جدید به قدیم
…هیچ فرصتی برای خرید به دست نیاوردهاند.نکته مهمتر، نبود اطلاعات روشن درباره میزان واقعی بودن این تخفیفهاست. تا امروز مشخص نیست این کالاها با چه تعداد و در چه حجمی عرضه شدهاند، چه کسانی موفق به خرید شدهاند و آیا تخفیف ۹۰ درصدی واقعاً برای عموم قابل دسترس بوده یا تنها در حد یک تیتر تبلیغاتی پرهیجان باقی مانده است.این ابهامها، سؤالات جدی درباره نحوه طراحی کمپینها و میزان شفافیت پلتفرمهای مالی مطرح میکند؛ پلتفرمهایی که یکی از مهمترین وظایف آنها حفظ اعتماد کاربران و ارائه اطلاعات دقیق و قابل اتکا است.در شرایط اقتصادی کنونی، مردم بیش از هر زمان دیگری نسبت به قیمتها حساساند و هر وعده تخفیف قابلتوجه میتواند تصمیمهای مالی و حتی شخصی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. از همینرو، انتشار تبلیغاتی که ممکن است برای اکثریت قابل تحقق نباشد، با اصول مسئولیتپذیری و اخلاق حرفهای در تضاد قرار میگیرد.انتظار میرود چنین پلتفرمهایی؛ تعداد واقعی کالاهای عرضهشده را شفاف اعلام کنند، امکان دسترسی و خرید را بهصورت عادلانه فراهم کنند و از ایجاد تصوراتی که با واقعیت سازگار نیستند پرهیز کنند. اعتماد عمومی ستون اصلی فعالیت کسبوکارهای آنلاین است؛ ستونی که با یک کمپین مبهم میتواند دچار خدشه شود.روزنامه صبح ساحل
مشاهده موقعیت برخی حسابهای کاربری نشان میدهد که حتی افرادی که آشکارا از فیلترینگ دفاع میکنند، خود با اینترنت آزاد به شبکههای اجتماعی دسترسی دارند. این تناقض به یک پرسش اساسی میرسد: چرا کسانی که مردم را به استفاده از اینترنت فیلترشده فرامیخوانند، نمیتوانند با همان اینترنت فعالیت کنند؟پاسخ روشن است؛ فیلترشده بودن، کار را مختل میکند. سیاستورزی، رسانهداری، تولید محتوا و حتی حضور در فضای عمومی جهان بدون اینترنت آزاد ممکن نیست. دقیقاً همان مشکلاتی که میلیونها شهروند هر روز با آن دستبهگریباناند، برای آنان نیز غیرقابل تحمل است. به همین دلیل، «سیمکارت سفید» به ضرورتی تبدیل شده است که بدون آن نمیتوان در دنیای امروز حضور مؤثر داشت. اما سوال اینجاست: اگر اینترنت آزاد برای کار آنها ضروری است، چرا برای مردم ضروری نباشد؟ ماجرای اصلی، سیمکارت سفید نیست؛ مسئله ریشهایتر است. فیلترینگی که سالهاست بدون نتیجه، بدون کارآمدی و بدون رضایت عمومی ادامه یافته، خود به منبع بحران تبدیل شده است. محدودیتی که نه امنیت آورده و نه اعتماد، اما تبعیضی آشکار ایجاد کرده: اینترنت آزاد برای تصمیمسازان، فیلتر برای تصمیمگیرندگان اصلی یعنی مردم. وقتی شهروندان میبینند که طراحان سیاستهای محدودکننده به اینترنت بدون فیلتر دسترسی دارند، بیاعتمادی طبیعی است. هیچ سیاستی بر پایه تبعیض دوام…
…فضا و ویترینها نشسته است. سیستم خنککننده موزه به درستی کار نمیکند و همان اندک علاقهمندانی که برای بازدید مراجعه میکنند، از نبود ابتداییترین امکانات گلایه دارند.محوطه چشمنواز «برکههای باران» که در دهه پنجاه بازسازی شده بود، به حال خود رها شده و فضای سبز مجموعه نیز در مسیر نابودی قرار گرفته است. پرسشی که مردم فرهنگدوست هرمزگان مطرح میکنند این است که میراث فرهنگی دقیقاً مشغول چه کاری است که اصلیترین موزهاش، یعنی ثروت و ویترین هویتی استان، چنین بیسرپرست مانده است؟چندی پیش سفری به بوشهر داشتم و از موزه خلیج فارس آنجا دیدن کردم؛ موزهای در کلاس جهانی که چشم هر بینندهای را روشن میکند. چرا هرمزگان، با این همه ظرفیت تاریخی و فرهنگی، حتی نزدیک به استانهای همجوار خود هم نیست؟ چرا نمایندگان و استاندار هرمزگان نسبت به میراث فرهنگی حساسیت لازم را ندارند؟ معیار انتخاب مدیران فرهنگی چیست؟ و دهها پرسش بیپاسخ دیگر که همچنان بیپاسخ ماندهاند. از بین رفتن فضاها و بناهای تاریخی هرمزگان، یعنی حذف بخش مهمی از تاریخ ایران. مدیران مرکزنشین درک درستی از تاریخ و فرهنگ دریای پارس ندارند و همین ناآگاهی، بیتوجهی و کمکاری، میتواند تبعاتی جبرانناپذیر برای هویت و حافظه جمعی این سرزمین داشته باشد.روزنامه صبح ساحل
…پاره، دستگیرههای جدا شده، درهای کجشده بر اثر تصادفهای متعدد و بدنههای فرسوده، نخستین پرسشی که در ذهن مسافر ایجاد میکند: «آیا با این ماشین به مقصد میرسم؟» مشکل دیگر، وضعیت نامشخص نرخ کرایههاست؛ موضوعی که بارها موجب مشاجرههای ناخوشایند بین مسافران و رانندگان شده و فشار روانی زیادی به رانندگان وارد میکند. سومین چالش، کمبود تاکسی فعال در شهر است. گفته میشود بیش از هزار نفر در بندرعباس مالک تاکسی هستند، اما تنها حدود چهارصد تاکسی در مسیرها فعالیت میکنند. البته به دلیل شفاهی بودن این آمار، خبرنگار امکان تأیید آن را ندارد و انتظار میرود تاکسیرانی درباره آن شفافسازی کند.اما چرا رانندگان تاکسی تمایلی به نوسازی خودروهای خود ندارند؟ پیگیریها نشان میدهد شرایط پیچیده و محدودکنندهای که شهرداری ایجاد کرده، انگیزه نوسازی را از رانندگان گرفته است.این در حالی است که در سراسر جهان، تاکسیها بخشی از هویت فرهنگی و گردشگری هر شهر را به دوش میکشند. بندرعباس شهری که در سالهای اخیر همراه با سنندج توسط کمیسیون ملی یونسکو بهعنوان شهر خلاق صنایع دستی و آیینهای سنتی معرفی شده و در زمره شهرهای تاریخی قرار گرفته شایسته آن است که با حساسیت و دقت بیشتری به موضوع حملونقل شهری پرداخته شود.روزنامه صبح ساحل
نماینده مردم میناب، رودان، جاسک، سیریک و بشاگرد در مجلس شورای اسلامی درباره اجرای کدینگ کارت سوخت در شرق استان و محدودیتهای ایجادشده برای مردم گفت: درخصوص کنترل کارتهای سوخت به نظر من از اساس روش درستی نیست. من صراحتاً با کدینگ مخالفم؛ چون نتیجهاش این میشود که ما در مبارزه با قاچاق سوخت، مردم خودمان را تنبیه میکنیم. واقعیت این است که در مناطق ساحلی قاچاق سوخت وجود داشته، اما نوع برخوردها طوری شده که فشارش فقط بر دوش مردم ساحل و استانهای ساحلی افتاده، نه قاچاقچیان واقعی. «سید عبدالکریم هاشمی نخل ابراهیمی» ادامه داد:«مشکل این است که روشهای کنترل، نظارت و مبارزه درست اجرا نمیشود یا نمیشود انجام داد، بعد برای جبران این ضعفها، محدودیت بر مردم اعمال میکنیم. امروز در پمپبنزینهای شهرهای هرمزگان صفهای طولانی داریم؛ چرا نمیتوانیم کنترل کنیم؟ تمام افرادی که در این صفها هستند قاچاقچی نیستند؛ بسیاری از آنها معلم، کارمند، کارگر و مردم عادیاند که فقط برای سوختگیری آمدهاند. تعداد کارتهای سوخت آزاد را در جایگاهها محدود کردیم و زمان استفاده از کارتهای آزاد هم کاهش دادهایم، طبیعیست که صف ایجاد شود؛ چون عرضه و تقاضا با هم نمیخواند».هاشمی نخل ابراهیمی تأکید کرد:«قاچاق بنزین در استانهای مجاور ما اتفاق میافتد…
