جدید به قدیم
قاچاق سوخت در استان هرمزگان دیگر صرفاً یک معضل اقتصادی یا امنیتی نیست، بلکه بهتدریج در حال تبدیل شدن به یک بحران عمیق اجتماعی است؛ بحرانی که اینبار نهاد آموزش و پرورش را بهطور مستقیم نشانه گرفته است. نهادی که همواره یکی از مهمترین ابزارهای ارتقای سطح دانش، مهارت و تحرک اجتماعی کودکان و نوجوانان این سرزمین بوده و در گذشته، بهویژه برای خانوادههای کمبرخوردار، بهعنوان پلی برای خروج از چرخه فقر و دستیابی به آیندهای آبرومند و پایدار تلقی میشد.اما با تشدید تورم، کاهش قدرت خرید خانوارها و انباشت مزمن مشکلات اقتصادی کشور، این کارکرد حیاتی آموزش بهتدریج تضعیف شده است. همزمان، قاچاق سوخت بهعنوان فعالیتی پرریسک اما در دسترس و نسبتاً پردرآمد، برای بخشی از اقشار کمدرآمد به گزینهای جذابتر از تحصیل و مهارتآموزی بدل شده است. این تغییر مسیر، نهتنها معیشت بلکه نظام ارزشی جامعه محلی را نیز تحتتأثیر قرار داده است.با گسترش قاچاق سوخت، ارزشهای اجتماعی دچار دگرگونی شده و نابرابریهای آموزشی بیش از گذشته عیان شدهاند؛ گویی نابرابری آموزشی سالها در سایه مانده بود تا امروز، قاچاق سوخت آن را بیپرده و عریان به جامعه نشان دهد. در چنین شرایطی، جامعهای شکل میگیرد که بهجای ارج نهادن به تحصیل، علم و مهارت، ناخواسته…
…۲۰۲۵، بسیاری از کشورها سرمایهگذاریهای عظیمی در حوزه فناوری انجام دادند تا از وابستگی به منابع سنتی بکاهند و جایگاه خود را در نظم نوین تثبیت کنند.با این حال، بحرانهای انسانی و اقلیمی همچنان سایه سنگین خود را بر جهان گستردهاند. میلیونها نفر در سودان، یمن و افغانستان با ناامنی غذایی و بیخانمانی مواجه شدند و جامعه بینالملل نتوانست پاسخ مؤثری به این بحرانها ارائه دهد. در اروپا، موج جدیدی از مهاجرت ناشی از جنگها و تغییرات اقلیمی، سیاست داخلی کشورها را تحت فشار قرار داد و زمینهساز رشد جریانهای پوپولیستی شد. در آمریکا، شکافهای اجتماعی و سیاسی عمیقتر شدند و بازگشت ترامپ به قدرت این شکافها را تشدید کرد.در مجموع، سال ۲۰۲۵ را میتوان سالی دانست که در آن جهان با مجموعهای از بحرانهای همزمان مواجه شد؛ بحرانهایی که نه تنها نظم موجود را به چالش کشیدند بلکه چشمانداز آینده را نیز مبهمتر کردند. این سال نشان داد که جهان دیگر نمیتواند با ابزارهای سنتی به مقابله با بحرانها بپردازد و نیازمند رویکردهای نوین و همکاریهای گستردهتر است. اگرچه آتشبسها و توافقهای موقت توانستند از گسترش برخی جنگها جلوگیری کنند، اما ریشههای بحران همچنان پابرجا هستند و بدون تغییرات بنیادین، آیندهای روشن در انتظار جهان نخواهد بود.
رئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان آبزیان هرمزگان در نشستی با حضور مشاور اقتصادی رئیسجمهور، با انتقاد از سیاستهای ارزی و صادراتی دولت، تأکید کرد الزام بازگشت ارز بدون زیرساخت بانکی و ابزار اجرایی، صادرات آبزیان را عملاً قفل کرده است.به گفته مهرداد بازرگان ، برخوردهای تنبیهی، تعلیق کارتهای بازرگانی و تمرکز فشار بر صادرکنندگان خرد، نهتنها مشکل ارزی را حل نکرده، بلکه به دپوی محصولات، تضعیف انگیزه صادرات و تهدید اشتغال در بخش کشاورزی و شیلات انجامیده است.
