جدید به قدیم
ساختمانهای میانمرتبه، اگر درست طراحی شوند، میتوانند نقطهی تعادل شهر باشند. نه فشرده و سنگین چون برجها، نه پراکنده و ناکارآمد چون خانههای تکواحدی. این تیپ ساختمانی، بهترین فرصت برای افزایش تراکم هوشمند در شهر است؛ اما در هرمزگان، مشکل آنجاست که اغلب این بناها بر اساس منطق اقتصادی کوتاهمدت ساخته میشوند، نه منطق انرژی و کیفیت سکونت. وجه اقلیمی بندرعباس، یعنی گرمای شدید، رطوبت بالا و تابش آفتاب مستقیم، ایجاب میکند فرم معماری، مصالح، و جزئیات ساختمانی بر پایه کاهش مصرف انرژی طراحی شوند؛ اما واقعیت این است که بسیاری از این ساختمانها به منبع اتلاف انرژی تبدیل شدهاند.در یک ساختمان میانمرتبه کارآمد، طراحی باید از سه لایهی اصلی آغاز شود: فرم کلی بنا، جهتگیری حجمی، و سازوکار تهویه و سایهاندازی طبیعی. جهتگیری ساختمان نسبت به مسیر خورشید در فصول گرم، مهمترین عامل در کنترل تابش است. در بندرعباس، محور شرقی-غربی مناسبتر است تا نماهای اصلی از تابش مستقیم در امان باشند. لبههای سایهدار، تراسهای عمیق، و استفاده از صفحات مشبک (مشربیهها و پانلهای سوراخدار سبک فلزی) میتوانند هم زیبایی معماری جنوبی را زنده نگه دارند و هم به کاهش حرارت در فضاهای داخلی کمک کنند. این عناصر، اگر با طراحی مدرن ترکیب شوند، میتوانند منطق معماری…
… بیکاری، فقر، تبعیض یا سیاستهای غلط نیست. در عوض، همهچیز در قاب احساس خلاصه میشود.رنج، تبدیل میشود به محتوایی پر بازدید؛ زخم، به فرصتی برای لایک و اشک و احساس.وقتی رنج را مقدس میکنیممشکل اینجاست که وقتی رنج را تقدیس کنیم، دیگر نمیخواهیم آن را رفع کنیم. وقتی فقر را «سادهزیستی زیبا» بنامیم، عدالت به مطالبهای لوکس بدل میشود. وقتی از زخم بهعنوان «هدیهی هستی» یاد کنیم، مسئولیت اجتماعی و سیاسی را از دوش خود برمیداریم.جامعهای که یاد گرفته زیبا رنج بکشد، دیگر برای تغییر نمیجنگد؛ تنها میخواهد در رنجش آرام باشد.بازی با کلمات یا درمان درد؟در جهانی که شبکههای اجتماعی به صحنهی نمایش خودِ آرمانی تبدیل شدهاند، رنج نیز باید شیک، شاعرانه و فلسفی باشد تا پذیرفتنی شود.اما واقعیت جامعه امروز ما پر از دردهایی است که نیازی به زیباشدن ندارند، بلکه نیاز به درک و درمان واقعی دارند. رنج کودک کار، زخم مهاجر، اضطراب جوان بیکار یا بیپناهی زنان سرپرست خانواده، با جملات شاعرانه حل نمیشود. این دردها، نه مقدساند و نه لازم برای رشد؛ آنها فریاد عدالتخواهیاند که زیر لایههای «خودشناسی زرد» دفن شدهاند. اگر قرار است از رنج سخن بگوییم، باید آن را به سیاست، اخلاق و مسئولیت اجتماعی پیوند…
… برای افراد ارسال میشود که پس از کلیک بر روی آن، موجودی حساب بانکی کاربران به سرقت میرود.وی افزود: مجرمان با طراحی بدافزارهایی تحت عناوینی مانند پرداخت قبض، اعتراض به یارانه، سامانه ابلاغ ثنا و سبد کالا، لینکهای آلوده را از طریق پیامک یا شبکههای اجتماعی برای کاربران ارسال میکنند و با فریب آنان، اطلاعات بانکی یا هویتیشان را به دست میآورند.رئیس پلیس فتا پایتخت تأکید کرد که شهروندان باید از باز کردن هرگونه پیامک حاوی لینک با موضوع قطع برق یا پرداخت قبض خودداری کرده و به شماره ارسالکننده پیامک توجه کنند.