرو بسته شد