جدید به قدیم
شرایط اقلیمی در مقابل شرایط روانیاز منظر روانشناسی، بحران اقلیمی فراتر از یک مسئلهی زیستمحیطی است و یک ترومای مزمن جمعی ایجاد میکند. مفهوم "ترومای اقلیمی" توسط روانشناسانی مانند جین کلیر در انجمن روانشناسی آمریکا معرفی شده، که آن را به عنوان واکنشهای عاطفی مداوم به تهدیدهای اقلیمی توصیف میکند. این تروما میتواند به اختلالاتی مانند افسردگی، اضطراب عمومی و حتی اختلال استرس پس از سانحه منجر شود، به ویژه در میان جوامع آسیبپذیر. بر اساس یک مطالعه در مجله رفتار انسانی طبیعت در سال ۲۰۲۴، حدود ۷ درصد از بزرگسالان آمریکایی سطوح جدی پریشانی روانی مرتبط با تغییرات اقلیمی گزارش کردهاند. این رقم در میان جوانان بالاتر است: یک نظرسنجی جهانی در مجله لنست در سال ۲۰۲۱ بر روی بیش از ۱۰ هزار نفر بین ۱۶ تا ۲۵ سال نشان داد که ۸۴ درصد حداقل به طور متوسط نگران تغییرات اقلیمی هستند و ۴۵ درصد احساس میکنند این نگرانی زندگیشان را مختل کرده است. در ایران، این پدیده ریشهدارتر است. یک بررسی سیستماتیک در سال ۲۰۲۴ بر روی تاثیر تغییرات اقلیمی بر سلامت عمومی ایران نشان داد که افزایش دما و خشکسالیها با افزایش اختلالات روانی مانند افسردگی و اسکیزوفرنی مرتبط است. مطالعهای در بیامسی در سال ۲۰۲۱ بر…
…نادیدهگرفتهشدن برای مغز همانقدر واقعی و دردناک است که بریدگی یا سوختگی. ناشنوایی، در چنین بستری، نهفقط فقدان شنوایی بلکه زخمی تداومی است که در سطح روانی بازتولید میشود. از دیدگاه بالینی، این طرد اجتماعی میتواند به انزوای عمیق، احساس بیکفایتی و کاهش چشمگیر عزت نفس منجر شود. بسیاری از ناشنوایان بهجای اینکه طرد را محصول ساختارهای اجتماعی ببینند، آن را به نقص شخصی خود نسبت میدهند. چنین درونیسازیای، زمینهساز افسردگی و اضطرابهای مزمن میشود.تبعیض پنهان و زخمهای نامرئی رواناگرچه گاه طرد آشکار است، اما اغلب ناشنوایان بیش از هر چیز با تبعیضی مواجهاند که چهرهای ظاهرا مهربان دارد. این همان چیزی است که روانشناسان اجتماعی از آن بهعنوان «تبعیض پنهان» یاد میکنند. تصور کنید فرد ناشنوایی موفقیت تحصیلی یا شغلی به دست آورده است. واکنش رایج جامعه اغلب چنین است: «با این شرایطت، واقعا شگفتانگیز است!» در ظاهر، این جمله تحسینآمیز است. اما پیام پنهان آن این است که موفقیت برای ناشنوایان «استثنا» و نه «قاعده» است. این نوع نگاه، مرز میان ما و آنها را پررنگتر میکند و دستاورد فرد ناشنوا را نه حاصل توانایی ذاتی، که نتیجه تلاشی غیرعادی جلوه میدهد. از منظر بالینی، تبعیض پنهان میتواند به پدیدهای بهنام درونیسازی انگ بینجامد. در این حالت…
فرافکنی چیست؟مگله در همان ابتدای کتاب به ریشههای روانکاوانهی مفهوم فرافکنی اشاره میکند. فروید این سازوکار را در تحلیل بیمارانش مشاهده کرد: هنگامی که بیمار نمیتوانست تمایلات یا احساسات دردناک خود را بپذیرد، آنها را به دیگری نسبت میداد. برای مثال، فردی که در ناخودآگاه خود میل به پرخاشگری دارد، ممکن است دیگران را خشمگین یا تهدیدکننده تصور کند. اما مگله از تکرار صرف نظریهها فراتر میرود. او نشان میدهد که فرافکنی چگونه در روابط روزمره عمل میکند: در سوءتفاهمهای خانوادگی، در رقابتهای کاری، در دوستیها و حتی در عرصهی سیاست و رسانه. به بیان او، ما اغلب تصویری که از دیگری داریم، بازتابی از خودمان است. جهان بیرونی به آینهای بدل میشود که چهرهی پنهان ما را برمیگرداند. ساختار کتابکتاب فرافکنی اثر ویرژینی مگله با ساختاری منسجم و در عین حال ساده طراحی شده تا خواننده بتواند بهتدریج با مفهوم پیچیدهای همچون فرافکنی آشنا شود. مگله کتاب را به سه محور اصلی تقسیم کرده است که هر یک به سطحی متفاوت از تجربهی انسانی میپردازد: فردی، میانفردی و اجتماعی. در بخش نخست، نویسنده به فرافکنی در سطح فردی میپردازد. او توضیح میدهد که چگونه هر انسان برای مواجهه با بخشهای ناخوشایند شخصیت خود، آنها را بر دیگری میافکند…
به گزارش صبح ساحل، مدیرعامل جمعیت هلال احمر هرمزگان گفت: در هر کاروان پزشک عمومی، مشاور تغذیه، روانشناس و پرستار به گروههای هدف خدمات پزشکی ارائه میشود.مختار سلحشور افزود: در این مدت به سه هزار و ۵۰۰ تَن، با هدف ارتقای سطح بهداشت و خدمات درمانی و حمایتی ارائه شده است.وی گفت: علاوه بر خدمات درمانی، هزار و۲۰۰ بسته معیشتی به ارزش ۱۲ میلیارد ریال بین نیازمندان مناطق مختلف هرمزگان توزیع شد.مدیرعامل جمعیت هلال احمر هرمزگان با اشاره به اهمیت حضور داوطلبان در این برنامهها، افزود: همکاری داوطلبان در ارائه خدمات سلامت و توزیع بستههای حمایتی، نقش مؤثری در بهبود شرایط زندگی و سلامت جامعه ایفا میکند که نشاندهنده همبستگی اجتماعی در این استان است.
