جدید به قدیم
…اکتفا میکند. هرچقدر که این حرکت در لحظه میتواند کشتی را از غرق شدن نجات دهد، اما در بلندمدت، کشتیای که در دل طوفان حرکت نمیکند، به تدریج از مسیر دور میشود و حتی در آرامش نیز به مقصد نخواهد رسید. این همان مسیری است که هرمزگان در حال پیمودن آن است؛ در حالی که باید در دل طوفان، به سمت امواج نوین توسعه حرکت کند.سه) کشتی توسعه، نیازمند ناخدای جسور: این سؤال که آیا هرمزگان به ناخدای جسور و شجاعی نیاز دارد یا خیر، سوالی است که در دل طوفانهای اخیر اقتصادی، اجتماعی و سیاسی این استان، بیشتر از هر زمان دیگری خود را نمایان کرده است. در شرایط کنونی، کشتی هرمزگان باید ناخدایی داشته باشد که قادر به مقابله با طوفانهای اقتصادی ناشی از تحریمها، بحرانهای زیستمحیطی و مشکلات زیرساختی باشد. در این مسیر، مدیران و مسئولان استان باید گامهای جسورانهای بردارند و از ظرفیتهای دریامحور استفاده کنند. نگاه محافظهکارانهای که به بهانه «حفظ وضع موجود» همچنان بر سر کشتی هرمزگان سایه افکنده، در حقیقت همان پارو زدن در دل طوفان است. باید پذیرفت که تنها با حرکت جسورانه در برابر طوفانها، کشتی هرمزگان از خطر غرق شدن نجات خواهد یافت. در دنیای توسعه و پیشرفت، آرامش…
…و ظالمانی که خارج از ملت هستند، افراد مومن، عالم، توانمند و آگاه را از میان مردم میچینند؛ همان کاری که امروز اسرائیل و آمریکا با ظلم و ستم و به نام تمدن، دموکراسی و دفاع از آزادی در دنیا انجام میدهند؛ آنها تروریستهای حکومتی هستند و جانیانی هستند که با قدرت دولت، انسانهای توانمند کشور ما و تمام کشورهای اسلامی و آزادیخواهان را ترور میکنند و انسانهای توانمند را از میان ما میچینند.وی با تاکید بر اینکه ما با تمام قدرت راه شهید سلیمانی را ادامه میدهیم گفت: سردار سلیمانی الگوی وفاق و همدلی بود؛ برای سردار سلیمانی کُرد، بلوچ، عرب یا عجم تفاوتی نمیکرد؛ او مدافع مظلوم و مطیع رهبری بود و در این مسیر در تمام اوقات کشوری که به او نیاز داشت، آماده و حاضر بود؛ این ویژگی میتواند برای جوانان ما و کسانی که در این مملکت زندگی میکنند و برای کسانی که در منطقه زندگی میکنند به عنوان یک الگو برای همیشه زنده بماند همچنان که مانده است. همه ایرانیان و آزادیخواهان و همه کسانی که مدافع حق و مظلوم هستند باید از شهید سلیمانی به عنوان الگوی بی بدیل استفاده کنیم و نگذاریم راه او بر زمین بماند.رئیس…
…آن بوده است.اقتصاد جهانی نیز از این تحولات بینصیب نماند. بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران، ادامه شوک تعرفهای آمریکا، و سقوط دولت نپال در پی اعتراضات جوانان، همگی نشانههایی از تیرهتر شدن افق سیاست و اقتصاد بینالملل بودند. درگیریهای مرزی میان پاکستان و افغانستان، تنشهای کشمیر میان هند و پاکستان، و امتناع عربستان سعودی از عادیسازی روابط با اسرائیل تا تحقق دولت فلسطین، همگی نشان دادند که منطقه خاورمیانه و جنوب آسیا همچنان کانون بحرانهای ژئوپلیتیک باقی ماندهاند. این وضعیت، در کنار صعود شتابان فناوریهای نوین، جهان را در میانه مسیری پرابهام قرار داده است؛ مسیری که آینده آن بیش از هر زمان دیگری نامعلوم به نظر میرسد.در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا جهان در حال ورود به مرحلهای تازه از چندقطبی شدن است یا در آستانه فروپاشی نظم موجود قرار دارد. نشانهها حاکی از آن است که قدرتهای سنتی دیگر توانایی کنترل کامل تحولات را ندارند و بازیگران جدید، چه در عرصه فناوری و چه در عرصه اجتماعی، در حال شکلدادن به قواعد تازهای هستند. فناوریهای نوین، از هوش مصنوعی گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر، نه تنها اقتصاد جهانی را دگرگون میکنند بلکه سیاست بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. در سال ۲۰۲۵…
