مرداد
1405
جدید به قدیم
در میانه این تحولات، جهان شاهد جنگی دوازدهروزه بود که با عملیات «طلوع شیران» اسرائیل علیه تأسیسات هستهای ایران آغاز شد و با پاسخ موشکی و پهپادی تهران ادامه یافت. ورود مستقیم آمریکا به این درگیری با عملیات «چکش نیمهشب» علیه مراکز هستهای نطنز، فردو و اصفهان، سطح تنشها را به اوج رساند. این رویارویی نه تنها خسارات زیرساختی هنگفتی به بار آورد، بلکه با حمله ایران به پایگاه العدید قطر، ابعاد منطقهای و بینالمللی آن آشکار شد. هرچند آتشبس با میانجیگری عمان و چند کشور اروپایی برقرار شد، اما بخش مهمی از زیرساختهای هستهای ایران نابود گردید و این امر معادلات امنیتی و سیاسی منطقه را بهطور بنیادین تغییر داد.در کنار این بحرانهای نظامی، جهان با موجی از فجایع انسانی و اقلیمی دست و پنجه نرم کرد. سودان در ژانویه وارد یکی از بزرگترین فاجعههای انسانی شد و جامعه بینالملل ارادهای برای توقف آن نشان نداد. تغییرات اقلیمی نیز خساراتی بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار برجای گذاشت؛ طوفانها و سیلهای جنوب شرقی آسیا جان هزاران نفر را گرفت و آتشسوزیهای کالیفرنیا به تنهایی دهها میلیارد دلار خسارت مالی وارد کرد. این حوادث طبیعی، در کنار بحرانهای سیاسی و نظامی، تصویری از شکنندگی و ناپایداری وضعیت جهانی ارائه…
چهل سال کنار شماچهل سال صدای شما مرور تاریخ معاصر جنوب ایران با نگاهی به آرشیو رسانهای صبح ساحل هر چهارشنبه ساعت 5 عصر با ما همراه باشید.
به گزارش صبح ساحل، مسعود گرگیج، معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان اظهار داشت: دهستان سیاهو از توابع شهرستان بندرعباس قطب تولید نارنگی استان هرمزگان است و مرغوب ترین نارنگیهای کشور از باغهای این دهستان برداشت میشود.گرگیج با بیان اینکه دهستان سیاهو بیش از سه هزار هکتار باغ نارنگی دارد، گفت: نارنگی سیاهو هرمزگان به خوش طعمی شهرت دارد و از مرغوبیت بالایی برخوردار است.نارنگیهای برداشت شده علاوه بر مصرف استان به بازار سایر استانهای کشور نیز عرضه میشود.وی افزود: علاوه بر دهستان سیاهو بندرعباس، برداشت نارنگی از باغهای شهرستانهای رودان و حاجی آباد نیز آغاز شده است.گرگیج با بیان اینکه استان هرمزگان ۵ هزار و ۸۰۰ هکتار باغ نارنگی دارد، تصریح کرد: امسال پیش بینی میشود حدود ۸۵ هزار تن نارنگی از باغهای استان برداشت شود.معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی هرمزگان با بیان اینکه هرمزگان در زمینه تولید محصول نارنگی مرغوب کشور پیشتاز است، یادآور شد: برای افزایش کمی و کیفی این محصول نیز اصلاح باغها و کشتهای متراکم در دستور کار است.