به گفته وی، این لینکها معمولاً به صفحات جعلی پرداخت هدایت میشوند که با جعل آدرس اینترنتی شرکتهای خدماتی از جمله اداره برق، اقدام به سرقت اطلاعات کاربران میکنند.گودرزی با اشاره به ضرورت افزایش سواد رسانهای شهروندان خاطرنشان کرد: در صورت مواجهه با چنین مواردی، کاربران باید بلافاصله اینترنت تلفن همراه خود را قطع کرده، نرمافزارهای مشکوک را حذف کنند و در کوتاهترین زمان ممکن به پلیس فتای تهران بزرگ مراجعه کنند تا امکان پیجویی تراکنشهای مسروقه از بین نرود.وی همچنین از شهروندان خواست موارد مشابه یا مشکوک را از طریق مرکز فوریتهای سایبری به شماره ۰۹۶۳۸۰ یا سایت رسمی پلیس فتا…
…دست میدهد. این واقعیت تلخ، نشان میدهد که فقر تنها عامل ترکتحصیل نیست؛ بیعدالتی اقتصادی و نبود فرصتهای شغلی سالم نیز انگیزه تحصیل را در میان جوانان و نوجوانان فرسوده است. در چنین شرایطی، نقش شورای آموزش و پرورش استان و در رأس آن استاندار و مسئولین آموزش و پرورش هرمزگان بیش از پیش اهمیت دارد. این شورا میتواند با برنامهریزی هدفمند، نظارت مستمر و بسیج ظرفیتهای استانی، گامهای مؤثری در کاهش نرخ ترکتحصیل بردارد. هرچند اقدامات ارزشمندی همچون ساخت ۲۴۵ مدرسه جدید در هرمزگان آغاز شده و امیدی تازه به فضای آموزشی استان دمیده است، اما تداوم و تکمیل این طرحها، همراه با حمایت اجتماعی و فرهنگی از خانوادهها، ضروری است. اکنون زمان آن است که وعدهها به اقدام تبدیل شوند. باید حمایتهای مالی از خانوادههای محروم افزایش یابد، مدارس نوسازی شوند و معلمان دلسوز در مناطق دوردست مستقر شوند.در کنار آن، برنامهای منسجم برای بازگرداندن دانشآموزان جامانده و در معرض خطر قاچاق و کار اجباری به چرخهی تحصیل طراحی و اجرا شود. هرمزگان استانی است سرشار از ظرفیتهای انسانی و اقتصادی؛ اما هیچ توسعهای بدون آموزش پایدار نخواهد بود. اگر امروز برای نجات این ۲۷ هزار آیندهی کوچک گام برنداریم، فردا دیر خواهد بود.روزنامه صبح ساحل
…رمز و اشاره، از مفاهیم عمیق عرفانی سخن میگوید و در عین حال، عاشقانهترین نغمهها را میسراید. هر بیت از دیوانش، سفری است از رنج تا رهایی، از شک تا یقین و از خاک تا افلاک. پیوندی است ژرف میان ایمان و عشق، پیوندی که روح ایرانی را قرنها تغذیه کرده است. حافظ ما را به عشق فرا میخواند،عشقی که در آن رهایی است، بیداری است و رسیدن به نوری که در درون ما میتابد. حافظ شاعر امید است؛ شاعری که در میانهی رنج و تردید، هنوز از روشنی سخن میگوید. دیوان او کتابی است برای همهی زمانها، کتابی نیست که در طاقچهها بماند؛ بلکه همصحبت شبهای تنهایی و راهنمای لحظههای تردید است. مردم ایران قرنهاست که با «فال حافظ» دل به امید میسپارند، زیرا باور دارند کلام او با دل انسان سخن میگوید، نه فقط با ذهن. این پیوند میان شعر و زندگی، نشان از جاودانگی پیام او دارد. حافظ نمایندهی فرهنگی است که در آن، خرد و عشق در کنار هم معنا مییابند. در روزگار پرآشوب امروز نیز، بازخوانی اندیشهی او میتواند ما را به آرامش و روشنبینی رهنمون سازد. پیام او جهانی است: دعوت به صلح، آزادگی، و درک زیبایی در هر چیز. روز حافظ، فرصتی…
