جدید به قدیم
…تحلیل کرد. در حالی که آمریکا در برخی موارد به اقدام یکجانبه برای حفظ موقعیت برتر خود در نظام بینالملل تمایل دارد، اروپا بیشتر بر چندجانبهگرایی، نقش نهادهای بینالمللی و راهحلهای دیپلماتیک تأکید میکند. این تفاوت رویکرد همچنان یکی از عوامل مهم در شکلدهی به روابط فراآتلانتیکی و نحوه مواجهه غرب با بحرانهای بینالمللی به شمار میآید. اگرچه هر سه بازیگر در ارزیابی برخی نگرانیهای امنیتی اشتراکاتی دارند، اما در انتخاب ابزار مناسب برای مدیریت بحران، فاصلهای قابل توجه میان آنها وجود دارد. این واگرایی بیشتر از آنکه ناشی از تضاد اهداف باشد، حاصل برداشت متفاوت از هزینهها، پیامدها و کارآمدی ابزارهای قدرت است. در نگاه آمریکا و اسرائیل، فشار سختگیرانه از جمله اقدام نظامی، بخشی از راهبرد بازدارندگی و ابزار اعمال فشار بر ایران تلقی میشود. دو بازیگر مذکور معتقدند که اقدام نظامی یا تهدید معتبر آن میتواند هزینههای محاسباتی ایران را افزایش دهد و در کوتاهمدت مانع پیشرفت برخی ظرفیتها یا فعالیتها شود.این نگاه مبتنی بر ارزیابی تهدید فوری و ضرورت واکنش سریع است. اما اروپا رویکردی متفاوت در پیش میگیرد. برای بسیاری از کشورهای اروپایی، ثبات منطقهای و پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن اهمیت ویژهای دارد. اروپا به دلیل وابستگی به انرژی، نزدیکی جغرافیایی به خاورمیانه،…
…و پرتردد، «تماس نزدیک» و «برخوردهای کوچک» میتواند ناگهان به یک حادثه بزرگ تبدیل شود؛ حادثهای که بعداً هر طرف تلاش میکند دیگری را مقصر نشان دهد. تاریخ بحرانهای دریایی نشان داده وقتی تعداد شناورها، نیروها و دستورالعملهای متضاد زیاد میشود، احتمال محاسبه غلط بالا میرود. این همان خطر واقعی تصمیم ترامپ است: تبدیل کردن یک وضعیت شکننده به میدان مسابقه اعصاب. ترامپ و سیاست «نمایش به جای راهحل» رییس جمهور امریکا سیاست را اغلب با منطق نمایش میبیند: فشار حداکثری، تهدید حداکثری، و ادعای نتیجه حداکثری. اما غرب آسیا صحنه تبلیغات انتخاباتی نیست. آنچه ترامپ «اقتدار» مینامد، در عمل میتواند به بیثباتی بیشتر منجر شود. وقتی رئیسجمهور آمریکا بهجای ارائه مسیر دیپلماتیک روشن، با اسکورت و تهدید جلو میآید، یعنی میخواهد معادله را در میدان تغییر دهد؛ اما میدان، قواعد خودش را دارد و همیشه مطابق خواست سیاستمدارِ پشت تریبون پیش نمیرود.اگر هدف واشنگتن واقعاً امنیت کشتیرانی و کاهش تنش باشد، زبانش باید زبان مسئولیتپذیری و سازوکارهای شفاف باشد، نه ادبیات تهدید. تهدید در یک نقطه حساس مثل هرمز، خودش تولیدکننده ناامنی است. این تناقض را دنیا میفهمد: آمریکا مدعی «تضمین امنیت» است اما با نظامیسازی مسیر، هزینه بیمه، ریسک سرمایهگذاری و نگرانی بازارها را افزایش میدهد. این،…
