جدید به قدیم
در قالب نهضت سلامت و با مشارکت استانداری، دانشگاه علوم پزشکی و حمایت وزارت بهداشت، ۸۵ دستگاه دیالیز به ارزش بیش از ۱۳۰ میلیارد تومان به بیمارستانهای استان تحویل شد.با این اقدام، ظرفیت دیالیز در هرمزگان نزدیک به ۵۰ درصد افزایش یافته و شاخص خدمات به بیماران کلیوی به سطح استاندارد کشوری رسیده است.
…اما امروز، با یافتههای تازه باستانشناسی، روایت تازهای از این سرزمین شکل گرفته است؛ روایتی که دهتل را به یکی از مهمترین محوطههای پارینهسنگی ایران بدل میکند.در بررسیهای اخیر به سرپرستی سپهر زارعی، باستانشناس و معاون میراثفرهنگی استان هرمزگان، مجموعهای از ابزارهای سنگی و شواهد سکونتی در دامنه کوه پرلاور شناسایی شد که قدمتی بیش از ۲۰۰ هزار سال دارند.این کشف نشان میدهد که انسانهای اولیه، در دوره پارینهسنگی قدیم و میانی، در همین ناحیه زندگی کردهاند.اما اهمیت این یافتهها تنها در جنبه علمی آن نیست.دهتل امروز، در آستانهی تحولی هویتی و فرهنگی قرار دارد.در زمانی که بسیاری از مناطق جهان برای خلق برند فرهنگی هزینههای کلان صرف میکنند، دهتل بهصورت طبیعی و مستند، واجد هویتی جهانی شده است: «زادگاه انسان در جنوب ایران».این دستاورد، فرصتی است برای بازنگری در نگاه توسعهای به منطقه؛ فرصتی که اگر با برنامهریزی درست همراه شود، میتواند زمینهساز رونق گردشگری، افزایش سرمایهگذاری فرهنگی و تقویت جایگاه شهرستان بستک در نقشه ملی میراث ایران باشد.اکنون، نقش همهی نهادها و مردم منطقه در تحقق این هدف تعیینکننده است: از شورای اسلامی و دهیاری دهتل گرفته تا اداره میراث فرهنگی، فرمانداری و دستگاههای استانی.برای بهرهبرداری درست از این ظرفیت…
با پایان بحران، وعدهها هم فروکش کرد و صدای پرستار، بار دیگر در همهمهی بیتفاوتیها گم شد. امروز مشکلات معیشتی و نابرابریهای حقوقی بزرگترین زخم جامعه پرستاری است. طبق آمار، سالانه بیش از ۳۰۰۰ پرستار ایرانی برای یافتن شرایط کاری بهتر مهاجرت میکنند؛ یعنی بهطور میانگین، هر ماه حدود ۲۰۰ پرستار کشور را ترک میگویند. این در حالی است که نظام سلامت ایران با کمبود بیش از ۱۰۰ هزار پرستار روبهروست. در استان هرمزگان، این کمبود شکل بحرانیتری به خود گرفته است.بر اساس استانداردهای وزارت بهداشت، به ازای هر تخت بیمارستانی باید یک پرستار فعال باشد. در حال حاضر حدود ۳۵۰۰ تخت در بیمارستانهای هرمزگان وجود دارد، اما تنها ۲۱۱۶ پرستار در این استان مشغول به کارند. به بیان دیگر، استان دستکم با کمبود ۱۳۰۰ پرستار مواجه است. با توجه به برنامهی افزایش هزار تخت بیمارستانی جدید در آینده، کمبودی بیش از ۳۰۰۰ پرستار پیشبینی میشود؛ آماری نگرانکننده که زنگ خطر را برای نظام سلامت این استان به صدا درآورده است.این کمبود نیروی انسانی باعث شده فشار کاری بر پرستاران افزایش یابد و فرسودگی شغلی و خستگی روحی در میان آنان شدت گیرد. از سوی دیگر، پایین بودن دستمزدها، نبود امنیت شغلی، اضافهکار اجباری و گرانی هزینههای زندگی…
سرخوردگی سیاسی پدیدهای است که از دل تجربه ی شکستهای مداوم و ناکارآمدیهای سیاسی بیرون میآید. وقتی مردم احساس کنند دولت و نهادهای سیاسی به وعدههای خود عمل نمیکنند یا حتی در مسیر خدمت به منافع عمومی نیستند، اعتمادشان به سیستم سیاسی تحلیل میرود و حس بیقدرتی و بیتأثیری آنان به تدریج در جامعه گسترش مییابد. این سرخوردگی اغلب ناشی از عواملی همچون فساد گسترده، نبود شفافیت در تصمیمگیریها، نابرابریهای فزاینده و فقدان امکان مشارکت واقعی مردم در فرآیندهای سیاسی است. در بسیاری از کشورها این سرخوردگی سیاسی به شکل های مختلفی نظیر؛ کاهش مشارکت انتخاباتی، کاهش اعتماد به نمایندگان و حتی بیاعتنایی نسبت به قوانین و مقررات بروز میکند. در چنین شرایطی، فضای سیاسی به جای آنکه محل گفتوگو و همکاری برای بهبود شرایط باشد، به عرصهای برای تقابل و کشمکشهای شدید تبدیل میشود. سرخوردگی سیاسی در واقع میتواند به یک ویروس اجتماعی تبدیل شود که پویایی و انگیزه تغییر را از مردم میگیرد.ترس اجتماعی معمولا هنگامی شدت مییابد که احساس شود امنیت فیزیکی، روانی یا اقتصادی افراد در معرض تهدید است و این ترس میتواند ریشه در سرکوبهای سیاسی، خشونت خیابانی، بیثباتی اقتصادی یا حتی گسترش شکافهای فرهنگی و هویتی داشته باشد. ترس، یک نیروی بازدارنده قدرتمند…
فیلم «شیفت دیروقت» با نگاهی مستندگونه، زندگی پرستاری را در میان بحران کمبود نیرو و فشار روحی روایت میکند؛ تصویری که در بیمارستانهای هرمزگان، نه روی پرده، بلکه هر شب در واقعیت تکرار میشود. پرستارانی که در خط مقدم درمان، در برابر بیماری، خستگی و حتی بیمهری جامعه میایستند بیصدا، اما با شرافتی خیرهکننده.
