جدید به قدیم
واقعیتی که نمیخواهیم ببینیمدر حالی که چین، هند، کره جنوبی و حتی کشورهای کوچک حاشیه خلیج فارس با سرعت سرسامآور به مراکز نوآوری تبدیل میشوند، ایران همچنان گرفتار سیاستهای محدودکننده، تحریم و سوءمدیریت داخلی است. بهجای اینکه مسیر تعامل علمی و فناورانه با جهان باز شود، بسیاری از تصمیمها عملاً ایران را به حاشیه رانده است و نتیجه چنین میشود که جوانان نخبه به جای ساخت آینده کشور، مهاجرت میکنند؛ صنایع بهجای تولید فناوری، درگیر مونتاژ و خامفروشی باقی ماندهاند و بازارهای جهانی فناوری بدون حضور ایران شکل میگیرند و سهمی برای ما نمیگذارند.پیوستن به این شبکه، تنها یک انتخاب اقتصادی نیست، بلکه شرط بقا در قرن بیستویکم است. نپیوستن به آن نیز یعنی ادامه خامفروشی منابع و از دست دادن ارزش افزوده؛ افزایش بیکاری و ناامیدی نسل جوان و کاهش قدرت چانهزنی سیاسی ایران در معادلات جهانی.باید صریح گفت که سیاستهای فعلی که بر طرد تعامل جهانی و نگاه امنیتی به علم و فناوری استوار است، ایران را به یک مصرفکننده وابسته بدل میکند. آینده، متعلق به کشورهایی است که در زنجیره نوآوری جهانی تولیدکننده باشند. ایران اگر امروز دست به انتخابی شجاعانه نزند، فردا فقط تماشاگر خواهد بود. پیوستن به شبکه جهانی فناوری نه یک انتخاب…
… بارها میان دو قطب سکولاریسم و اسلامگرایی سیاسی در نوسان بوده است. این نوسان اکنون با تمرکز قدرت در دست رجب طیب اردوغان و حزب عدالت و توسعه، وارد مرحلهای تازه از ترکیب دین، قدرت و ژئوپلیتیک شده است.نظام جمهوری ترکیه در نخستین دهههای حیات خود، متکی بر اصول ششگانه آتاتورک و ساختار پارلمانی بود که ارتش به عنوان ضامن آن ایفای نقش میکرد. با آغاز قرن بیستویکم، حزب عدالت و توسعه با شعار توسعه اقتصادی، همگرایی با اروپا و ارتقای رفاه اجتماعی، اعتماد عمومی را بهدست آورد. اما به تدریج، فرآیند تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری جایگزین سازوکارهای جمعی شد. کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ نقطه عطفی در این روند بود و اردوغان با بهرهگیری از وضعیت فوقالعاده، تغییر قانون اساسی و حذف نظام پارلمانی، عملاً قدرت سیاسی، اجرایی و قضایی را در یک مرکز متمرکز کرد. تحلیلگران سیاسی این وضعیت را گذار از جمهوریت کمالیستی به ریاستی اردوغانی میدانند؛ نظمی که در آن نهادهای مستقل تضعیف و ساختار تصمیمگیری کشور شخصیتر و امنیتیتر شده است.اقتصاد ترکیه در دو دهه نخست قرن جدید شاهد رشد خیرهکنندهای بود. سیاستهای جذب سرمایه خارجی، توسعه زیرساخت و افزایش صادرات باعث شد این کشور در مقطعی در جمع بیست اقتصاد بزرگ جهان…
…زنجیره پیوسته و بدون گسست از درب خانه تا مقصد اعم از مدرسه، پارک، کتابخانه یا فضاهای عمومی محقق میشود. این امر مستلزم آن است که معماران و شهرسازان، «فضاهای بیدفاع» را به طور سیستماتیک شناسایی و حذف کنند. منظور از فضاهای بیدفاع، نقاط کور بصری، تقاطعهای پرخطر، پیادهروهای تنگ و تاریک، زیرگذرهای غیرایمن و به طور کلی هر مکانی است که امکان نظارت طبیعی را از بین میبرد.