جدید به قدیم
…مستقیم، ایجاب میکند فرم معماری، مصالح، و جزئیات ساختمانی بر پایه کاهش مصرف انرژی طراحی شوند؛ اما واقعیت این است که بسیاری از این ساختمانها به منبع اتلاف انرژی تبدیل شدهاند.در یک ساختمان میانمرتبه کارآمد، طراحی باید از سه لایهی اصلی آغاز شود: فرم کلی بنا، جهتگیری حجمی، و سازوکار تهویه و سایهاندازی طبیعی. جهتگیری ساختمان نسبت به مسیر خورشید در فصول گرم، مهمترین عامل در کنترل تابش است. در بندرعباس، محور شرقی-غربی مناسبتر است تا نماهای اصلی از تابش مستقیم در امان باشند. لبههای سایهدار، تراسهای عمیق، و استفاده از صفحات مشبک (مشربیهها و پانلهای سوراخدار سبک فلزی) میتوانند هم زیبایی معماری جنوبی را زنده نگه دارند و هم به کاهش حرارت در فضاهای داخلی کمک کنند. این عناصر، اگر با طراحی مدرن ترکیب شوند، میتوانند منطق معماری سنتی را دوباره در مقیاس جدید احیا کنند. در گام بعد، مسئلهی مصرف انرژی در فضاهای داخلی ساختمان اهمیت پیدا میکند. ساختمانهای میانمرتبه، بهدلیل تراکم بیشتر واحدهای مسکونی، فرصت مناسبی برای بهرهبرداری جمعی از منابع انرژی ایجاد میکنند. نصب سامانههای خورشیدی مرکزی بر بام، استفاده از آبگرمکنهای خورشیدی مشترک و بهکارگیری سیستمهای تهویهی هوشمند با قابلیت بازیافت گرما و سرما، میتواند میزان مصرف برق را بهطور چشمگیری کاهش دهد…
در بسیاری از روستاهای هرمزگان، کلاسها هنوز در مدارس فرسوده و حتی کانکس برگزار میشوند؛ برخی دانشآموزان کیلومترها راه را برای رسیدن به مدرسه طی میکنند و عدهای دیگر، زیرفشار نیاز مالی، ناچارند درس را رها کرده و به کار روی آورند. اما در سالهای اخیر، پدیدهای دیگر نیز به این زنجیره تلخ افزوده شده است: قاچاق سوخت. در مناطق ساحلی و مرزی هرمزگان، وسوسهی پولهای سریع و بادآورده، برخی نوجوانان را از پشت میز درس به سمت جادههای خطر و سوختبری کشانده است.وقتی نوجوانی میبیند همسنوسالانش در مدت کوتاهی، درآمدی چند برابر دستمزد ماهانه یک کارگر به دست میآورند، درس و مدرسه برایش معنای خود را از دست میدهد. این واقعیت تلخ، نشان میدهد که فقر تنها عامل ترکتحصیل نیست؛ بیعدالتی اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی سالم نیز انگیزه تحصیل را در میان جوانان و نوجوانان فرسوده است. در چنین شرایطی، نقش شورای آموزش و پرورش استان و در رأس آن استاندار و مسئولین آموزش و پرورش هرمزگان بیش از پیش اهمیت دارد. این شورا میتواند با برنامهریزی هدفمند، نظارت مستمر و بسیج ظرفیتهای استانی، گامهای مؤثری در کاهش نرخ ترکتحصیل بردارد. هرچند اقدامات ارزشمندی همچون ساخت ۲۴۵ مدرسه جدید در هرمزگان آغاز شده و امیدی تازه به…
…انسان میگوید، از دلتنگیها و آرزوهای همیشگی بشر. امروزه در هر خانهای دیوان حافظ چون نوری در کنار دلهاست، آرامشی است برای دلها و گفتگو با خود درون. وقتی بر صفحه آن دست میگذاریم انگار با روحی سخن میگوییم که از قرن هشتم تا امروز زنده مانده است. حافظ شیرازی، با غزلهایی سرشار از معنا و موسیقی، قرنهاست که در دل مردم ایران و جهان میتپد؛ شاعری که کلامش مرز زمان را درنوردیده و روح انسان را به ژرفای حقیقت میبرد. او شاعر دلها و رازهای ناگفتههاست و شعرش تنها مجموعهای از واژهها نیست؛ دنیایی است میان عرفان و عشق، میان خاک و افلاک. او با زبان رمز و اشاره، از مفاهیم عمیق عرفانی سخن میگوید و در عین حال، عاشقانهترین نغمهها را میسراید. هر بیت از دیوانش، سفری است از رنج تا رهایی، از شک تا یقین و از خاک تا افلاک. پیوندی است ژرف میان ایمان و عشق، پیوندی که روح ایرانی را قرنها تغذیه کرده است. حافظ ما را به عشق فرا میخواند،عشقی که در آن رهایی است، بیداری است و رسیدن به نوری که در درون ما میتابد. حافظ شاعر امید است؛ شاعری که در میانهی رنج و تردید، هنوز از روشنی سخن میگوید. دیوان…
