جدید به قدیم
…دست میدهد. این واقعیت تلخ، نشان میدهد که فقر تنها عامل ترکتحصیل نیست؛ بیعدالتی اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی سالم نیز انگیزه تحصیل را در میان جوانان و نوجوانان فرسوده است. در چنین شرایطی، نقش شورای آموزش و پرورش استان و در رأس آن استاندار و مسئولین آموزش و پرورش هرمزگان بیش از پیش اهمیت دارد. این شورا میتواند با برنامهریزی هدفمند، نظارت مستمر و بسیج ظرفیتهای استانی، گامهای مؤثری در کاهش نرخ ترکتحصیل بردارد. هرچند اقدامات ارزشمندی همچون ساخت ۲۴۵ مدرسه جدید در هرمزگان آغاز شده و امیدی تازه به فضای آموزشی استان دمیده است، اما تداوم و تکمیل این طرحها، همراه با حمایت اجتماعی و فرهنگی از خانوادهها، ضروری است. اکنون زمان آن است که وعدهها به اقدام تبدیل شوند. باید حمایتهای مالی از خانوادههای محروم افزایش یابد، مدارس نوسازی شوند و معلمان دلسوز در مناطق دوردست مستقر شوند.در کنار آن، برنامهای منسجم برای بازگرداندن دانشآموزان جامانده و در معرض خطر قاچاق و کار اجباری به چرخهی تحصیل طراحی و اجرا شود. هرمزگان استانی است سرشار از ظرفیتهای انسانی و اقتصادی؛ اما هیچ توسعهای بدون آموزش پایدار نخواهد بود. اگر امروز برای نجات این ۲۷ هزار آیندهی کوچک گام برنداریم، فردا دیر خواهد بود.روزنامه صبح ساحل
…جاری است. حافظ از دل انسان میگوید، از دلتنگیها و آرزوهای همیشگی بشر. امروزه در هر خانهای دیوان حافظ چون نوری در کنار دلهاست، آرامشی است برای دلها و گفتگو با خود درون. وقتی بر صفحه آن دست میگذاریم انگار با روحی سخن میگوییم که از قرن هشتم تا امروز زنده مانده است. حافظ شیرازی، با غزلهایی سرشار از معنا و موسیقی، قرنهاست که در دل مردم ایران و جهان میتپد؛ شاعری که کلامش مرز زمان را درنوردیده و روح انسان را به ژرفای حقیقت میبرد. او شاعر دلها و رازهای ناگفتههاست و شعرش تنها مجموعهای از واژهها نیست؛ دنیایی است میان عرفان و عشق، میان خاک و افلاک. او با زبان رمز و اشاره، از مفاهیم عمیق عرفانی سخن میگوید و در عین حال، عاشقانهترین نغمهها را میسراید. هر بیت از دیوانش، سفری است از رنج تا رهایی، از شک تا یقین و از خاک تا افلاک. پیوندی است ژرف میان ایمان و عشق، پیوندی که روح ایرانی را قرنها تغذیه کرده است. حافظ ما را به عشق فرا میخواند،عشقی که در آن رهایی است، بیداری است و رسیدن به نوری که در درون ما میتابد. حافظ شاعر امید است؛ شاعری که در میانهی رنج و تردید، هنوز…