…خود را از بودجه عمومی میگیرند، چرا از همان محلها منابع لازم برای ترمیم حقوق کارمندان، بازنشستگان و کارگران تأمین نمیشود؟ دهها مؤسسه و نهاد، به نام فرهنگ، پژوهش و عناوین مشابه، هر ساله بودجههای کلان دریافت میکنند؛ بیآنکه خروجی مشخص، کارآمدی قابل سنجش یا نظارت مؤثر بر نحوه هزینهکرد آنها وجود داشته باشد. آیا معیشت مردم اولویت کمتری از تداوم تخصیص بودجه به این نهادها دارد؟ نکته قابل تأمل آن است که خود آقای پزشکیان پیشتر صراحتاً اعلام کرده بودند که بودجه برخی از این مؤسسات که «هیچ خاصیتی ندارند» باید حذف یا کاهش یابد. اما امروز در عمل، یا این اراده شکل نگرفته یا موانعی اجازه تحقق آن را نداده است. آقای رئیسجمهور! آیا نمیشد با حذف یا کاهش بودجه نهادهای ناکارآمد، بخشی از فشار معیشتی از دوش حقوقبگیران برداشته شود؟ آیا واقعاً راهی جز تداوم فشار بر کارمندان، کارگران و بازنشستگان وجود نداشت؟ اکنون اما نوبت مجلس است. توپ در زمین نمایندگان مردم قرار دارد. آیا مجلس جسارت آن را دارد که به سراغ ردیفهای بودجهای برود که سالهاست بیحسابوکتاب افزایش یافتهاند؟ آیا میتواند بودجه مؤسسات ناکارآمد را حذف یا کاهش دهد و از همان محل، حقوق حقوقبگیران را ترمیم کند؟ بسمالله؛ این گوی و این میدان.
…مدیریت بحران استان، مدیریت عملیاتی و میدانی در ساعات اولیه و اوج بحران در شهرستان سیریک با کاستیهای جدی مواجه بود. این نقد به دور از هرگونه غرض شخصی و با هدف بهبود فرآیندها و جلوگیری از تکرار چنین رخدادهای تلخی ارائه میشود، چرا که این رخدادها مستقیما جان و مال مردم را تحت تاثیر قرار داده و مماشات یا عدم بیان صریح واقعیتها، تنها بر مشکلات مردم خواهد افزود. متاسفانه نبود ماشینآلات عمرانی در صحنه از سحرگاه تا ظهر روز جمعه، عملا حضور میدانی فرماندار و ستاد بحران شهرستان را در آن بازه زمانی حیاتی بیاثر کرد. زمان در مدیریت بحران کلیدیترین عامل است و این ضعف، امکان کاهش خسارات را به شدت محدود کرد.نکته قابل تامل دیگر، عدم تخلیه پیشدستانه روستاهای در معرض خطر مانند مهرگی و عدم استقرار پیشدستانه ماشینآلات در کانونهای پیشبینی شده بحران در دهستان گونمردی است، با وجود اینکه روستای مهرگی سابقه سیل داشت و شرایط محیطی آن تغییر محسوسی نکرده بود نیاز بود این مهم صورت پذیرد. با وجود چند کانون بحران، تمرکز تیم مدیریتی در یک نقطه و ناتوانی در هماهنگی موثر با نیروهای حاضر در صحنه موجب سردرگمی، ازدحام وسایل نقلیه شخصی و کاهش بهرهوری عملیات شد. در ساعات اولیه…
…حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند؛ زمان نتوانست مصرفش کند. پیر نشد؛ عمیقتر شد. بهموقع زیست، بهموقع مشهور شد، بهموقع کنار رفت و شأنِ خویش را حفظ کرد؛ شأنی که نه با سانسور فرو ریخت و نه با تشویقهای دیرهنگام. نام او شاید در کتابهای درسی نیامده باشد، اما در جانِ آگاهِ ایرانیان حک شده است. بیضایی به ما آموخت جهل، بزرگترین دشمن مردمان است و حقیقت، هرچند دشوار و دیررس، ارزشِ جستوجو دارد حتی اگر هزار سال طول بکشد. او امروز هم، حتی دور از صحنه، ایستاده است؛ ایستاده در تاریخ.
