مرداد
1405
جدید به قدیم
…دید برخی مدیران ابزاری برای کنترل هزینهها و انعطافپذیری در شرایط رکود اقتصادی محسوب میشود، اما در عمل تبعات گستردهای برای جامعه و اقتصاد محلی دارد. بیثباتی شغلی، احساس ناامنی روانی، کاهش بهرهوری و بیاعتمادی به آینده، از مهمترین پیامدهای این نوع قراردادهاست.در بسیاری از موارد، شرکتهای پیمانکار فعال در صنایع نفت و فولاد، نبود اطمینان از تمدید قرارداد با شرکتهای اصلی را علت این وضعیت میدانند. به گفتهی برخی از مدیران، در صورت پایان همکاری با شرکت مادر، امکان پرداخت حقوق و بیمهی نیروهای انسانی وجود ندارد و به همین دلیل ترجیح میدهند قراردادهای کوتاهمدت منعقد کنند تا از تعهدات سنگین در شرایط بحرانی اجتناب شود.یکی از نمونههای مهم در این زمینه، شرکت پالایش نفت آفتاب است؛ مجموعهای که در سالهای آغاز فعالیت خود با رشد سریع در تولید مشتقات نفتی، روغنها و صادرات، بهعنوان یکی از واحدهای موفق صنعتی استان شناخته میشد. اما در سال گذشته، این شرکت با چالش جدی تأمین خوراک تولید روبهرو شد. محدودیت در دسترسی به مواد اولیه و مشکلات ناشی از تأمین نفت خام از شرکتهای بالادستی، روند تولید را کند کرد و در نهایت، بخشی از نیروها را در معرض تعدیل قرار داد.با این حال، در همین دورهی سخت…
…برای آینده سیاسی غزه بود. اما در حالیکه رسانههای غربی آن را گامی در جهت صلح پایدار توصیف کردند، کارشناسان منطقهای معتقدند که این نشست نیز همچون نمونههای پیشین در شرمالشیخ و سایر پایتختهای عربی، درگیر همان مشکلات ساختاری و سیاسی است که طی سه دهه گذشته مانع از تحقق یک صلح واقعی میان فلسطینیان و اسرائیل شده است.شهر ساحلی شرمالشیخ در مصر، از دهه ۱۹۹۰ به یکی از مراکز اصلی دیپلماسی خاورمیانه تبدیل شده است. نخستین نشست مهم این شهر در سال ۱۹۹۶ با حضور رهبران عرب و غربی برای مقابله با خشونتها پس از توافق اسلو برگزار شد. در سال ۲۰۰۵ نیز نشست دیگری در همین شهر با محوریت آتشبس میان محمود عباس و آریل شارون تشکیل شد که آن زمان نیز وعده پایان درگیریها را داد. اما هیچکدام از این نشستها نتوانستند عملاً مسیر صلح را تثبیت کنند؛ زیرا همواره میان تعهدات سیاسی در میز مذاکره و واقعیتهای میدانی در سرزمینهای اشغالی فاصلهای عمیق وجود داشته است. نشست ۲۰۲۵ شرمالشیخ نیز در ادامه همین روند قرار دارد. گرچه لحن بیانیه پایانی نسبت به دورههای پیش نرمتر و امیدوارکنندهتر بود، اما محتوای آن نتوانست پاسخگوی سه مسئله اساسی و ریشهدار در پرونده فلسطین باشد؛ مسائلی که اگر…
…آیینها و مهارتها را بهصورت زنده تجربهپذیر کنند؛ ایجاد انگیزه اقتصادی برای جوامع محلی مسیری است که ما در ژئوپارک قشم برای حفظ میراث ناملموس در پیش گرفتهایم. ژئوپارک جهانی قشم، با اجرای چنین برنامههایی نشان داده است که میراث ناملموس، نه یک یادگار منفعل، بلکه یک سرمایه زنده است که با مشارکت فعال جامعه، گردشگران و پژوهشگران حفظ میشود. به مناسبت روز جهانی میراث ناملموس، قشم یادآور این نکته است که حفاظت از فرهنگ، آیینها و مهارتهای سنتی به همان اندازه حفاظت از زمین اهمیت دارد.یکی از مهمترین آموزههای ژئوپارک قشم این است که حفاظت از میراث ناملموس بدون مشارکت مردم محلی ممکن نیست. آیینها، داستانها و مهارتهای سنتی زمانی ماندگار هستند که مردم خود به ارزش آنها واقف و در انتقال آنها به نسلهای بعدی فعال باشند. در قشم، با آموزش و ایجاد فرصتهای اقتصادی مرتبط با گردشگری فرهنگی، مردم روستایی انگیزه پیدا کردهاند که سنتهای خود را حفظ و به نسل جدید منتقل کنند.تجربهای که ژئوپارک قشمدر سطح روستاها اجرا میکند نشان میدهد که پیوند میان حفاظت از میراث طبیعی و میراث فرهنگی ناملموس، میتواند الگویی جهانی باشد. گردشگران و پژوهشگران نهتنها از غارها، تنگهها و صخرههای جزیره بازدید میکنند، بلکه در آیینهای سنتی…