…قانون پولی و بانکی کشور یکی از اصلیترین وظایف بانک مرکزی حفظ ارزش داخلی و خارجی پول ملی کشور است، اما به گفتهی بسیاری از کارشناسان رئیس این بانک و مجموعهی مدیران تحت امرش نتوانستهاند از سرعت بالای کاهش ارزش پول ملی جلوگیری کنند چه آنکه کاهش ارزش ریال ایران یک عدد و رقم حسابداری صرف نیست بلکه به معنای کاستن از دارایی و ثروت ایرانیان است که نتایج بسیار زیانباری چون کاهش قدرت خرید، فشار فزایندهی اقتصادی و فقیرتر شدن مردم را به همراه دارد.آنچه که از سوی برخی به عنوان علتالعلل سقوط ریال نسبت داده میشود تحریمهای ظالمانه و سنگین بینالمللیست اما به اعتقاد کارشناسان اگر چه این عامل بسیار مهم است اما علتهای بزرگتر و مهمتری در این رخداد تلخ موثرند. مثلا کشوری مثل روسیه هم تحت تاثیر شدیدترین تحریمها از سوی غرب قرار گرفته اما با تدبیر مناسب توانسته از سقوط ارزش روبل یعنی واحد پولی این کشور جلوگیری کند.از این رو بنابر نظر همین کارشناسان مقصر اصلی این فاجعه تنها بانک مرکزی نیست بلکه اشکال اصلی از روند حکمرانی اقتصادی کشور است که باید در آن اصلاحات اساسی صورت گیرد. بنا بر نظر کارشناسان باید این اصلاحات فراگیر و شامل طیفی گسترده در…
مناطق آزاد هرمزگان سالهاست با شعار تبدیل شدن به موتور محرک اقتصاد کشور معرفی میشوند اما با وجود این همه مزیت جغرافیایی و قانونی، هنوز این مناطق بیش از آنکه مرکز تولید و صادرات باشند، به ویترین واردات و مصرف تبدیل شدهاند. ظرفیتهای طبیعی و انسانی هرمزگان کم نیست؛ از سواحل بکر و جنگلهای حرا گرفته تا موقعیت استراتژیک در قلب خلیج فارس. اما آنچه بیش از همه به چشم میآید، مدیریت جزیرهای، حاکمیت دو گانه، ضعف زیرساختها و بیتوجهی به مردم محلی است. نه بنادر توسعه یافتهاند، نه گردشگری پایدار شکل گرفته و نه سرمایهگذاری خارجی زیادی جذب شده است.در عوض، شاهد رشد بیرویه مراکز خرید و پروژههایی هستیم که اغلب منافع آن نصیب جامعه محلی نمیشود. این وضعیت علاوه بر از دست رفتن فرصتهای اقتصادی، اعتبار و جایگاه ایران در رقابت منطقهای را هم تهدید میکند. همسایگان جنوبی ما از سالها پیش با سرمایهگذاری هدفمند، بندرها و مناطق آزاد خود را به قطب تجارت جهانی بدل کردهاند، در حالی که ما همچنان درگیر آزمون و خطا هستیم. اکنون زمان آن رسیده است که سیاستگذاران به جای شعارهای تکراری، نگاه انتقادی به عملکرد گذشته داشته باشند.مناطق آزاد باید از «ویترین واردات» به «کارخانه صادرات» تبدیل شوند، و…
به گزارش صبح ساحل، سردار علی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ در یک برنامه تلویزیونی با تأکید بر اهمیت پیشگیری از سرقت گفت: بارها توصیه کردهایم که منازل باید به گونهای طراحی شوند که امنیت لازم را داشته باشند؛ از جمله استفاده از در ضدسرقت، دوربین مداربسته و سیستم دید در شب، تا هم از وقوع سرقت پیشگیری شود و هم در صورت وقوع، همکاران بتوانند سریعتر موضوع را پیگیری و کشف کنند.وی افزود: متأسفانه هنوز فرهنگ نادرستی در جامعه وجود دارد و برخی تصور میکنند داشتن گاوصندوق در منزل، به معنای حفظ کامل اموالشان است؛ در حالی که این باور اشتباه است. بسیاری از سارقان حرفهای هنگام ورود، گاوصندوق را یا تخریب میکنند یا بهطور کامل با خود میبرند و اموال داخل آن را سرقت میکنند.سردار ولیپور گودرزی تأکید کرد: مردم باید بدانند که گاوصندوقهای خانگی جای امنی برای نگهداری طلا، جواهرات و اشیای قیمتی نیستند و تنها برای نگهداری مدارک و اسناد شخصی مناسباند.