…چه آنکه همانگونه که قواعد فیزیک منطق خودش را دارد، قدرت هم از روابط و فرمولهای مبتنی بر منطق خود پیروی میکند. از این رو این تغییرات اگر هم روی دهد نوعی بازتعریف جدید از کنش و واکنشها خواهد بود و منطق اصلی قدرت با سردمداری سرمایهداری جهانی با محوریت منافعش به راه خود ادامه میدهد.در مورد رویدادهای مربوط به ایران هم اگرچه بعد از جنگ 12 روزه و پس از آن یعنی فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای فصل هفتمی ضد کشورمان، شاهد نوعی سکون ظاهری در پیوند با کنشهای آمریکا و نیروی نیابتیاش در منطقه یعنی اسرائیل هستیم اما با مداقهای عمیقتر شاهد پویاییهای زیاد اما زیرپوستی در این حیطهایم؛ مثلا در حالی که خبرها حکایت از گسیل ادوات نظامی آمریکا به منطقه دارد، خط سیر رویدادها نشان میدهد آمریکا در حال ایجاد ائتلافسازی منطقهای بر علیه ماست. این خط سیر در چارچوب نگاه بلند مدت آن به جمهوری اسلامی بوده است که میخواهد مواضعش نسبت به جمهوری اسلامی، با خصوصیات و مشخصههای کنونی را مرحله به مرحله سختتر کند. در این پیوند در حالی که شاهد گسترش فشارهای اقتصادی و سیاسی فزایندهاش هستیم، آمریکا با قطر پیمان امنیتی امضا کرده که هر گونه حمله به…
اهمیت توجه به سالمندان را نمیتوان تنها به وظایف اخلاقی محدود کرد؛ این موضوع ابعاد اجتماعی و اقتصادی عمیقی دارد:سلامت روحی و جسمی: سالمندی لزوما به معنای بیماری نیست، اما رسیدگی منظم به سلامت جسمی و روانی آنان یک ضرورت است. تنهایی و انزوا یکی از بزرگترین تهدیدها برای سلامت روان سالمندان است. جامعهای که برای پر کردن این خلأ، برنامههای فرهنگی، ورزشی و تفریحی تدارک نبیند، عملا امید به زندگی را در آنها کاهش میدهد.بهرهگیری از تجارب: ما نمیتوانیم دانش و تجربه چندین دهه زندگی را در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی…
دلایل طرح موضوع۱. تمرکززدایی از تهران: بار جمعیتی و مدیریتی تهران نهتنها کیفیت زندگی را کاهش داده بلکه امنیت ملی را نیز آسیبپذیر کرده است.۲. ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی: تهران در نزدیکی گسلهای فعال قرار دارد و خطر زلزله همواره تهدیدی جدی محسوب میشود.3. توزیع عادلانه توسعه: تمرکز بیش از حد امکانات در تهران، موجب عقبماندگی بخشهای وسیعی از کشور، بهویژه جنوب، شده است. تجربههای جهانیبرزیل (برازیلیا): پایتخت از ریودوژانیرو به شهری طراحیشده منتقل شد تا توسعه به مناطق مرکزی برسد. نتیجه نسبی داشت، اما هزینههای عظیم به همراه آورد.قزاقستان (آستانه): برای دلایل امنیتی و توسعه، پایتخت را به مرکز کشور منتقل کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت…
جناب پزشکیان، در اظهارات اخیرش در استان، که به سرعت در افکار عمومی و رسانه های داخلی و خارجی بازتاب یافت، خطاب به مردم، خیرین و فعالان محلی گفت: «فرض کنید ما نیستیم، دولتی وجود ندارد.» جملهای کوتاه اما عمیق که اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش…
مسعود پزشکیان صبح امروز پنجشنبه در نخستین گام از برنامههای سفر استانی به هرمزگان، در نشست توسعه عدالت آموزشی،با جمعی از مسئولان و مدیران استان دیدار و پای صحبتها و دغدغههای آنان نشست و پس از شنیدن نظراتشان، در فضایی گرم و دوستانه به ایراد سخنرانی پرداخت.