تابآوری به زبان سادهتابآوری فقط به معنای «تحمل سختیها» نیست، بلکه مهارتی است برای تنظیم احساسات، پیدا کردن راهحلهای تازه و یاد گرفتن از شکستها. کودکی که تابآور است، وقتی نمره پایین میگیرد، ناامید نمیشود بلکه به دنبال اصلاح روش مطالعهاش میرود. او یاد میگیرد هیجانش را کنترل کند، با دیگران ارتباط مؤثر داشته باشد و برای مشکلاتش راهحل پیدا کند.چرا باید همین مهر تقویت شود؟تحقیقات سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد بیشترین بروز اضطراب و افسردگی در نوجوانی، دقیقاً زمانی است که تغییرات بزرگ مثل شروع سال تحصیلی رخ میدهد. اگر تابآوری در همین مهر تقویت شود، کودک میتواند سال را با آرامش و اعتمادبهنفس شروع کند. برعکس، اگر بیتوجهی شود، استرس انباشته شده میتواند به افت تحصیلی و مشکلات رفتاری منجر شود.مسیر عملی برای خانوادهها۱. روتین خواب و تغذیه: یک ساعت مشخص برای خواب و بیداری تعیین کنید. قبل از خواب، موبایل و تلویزیون کنار گذاشته شود. صبحها یک صبحانه سبک و مغذی (مثل نان و پنیر یا تخممرغ) انرژی لازم را فراهم میکند.۲. تمرینهای تنفسی: قبل از امتحان یا شروع تکلیف، با فرزندتان تمرین «تنفس جعبهای» انجام دهید: ۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه نگهداشتن، ۴ ثانیه بازدم، ۴ ثانیه توقف. این تمرین ساده، اضطراب…
مرز عزت نفس سالم و ویرانگرعزت نفس سالم، در ادبیات روانشناسی، به معنای ارزشیابی مثبت و واقعبینانه فرد از خود است. یعنی باور به اینکه «من ارزشمندم»، همراه با پذیرش نقصها، شکستها و تغییرات طبیعی زندگی. در این حالت، فرد قادر است در برابر انتقاد انعطاف نشان دهد، شکست را به تجربهای آموزنده بدل کند و هویت خود را متکثر و پویا ببیند. در مقابل، عزت نفس شدید به معنای نوعی هویتیابی صلب و غیرمنعطف است، جایی که فرد خود را صرفا در چارچوب یک تصویر خاص تعریف میکند، مثلا همیشه موفق، همیشه قوی، یا همیشه برتر. در چنین حالتی، هرگونه تناقض یا شکست نه تنها تجربهای گذرا تلقی نمیشود، بلکه تهدیدی علیه کل هویت فرد است. این تمایز بنیادی است، زیرا پیامدهای بالینی و اجتماعی دو شکل عزت نفس کاملا متفاوتاند. اگر عزت نفس سالم منبعی برای تابآوری است، عزت نفس شدید بیشتر به مکانیسمی دفاعی میماند که در بلندمدت، فرد را آسیبپذیرتر میکند.نقش فرهنگ معاصر یکی از ابعاد کمتر دیدهشده در بحث عزت نفس شدید، تاثیر فرهنگ معاصر و سازوکارهای نمادین آن است. جامعه مصرفی امروز بر نمایش، مقایسه و رقابت استوار است؛ جایی که ارزش فرد نه بر اساس تجربههای زیسته یا کیفیت روابط، بلکه بر…
به گزارش صبح ساحل، محمود پابرجا رئیس مرکز بهداشت شهرستان جاسک گفت: خدمات مرکز نفس جاسک به صورت رایگان در بخشهای روانشناسی، مشاوره و مامایی و در راستای جلوگیری از سقط جنین و جوانی جمعیت است.این مرکز با همکاری کانون بسیج جامعه پزشکی در جاسک راه اندازی شده است.