چند روز پیش، ورود غیرقانونی کمپرها و گردشگران غیر بومی به ساحل حفاظتشده مکسر، زنگ خطر جدی برای زیستگاه لاکپشتهای پوزهعقابی را به صدا درآورد. این افراد بدون مجوز و آگاهی، درست در حساسترین بخش ساحل چادر زده بودند؛ جایی که لاکپشتها شبانه برای تخمگذاری از آب بیرون میآیند. حتی یک سرویس بهداشتی موقت هم نصب کرده بودند که میتوانست محیط را بهشدت آلوده کند.پس از انتشار گزارش «صبح ساحل»، نیروهای محیطزیست و انتظامی بهسرعت وارد عمل شدند. فاروق خلیلی، مدیر اجرایی خانه محیطزیست مقام، اعلام کرد که اقامت در این منطقه ثبتملی کاملاً ممنوع است و ادامه حضور این افراد میتوانست اکوسیستم مکسر را تخریب کند. بررسیها نشان داد که گردشگران قصد اقامت چندماهه داشتند؛ برنامهای که بهطور کامل متوقف شد.این اقدام سریع نشان میدهد که اطلاعرسانی بهموقع و همکاری نهادها چگونه میتواند از یک فاجعه محیطزیستی جلوگیری کند. مکسر بار دیگر نجات یافت؛ اما حفظ این گنجینه طبیعی، نیازمند آگاهی، نظارت و احترام همگانی به قوانین محیطزیستی است.
…کرک گفته بود:«واقعا باید بپرسیم آیا سلاح هستهای ایران تهدیدی برای آمریکاست؟ شاید تهدیدی برای اسرائیل باشد، اما برای ما چطور»؟ وی همچنین اظهار کرده بود که ایران بزرگتر، قویتر و پیچیدهتر از هر دشمنی است که تا حالا با آن روبهرو شدیم. وارد شدن به جنگ با ایران، یعنی فرو رفتن در بدترین باتلاق خاورمیانه؛ درست پس از این اظهارات، چارلی کرک ترور شد و احتمالا اسرائیل از این موضوع خوشحال بود. بنابراین میتوان گفت که اسرائیل با وجود مشکلاتی در داخل آمریکا همچنان درصدد نفوذ خود در این کشور است تا جنگ در خاورمیانه را شعلهور سازد.خبرهایی نیز منتشر شده که آمریکا درخواست مذاکره به ایران داده است؛ ترامپ در واقع میخواهد با تهدید و مذاکره از ایران امتیاز بگیرد. موضع ایران نیز بایستی از جانب قدرت باشد. شاید مقدمه چنین درخواست آمریکا برای مذاکره با ایران، آغاز مهلت چند ماه از ترامپ به تهران و اقدامات تروریستی در داخل ایران باشد، تهران نیز از فرصتها استفاده کند و احتمالا شگفتانه دیگری را به رخ بکشد. سکوت نهادهای حقوق بین الملل در قبال اظهارات رئیس جمهور آمریکا نیز طرح شکایت ایران و حتی غرامت از آمریکا را با مشکل روبرو خواهد کرد.روزنامه صبح ساحل
…نوروز فاصله دارد. کارشناسان حوزه رفاه و تأمین اجتماعی معتقدند تعیین رقم ثابت برای عیدی کارکنان دولت و بازنشستگان، با شرایط تورمی و افزایش مداوم هزینههای زندگی همخوانی ندارد و عملاً کارکرد حمایتی این پرداخت را کمرنگ کرده است. این در حالی است که بسیاری از هزینههای شب عید، از ملزومات خوراکی تا پوشاک و نیازهای خانوار، فشار جدی بر بودجه حقوقبگیران وارد میکند و انتظار عمومی بر این است که عیدی نقش مؤثرتری در پوشش بخشی از این مخارج ایفا کند. از نگاه صاحبنظران، یکسانسازی منطقی سازوکار پرداخت و اتصال عیدی کارمندان و بازنشستگان به درصدی از حقوق ماهانه، میتواند گامی در جهت تحقق عدالت و کاهش شکاف موجود باشد. پیشنهادهایی همچون تعیین عیدی حداقل معادل یک ماه حقوق یا پیشبینی فرمول شناور و متناسب با تورم، در سالهای اخیر بارها مطرح شده و اکنون انتظار میرود در تصمیمگیریهای دولت و مجلس مورد توجه جدی قرار گیرد. بازنگری در نظام پرداخت عیدی، نهتنها از منظر اقتصادی، بلکه از حیث تقویت اعتماد عمومی و ارتقای احساس عدالت اجتماعی نیز اهمیت دارد. در شرایطی که معیشت بخش بزرگی از جامعه به درآمدهای ثابت وابسته است، اصلاح این ساختار میتواند به کاهش دغدغههای پایان سال و بهبود فضای روانی جامعه کمک کند.