اینکه آموزش پیشدبستانی برای همه کودکان رایگان شود و شکاف طبقاتی در دسترسی به این فرصت مهم از میان برود، بیتردید هدفی ارزشمند است. اما پرسش جدی اینجاست: آیا چنین تصمیم بزرگی بدون پشتوانه کارشناسی کافی، بدون آمادهسازی زیرساختها و بدون توجه به ملاحظات فرهنگی و روانشناختی، واقعاً میتواند آینده آموزش در ایران را روشنتر کند؟نخست، باید به بُعد روانشناختی ماجرا نگاه کرد. بر اساس آموزههای تربیتی در فرهنگ اسلامی و نیز یافتههای جدید روانشناسی رشد، کودکان تا حدود هفتسالگی نیازمند آزادی، بازی و تجربههای غیررسمی برای رشد خلاقیت و شخصیتاند. ورود به آموزش رسمی از پنجسالگی، اگر با تکالیف ساختارمند و کلاسمحور همراه شود، ممکن است بیش از آنکه به شکوفایی کمک کند، بار اضافی روانی بر کودک تحمیل کند و حتی میل به یادگیری را در سالهای بعد کاهش دهد. به بیان دیگر، خطر تبدیل پیشدبستانی به «کلاس اول زودرس» بسیار جدی است.دوم، موضوع زیرساختهاست. امروز مدارس ما با کمبود معلم متخصص، کلاسهای پرجمعیت، و کیفیت آموزشی نامتوازن روبهرو هستند. حال پرسش این است که آیا نظام آموزشی توان جذب میلیونها کودک پنجساله دیگر را دارد؟ اگر قرار باشد این طرح صرفاً روی کاغذ بماند یا با همان امکانات فرسوده فعلی اجرا شود، عدالت آموزشی نه…
…هرچند در ابتدای مسیر حامل پیامهایی بودند، اما به مرور زمان درگیر سهمخواهیهای جناحی، تکرار شعارهای بیاثر و جدلهای بیپایان شدند و نتیجهاش چیزی جز فرسایش اعتماد عمومی و تشدید مشکلات ساختاری کشور نبود.امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز به گذر از این دوگانه پوسیده و ورود به عصر متخصصین عملگرا احساس میشود. کشور ما درگیر بحرانهای پیچیده اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی است و برای عبور از این گردنه تاریخی، نه شعار کافی است و نه جناحبندی. تنها راه، میدان دادن به کسانی است که با دانش، تجربه و نگاه اجرایی توان حل مسئله دارند.اما باید به یک واقعیت تلخ نیز توجه داشت: متخصصین عملگرا در ساختار فعلی حکمرانی مجال عمل ندارند. ساختاری که قدرت را در دایرهای محدود از بازیگران سیاسی و امنیتی محصور کرده و هر صدای تازهای را یا حذف میکند یا در حاشیه نگاه میدارد، عملاً امکان اصلاح جدی و راهحلهای کارآمد را از بین میبرد.بنابراین حضور واقعی متخصصین عملگرا، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه نیازمند تغییر در ساختار حکمرانی و پذیرش آنها از سوی هسته سخت قدرت است. بدون این تغییر، حتی اگر بهترین نیروها نیز وارد عرصه شوند، به دلیل محدودیتهای تصمیمسازی و تصمیمگیری، به ابزار توجیه وضع موجود…