شهروندان این دیار، وقتی میبینند در شهرهای مجاور مانند شیراز، کرمان، یزد، بوشهر، اهواز و... با کرایهای بهمراتب کمتر مسیرهای مشابه را طی میکنند، با خود میپرسند: چرا باید هزینه حملونقل در شهری که سفرههای کوچک شهروندانش هر روز کوچکتر و کمرنگتر میشود، از شهرهای برخوردار بیشتر باشد؟ این نابرابری در یک تجربه ساده نگارنده هم خود را نشان داد؛ در سفری با اسنپ به فرودگاه، از راننده درباره محل زندگیاش پرسیدم. گفت اهل شیراز است. وقتی علت حضورش در بندرعباس را جویا شدم، پاسخ داد: «اینجا نرخش بالاتره و مثل تهرانه، اما در شیراز کرایهها پایینه و کار کردن نمیصرفه.» همین روایت بهروشنی نشان میدهد اختلاف قیمتها تا چه اندازه جدی و آشکار است. اخیرا کلیپهایی از مقایسه نرخ این تاکسیها در شهرهای یزد، اهواز و شیراز و مقایسه آن با بندرعباس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. شهروندان بندرعباس حق دارند بدانند چرا باید برای یک مسیر معمولی درونشهری هزینهای بپردازند که با پایتخت برابری میکند. حملونقل عمومی باید منصفانه و در دسترس همه باشد، نه باری تازه بر دوش مردمی که همین حالا هم با فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. شرکتهای فعال در این حوزه همه چیز را به «قیمتگذاری پویا» و «هوش مصنوعی» نسبت میدهند…
…حوزهها نیز مورد توجه قرار گیرد. این تصمیم، فراتر از یک امتیاز حملونقلی، گامی در جهت توسعه متوازن استان و پاسخی به خواسته بهحق شهروندان هرمزگانی است. نخستین اثر آن، کاهش هزینههای حملونقل خانوارهاست. خودروهای منطقه آزاد با هزینه کمتر و استانداردهای بهروزتر در اختیار مردم قرار میگیرند و جایگزینی آنها با خودروهای فرسوده، هم به نفع جیب خانوادههاست و هم به نفع محیطزیست.از سوی دیگر، گردشگری در هرمزگان با این تصمیم جان تازهای خواهد گرفت. مسافران داخلی و خارجی میتوانند با آسودگی بیشتری به شهرهای مختلف سفر کنند و این، ماندگاری بیشتر گردشگران و رونق کسبوکارهای محلی را به دنبال دارد. نکته مهمتر اینکه تا پیش از این، چنین مجوزی در برخی از استانها صادر شده بود و مردم هرمزگان همواره از این بابت احساس تبعیض و بیعدالتی میکردند. اجرای این تصمیم در هرمزگان نه تنها این تبعیض را برطرف کرد، بلکه باعث شد شهروندان استان نیز همانند دیگر هموطنان از حقوق برابر و مزایای عادلانه در این زمینه برخوردار شوند. اخذ و صدور این مجوز یک تصمیم هوشمندانه و مردممحور است؛ تصمیمی که آثار مثبت آن نه تنها در زندگی روزمره مردم، بلکه در اقتصاد و گردشگری استان نیز نمایان خواهد شد. امروز باید این دستاورد را…
…موضع چین قطعی نیست اما بیش از هرچیز منافع خودش برایش مهم است. سایر کشورها هم واکنششان کمابیش مشخص است. برجام بعد از خروج آمریکا از آن به مردهای شبیه بود که کسی تمایل به دفن آن را نداشت که با این اقدام اروپا آن هم از روی اطاعت از آمریکا این میت به خاک سپرده شد. صد البته باید بدانیم که با اعمال تحریمهای اخیر اگرچه کشور آسیبهای زیادی خواهد دید اما شاهد رویدادهای آخرالزمانی چون مرگ اقتصاد کشور نخواهیم بود و باید بدانیم اتهامزنی در رسانهها به این و آن هم دردی را دوا نمیکند. همینطور حاکمیت برای هر چه تقلیل دادن تبعات این اتفاق ابتدا باید ضمن تزریق بیشتر آرامش به جامعه با دادن اطلاعات صحیح به جامعه، به ویژه آگاهیبخشی تبعات و محدودیتهای ناشی از این فشارها و همینطور داشتهها و توانمندیهای کشور، همراهی مضاعفی را از سوی مردم پشت سر خود داشته باشد؛ همچنین از تجارب تحریمها در دورههای قبل به ویژه در حیطه فسادزدایی استفاده کند. کشور ما با داشتن منابع طبیعی عظیم، جمعیت قابل توجه، همسایگان نسبتا زیاد و اقتصاد بزرگ، پتانسیل زیادی برای تقلیل پیامدهای مضر این تحریمها دارد. دیگر آنکه ما تنها کشور در جهان نیستیم که تحت تحریمهای ذیل…