ضابطهمندسازی ایمنی: نقش مقررات ملی ساختمانپشتوانهی اجرایی تحقق پیوستگی ایمن، توجه به ضوابط مدون در مبحث ۴ مقررات ملی ساختمان (الزامات عمومی ساختمان) است. این مقررات با تشریح جزئیات فنی از الزامات دستاندازها و پلکانها تا استانداردهای روشنایی و تهویه چارچوبی قانونی و ایمن برای "مسیر کودک از خانه تا فضاهای شهری" فراهم میآورد. رعایت این مباحث، تضمین میکند که ایمنی کودکان نهتنها در سطح شعار، بلکه در کالبد فیزیکی ساختمانها و فضاهای عمومی نهادینه شود.از راهکار تحقق این امر میتواند استفاده از مصالح کاهنده سرعت در تقاطعهای مجاور مدارس و پارکها که سرعت وسایل نقلیه را به طور طبیعی کاهش میدهد، نورپردازی یکنواخت و مناسب در تمام مسیرهای تردد کودکان که احساس امنیت روانی ایجاد میکند، نصب علائم شهری خوانا و در سطح چشم کودک که امکان…
…باشد.اکنون، نقش همهی نهادها و مردم منطقه در تحقق این هدف تعیینکننده است: از شورای اسلامی و دهیاری دهتل گرفته تا اداره میراث فرهنگی، فرمانداری و دستگاههای استانی.برای بهرهبرداری درست از این ظرفیت، میتوان گامهای عملی زیر را در نظر گرفت: استفاده از عنوان «دهتل؛ خاستگاه انسان و شهر سنگنگارهها» بهعنوان برند فرهنگی و گردشگری منطقه؛ طراحی تابلوها، المانها و ورودی روستا با الهام از هویت باستانی دهتل؛ برگزاری جشنوارهها، نمایشگاهها و برنامههای فرهنگی با محوریت این کشف تاریخی؛ تولید محتوا و مستندهای آموزشی برای معرفی دهتل در سطح ملی و بینالمللی.دهتل میتواند الگویی برای توسعه فرهنگی جنوب کشور باشد؛ مدلی که در آن، گذشته بهجای آنکه در تاریخ بماند، به نیرویی برای ساخت آینده تبدیل شود.مردم دهتل، شما وارثان یکی از کهنترین نشانههای حضور انسان در این سرزمین هستید. این افتخار بزرگ، مسئولیتی مشترک نیز به همراه دارد: حفظ، معرفی و پاسداری از میراثی که نه تنها به دهتل، بلکه به تمام انسانیت تعلق دارد. امروز زمان آن است که همه، از مردم تا مسئولان دست در دست هم دهیم تا نام دهتل نه فقط در کتابهای باستانشناسی، بلکه در قلب مردم ایران و جهان بدرخشد.حالا دهتل، تنها شهر سنگنگارهها نیست؛…
…بیمارستانهای هرمزگان وجود دارد، اما تنها ۲۱۱۶ پرستار در این استان مشغول به کارند. به بیان دیگر، استان دستکم با کمبود ۱۳۰۰ پرستار مواجه است. با توجه به برنامهی افزایش هزار تخت بیمارستانی جدید در آینده، کمبودی بیش از ۳۰۰۰ پرستار پیشبینی میشود؛ آماری نگرانکننده که زنگ خطر را برای نظام سلامت این استان به صدا درآورده است.این کمبود نیروی انسانی باعث شده فشار کاری بر پرستاران افزایش یابد و فرسودگی شغلی و خستگی روحی در میان آنان شدت گیرد. از سوی دیگر، پایین بودن دستمزدها، نبود امنیت شغلی، اضافهکار اجباری و گرانی هزینههای زندگی در استانهایی مانند هرمزگان، انگیزهی ماندن در این حرفهی سخت اما مقدس را کاهش داده است. روز پرستار، بیش از آنکه روز تبریک باشد، باید روز تأمل و هشدار باشد. اگر امروز برای حفظ و حمایت از پرستاران، تصمیمی جدی و عملی گرفته نشود، فردا بیمارستانهای ما از وجود آنان خالی خواهد شد و هیچ تجلیل یا شعار زیبایی قادر به پر کردن این خلأ نخواهد بود. پرستاران نهتنها به احترام و قدردانی، بلکه به حقوق منصفانه، امنیت شغلی، محیط کاری سالم و آیندهای روشن نیاز دارند. بیتردید، حفظ و تقویت این سرمایههای انسانی، تضمینکنندهی تداوم حیات نظام سلامت کشور است.روزنامه صبح ساحل