…مدیریت و استفاده حداکثری ایران برای تامین منافع خودش از طریق تنگه هرمز است. بسته شدن تنگه هرمز پیش از جنگ تحمیلی اخیر سابقه نداشت و به همین دلیل برنامهای نیز برای تامین منافع ایران طراحی نشده بود. این طرح اولین برنامهریزی هدفمند جهت تامین منافع ایران بوده است که البته همچنان باید ساز و کارهای آن مورد بحث و بررسی توسط کارشناسان حوزههایی امنیتی، سیاسی و اقتصادی قرار بگیرد. با وجود تلاشهای آمریکا برای ایجاد یک ائتلاف بینالمللی علیه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، همچنان تسلط ایران بر ورود و خروج شناورها به خلیج فارس پابرجا مانده است. این تسلط باید طی توافقات بینالمللی نهادینه شود تا خطر ایجاد هر گونه ائتلاف احتمالی در آینده را کمتر کند. برای تحقق این هدف و تامین حداکثری منافع اقتصادی باید ساز و کارهای عینیتری برای به کار گرفتن دیپلماسی جهت امتیازگیری مشخص شود. بدون انجام توافقات بینالمللی و اولویت قرار نگرفتن دیپلماسی شرایط جنگی همراه با تنش و منازعه امکان تامین منافع اقتصادی را کمتر خواهد کرد. البته در وضعیت کنونی راهی جز مقاومت با اتکا به نیرویهای مسلح مقتدر ایران وجود ندارد اما در نهایت این قدرت نظامی باید به تامین منافع امنیتی، سیاسی و اقتصادی تبدیل شود.
…سیستمهای بندر فجیره در امارات متحده عربی توسط «حنظله» هک شد.دقایقی بعد، بندر هدف حملات گسترده موشکی قرار گرفت. این عملیات بار دیگر همگرایی جنگ سایبری و موشکی را در یک میدان نبرد به نمایش میگذارد.حنظله همچنین گفته که طی دقایقی آینده، مستندات این عملیات به همراه هزاران سند محرمانه منتشر خواهد شد.همچنین حنظله در هشداری به امارات نوشته که شما در خانه شیشهای نشستهاید، حکم اعدام خود را امضا نکنید.یک مقام آگاه نظامی: حادثه آتشسوزی فجیره محصول ماجراجویی آمریکا بود به دنبال انتشار اخباری مبنی بر آتش سوزی گسترده در تاسیسات نفتی بندر فُجیره و انتساب آن به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران یک مقام آگاه نظامی هم گفت: جمهوری اسلامی هیچ برنامهی از پیش طراحی شده برای حمله به تاسیسات نفتی مذکور نداشته و آنچه اتفاق افتاده محصول ماجراجویی ارتش امریکا برای ایجاد یک معبر ، برای عبورغیرقانونی کشتی ها از معابر ممنوع تنگه هرمز بوده است و ارتش آمریکا باید جوابگوی آن باشد.به گفته او دولتمردان آمریکا باید به رفتار زشت استفاده از زور در روند دیپلماسی پایان دهند و در این منطقه حساس نفتی که اقتصاد کل کشورهای جهان را تحت تاثیر قرار میدهد دست از ماجراجویی نظامی بردارند./ صدا و سیما
… شکافی که هر بار با یک بحران خارجی، به مرکز مناقشات سیاست در واشنگتن بازمیگردد.تحلیلگران معتقدند این بازیهای حقوقی در واشنگتن، در نهایت میتواند تأثیر مستقیمی بر نوسانات بازارهای اقتصادی و دیپلماتیک در سطح جهانی و به تبع آن، فضای داخلی کشورمان داشته باشد. ریشههای تاریخی و حقوقی اختیارات جنگیدر کنار این بخش اصلی، توضیح این نکته ضروری است که قانون «اختیارات جنگی» از دهه ۱۹۷۰ تاکنون یکی از مناقشهبرانگیزترین قوانین در ساختار سیاسی آمریکا بوده است. از زمان تصویب این قانون، تقریباً همه رؤسایجمهور آمریکا نسبت به محدود شدن اختیارات خود در زمینه اقدام نظامی ابراز نارضایتی کردهاند و حتی برخی مشاوران حقوقی کاخ سفید در دورههای مختلف، این قانون را از منظر حقوق اساسی قابل چالش دانستهاند. همین پیشینه باعث شده هرگونه تقابل رسمی میان رئیسجمهور و کنگره بر سر این قانون، صرفاً یک اختلاف مقطعی نباشد، بلکه ادامه یک کشمکش تاریخی در ساختار توزیع قدرت در نظام سیاسی آمریکا تلقی شود.