در میان بافت قدیمی بندرعباس، بنایی تاریخی و خاموش ایستاده است؛ بنایی که روزگاری مرکز تجارت، سیاست و دفاع از شهر بود. این بنا، عمارت تاریخی کلاه فرنگی است؛ تنها اثر برجایمانده از دوران صفوی در بندرعباس و یکی از قدیمیترین نشانههای حضور قدرتهای جهانی در جنوب ایران.به گفتهی نیما صفا، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ، ساخت این عمارت به حدود ۳۲۰ سال پیش و دوران شاه سلطان حسین صفوی بازمیگردد. در آن زمان، هلندیها که با نام «کمپانی هند شرقی هلند» در خلیج فارس فعالیت میکردند، نخستین محل تجارتخانه هلندیها در مرکز آن روزگار شهر بندرعباس بود اما ساختمان مذکور به دلیل گستردگی تجارت آنها، گنجایش ورود و خروج کالاهای تجارتی را نداشت، از این رو در سال ۱۰۷۷ خورشیدی احداث تجارتخانه دیگری در شرق شهر آن روزگار بندرعباس و خارج از محدوده شهر و در فاصلهای حدود نیم مایل از تجارتخانه قبلی را آغاز نمودند که همین عمارت کلاه فرنگی بندرعباس است و کار احداث آن تقریبا در سال ۱۰۸۴ خورشیدی به پایان رسید. مردم بندرعباس آن زمان این محل را «سرکاری ولندیز» مینامیدند، یعنی کارگاه هلندیها.
ساختمانهای میانمرتبه، اگر درست طراحی شوند، میتوانند نقطهی تعادل شهر باشند. نه فشرده و سنگین چون برجها، نه پراکنده و ناکارآمد چون خانههای تکواحدی. این تیپ ساختمانی، بهترین فرصت برای افزایش تراکم هوشمند در شهر است؛ اما در هرمزگان، مشکل آنجاست که اغلب این بناها بر اساس منطق اقتصادی کوتاهمدت ساخته میشوند، نه منطق انرژی و کیفیت سکونت. وجه اقلیمی بندرعباس، یعنی گرمای شدید، رطوبت بالا و تابش آفتاب مستقیم، ایجاب میکند فرم معماری، مصالح، و جزئیات ساختمانی بر پایه کاهش مصرف انرژی طراحی شوند؛ اما واقعیت این است که بسیاری از این ساختمانها به منبع اتلاف انرژی تبدیل شدهاند.در یک ساختمان میانمرتبه کارآمد، طراحی باید از سه لایهی اصلی آغاز شود: فرم کلی بنا، جهتگیری حجمی، و سازوکار تهویه و سایهاندازی طبیعی. جهتگیری ساختمان نسبت به مسیر خورشید در فصول گرم، مهمترین عامل در کنترل تابش است. در بندرعباس، محور شرقی-غربی مناسبتر است تا نماهای اصلی از تابش مستقیم در امان باشند. لبههای سایهدار، تراسهای عمیق، و استفاده از صفحات مشبک (مشربیهها و پانلهای سوراخدار سبک فلزی) میتوانند هم زیبایی معماری جنوبی را زنده نگه دارند و هم به کاهش حرارت در فضاهای داخلی کمک کنند. این عناصر، اگر با طراحی مدرن ترکیب شوند، میتوانند منطق معماری…
…تقدیس کنیم، دیگر نمیخواهیم آن را رفع کنیم. وقتی فقر را «سادهزیستی زیبا» بنامیم، عدالت به مطالبهای لوکس بدل میشود. وقتی از زخم بهعنوان «هدیهی هستی» یاد کنیم، مسئولیت اجتماعی و سیاسی را از دوش خود برمیداریم.جامعهای که یاد گرفته زیبا رنج بکشد، دیگر برای تغییر نمیجنگد؛ تنها میخواهد در رنجش آرام باشد.بازی با کلمات یا درمان درد؟در جهانی که شبکههای اجتماعی به صحنهی نمایش خودِ آرمانی تبدیل شدهاند، رنج نیز باید شیک، شاعرانه و فلسفی باشد تا پذیرفتنی شود.اما واقعیت جامعه امروز ما پر از دردهایی است که نیازی به زیباشدن ندارند، بلکه نیاز به درک و درمان واقعی دارند. رنج کودک کار، زخم مهاجر، اضطراب جوان بیکار یا بیپناهی زنان سرپرست خانواده، با جملات شاعرانه حل نمیشود. این دردها، نه مقدساند و نه لازم برای رشد؛ آنها فریاد عدالتخواهیاند که زیر لایههای «خودشناسی زرد» دفن شدهاند. اگر قرار است از رنج سخن بگوییم، باید آن را به سیاست، اخلاق و مسئولیت اجتماعی پیوند بزنیم، نه به عرفانهای بیریشه و روانشناسیهای فانتزی. رنج، تا وقتی که تفسیر نشود و اصلاح نطلبد، تنها ابزاری است در دست بازاریان احساس. و شاید زمان آن رسیده که بهجای تقدیس رنج، آن را به رسمیت بشناسیم و رفعش کنیم.