بندرعباس از نظر اقلیم، شهری است که فضاهای باز و سایهدار برای حیات روزمره اهمیت حیاتی دارند. در اینجا، زیست شهری به درون ساختمان محدود نمیشود؛ کیفیت فضاهای عمومی مانند گذرگاههای پیاده، میدانهای کوچک، سایهاندازها و سکوهای نشیمن، تعیین میکند که آیا شهر قابل سکونت است یا صرفاً مجموعهای از بلوکهای مسکونی بیروح. در محلات جدید چون گلشهر یا محدودههای شمالی شهر، حجم ساختوساز با سرعت بالا افزایش یافته، اما شبکهی فضاهای عمومی در همان نسبت رشد نکرده است. بسیاری از خیابانها فاقد سایه، نشیمن یا بدنهی فعالاند و همین باعث شده فضا نه برای مردم، بلکه تنها برای عبور خودروها شکل گرفته باشد. منظر شهری در معنای عمیق خود، صرفاً زیبایی ظاهری بناها نیست؛ بلکه ادراک جمعی از فضاست. شهر وقتی معنا مییابد که شهروند بتواند در آن قدم بزند، مکث کند، نگاه کند و با دیگران تعامل داشته باشد. کیفیت طراح یپیادهروها، تناسب مقیاس درختان و سازههای سایهبان، تنوع کاربری در طبقات همکف و حتی رنگ و مصالح نماها، همگی در شکلگیری این ادراک نقش دارند. این عناصر باید بر اساس شناخت اقلیم گرم و مرطوب طراحی شوند؛ یعنی سایهی کافی، جریان هوا و بهرهگیری از مصالحی که گرم نمیمانند. اما متأسفانه الگوی توسعه در برخی محلههای…
اگر روزی در بیمارستان بستری شده باشید، در لحظهای از ضعف و اضطراب، شاید تمام جهان برایتان در دستان پرستاری خلاصه شود که آرام، مطمئن و دقیق در کنار شما ایستاده است. پرستاری که گاهی تنها صدای دلگرمکنندهاش، میان بوقهای دستگاه و اضطراب اطراف، تکیهگاه میشود. اما همین تصویر انسانی، در زندگی روزمرهاش، کمتر به چشممیآید.فیلم «شیفت دیروقت» (Heldin / Late Shift) ساختهی «پترا وولپه»، تصویری دقیق و تکاندهنده از همین واقعیت است. در این فیلم، دوربین بهسادگی و بیهیچ اغراق، یک شیفت شبانه در بخش آنکولوژی را دنبال میکند؛ جایی که پرستاری جوان، در میان ۲۵ بیمار، باید میان درد، اضطراب، مرگ و زندگی تعادل برقرار کند. فیلم داستان ندارد، قهرمانش در نبردی بیرونی نیست، اما در هر لحظه از درون میجنگد با خستگی، ترس، حس گناه و وظیفه. بازی حیرتانگیز لئونی بنش در نقش پرستار، بیهیچ دیالوگ اغراقآمیزی، تمام خستگی و تنهایی شغل پرستاری را به تصویر میکشد. او نه فریاد میزند و نه اعتراض میکند؛ تنها با چشمانی خسته و حرکاتی دقیق، معنا میبخشد به واژهای که سالهاست فراموش کردهایم: فداکاری بیصدا. اما نکته تکاندهنده فیلم آن است که واقعیت از فیلم سختتر است.در هرمزگان، صدها پرستار هر شب در چنین شیفتهایی کار میکنند؛ با همان…
در ماههای اخیر، تماسهای تلفنی تبلیغاتی با صدای ضبطشده، به یکی از آزاردهندهترین معضلات ارتباطی برای شهروندان تبدیل شده است. این تماسها، که در هر ساعتی از شبانهروز بدون هماهنگی و رضایت مخاطب برقرار میشوند، مصداق روشن نقض حریم خصوصی و ایجاد مزاحمت برای مردماند. بسیاری از شهروندان گزارش میدهند که تماسهای خودکار با پیامهای تبلیغاتی - از فروش بیمه و خدمات مالی گرفته تا معرفی اپلیکیشنها و کالاهای تجاری - بهطور مداوم دریافت میکنند. در بیشتر موارد، تماس از سوی سامانههای خودکار انجام میشود و حتی امکان گفتوگو یا لغو تماس نیز برای مخاطب وجود ندارد. بر اساس قوانین کشور، از