به گزارش صبح ساحل، عبدالله پرواز، نماینده استان هرمزگان در شورای عالی استانها در گفتوگو با پایگاه اطلاعرسانی شورای عالی استانها با انتقاد از رواج اصطلاح «منابع در اختیار نماینده» در فضای سیاسی کشور، اظهار داشت: در سالهای اخیر این عبارت بیش از پیش در اظهارات برخی نمایندگان مجلس شنیده میشود؛ اصطلاحی که در نگاه نخست ممکن است برای افکار عمومی خوشایند باشد، اما با اندکی تأمل، پرسشها و ابهامات جدی حقوقی، نظارتی و عدالتمحور را پیش روی جامعه قرار میدهد.وی با اشاره به جایگاه نماینده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گفت: بر اساس قانون اساسی، نماینده مجلس قانونگذار و ناظر است، نه مجری. اصول متعددی از جمله اصل ۵۷ درباره تفکیک قوا، اصل ۷۱ در خصوص صلاحیت قانونگذاری مجلس و اصول ۷۶ و ۸۸ بهعنوان ابزارهای نظارتی مجلس، بهروشنی حدود و وظایف نماینده را مشخص کردهاند و در هیچیک از این اصول، اختیار اجرایی یا تخصیص مستقیم منابع برای نمایندگان پیشبینی نشده است.پرواز خاطرنشان کرد: با این وجود، زمانی که شنیده میشود نمایندهای اعلام میکند «از منابع در اختیار نماینده برای احداث زمین چمن، پروژه عمرانی یا طرحی محلی استفاده کردهام»، این سؤال اساسی مطرح میشود که مبنای قانونی چنین اختیاری چیست؟ اگر این منابع واقعاً…
…او در ترانههایی همچون «پشت باغ مولوی»، «خیابون دلگشا»، «خونسرخ ارم که یار امه»، «شاه حسینی جای حورون بهشتن» و ... هرگز از یادمان نخواهد رفت و همین بس تا جایگاه صالح آتون را و اهمیت وی در تاریخ موسیقی و عودنوازی هرمزگان تثبیت نماید.اگر بخواهیم تاریخ عودنوازی بندرعباس را به چند نسل تقسیم نماییم، صالح آتون متعلق به نسل اول نوازندگان عود بندرعباس است.نسلی که مسیری ناهموار را به سامان رساند و اکنون آثاری ارزشمند از این نسل (چه از حیث ارزش آثار و چه در تربیت نوازندگان دورههای بعد) برایمان به یادگار مانده است و عودنوازی هرمزگان با چنین پشتوانهای به مسیر خود ادامه داده است که بررسی فنون و شیوهی نوازندگی آنها شایستهی مقال دیگریست. صالح آتون علاوه بر موسیقی در زمینهی فرهنگ و آموزش و پرورش بندرعباس نیز یکی از خدمتگزاران لایق و جزو اولین معلمین دبستان دانشمند سورو بشمار میرود و از حیث هنر، انسانیت، شخصیت والا و خصوصیات هنرمند اصیل بومی در اوج تصور بود. دردا و دریغا که این نسل با سرعت و شتابی باورنکردنی درحال انقراض است و این اضمحلال فرهنگ بومی میتواند اندوهی بس جبرانناپذیر برای نسل حاضر و نسلهای بعد باشد. و پر واضح است که یک ملت بدون…
…که هیچ پاسخ روشنی برای جبران آن ارائه نشده است. کارگر، کارمند و بازنشسته باید این کسری را از کدام منبع تأمین کنند؟ جناب آقای پزشکیان! شما در ۲۷ خرداد ۱۴۰۳ و در جریان رقابتهای انتخاباتی، بهدرستی گفته بودید: «افزایش حقوق ۲۰ درصدی در شرایط تورم ۵۰ درصدی، ظلمی آشکار در حق کارگران و کارمندان است؛ روندی که نتیجهاش فقیرتر شدن حقوقبگیران و فربهتر شدن ثروتمندان است.» شما تأکید داشتید که این چرخه معیوب باید متوقف شود و حقوقها متناسب با نرخ واقعی تورم افزایش یابد؛ سخنی روشن، منطقی و منطبق با قانون. اکنون که بر مسند ریاستجمهوری نشستهاید، این پرسش جدی پیش روی افکار عمومی است: چرا در لایحه بودجه، بهجای پایان دادن به این بیعدالتی مزمن، همان مسیر نادرست گذشته تکرار شده است؟ آن همه سخن از عدالت، امروز در کجای این بودجه ایستاده است؟ در این میان، نگاهی گذرا به افزایش بودجه دستگاهها و نهادها و نیز به شاخصهای نازل بهرهوری در کشور، پرسشهای جدیتری را مطرح میکند. اگر منابع لازم برای افزایش بودجه دهها دستگاه و نهاد فراهم شده، اگر ناکارآمدها و کمبازدهها همچنان سهم خود را از بودجه عمومی میگیرند، چرا از همان محلها منابع لازم برای ترمیم حقوق کارمندان، بازنشستگان و کارگران تأمین نمیشود…