…ثبتنام کرده بود. انتخابی منطقی و معمولی: «فاصله کمتر، هزینه کمتر برای سرویس، و صرف وقت بیشتر برای کودک.» اما آنچه امروز با آن روبهرو است، شباهتی به آن مدرسهای که در ذهن داشت ندارد. بهگفته او، از همان سال اول درس، جریان عجیب «جشنهای بیپایان» شروع شد؛ از جشن نامنویسی گرفته تا جشن معرفی حروف الفبا، جشن تکلیف، جشن ورود به پاییز و دهها عنوان دیگر. فضا چنان از آموزش دور شده بود که کلاس بیشتر به یک سالن برگزاری رویدادهای تبلیغاتی شبیه بود. اما روند امسال از همه سالها عجیبتر شده است. تنها در دو ماه نخست سال تحصیلی، هشت جشن تولد با تشریفات پرهزینه، کیکهای چندطبقه، رومیزیهای لاکچری و هدیههای گرانقیمت برگزار شده است.این مادر و چند والد دیگر معتقدند مدرسه تبدیل به میدان رقابت والدین شده است؛ رقابتی که بیش از آنکه به رشد کودکان کمک کند، به دیدهشدن بزرگسالان کمک میکند. در این میان، کودکی ممکن است پدر نداشته باشد، والدینش از هم جدا شده باشند یا خانوادهاش بهسختی هزینه مدرسه را تأمین کند. پرسش مهم اینجاست: آیا لازم است تفاوتهای اقتصادی در حساسترین مراحل رشد کودک به این اندازه آشکار شود؟طبق یافتههای روانشناسی رشد، کودکان ۶ تا ۱۰ سال در یکی…
موسیقی بندری، که روزی پژواک دریا، صیاد و آیینهای کهن این دیار بود، امروز کمتر از گذشته شنیده میشود.نسل جوان بیش از هر زمان دیگری با موسیقی پاپ، شبکههای اجتماعی و فرهنگ جهانی در تماس است و سازهای بومی چون عود، تنبک، کرنا و دهل، بیشتر در جشنوارهها و مراسم نمادین به صدا درمیآیند تا در زندگی روزمره مردم.موج مهاجرت به هرمزگان، فرهنگی چندلایه و متنوع را پدید آورده است؛ ترکیبی از آداب و باورهای گوناگون که در عین غنا، گاه به کمرنگ شدن هویت بومی انجامیدهاست.لهجههای محلی، پوشش سنتی و آیینهای بومی، در سایهی تغییرات اجتماعی و رسانهای، رو به فراموشیاند. با این حال، این دگرگونی را نمیتوان صرفاً تهدید دانست.پویایی فرهنگی، بخشی از حیات اجتماعی هر سرزمین است اما بیتوجهی به ریشهها میتواند به گسست هویتی بینجامد. امروز بیش از هر زمان، ضرورت دارد نهادهای فرهنگی، رسانههای محلی، آموزشوپرورش و اداره فرهنگ و ارشاداسلامی، برای پاسداشت میراث فرهنگی هرمزگان دست در دست هم دهند.موسیقی، زبان، پوشش، آیینها و حتی خوراک محلی، شناسنامهی فرهنگی این خطهاند و حفظ آنها به معنای حفظ روح جمعی مردم است.فرهنگ بومی هرمزگان نباید در گذشته متوقف بماند و نه در گردباد مدرنیته گم شود؛ بلکه باید با…