جدید به قدیم
میرهاشم خواندن و نوشتن را در محضر حاج شیخ عبدالرحیم انصاری فرا گرفت و آموزشهای ابتدایی خود را در فضایی سنتی و مذهبی به پایان رساند. اما هنوز نوجوانی بیش نبود که در سیزدهسالگی، عمویش نیز دار فانی را وداع گفت و او عملاً بدون تکیهگاه خانوادگی، وارد مرحلهای دشوار از زندگی شد. این شرایط، او را زودتر از همسالانش با مسئولیت، کار و تلاش آشنا کرد.او در شانزدهسالگی قدم به عرصه تجارت گذاشت و به فعالیت در حوزه صادرات و واردات روی آورد. در آن سالها بندرعباس یکی از بنادر مهم تجاری جنوب کشور به شمار میرفت و میرهاشم امیرزاده شمس توانست با پشتکار و هوشمندی، جایگاه قابل توجهی در میان بازرگانان منطقه به دست آورد. به گفته خودش، در دورهای که اوج فعالیت تجاریاش بود، بهطور متوسط هفتهای یکبار کشتیهایی با ظرفیت چهار هزار تن در بندرعباس پهلو میگرفتند. از این بندر، انواع خشکبار و گل سرخ به هندوستان صادر میشد و محصولاتی همچون مویز و حنا، در کیسههای پنج کیلویی، به کشور آلمان ارسال میگردید. این حجم از مبادلات، نشاندهنده نقش پررنگ او در اقتصاد منطقه و ارتباطات تجاری بینالمللی آن دوران است.در دوره بیستم انتخابات مجلس شورای ملی، میرهاشم امیرزاده شمس به نمایندگی…
…نمره و تراز او شود، روی نتیجه آزمون اعمال خواهد شد که در چنین شرایطی داشتن نمرات بالا در امتحانات نهایی اهمیت بالایی پیدا میکند.در سال ۱۴۰۳ مجلس شورای اسلامی درصدد حذف تاثیر ۵۰ درصدی و جایگزینی تاثیر قطعی معدل با تاثیر مثبت بود که البته این تلاش به جایی نرسید، برای کنکور سال ۱۴۰۴ تاثیر قطعی ۶۰ درصدی معدل از سوی سنجش اعلام و تصویب شد و تاثیر سوابق تحصیلی در آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ نیز بر اساس معدل نمرات دروس عمومی و تخصصی پایه دوازدهم دانشآموزان سنجیده میشود و این تاثیر به میزان ۶۰ درصد و به صورت قطعی خواهد بود.رئیس سازمان سنجش روز دوشنبه درباره تأثیر قطعی معدل پایههای یازدهم و دوازدهم و درخواست برخی نمایندگان مجلس برای تغییر این تأثیر از «قطعی» به «مثبت»، اظهار داشت: در این زمینه ۱۹۵ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نامهای را تهیه و برای رئیسجمهور ارسال کردند و خواستار اعمال تأثیر مثبت برای پایه یازدهم شدند.رضا محمدی افزود: در نهایت این موضوع به سازمان سنجش آموزش کشور ارجاع شد، اما باید تأکید کنم که سازمان سنجش در مقام تصمیمگیری نیست و صرفاً مجری مصوبات است.وی تصریح کرد: مبنای عمل سازمان سنجش، مصوبات شورای عالی…
بیضایی سینما و تئاتر را به کلاس درس بدل نکرد، اما هر اثرش درسی تمامعیار بود؛ دربارهی قدرت، دروغ، اسطوره، زن، تاریخ و حقیقت. در مرگ یزدگرد نشان داد حقیقت هرگز یکصدا نیست و قدرت، روایت را به خدمت میگیرد. در باشو، ایران را از شعارهای تهی نجات داد و به خاک، زبان و مادر بازگرداند؛ به جغرافیایی انسانی که از «یک آب و خاک» ساخته میشود. در سگکشی فریاد نسلی را ثبت کرد که اشکهایش را پیشتر ریخته بود. و در هشتمین سفر سندباد، جستوجوی حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند…