…آن بازه زمانی حیاتی بیاثر کرد. زمان در مدیریت بحران کلیدیترین عامل است و این ضعف، امکان کاهش خسارات را به شدت محدود کرد.نکته قابل تامل دیگر، عدم تخلیه پیشدستانه روستاهای در معرض خطر مانند مهرگی و عدم استقرار پیشدستانه ماشینآلات در کانونهای پیشبینی شده بحران در دهستان گونمردی است، با وجود اینکه روستای مهرگی سابقه سیل داشت و شرایط محیطی آن تغییر محسوسی نکرده بود نیاز بود این مهم صورت پذیرد. با وجود چند کانون بحران، تمرکز تیم مدیریتی در یک نقطه و ناتوانی در هماهنگی موثر با نیروهای حاضر در صحنه موجب سردرگمی، ازدحام وسایل نقلیه شخصی و کاهش بهرهوری عملیات شد. در ساعات اولیه، مدیریت اخبار و اطلاعات به طور موثر در دست ستاد بحران شهرستان نبود. همچنین تعامل ناکافی با بخش خصوصی محلی، دستگاهداران و دهیاریها برای بسیج سریع امکانات در همان دقایق اولیه، فرصتی ارزشمند را از دست داد. این ظرفیتهای بومی و دلسوز میتوانستند نقش تعیینکنندهای در کنترل اولیه سیلاب داشته باشند. عملکرد بخشدار مرکزی سیریک در پیشگیری، آمادهسازی و پاسخ به بحران، به ویژه در عدم تعامل موثر با دهیاریها و ظرفیتهای محلی بخش مرکزی، نقطه ضعف جدی و غیرقابل قبولی بود که از چشم مردم پنهان نمانده است. در این راستا…
…ساخته میشود. در سگکشی فریاد نسلی را ثبت کرد که اشکهایش را پیشتر ریخته بود. و در هشتمین سفر سندباد، جستوجوی حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند؛ زمان نتوانست مصرفش کند. پیر نشد؛ عمیقتر شد. بهموقع زیست، بهموقع مشهور شد، بهموقع کنار رفت و شأنِ خویش را حفظ کرد؛ شأنی که نه با سانسور فرو ریخت و نه با تشویقهای دیرهنگام. نام او شاید در کتابهای درسی نیامده باشد، اما در جانِ آگاهِ ایرانیان حک شده است. بیضایی به ما آموخت جهل، بزرگترین دشمن مردمان است و حقیقت، هرچند دشوار و دیررس،…
… در غربت جان میسپارد؛ و چه تمثیل تلخی که مردی با چنین عشق سترگی به ایران، با عمری رنج برای عظمت فرهنگ و تاریخش، ناگزیر تن به هجرت داد. گویی بیضایی نه فقط یک هنرمند، که سرنوشت ایران است؛ سرزمینی که سالهاست دردهایش را میشناسد، اما درمانی برای آن نمییابد. او رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، فرزندان بزرگش را تنها در تبعید تاب میآورد. بهرام بیضایی صرفاً یک نمایشنامهنویس یا فیلمساز نیست؛ او روایتی زنده از ایران است. ایرانی که در «رگبار» زیر فشار زمانه خیس میشود، در «غریبه و مه» راه خود را گم میکند، در «مرگ یزدگرد» در برابر تاریخ محاکمه میشود و در «چریکه تارا» به جستوجوی هویت گمشده خویش برمیخیزد. آثار بیضایی نه سرگرمیاند و نه نوستالژی؛ آنها اسناد فرهنگی یک سرزمین زخمخوردهاند. بیضایی سالها کوشید تاریخ را از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده. او در «مسافران» مرگ را به خانه میآورد، نه برای سیاهنمایی، بلکه برای آنکه یادآوری کند جامعهای که…
ثبتنام داوطلبان نمایندگی مجلس از ۱۳ دیماه آغاز میشود و با نزدیک شدن به زمان ثبتنام کاندیداها، بهتدریج فضای سیاسی و انتخاباتی در حوزه مرکزی هرمزگان در حال شکلگیری است.با این حال، شرایط سخت معیشتی، مشکلات اقتصادی، تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی سبب شده بخش قابل توجهی از مردم تمایل چندانی به پیگیری اخبار سیاسی و انتخاباتی نداشته باشند و دغدغههای اقتصادی در اولویت افکار عمومی قرار گیرد. با وجود این فضای عمومی، در محافل سیاسی زمزمههایی از حضور برخی چهرهها شنیده میشود و تعدادی از کاندیداهای احتمالی، رایزنیهای خود را با معتمدین و متنفذین شهرها و روستاها آغاز کردهاند و در جلسات مختلف گروههای سیاسی حضوری فعال دارند.در همین حال، برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند ترکیب همزمان انتخابات شوراها و انتخابات میاندورهای مجلس میتواند بر آرایش سیاسی رقابتها تأثیرگذار باشد و زمینه را برای ظهور چهرههای محلی و مستقل فراهم کند؛ چهرههایی که تلاش دارند با تکیه بر پایگاههای اجتماعی و قومی، نظر رأیدهندگان را جلب کنند.به نظر میرسد با توجه به پیشبینی عدم مشارکت مطلوب مردم در انتخابات پیشرو، احزاب و گروههای اصلاحطلب در هرمزگان تمایل چندانی به معرفی نامزد نداشته باشند و بیشتر کاندیداهای احتمالی از طیف اصولگرا یا بهصورت مستقل وارد عرصه رقابت…