در چنین چارچوبی، اعلام آتشبس یا پایان تخاصم-بهویژه وقتی به صورت یکجانبه از سوی رئیسجمهور مطرح شود-نه فقط یک موضعگیری دیپلماتیک، بلکه یک ابزار حقوقی برای تعیین میزان نفوذ کنگره در تصمیمگیریهای امنیتی است. استفاده ترامپ از اصطلاح «پایان تخاصم» دقیقاً در چنین…
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
…سهم بازار را در خارج از اوپک به دست آورده، تشویق میشوند دنبالهروی آن باشند. در حال حاضر، اکثر اعضا فاقد ظرفیت تولید یا تنوع اقتصادی امارات هستند، بنابراین خروج دستهجمعی بعید است. به نظر میرسد خروج این کشور از اوپکپلاس در این بازه زمانی بیشتر از آن که شوک جدی به بازار جهانی انرژی وارد کند و بیش از آنکه جنبه فنی داشته باشد، یک بازی سیاسی در سطح منطقه است. نقش آمریکا و رژیم صهیونیستی در تصمیم اماراتاعلام این موضوع درست در بازه زمانیکه امارات بهطور فزایندهای به آمریکا و رژیم صهیونیستی نزدیک شده است، صورت گرفت. بهخصوص با اعزام سیستم گنبد آهنین از سوی اسرائیل به امارات که نشان دهنده یک پیوند دفاعی میان تلاویو و ابوظبی میباشد. بهگونهای که امارات را بهعنوان اصلیترین شریک نظامی امریکا و اسرائیل در جنگ با ایران معرفی میکند. عضویت در اوپکپلاس به کشورها وزن دیپلماتیک و بینالمللی بیشتری میدهد؛ یکی از دلایلی که تحلیلگران برای تصمیم ایران برای ماندن در اوپک حتی در اوج جنگ با کشورهای خلیج فارس ذکر کردهاند. اکنون با توجه به ناامید شدن امارات از کشورهای عربی برای واکنش در مقابل ایران بخصوص در دوره جنگ رمضان، چرخش مسیر ابوظبی به سوی واشنگتن و تلآویو و…
… صیادی، حفاظت از گونههای جانوری و گیاهی، گردشگری و حتی پدیدههایی مانند دزدی دریایی، همگی در این حوزه مطرح میشوند.» او توضیح میدهد که پیشرفت فناوری نیز ابعاد جدیدی به این مسائل افزوده است:«امروز با توسعه فناوری، موضوعات تازهای مانند خطوط مخابراتی و زیرساختهای اینترنتی مستقر در بستر دریاها نیز به این بحثها اضافه شدهاند و همین امر پیچیدگی حقوق دریاها را افزایش داده است. به همین دلیل این حوزه یکی از فنیترین و تخصصیترین شاخههای حقوق بینالملل به شمار میآید.»به گفته او، اهمیت راهبردی دریاها تنها به سطح بینالمللی محدود نمیشود:«حتی در داخل کشورها نیز میبینیم که شهرهای ساحلی معمولاً اقتصاد پویاتری نسبت به شهرهای دور از دریا دارند. بنابراین وقتی از حقوق دریاها صحبت میکنیم، با مجموعهای از مسائل بسیار عینی و ملموس مواجه هستیم.» بشیره در ادامه به ریشههای نظری حقوق دریاها اشاره میکند و میگوید:«هوگو گروسیوس که از او به عنوان پدر حقوق بینالملل یاد میشود، با رساله معروف خود تحت عنوان دریای آزاد به شهرت رسید. او با طرح نظریه آزادی دریانوردی توانست تا حدی حاکمیت بلامنازع بریتانیا بر دریاها را به چالش بکشد. جالب آنکه بعدها خود بریتانیا نیز به حامی این نظریه تبدیل شد، زیرا در دوره پس از…