…صرفاً روی کاغذ بماند یا با همان امکانات فرسوده فعلی اجرا شود، عدالت آموزشی نه تنها محقق نمیشود، بلکه کیفیت یادگیری پایینتر خواهد آمد.سومین نکته، بازتولید شکاف طبقاتی است. نمایندگان مجلس بر دولتیسازی و رایگان بودن این دوره تأکید کردهاند، اما تجربه نشان میدهد که مدارس غیردولتی و مرفه، همچنان امکاناتی فراتر ارائه خواهند داد و کودکان طبقات پایین حتی در پیشدبستانی هم فرصت برابر نخواهند داشت. در واقع، این سیاست میتواند نابرابری آموزشی را به سنین پایینتر نیز تعمیم دهد.با همه این نگرانیها، اصل گسترش آموزش پیشدبستانی اقدامی مثبت است، اما نباید به سادهسازی مسئله بسنده کرد. اگر واقعاً قصد سرمایهگذاری بر آینده کودکان را داریم، باید پیشدبستانی به معنای واقعی «بازیمحور» و «مهارتمحور» طراحی شود، نه نسخه کوچکشده آموزش رسمی. معلمان ویژه این دوره آموزش ببینند و تربیت شوند.عدالت در تخصیص منابع، بهویژه در مناطق محروم، تضمین شود و مهمتر از همه، این تغییر بزرگ بر پایه مطالعات علمی و کار کارشناسی عمیق صورت گیرد، نه تصمیمهای شتابزده سیاسی.به بیان روشنتر، اگر هدف عدالت آموزشی و شکوفایی استعدادهاست، کاهش سن تحصیل باید یک فرصت باشد، نه تهدید. آینده کودکان سرمایهای نیست که بتوان با آزمون و خطا بر آن قمار کرد.روزنامه صبح ساحل
یکی از نخستین پیامدهای مهاجرت، فشار بر زیرساختهای شهری است. ورود جمعیت جدید به شهرهایی که پیشتر با مشکلاتی همچون کمبود زمین مسکونی، شبکههای حملونقل ناکارآمد و کمبود خدمات عمومی مواجه بودند، باعث تشدید این مشکلات شده است. در بسیاری از شهرهای هرمزگان، رشد جمعیت با توسعه متناسب زیرساختها همگام نبوده و این موضوع منجر به ایجاد سکونتگاههای غیررسمی، حاشیهنشینی و کاهش کیفیت زندگی در مناطق پرجمعیت شده است. این وضعیت نه تنها چالشهای اجتماعی مانند بیکاری و فقر را افزایش میدهد، بلکه شکاف طبقاتی میان گروههای مهاجر و اجتماع بومی را نیز عمیقتر میکند.فرهنگ بومی هرمزگان، ریشه در تاریخ طولانی تعاملات دریایی، تجارت و همزیستی اقوام مختلف دارد و از دیرباز نمونهای از پذیرش تنوع فرهنگی بوده است. با این حال، مهاجرتهای گسترده اخیر، الگوی سنتی این همزیستی را تحت فشار قرار داده است. تفاوتهای زبانی، مذهبی و سبک زندگی میان گروههای مهاجر و اجتماع محلی، گاه باعث ایجاد سوءتفاهمها، کاهش اعتماد اجتماعی و حتی شکلگیری جداییهای فضایی و فرهنگی در شهرها میشود. این روند، اگر مدیریت نشود، میتواند به کاهش سرمایه اجتماعی و انسجام اجتماع منجر شود.از سوی دیگر، مهاجران اغلب بهعنوان یک سرمایه بالقوه نادیده گرفته میشوند. بخش بزرگی از نیروی کار فعال در…
…ضرورت، امکان بالقوه برای عملی شدنش جدیتر شده اما در صورت وقوع این اتفاق به هیچ وجه شاهد کاهش پویاییها و تحولات در خاورمیانه نخواهیم بود. چه آنکه همانگونه که قواعد فیزیک منطق خودش را دارد، قدرت هم از روابط و فرمولهای مبتنی بر منطق خود پیروی میکند. از این رو این تغییرات اگر هم روی دهد نوعی بازتعریف جدید از کنش و واکنشها خواهد بود و منطق اصلی قدرت با سردمداری سرمایهداری جهانی با محوریت منافعش به راه خود ادامه میدهد.در مورد رویدادهای مربوط به ایران هم اگرچه بعد از جنگ 12 روزه و پس از آن یعنی فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای فصل هفتمی ضد کشورمان، شاهد نوعی سکون ظاهری در پیوند با کنشهای آمریکا و نیروی نیابتیاش در منطقه یعنی اسرائیل هستیم اما با مداقهای عمیقتر شاهد پویاییهای زیاد اما زیرپوستی در این حیطهایم؛ مثلا در حالی که خبرها حکایت از گسیل ادوات نظامی آمریکا به منطقه دارد، خط سیر رویدادها نشان میدهد آمریکا در حال ایجاد ائتلافسازی منطقهای بر علیه ماست. این خط سیر در چارچوب نگاه بلند مدت آن به جمهوری اسلامی بوده است که میخواهد مواضعش نسبت به جمهوری اسلامی، با خصوصیات و مشخصههای کنونی را مرحله به مرحله سختتر کند…