او که خود ایران بود و ایران در او تداوم مییافت. اندوهبار آنکه ایرانِ ما، زخمی و فرسوده، در غربت جان میسپارد؛ و چه تمثیل تلخی که مردی با چنین عشق سترگی به ایران، با عمری رنج برای عظمت فرهنگ و تاریخش، ناگزیر تن به هجرت داد. گویی بیضایی نه فقط یک هنرمند، که سرنوشت ایران است؛ سرزمینی که سالهاست دردهایش را میشناسد، اما درمانی برای آن نمییابد. او رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، فرزندان بزرگش را تنها در تبعید تاب میآورد. بهرام بیضایی صرفاً یک نمایشنامهنویس یا فیلمساز نیست؛ او روایتی زنده از ایران است. ایرانی که در «رگبار» زیر فشار زمانه خیس میشود، در «غریبه و مه» راه خود را گم میکند، در «مرگ یزدگرد» در برابر تاریخ محاکمه میشود و در «چریکه تارا» به جستوجوی هویت گمشده خویش برمیخیزد. آثار بیضایی نه سرگرمیاند و نه نوستالژی؛ آنها اسناد فرهنگی یک سرزمین زخمخوردهاند. بیضایی سالها کوشید تاریخ را از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده…
… دعوا را در صلاحیت دادگاه صلح قرار دهد. این قاعده، هرچند در نگاه نخست، ساده و روشن به نظر میرسد، اما در عمل این امکان را فراهم میآورد که دعاوی مالیای که از حیث واقعی ارزش اقتصادی بسیار بالایی دارند، صرفاً با «بهاگذاریِ شکلی» خواهان، در زمره دعاوی خرد تلقی شوند و به دادگاه صلح ارجاع گردند.آیا اختیار تعیین بهای خواسته توسط خواهان را باید یک امتیاز کارآمد دانست یا یک خلأ خطرناک در نظام صلاحیت قضایی؟ این وضعیت، بیتردید، نقدی جدی بر قانونگذار وارد میکند. دادگاهی که با هدف رسیدگی به دعاوی کماهمیت و ساده تأسیس شده، عملاً میتواند میزبان دعاوی سنگین و پیچیدهای شود که تنها به اعتبار انتخاب خواهان در تعیین بهای خواسته، در این مرجع طرح میگردند. بدیهی است که این امر نهتنها با فلسفه وجودی دادگاه صلح سازگار نیست، بلکه خطر برهمخوردن توازن میان مراجع قضایی و تحمیل بار نامتعارف بر این دادگاه را نیز به همراه دارد.ناگفته نماند که برخی اندیشمندان حقوقی بر این باورند که چنانکه در قانون قبلی شوراهای حل اختلاف (مصوّب 1394) مقرّر بود، در قانون فعلی نیز واژه «نصاب» در بند (1) ماده 12 دلالت بر بهای واقعی خواسته دارد و تعیین آن صرفاً به اختیار خواهان نیست…
… صندوق رفاه دانشجویان، سازمان سنجش و سازمان امور دانشجویان با رشد ۱۶ درصدی از ۵۰۴۴ میلیارد تومان به ۵۸۴۰ میلیارد تومان افزایش یافته است.دولت در لایحه ۱۴۰۵ نگاه ویژهای به زیرساختهای آموزش عالی داشته است؛ از جمله یک هزار میلیارد تومان برای تجهیز شش آزمایشگاه مرجع ملی، ۱۴۰۰ میلیارد تومان برای مقاومسازی ساختمانها با رشد ۶۵ درصدی، ۵۸۵ میلیارد تومان برای تجهیز آزمایشگاههای آموزشی و خرید مواد آزمایشگاهی با رشد ۶۴ درصدی و ۹۵۰ میلیارد تومان برای توسعه فضاهای آموزشی و کمکآموزشی با رشد ۲۷۸ درصدی.