…لایق و جزو اولین معلمین دبستان دانشمند سورو بشمار میرود و از حیث هنر، انسانیت، شخصیت والا و خصوصیات هنرمند اصیل بومی در اوج تصور بود. دردا و دریغا که این نسل با سرعت و شتابی باورنکردنی درحال انقراض است و این اضمحلال فرهنگ بومی میتواند اندوهی بس جبرانناپذیر برای نسل حاضر و نسلهای بعد باشد. و پر واضح است که یک ملت بدون شناسنامه فرهنگی، ملتی مرده است. کاش اندکی اهمیت این مهم را مسئولین و متولیان امور فرهنگی این شهر میدانستند و بدانند تا امثال صالح آتون در محاق نمانند. و باز دریغا که از این نسل یکی پس از دیگری در همان عزلت و تنهایی و غربتی منجمد جهان را وداع میگویند که این وداع تنها وداع با دنیا نیست بلکه وداعیست اندوهبار برای فرهنگ و هنر که دستش تهی میماند از پنجههای هنرمندی چون صالح آتون که تاریخ این مردم و شادیها و غمهایشان و آمالشان را با ساز خود روایت میکند. صالح آتون میراثدار فرهنگ و تاریخ شفاهی بندرعباس نیز بود و چند نسل نوازندگی عود را در حافظه خود داشت. درگذشت وی پایان بخشی از فرهنگ موسیقایی این مرز و بوم است. انسانی که در حیاتش و در عزلت و تنهایی خویش وارسته زیست…
…در کشور، پرسشهای جدیتری را مطرح میکند. اگر منابع لازم برای افزایش بودجه دهها دستگاه و نهاد فراهم شده، اگر ناکارآمدها و کمبازدهها همچنان سهم خود را از بودجه عمومی میگیرند، چرا از همان محلها منابع لازم برای ترمیم حقوق کارمندان، بازنشستگان و کارگران تأمین نمیشود؟ دهها مؤسسه و نهاد، به نام فرهنگ، پژوهش و عناوین مشابه، هر ساله بودجههای کلان دریافت میکنند؛ بیآنکه خروجی مشخص، کارآمدی قابل سنجش یا نظارت مؤثر بر نحوه هزینهکرد آنها وجود داشته باشد. آیا معیشت مردم اولویت کمتری از تداوم تخصیص بودجه به این نهادها دارد؟ نکته قابل تأمل آن است که خود آقای پزشکیان پیشتر صراحتاً اعلام کرده بودند که بودجه برخی از این مؤسسات که «هیچ خاصیتی ندارند» باید حذف یا کاهش یابد. اما امروز در عمل، یا این اراده شکل نگرفته یا موانعی اجازه تحقق آن را نداده است. آقای رئیسجمهور! آیا نمیشد با حذف یا کاهش بودجه نهادهای ناکارآمد، بخشی از فشار معیشتی از دوش حقوقبگیران برداشته شود؟ آیا واقعاً راهی جز تداوم فشار بر کارمندان، کارگران و بازنشستگان وجود نداشت؟ اکنون اما نوبت مجلس است. توپ در زمین نمایندگان مردم قرار دارد. آیا مجلس جسارت آن را دارد که به سراغ ردیفهای بودجهای برود که سالهاست بیحسابوکتاب افزایش یافتهاند؟…
در ادامه، جا دارد از حضور فوری، موثر و دلسوزانه جناب آقای دکتر آشوری استاندار محترم استان، معاون محترم هماهنگی امور عمرانی استانداری جناب آقای مهندس صادقیپور و مدیران کل استان که در محل حادثه حاضر شدند، تقدیر و تشکر ویژه داشته باشم. حضور میدانی ایشان در اوج بحران و در کنار مردم آسیبدیده، علاوه بر تسلی خاطر هموطنان، نشاندهنده عزم جدی دستگاه اجرایی استان برای مدیریت شرایط و تسریع در رفع مشکلات بود. اقدام عملی و مدیریت موثر معاون محترم هماهنگی امور عمرانی استانداری هرمزگان در بازگشایی سریع محور ارتباطی سیریک-جاسک، نمونهای بارز از حضور مسئولانه و کارآمد است. همچنین، از زحمات تمامی نیروهای مردمی، بسیج، سپاه، نیروی انتظامی، گروههای جهادی، بخش خصوصی و امام جمعه محترم شهرستان که حضور فعال و دلسوزانهای داشتند و بیچشم داشت در کمکرسانی و پاکسازی مناطق آسیبدیده حضور یافتند، صمیمانه سپاسگزاریم.این همدلی و همراهی، سرمایه اجتماعی گرانبهای استان ماست. با کمال تاسف باید اذعان داشت که با وجود هشدارهای قرمز پیش از وقوع سیل از طرف مدیریت بحران استان، مدیریت عملیاتی و میدانی در ساعات اولیه و اوج بحران در شهرستان سیریک با کاستیهای جدی مواجه بود. این نقد به دور از هرگونه غرض شخصی و با هدف بهبود فرآیندها و…