فشار تحصیلی در بستر روانشناسی رشداز دیدگاه اریک اریکسون، نوجوانی دورهی بحران «هویت در برابر سردرگمی نقش» است. در این مرحله، نوجوان میکوشد بفهمد کیست، چه میخواهد و چه مسیری برای زندگیاش مناسبتر است. والدین نقش مهمی در این روند دارند: آنها میتوانند با حمایت، گفتگو و فراهم کردن فرصتهای تجربه، نوجوان را در مسیر کشف هویت یاری کنند. اما هنگامی که والدین بهجای همراهی، نسخه ای از پیش تعیین شده برای موفقیت فرزند میپیچند و او را به سوی آن هل میدهند، بحران رشدی بهجای حلشدن، تشدید میشود. فشار تحصیلی از نوع سازنده، فشار ملایمی است که نوجوان را به تلاش و پشتکار تشویق میکند شبیه وزنهای سبک که عضلات اراده و خود انضباطی را تقویت میکند. اما زمانی که این فشار به حد افراط میرسد، نوجوان احساس میکند بارِ سنگینی بر دوشش نهادهاند که هیچ تناسبی با توان او ندارد. نتیجهی چنین شرایطی معمولا اضطراب امتحان، بیانگیزگی و حتی طغیان در برابر اقتدار والدین است. والدینی که تصور میکنند سختگیری بیشتر، نتیجهی بهتر میدهد، از یک نکتهی اساسی غافل میشوند: یادگیری و موفقیت زمانی پایدار میشود که نوجوان درونیترین انگیزهی خود را پیدا کند، نه زمانی که صرفا برای ارضای توقع دیگران درس بخواند.فشار تحصیلی بهمثابه بازتولید…
روانشناس سوگویلیام جی. وردن روانشناس بالینی و پژوهشگر آمریکایی است که دههها از عمر حرفهای خود را صرف مطالعه سوگ و داغداری کرده است. او استاد دانشگاه هاروارد بوده و علاوه بر فعالیتهای آموزشی، در حوزه مشاوره با بازماندگان و خانوادهها تجربهای گسترده دارد. کتاب «رنج و التیام» حاصل سالها کار بالینی و پژوهشی اوست و نخستین بار در دهه ۱۹۸۰ منتشر شد. این اثر بارها تجدید چاپ شده و بهروز شده است تا همسو با یافتههای جدید روانشناسی باقی بماند. آنچه وردن را از بسیاری پژوهشگران دیگر متمایز میکند، نگاه وظیفه محور او به سوگ است. پیش از او، نظریه های غالب بیشتر بر مراحل یا فازهای سوگ تمرکز داشتند. مشهورترین نمونه، مدل الیزابت کوبلر-راس بود که سوگ را در پنج مرحله (انکار، خشم، چانهزنی، افسردگی و پذیرش) توضیح میداد. اما وردن بهجای نگاه خطی، بر این باور بود که سوگ مجموعهای از وظایف یا تکالیف روانی است که فرد باید با آنها درگیر شود. این وظایف الزاما به ترتیب مشخصی رخ نمیدهند، بلکه میتوانند همپوشانی داشته باشند و شدت آنها در افراد مختلف متفاوت باشد.وظایف سوگ از نگاه وردنکتاب «رنج و التیام» بهطور مفصل به چهار وظیفه اصلی سوگ میپردازد که چارچوبی…
فراموشی یا از دست دادن خود؟از منظر روانشناسی بالینی، آلزایمر نه فقط اختلالی در حافظه، بلکه حملهای تدریجی به هویت است. وقتی فرد نام فرزندش را فراموش میکند یا خانهی خود را نمیشناسد، در واقع بخشی از پیوندهای بنیادی با جهان از هم گسسته میشود. روانشناسان این فرآیند را از دست دادن خود توصیف میکنند. بیمار ممکن است لحظههایی از هوشیاری را تجربه کند و ناگهان متوجه فراموشیهای مکرر خود شود این تجربه غالبا با اضطراب، خشم و احساس بیکفایتی همراه است. از سوی دیگر، خانواده شاهد افول تدریجی شخصی است که دوستش دارد. این وضع نوعی سوگ مبهم ایجاد میکند، فرد هنوز حضور فیزیکی دارد، اما هویت روانیاش رو به محو شدن است. چنین سوگی نه آغاز مشخصی دارد و نه پایانی روشن و همین ویژگی باعث میشود خانواده در چرخهای از سردرگمی و اندوه مداوم گرفتار شود.بار عاطفی و روانی خانوادههابر اساس یافتههای روانشناسی مراقبان بیماران آلزایمر در معرض فشار روانی و فرسودگی عاطفی شدیدی هستند. همسران اغلب نقش والد دوم را بر عهده میگیرند و ناچار میشوند کنترل امور روزمره، مراقبت جسمانی و تصمیمات حیاتی را به تنهایی به دوش بکشند. فرزندان نیز علاوه بر مسئولیتهای زندگی شخصی، با احساس گناه دائمی دستبهگریباناند…