…رابطه را منتقل کند، بدون اینکه دولت انگلیس مجبور شود تعهد نظامی مشخصی بدهد. این دقیقاً همان هنر دیپلماسی بریتانیایی است: حفظ کانالها، خرید زمان، و نگه داشتن فضای مانور. ایران؛ متغیری که همراهی را پرهزینه میکنددر پرونده ایران، مسئله فقط «موضع سیاسی» نیست؛ مسئله «توان پاسخ» و «هزینه تقابل» است. ایران یک بازیگر منطقهای با عمق راهبردی است؛ هر درگیری با ایران میتواند به سرعت ابعاد منطقهای و اقتصادی پیدا کند. برای لندن که منافع دریایی، تجاری و انرژیمحور دارد، ورود رسمی به چنین تقابلی میتواند زنجیرهای از ریسکها را فعال کند. از زاویه نگاه انقلابی و ضدسلطه، همین نقطه معنا پیدا میکند: وقتی یک ملت بر استقلال خود میایستد و هزینه تحمیلپذیری را بالا میبرد، حتی متحدان سنتی آمریکا هم ناچار میشوند دو بار حساب کنند. مقاومت فقط در میدان نظامی تعریف نمیشود؛ مقاومت یعنی تغییر دادن محاسبات طرف مقابل. اگر بریتانیا در جنگ تحمیلی اخیر به ائتلاف نپیوست، یکی از خوانشهای ممکن این است که هزینهها را واقعی دیده و نمیخواهد در پروژهای شریک شود که پایانش روشن نیست.اروپا، اقتصاد و بحرانهای همزمان؛ لندن دنبال «ریسک کمتر» استبریتانیا بعد از تحولات سالهای اخیر، با چالشهای اقتصادی و اجتماعی مختلفی مواجه است. در چنین شرایطی، دولتهای اروپایی…
…با ورود به جزئیات عملیاتی، مناسبات دو طرف از توافقات مقطعی و واکنشی به سمت یک ساختار نهادمند حرکت میکند که در آن تعهدات طرفین دارای مکانیزمهای اجرایی مشخص و زمانبندیشده است. این تغییر رویکرد به معنای آن است که هر دو پایتخت به دنبال ایجاد ضمانتهای لازم برای تداوم همکاریها در سطوح میانی و بوروکراتیک هستند؛ به طوری که عمق راهبردی روابط، فارغ از متغیرهای زودگذر سیاسی یا فشارهای خارجی، در بلندمدت حفظ و مدیریت شود. دیپلماسی سایبری و امنیت اطلاعاتدر جریان توافقات صورتگرفته میان دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی ایران و همتایان روسی، امنیت اطلاعات و دیپلماسی سایبری به عنوان یکی از محورهای کلیدی تعیین شده است. محور اصلی این تفاهمات بر «کاهش وابستگی به فناوریهای غربی» استوار است که از طریق همکاری در تولید سختافزارها، نرمافزارها و ایجاد دیتاسنترهای مستقل دنبال میشود. علاوه بر این، دو کشور بر سر تدوین و پیشنهاد قواعد بینالمللی جدید در مجامع جهانی برای حکمرانی بر فضای مجازی و همچنین ایجاد سازوکارهای دفاعی مشترک جهت مقابله با حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی (مانند شبکه برق، بانکی و سامانههای سوخت) به توافق رسیدهاند تا امنیت پایدار در فضای تبادل اطلاعات میان دو کشور برقرار شود.تهران و مسکو به دنبال ایجاد یک «سپر…