به گزارش ایسنا، اگر چه بودجه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری طی یک دهه گذشته روندی صعودی را تجربه کرده است و در نگاه نخست این افزایش میتواند بهعنوان نشانهای مثبت از توجه دولت به بخش آموزش عالی و پژوهش قلمداد شود؛ اما این افزایش فعلی بودجه آموزش عالی از نظر قدرت واقعی خرید و سرمایهگذاری در کیفیت هنوز کافی نیست. چرا که برای دستیابی به آموزش عالی کارآمد و پژوهش مؤثر، تخصیص منابع باید بهصورت هدفمند به سمت پروژههای زیرساختی، ارتقای فناوری و حمایت جدی از تحقیقات کاربردی و بنیادی هدایت شود.با توجه به اینکه بخش قابلتوجهی از افزایش بودجه آموزش عالی به دلیل تورم بالا، افزایش حقوق کارکنان و هزینههای…
…ادای کلمات و عبارات، به طور کامل و صحیح و نداشتن لکنت زبان به هر میزان)- قدرت بینایی: قدرت بینایی (قدرت دید هر چشم حداقل پنج دهم یا هر دو چشم بدون عینک و لنز، (حداقل ۱۰ بیستم) و نداشتن انحراف چشم). یادآوری: پس از اصلاح با عینک و لنز، داشتن دید ۱۰/۱۰ هرچشم و داشتن دید حداقل ۱۶/۲۰ در دو چشم، الزامی است. نداشتن هر نوع نقص میدان بینایی در یک یا هردو چشم. نداشتن دوربینی غیر قابل درمان و نیستاگموس شدید هردو چشم. نداشتن ضایعات وسیع، شدید و غیرقابل درمان در هردو قرنیه. کوررنگی برای رشته های آموزش ابتدایی و رشته های گروه هنر و رشته هایی که شناخت رنگ وطیف نوری در آنها ضروری است، ممنوع بوده و در بقیه رشته ها بلامانع است. نابینایی در یک چشم مانع استخدام است.- قدرت شنوایی: توانایی شنیدن صداها و اصوات معمولی، نداشتن نقص شنوایی (کم شنوایی متقاضی نباید بیش از ۳۰ دسیبل باشد).- قد، وزن: با توجه به مقتضیات هراستان و متناسب با وظایف شغل معلمی به تشخیص اداره کل آموزش و پرورش استان مربوط، طبق ضوابط و مقررات در مرحله مصاحبه تخصصی و انجام معاینات پزشکی، مورد سنجش قرار می گیرد. حداقل قد لازم برای…
…کند، ممکن است در واقع درگیر نوعی هشدار دائمی نسبت به شکست باشد. او یاد میگیرد که خطا نکند، در محدودهی امن حرکت کند و انرژیاش را صرف برآوردهکردن انتظارات کند نه کشف تواناییهای شخصی. این کودکان معمولا در محیطهای ساختاریافته رشد میکنند جایی که معیارهای موفقیت روشن و قابل اندازهگیریاند و اشتباه، هزینهی روانی بالایی دارد. در چنین فضایی، توانایی حفظیات، سرعت عمل و اطاعتپذیری پاداش میگیرد. اما همین ویژگیها در بزرگسالی همیشه کارآمد نیستند، زیرا زندگی واقعی پر از موقعیتهای مبهم، شکستهای گاه و بیگاه و نیاز به انعطاف روانی است. کودکِ همیشه موفق، وقتی از محیطهای قابل پیشبینی فاصله میگیرد، ناتوانی خود را در تحمل ابهام و تابآوری در برابر ناکامی احساس میکند. این شکاف روانی ممکن است خود را بهصورت افت تحصیلی در دبیرستان، سردرگمی در انتخاب رشته، یا حتی کاهش شدید انگیزه در جوانی نشان دهد. آنچه از نظر بیرونی افت محسوب میشود، گاهی نه کمشدن توان بلکه آشکارشدن محدودیتهای یک الگوی عملکرد اضطراب محور است. سیستم آموزشیسیستمهای آموزشی سنتی معمولا بر مجموعهای محدود از مهارتها تاکید میکنند؛ مهارتهایی که بیشتر حول محور حافظه، سرعت پاسخدهی و رعایت نظم تعریف میشوند. در این ساختار، زرنگی معادل توانایی کسب نمرهی بالا و رعایت قواعد است…