…آورده است، در حال حاضر هزینه ساخت هر متر مربع مسکن در کمترین حالت ۲۰ میلیون تومان است؛ یعنی یک واحد ۱۰۰ متری بالغ بر ۲ میلیارد تومان هزینه دارد که با احتساب وامهای ۵۵۰ میلیونی فعلی، متقاضی باید حدود یک میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان نقدینگی داشته باشد که برای بسیاری از ثبتنامکنندگان دشوار است.وی با تمجید از پیشقدم شدن مجموعه نفت ستاره خلیج فارس افزود: برای ۲۲۰۰ نفر از کارکنان این مجموعه تخصیص زمین انجام شده و اسامی آنها در قالب تعاونی مسکن کارگری نفت ستاره در سامانه ثبت شده است، طی جلسات تخصصی با بانک عامل، توافق شد تا برای تسهیل در ساخت، سقف تسهیلات برای هر یک از این کارکنان به یک میلیارد تومان افزایش یابد که این امر گام بزرگی در جهت کاهش فشار مالی بر کارگران و کارکنان است.مدیرکل راه و شهرسازی استان با تاکید بر تکلیف قانونی این اداره کل در قبال ثبتنامکنندگان سامانه، هشدار داد: میزان پیگیری نمایندگان صنایع، نشاندهنده اراده آنها برای خانهدار شدن کارکنانشان است، ما فرصت کوتاهی داریم و نمیتوانیم بیش از این منتظر تفاهمنامهها بمانیم اگر صنعتی پای کار نیاید، ما طبق قانون ظرفیتهای موجود را به سایر متقاضیان واجد شرایط در سامانه تخصیص خواهیم داد.
ثبتنام داوطلبان نمایندگی مجلس از ۱۳ دیماه آغاز میشود و با نزدیک شدن به زمان ثبتنام کاندیداها، بهتدریج فضای سیاسی و انتخاباتی در حوزه مرکزی هرمزگان در حال شکلگیری است.با این حال، شرایط سخت معیشتی، مشکلات اقتصادی، تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی سبب شده بخش قابل توجهی از مردم تمایل چندانی به پیگیری اخبار سیاسی و انتخاباتی نداشته باشند و دغدغههای اقتصادی در اولویت افکار عمومی قرار گیرد. با وجود این فضای عمومی، در محافل سیاسی زمزمههایی از حضور برخی چهرهها شنیده میشود و تعدادی از کاندیداهای احتمالی، رایزنیهای خود را با معتمدین و متنفذین شهرها و روستاها آغاز کردهاند و در جلسات مختلف گروههای سیاسی حضوری فعال دارند.در همین حال، برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند ترکیب همزمان انتخابات شوراها و انتخابات میاندورهای مجلس میتواند بر آرایش سیاسی رقابتها تأثیرگذار باشد و زمینه را برای ظهور چهرههای محلی و مستقل فراهم کند؛ چهرههایی که تلاش دارند با تکیه بر پایگاههای اجتماعی و قومی، نظر رأیدهندگان را جلب کنند.به نظر میرسد با توجه به پیشبینی عدم مشارکت مطلوب مردم در انتخابات پیشرو، احزاب و گروههای اصلاحطلب در هرمزگان تمایل چندانی به معرفی نامزد نداشته باشند و بیشتر کاندیداهای احتمالی از طیف اصولگرا یا بهصورت مستقل وارد عرصه رقابت…