…دست میدهد. این واقعیت تلخ، نشان میدهد که فقر تنها عامل ترکتحصیل نیست؛ بیعدالتی اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی سالم نیز انگیزه تحصیل را در میان جوانان و نوجوانان فرسوده است. در چنین شرایطی، نقش شورای آموزش و پرورش استان و در رأس آن استاندار و مسئولین آموزش و پرورش هرمزگان بیش از پیش اهمیت دارد. این شورا میتواند با برنامهریزی هدفمند، نظارت مستمر و بسیج ظرفیتهای استانی، گامهای مؤثری در کاهش نرخ ترکتحصیل بردارد. هرچند اقدامات ارزشمندی همچون ساخت ۲۴۵ مدرسه جدید در هرمزگان آغاز شده و امیدی تازه به فضای آموزشی استان دمیده است، اما تداوم و تکمیل این طرحها، همراه با حمایت اجتماعی و فرهنگی از خانوادهها، ضروری است. اکنون زمان آن است که وعدهها به اقدام تبدیل شوند. باید حمایتهای مالی از خانوادههای محروم افزایش یابد، مدارس نوسازی شوند و معلمان دلسوز در مناطق دوردست مستقر شوند.در کنار آن، برنامهای منسجم برای بازگرداندن دانشآموزان جامانده و در معرض خطر قاچاق و کار اجباری به چرخهی تحصیل طراحی و اجرا شود. هرمزگان استانی است سرشار از ظرفیتهای انسانی و اقتصادی؛ اما هیچ توسعهای بدون آموزش پایدار نخواهد بود. اگر امروز برای نجات این ۲۷ هزار آیندهی کوچک گام برنداریم، فردا دیر خواهد بود.روزنامه صبح ساحل
به گزارش صبح ساحل این زمین لرزه به بزرگی ۳.۱ ریشتر بوده است و کانون آن استان هرمزگان - حوالی حاجی آباد ثبت شده است.زمان دقیق این زمین لرزهه ۱۹:۰۳:۲۹ بوده است.طول جغرافیایی: ۵۵.۸۹عرض جغرافیایی: ۲۸.۵۴عمق زمینلرزه: ۸ کیلومترنزدیکترین شهرها:۲۵ کیلومتری حاجی آباد (هرمزگان)۴۶ کیلومتری ارزوئیه (کرمان)۶۸ کیلومتری فارغان (هرمزگان)
مدرسه چهارکلاسهی نفت ستاره خلیج فارس در روستای «مغ احمد» از توابع بندرعباس، به بهرهبرداری رسید. مدرسهای که با پنل خورشیدی 5 کیلوواتی، زمین چمن مصنوعی و طراحی سبز ساخته شده و به عنوان الگویی از مدارس پایدار در استان معرفی میشود. این پروژه با اعتبار 60 میلیارد ریال و در مدت تنها چهار ماه توسط پالایشگاه نفت ستاره خلیج فارس اجرا شده است.
بیستم مهر ماه در تقویم رسمی ایران، بهنام روز حافظ نامگذاری شده است؛ روزی برای بزرگداشت شاعری که نهتنها نگین شعر فارسی، بلکه آیینهی خرد، عشق و اندیشهی ایرانی است. هر سال در این روز ایران دلش را به یاد شاعری میسپارد که کلامش عطر جاودانگی دارد و غزل و عشق را در هم میآمیزد. روزی که شیراز دوباره جان میگیرد و نسیم حافظیه بوی گل و عرفان میدهد. حافظ تنها شاعر نبود؛ او «لسان الغیب» بود، زبان ناپیدای حقیقت. در کلامش، عشق زمینی و آسمانی در یک پیمانه جمع شدهاند، از می و معشوق میگوید اما نه آنگونه که ظاهر مینماید؛ پشت واژههایش جهانی از معنا پنهان دارد، جهانی که در آن انسان به دیدار حقیقت میرسد. تا جایی که با گذشت قرنها هنوز بیت بیت غزلهایش بر لبهای عاشقان جاری است. حافظ از دل انسان میگوید، از دلتنگیها و آرزوهای همیشگی بشر. امروزه در هر خانهای دیوان حافظ چون نوری در کنار دلهاست، آرامشی است برای دلها و گفتگو با خود درون. وقتی بر صفحه آن دست میگذاریم انگار با روحی سخن میگوییم که از قرن هشتم تا امروز زنده مانده است. حافظ شیرازی، با غزلهایی سرشار از معنا و موسیقی، قرنهاست که در دل مردم ایران…