اهمیت توجه به سالمندان را نمیتوان تنها به وظایف اخلاقی محدود کرد؛ این موضوع ابعاد اجتماعی و اقتصادی عمیقی دارد:سلامت روحی و جسمی: سالمندی لزوما به معنای بیماری نیست، اما رسیدگی منظم به سلامت جسمی و روانی آنان یک ضرورت است. تنهایی و انزوا یکی از بزرگترین تهدیدها برای سلامت روان سالمندان است. جامعهای که برای پر کردن این خلأ، برنامههای فرهنگی، ورزشی و تفریحی تدارک نبیند، عملا امید به زندگی را در آنها کاهش میدهد.بهرهگیری از تجارب: ما نمیتوانیم دانش و تجربه چندین دهه زندگی را در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی…
جناب پزشکیان، در اظهارات اخیرش در استان، که به سرعت در افکار عمومی و رسانه های داخلی و خارجی بازتاب یافت، خطاب به مردم، خیرین و فعالان محلی گفت: «فرض کنید ما نیستیم، دولتی وجود ندارد.» جملهای کوتاه اما عمیق که اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش…
…توکهور و هشتبندی به شهرستانرئیس محترم جمهوری اسلامی ایرانجناب آقای دکتر مسعود پزشکیانبا احترام و درود،هموطنان غیور و ساکن در منطقه توکهور و هشتبندی، با قلبی مملو از امید و با استناد به وعدههای مسئولان محترم در طول سالیان متمادی، طی این کارزار خواستار احقاق حق دیرینه خود مبنی بر ارتقای این منطقه به شهرستان هستند.منطقه توکهور و هشتبندی، با جمعیتی انبوه و متراکم، برای دهههاست که به عنوان یکی از کانونهای مهم جمعیتی و اقتصادی استان شناخته میشود. با این وجود، فقدان مدیریتی واحد و متمرکز در قالب یک شهرستان، همواره سبب محروم ماندن این دیار از بسیاری از امکانات و خدمات پایه شده است. مردم این سامان سالهاست که با مشکلات عدیدهای در زمینههای اداری، درمانی، آموزشی و زیرساختی دست و پنجه نرم میکنند و برای دریافت سادهترین خدمات دولتی، مجبور به طی مسافتهای طولانی به شهرستان میناب و مرکز استان، شهر بندرعباس هستند.ارتقای توکهور و هشتبندی به شهرستان، مزایای بیشماری را برای این منطقه و کل استان به ارمغان خواهد آورد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:۱. توسعه عدالتمحوری و تمرکززدایی۲. سرعت بخشیدن به امور اداری و خدمترسانی۳. رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال۴. ارتقای سطح خدمات بهداشتی و درمانی۵…
… از این رو هرگونه اقدام تصمیمسازان کشور با درک صحیح از این منطق باید باشد. همچنین در این راستا با مداقه عمیقتر به رفتارشناسی ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب تاکنون متوجه هر چه سختتر شدن مواضع این کشور نسبت به آن هستیم.مثلا بعد از قطع روابط سیاسی آمریکا با ایران در آغازین سالهای انقلاب اگر چه در اوایل دهه 90 قرن گذشته میلادی اعمال تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی ضد ایران وارد فاز عملیاتی شد و در ادامه آمریکا از ایران به عنوان محور شرارت نام برد اما نقطه عطف این فشارها پس از مطرح شدن برنامهی هستهای بود که در یک مرحله از آن شاهد تحریمهای سنگین نفتی و همینطور بانکی در دور دوم ریاست جمهوری اوبامای دموکرات بودیم که از قضا در سالهای پایانی همین دوران هم شاهد توافق اتمی موسوم به برجام بودیم که غرب در اقدامی قابل تامل حق غنیسازی ایران به عنوان دولتی متخاصم با آمریکا را به رسمیت شناخت. اگر چه این توافق در کنگرهی آمریکا تصویب نشد که خود نشان از واقعیات حاکم بر روابط ایران و آمریکا داشت اما در ادامه در دولت اول ترامپ جمهوریخواه ضمن خروج آمریکا از برجام شاهد بازگشت تحریمهای قبلی طراحی شده…