…و وعدههای تکراری، اتفاق مؤثری در مقیاس لازم رخ نداده است. کارشناسان میراث فرهنگی بارها هشدار دادهاند که در صورت عدم مرمت اصولی و فوری، پل لاتیدان در معرض تخریب تدریجی و حتی نابودی کامل قرار دارد. با این وجود، مسئولان همچنان به اظهارنظر، بازدیدهای مقطعی و بیان وعدههای بدون پشتوانه مالی بسنده کردهاند؛ وعدههایی که نه مانع فرسایش پل شده و نه امنیت این میراث تاریخی را تضمین کرده است. اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان استانی و ملی، بهجای تکرار گفتاردرمانی، بهصورت شفاف نسبت به تخصیص اعتبار مشخص، آغاز عملیات مرمت اصولی و ارائه جدول زمانبندی اجرایی اقدام کنند. حفظ پل لاتیدان تنها یک وظیفه اداری نیست، بلکه مسئولیتی تاریخی در برابر هویت فرهنگی کشور و حقوق آیندگان است. مرمت و احیای این پل، علاوه بر صیانت از میراث معماری صفوی، میتواند نقشی مؤثر در توسعه گردشگری شهرستان بندرخمیر و استان هرمزگان ایفا کند. اما تحقق این هدف، نیازمند تصمیمهای عملی، بودجه واقعی و ارادهای فراتر از شعار است. اگر امروز برای نجات پل لاتیدان اقدام نکنیم، فردا باید در برابر نسلهای آینده پاسخگوی از دست رفتن یکی از مهمترین آثار تاریخی ایران باشیم؛ پاسخی که با هیچ بیانیه و وعدهای جبران نخواهد شد.روزنامه صبح ساحل
…از الزامات نهادی و پیششرطهایی است که بدون آنها، این سیاست میتواند به افزایش نااطمینانی و فشارهای اجتماعی منجر شود. در گام نخست، ثبات اقتصاد کلان نقشی تعیینکننده در موفقیت این گذار ایفا میکند؛ چراکه در شرایط تورم بالا، نوسانات شدید نرخ ارز و کسریهای مزمن بودجه، آزادسازی قیمتها نه به اصلاح سازوکار بازار، بلکه به تشدید شوکهای قیمتی و بیاعتمادی عمومی میانجامد. از اینرو، مهار پایدار تورم، انضباط مالی دولت و پیشبینیپذیر شدن سیاستهای پولی، پیشنیاز هرگونه تعدیل در نظام قیمتگذاری محسوب میشود.همزمان، ارتقای شفافیت اطلاعاتی در بازارها از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا دسترسی برابر به اطلاعات مربوط به هزینههای تولید، ساختار بازار و قیمتهای واقعی، زمینه را برای شکلگیری انتظارات عقلایی و کاهش رفتارهای سوداگرانه فراهم میسازد. در غیاب شفافیت، آزادسازی قیمتها میتواند به سوءاستفاده گروههای مسلط و گسترش انحصار منجر شود. از منظر ساختاری، تقویت رقابتپذیری بازارها و کاهش موانع ورود و خروج بنگاهها، شرط اساسی جایگزینی قیمتگذاری دستوری با تنظیمگری کارآمد است؛ بهگونهای که نقش دولت از تعیین قیمت به نظارت بر رقابت سالم و جلوگیری از رفتارهای انحصاری تغییر یابد. افزون بر این، طراحی و اجرای سیاستهای جبرانی هدفمند برای حمایت از اقشار آسیبپذیر، عنصر مکمل و حیاتی این اصلاح به شمار…