آیین الحاق تجهیزات جدید پزشکی به دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان با حضور استاندار برگزار شد. در این مرحله، ۳۵ دستگاه تشخیصی و درمانی با اعتباری بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان و در قالب نهضت سلامت به چرخه خدمات درمانی استان افزوده شد.استاندار هرمزگان با تأکید بر تداوم این نهضت، توسعه زیرساختهای سلامت، تجهیز مراکز درمانی و توجه به مناطق کمتر برخوردار بهویژه نواحی جزیرهای را از اولویتها عنوان کرد.رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نیز اعلام کرد این محموله بر اساس نیاز واقعی استان تأمین شده و نقش مؤثری در ارتقای غربالگری، تشخیص زودهنگام بیماریها، کاهش هزینههای درمان و افزایش کیفیت خدمات سلامت خواهد داشت.
ششم دیماه، همزمان با آغاز چهارمین جشنواره فرهنگی، ورزشی و گردشگری خواجه عطا، کتاب «خواجه عطا» به قلم ابراهیم صفریزاده رونمایی شد؛ اثری که روایتی تازه از شکوه گمشدهی تاریخ این سرزمین ارائه میدهد.این کتاب، مسیری است از گذشتهای پرفروغ تا امروز؛ جایی که آیینها و باورها در قالب جشنوارهای مردمی، همچنان زنده و جاری ماندهاند.
بیضایی سینما و تئاتر را به کلاس درس بدل نکرد، اما هر اثرش درسی تمامعیار بود؛ دربارهی قدرت، دروغ، اسطوره، زن، تاریخ و حقیقت. در مرگ یزدگرد نشان داد حقیقت هرگز یکصدا نیست و قدرت، روایت را به خدمت میگیرد. در باشو، ایران را از شعارهای تهی نجات داد و به خاک، زبان و مادر بازگرداند؛ به جغرافیایی انسانی که از «یک آب و خاک» ساخته میشود. در سگکشی فریاد نسلی را ثبت کرد که اشکهایش را پیشتر ریخته بود. و در هشتمین سفر سندباد، جستوجوی حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند…
او که خود ایران بود و ایران در او تداوم مییافت. اندوهبار آنکه ایرانِ ما، زخمی و فرسوده، در غربت جان میسپارد؛ و چه تمثیل تلخی که مردی با چنین عشق سترگی به ایران، با عمری رنج برای عظمت فرهنگ و تاریخش، ناگزیر تن به هجرت داد. گویی بیضایی نه فقط یک هنرمند، که سرنوشت ایران است؛ سرزمینی که سالهاست دردهایش را میشناسد، اما درمانی برای آن نمییابد. او رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، فرزندان بزرگش را تنها در تبعید تاب میآورد. بهرام بیضایی صرفاً یک نمایشنامهنویس یا فیلمساز نیست؛ او روایتی زنده از ایران است. ایرانی که در «رگبار» زیر فشار زمانه خیس میشود، در «غریبه و مه» راه خود را گم میکند، در «مرگ یزدگرد» در برابر تاریخ محاکمه میشود و در «چریکه تارا» به جستوجوی هویت گمشده خویش برمیخیزد. آثار بیضایی نه سرگرمیاند و نه نوستالژی؛ آنها اسناد فرهنگی یک سرزمین زخمخوردهاند. بیضایی سالها کوشید تاریخ را از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده…
موجهای گرما تا 20 مرداد ادامه دارد