سرخوردگی سیاسی پدیدهای است که از دل تجربه ی شکستهای مداوم و ناکارآمدیهای سیاسی بیرون میآید. وقتی مردم احساس کنند دولت و نهادهای سیاسی به وعدههای خود عمل نمیکنند یا حتی در مسیر خدمت به منافع عمومی نیستند، اعتمادشان به سیستم سیاسی تحلیل میرود و حس بیقدرتی و بیتأثیری آنان به تدریج در جامعه گسترش مییابد. این سرخوردگی اغلب ناشی از عواملی همچون فساد گسترده، نبود شفافیت در تصمیمگیریها، نابرابریهای فزاینده و فقدان امکان مشارکت واقعی مردم در فرآیندهای سیاسی است. در بسیاری از کشورها این سرخوردگی سیاسی به شکل های مختلفی نظیر؛ کاهش مشارکت انتخاباتی، کاهش اعتماد به نمایندگان و حتی بیاعتنایی نسبت به قوانین و مقررات بروز میکند. در چنین شرایطی، فضای سیاسی به جای آنکه محل گفتوگو و همکاری برای بهبود شرایط باشد، به عرصهای برای تقابل و کشمکشهای شدید تبدیل میشود. سرخوردگی سیاسی در واقع میتواند به یک ویروس اجتماعی تبدیل شود که پویایی و انگیزه تغییر را از مردم میگیرد.ترس اجتماعی معمولا هنگامی شدت مییابد که احساس شود امنیت فیزیکی، روانی یا اقتصادی افراد در معرض تهدید است و این ترس میتواند ریشه در سرکوبهای سیاسی، خشونت خیابانی، بیثباتی اقتصادی یا حتی گسترش شکافهای فرهنگی و هویتی داشته باشد. ترس، یک نیروی بازدارنده قدرتمند…
به گزارش صبحساحل، این محور که یکی از مسیرهای پرتردد میان استان هرمزگان و فارس به شمار میرود، در سالهای اخیر به یکی از نقاط حادثهخیز و پرخطر جنوب کشور تبدیل شده است. عرض کم جاده، دوطرفه بودن مسیر، نبود علائم هشداردهنده کافی، فقدان روشنایی در شب، و کمبود گاردریل از جمله مشکلات اساسی این مسیر عنوان میشود.اهالی کهورستان و رانندگان عبوری میگویند سالهاست وعدههایی برای اصلاح و تعریض این مسیر داده شده اما تاکنون اقدام مؤثری برای ایمنسازی کامل آن صورت نگرفته است.یکی از رانندگان محلی در گفتوگو با خبرنگار ما گفت: تقریباً هر هفته شاهد یک تصادف جدی هستیم؛ بیشتر تصادفها در پیچها و سهراهیها رخ میدهد، چون جاده روشنایی ندارد و عرض آن برای تردد خودروهای سنگین و سبک کافی نیست.در ماههای گذشته، چندین تصادف مرگبار در محور کهورستان - لارستان رخ داده که بازتاب گستردهای در رسانههای محلی داشته است. بنا به اعلام منابع غیررسمی، در برخی هفتهها تا دو حادثه فوتی در این مسیر به ثبت رسیده است؛ هرچند آمار دقیقی از سوی پلیس راه استان هنوز منتشر نشده است. مسئولان محلی و قضایی نیز نسبت به این وضعیت هشدار دادهاند.چندی پیش، مقام قضایی شهرستان بندرخمیر از لزوم ایمنسازی فوری سهراهی کهورستان…
دبیرخانه دائمی مجمع شهرهای تاریخی ایران با صدور گواهی رسمی، عضویت شهر بندرعباس را در این مجمع ملی تأیید کرد. به موجب این گواهی، بندرعباس از تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۳، بهصورت رسمی به عنوان یکی از شهرهای عضو مجمع شهرهای تاریخی ایران شناخته شد. این عضویت پس از طی مراحل قانونی و بر اساس ماده ۸ اساسنامه مجمع به تصویب رسید و گواهی آن از سوی رئیس دبیرخانه دائمی، علی قاسمزاده، شهردار اصفهان، به شهردار بندرعباس ابلاغ شد.