جمله قانون جرایم رایانهای و قانون حمایت از حقوق مصرفکننده، هرگونه استفاده تبلیغاتی از شماره تلفن افراد بدون رضایت آنان میتواند در حکم مزاحمت تلفنی و نقض حریم خصوصی تلقی شود. به همین دلیل، انتظار میرود دادستانی کل کشور و سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی نسبت به این مسئله ورود جدیتری داشته باشند و با متخلفان برخورد قانونی صورت گیرد. اگرچه اپراتورهای تلفن همراه امکان مسدودسازی تماسها و پیامکهای تبلیغاتی را از طریق سامانههای خود فراهم کردهاند، اما گزارشهای مردمی نشان میدهد این تماسها همچنان ادامه دارند و حتی از شمارههای ناشناس و خارج از فهرست تبلیغاتی اپراتورها صورت…
…معنویاش غرق در ایدئولوژی حاکم از مردم جدا افتاده، طبیعی است که معنویت را از صدا و تصویر بخرد. اما تا زمانی که عرفان و اخلاق به «برند شخصی» و «فالوور» گره بخورند، نه شکوری و نه هزاران امثال او، نمیتوانند کاری جز تزئین پوچی با واژههای زیبا انجام دهند.اما چرا جامعه چنین پدیدههایی را میپروراند؟علت در بحران نهادها است.نهاد دین، گرفتار تکرار و سیاستزدگی شده و از درک زندگی انسان مدرن بازمانده است.نهاد دانشگاه، از تولید اندیشه به تولید مدرک سقوط کرده است.و رسانه رسمی، به جای گفتوگو، زبان تحکم و تبلیغ دارد.در چنین خلأیی، مردمِ خسته از شعار و ایدئولوژی، به سمت هر صدای تازهای میروند که شبیه تأمل و صداقت باشد - حتی اگر آن صدا از دل بازاری پر زرقوبرقِ اینستاگرام برخیزد. «مجتبی شکوری»ها دقیقاً در شکاف میان نیاز به معنا و فقدان مرجعیت معنوی متولد میشوند.اما این معنافروشی، گرچه در ظاهر تسکینبخش است، در عمق، نوعی بیحسی جمعی میآورد. عارف سلبریتی به ما نمیآموزد که عمل کنیم، که تغییر دهیم، که بفهمیم. او فقط به ما یاد میدهد که احساس کنیم، و احساس، اگر به اندیشه و کنش پیوند نخورد، فقط شکلی از تخدیر است.جامعهی امروز بیش…
…درونی مقاومت نشان دهد؛ نه فقط از طریق زیرساخت فیزیکی، بلکه با توان تطبیق اجتماعی و اقتصادی. شهر جدید علوی، با مساحتی گسترده و موقعیتی استراتژیک در شمال بندرعباس، از نظر مکانیابی فرصت مناسبی برای توسعهی کنترلشده داشت. با این حال، روند رشد کالبدی آن در سالهای اخیر بیشتر به توسعهی انبوه مسکن شباهت یافته تا شکلگیری یک «شهر پایدار».از دید اقلیمی، این شهر میتوانست آزمایشگاهِ طراحی سازگار با شرایط گرممرطوب باشد. ارتفاع زمین، فاصله از دریا، و جریان بادهای شمالی امکان مناسبی برای طراحی مبتنی بر تهویهی طبیعی فراهم میکرد. اما در عمل، بسیاری از واحدهای ساختهشده در مراحل نخست طرح، بدون توجه به جهتگیری بنا، سایهاندازها یا کیفیت فضاهای باز طراحی شدند. ساختمانها بیشتر تکرار الگوی تیپ آپارتمانهای نیمهمرکزیاند، در حالی که تابآوری واقعی در همین جزئیات محلی معنا مییابد: کاهش دمای محیط با پوشش گیاهی، سایهبانهای هوشمند، و بهرهگیری از مصالح سبک محلی.از سوی دیگر، بعد اجتماعی تابآوری در شهر جدید علوی هنوز شکل نگرفته است. بخش عمدهای از جمعیت ساکن، فاقد شبکهی اجتماعی منسجم و دسترسی مناسب به خدمات عمومیاند. در طراحی اولیه، فضاهای عمومی مانند میدانهای محله، مراکز فرهنگی و مسیرهای پیاده به عنوان عناصر فعال پیشبینی شده بود، اما در اجرا…