…شدن در اثر سیلاب ۱۳۷۱، انتظار میرفت که با نگاهی مسئولانه و برنامهریزی جدی، مورد حفاظت و مرمت اساسی قرار گیرد. اما واقعیت این است که طی سالهای گذشته، جز چند اقدام پراکنده و وعدههای تکراری، اتفاق مؤثری در مقیاس لازم رخ نداده است. کارشناسان میراث فرهنگی بارها هشدار دادهاند که در صورت عدم مرمت اصولی و فوری، پل لاتیدان در معرض تخریب تدریجی و حتی نابودی کامل قرار دارد. با این وجود، مسئولان همچنان به اظهارنظر، بازدیدهای مقطعی و بیان وعدههای بدون پشتوانه مالی بسنده کردهاند؛ وعدههایی که نه مانع فرسایش پل شده و نه امنیت این میراث تاریخی را تضمین کرده است. اکنون زمان آن رسیده است که مسئولان استانی و ملی، بهجای تکرار گفتاردرمانی، بهصورت شفاف نسبت به تخصیص اعتبار مشخص، آغاز عملیات مرمت اصولی و ارائه جدول زمانبندی اجرایی اقدام کنند. حفظ پل لاتیدان تنها یک وظیفه اداری نیست، بلکه مسئولیتی تاریخی در برابر هویت فرهنگی کشور و حقوق آیندگان است. مرمت و احیای این پل، علاوه بر صیانت از میراث معماری صفوی، میتواند نقشی مؤثر در توسعه گردشگری شهرستان بندرخمیر و استان هرمزگان ایفا کند. اما تحقق این هدف، نیازمند تصمیمهای عملی، بودجه واقعی و ارادهای فراتر از شعار است. اگر امروز برای نجات پل…
…دانستن. آزادی رسانهها لطف مدیران نیست که در روزهای آرام اعطا شود و در روزهای بحران پس گرفته شود. بررسی دقیق تر منابع خبری ما در روزنامه صبح ساحل و واقعیت ماجرا موید این نکته مهم است که رسانههای محلی جزیره قشم، در جریان این بحران، نه در مقابل مدیران، بلکه در کنار مردم ایستادند؛ همان مردمی که مدیریت بحران اساساً برای آنان تعریف شده است. اگر گزارشهای میدانی خبرنگاران نبود، بسیاری از کاستیها، مطالبات و حتی اقدامات انجامشده، هرگز بهدرستی دیده و پیگیری نمیشد. این واقعیت تلخ است، اما باید پذیرفت: در بسیاری از بحرانها، رسانهها کارکردی مؤثرتر از برخی جلسات پرشمار و بیخروجی داشتهاند. نکتهای که نباید از آن عبور کرد، مسئولیت گفتار مدیران است. مقام دولتی در مأموریت اداری، «شخص عادی» نیست. هر جمله او میتواند اعتماد بسازد یا آن را تخریب کند. مطالبه اصلاح رسمی اظهارات و عذرخواهی علنی، نه زیادهخواهی است و نه تهدید؛ حداقل انتظار در یک نظام مبتنی بر پاسخگویی است. منطقه آزاد قشم، بهعنوان یکی از مهمترین مناطق راهبردی اقتصادی و گردشگری کشور، امروز بیش از هر زمان دیگری به اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی نیاز دارد؛ سرمایهای که نه با بخشنامه ساخته میشود و نه با برخورد امنیتی با رسانهها. رسانههای…