…نقش مرکز اجتماعی محله را داشتند، امروز معمولاً پارکها وفضاهای عمومی جدید در لبهی محدودهها قرار میگیرند؛ دور از دسترس روزمرهی ساکنان. در نتیجه، تعامل اجتماعی و حس تعلق به محله کاهش مییابد. به بیان دیگر، توسعهی کالبدی شهر از مردم فاصله گرفته است. بازنگری در طراحی منظر شهری بندرعباس، نیازمند درک این واقعیت است که اقلیم، فرهنگ و زندگی اجتماعی سه ضلع جداییناپذیرند. سایهبانهای پیادهراه، نشیمنهای خنک زیر درخت، دیوارههای رنگ روشن و مصالح سبک با قابلیت تنفس، نه تزئین، بلکه الزامات زندگی در هوای گرم جنوباند. حتی یک ردیف درخت مناسب در مسیرهای عبوری میتواند دمای محیط را تا چنددرجه کاهش دهد و کیفیت حضور انسان را چند برابر کند. این طراحیهای ساده، پایهی عدالت فضاییاند؛ زیرا کیفیت شهری را برای همهی گروهها دردسترس قرار میدهند، نه فقط برای ساکنان مجتمعهای بسته.در این میان، نقش سیاستگذاری شهری نیز تعیینکننده است.شهرداری بندرعباس میتواند در ضوابط طراحی شهری، حداقل سطح سایه برای مسیرهای پیاده، الزام نشیمن در فضاهای عمومی جدید و رنگبندی روشن نماها را به عنوان معیارهای پایه تصویب کند. همچنین، حمایت از فضاهای کوچک محلی، نه فقط پارکهای بزرگ میتواند توزیع عادلانهی فضاهای اجتماعی را در شهر ممکن سازد. تجربهی شهرهای جنوبی جهان نشان…
… بهجای گشودن دری به جهان اندیشه، به کارخانهی تولید شخصیتهای روحانی بدون روح بدل شدهاند. شخصیتهایی که نه دین را میشناسند و نه فلسفه را، اما به زبان هر دو سخن میگویند تا مخاطبِ خسته را آرام کنند؛ آرامشی کاذب برای وضعیتی واقعی.جامعهای که نهادهای فکری و معنویاش فرسوده شده و مراکز علمی و معنویاش غرق در ایدئولوژی حاکم از مردم جدا افتاده، طبیعی است که معنویت را از صدا و تصویر بخرد. اما تا زمانی که عرفان و اخلاق به «برند شخصی» و «فالوور» گره بخورند، نه شکوری و نه هزاران امثال او، نمیتوانند کاری جز تزئین پوچی با واژههای زیبا انجام دهند.اما چرا جامعه چنین پدیدههایی را میپروراند؟علت در بحران نهادها است.نهاد دین، گرفتار تکرار و سیاستزدگی شده و از درک زندگی انسان مدرن بازمانده است.نهاد دانشگاه، از تولید اندیشه به تولید مدرک سقوط کرده است.و رسانه رسمی، به جای گفتوگو، زبان تحکم و تبلیغ دارد.در چنین خلأیی، مردمِ خسته از شعار و ایدئولوژی، به سمت هر صدای تازهای میروند که شبیه تأمل و صداقت باشد - حتی اگر آن صدا از دل بازاری پر زرقوبرقِ اینستاگرام برخیزد. «مجتبی شکوری»ها دقیقاً در شکاف میان نیاز به معنا و فقدان مرجعیت معنوی…