جدید به قدیم
…از فرهنگ بومی جزیره و اهمیت آن توضیح میدادم. در گذر این سالها، دهانم کف کرده از بس حرف زدهام. البته الان دیگر انرژی چندانی هم برای این کار ندارم.خلاصه، بعد از سالها گفتوگو با مدیران و صاحبمنصبان رنگارنگ، فرصتی پیش آمد که موزه حاج محمد زبیری را راهاندازی کنیم. دهیار و شورا زحمت کشیدند و فضایی در اختیار موزه قرار دادند.سال ۱۳۹۸ در دوره مدیریت خانم شهرکی [مدیریت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی منطقه آزاد قشم]، ساختمان این موزه محلی را تعمیر و بازسازی کردیم. تابلو و ویترین نمایش وسایل را هم فرستادیم.یادم میآید هفته گردشگری بود. هیچوقت از این هفته خوشم نمیآید، چون احساس میکنم بسیاری از برنامهها تبلیغاتیاند؛ انگار میخواهیم اثبات کنیم این هفته برای سازمان منطقه آزاد خیلی مهم است.همیشه بعد از پایان این هفته جنجالی و تبلیغاتی، یکی از همکاران مورد هجمه قرار میگرفت و او را از اداره بیرون میکردند. آن سال هم، اول هفته، خبر فوت ناگهانی پسرعموی جوانم را به من دادند؛ اما چون هفته گردشگری بود، ماندم. اینها را گفتم تا روایت کنم چگونه بعد از هزار زحمت، روز افتتاح موزه دیرستان فرا رسید. البته پیش از آن، موزه خال (صالح روزبه) را در…
در روزگاری که جهان مدام از حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی سخن میگوید، توقیف ناوگان امدادی صمود بار دیگر پرده از واقعیتی تلخ برداشت؛ واقعیتی که نشان میدهد معیارهای غرب، نه بر اساس انسانیت، بلکه بر اساس منافع سیاسی تنظیم میشود. کشتیهایی که تنها حامل دارو، غذا و فریاد همبستگی با مردم محاصرهشده غزه بودند توسط رژیم صهیونیستی در آبهای بین المللی متوقف شده و دهها فعال حقوق بشر بازداشت شدند. گویی رساندن نان و دارو، بزرگترین جرم قرن است. ناوگان همبستگی صمود نماد وجدان بیدار مردمی بود که نمیخواستند در برابر گرسنگی کودکان غزه سکوت کنند. اما واکنش اسرائیل، نه یک برخورد امنیتی، بلکه نمایشی آشکار از قدرت عریان بود؛ حمله به فعالانی که دستهایشان خالی از سلاح اما دلهایشان سرشار از انسانیت بود. تصاویر منتشرشده از برخورد تحقیرآمیز با فعالان این ناوگان، افکار عمومی جهان را شوکه کرد و بسیاری این رفتار را، راهزنی دریایی و نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند. اما آنچه درد را عمیقتر میکند، برخورد دوگانه غرب است. همان دولتهایی که برای کوچکترین رخداد در کشورهای مخالف خود، نشست اضطراری تشکیل میدهند، در برابر محاصره غزه و توقیف کشتیهای امدادرسان، سکوت کردند. اگر چنین حادثهای از سوی کشوری غیرهمسو با غرب رخ میداد…
عملیات اجرایی بزرگترین مرکز تخصصی دیالیز استان هرمزگان با زیربنای 3 هزار متر مربع و با هدف رفع کمبودهای زیرساختی و کاهش آلام بیماران کلیوی، در محوطه بیمارستان شهید محمدی بندرعباس آغاز شد. این پروژه که با اعتبار 1200 میلیارد ریال و همت «شرکت توسعه صنایع انرژیبر پارسیان جنوب» احداث میشود، طی 18 ماه آینده به بهرهبرداری خواهد رسید و ظرفیت قابل توجهی به تختهای دیالیز استان اضافه خواهد کرد.
فرمانداری که باید صدای مطالبات عمومی باشد، امروز به چهرهای کمرنگ و ناملموس تبدیل شده است؛ تا جایی که بسیاری از شهروندان حتی یک حضور میدانی مؤثر از این کاراکتر به یاد ندارند. بندرعباس امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیری میدانی، پاسخگو و در دسترس است. مدیری که در شهر حضورش احساس شود، در میان مردم باشد. معضل صفهای بنزین، روح و روان شهروندان بندرعباس را آزرده است؛ روزی نیست که تماس، پیام یا گلایهای از این مسئله به دفتر روزنامه نداشته باشیم و هرچه گفتیم و نقد کردیم جز سکوت یا پاسخهای تکراری چیزی عایدمان نشد. موضوعی که در استانها و شهرهای دیگر اصلا جزو دغدغه مردم نیست اما در استان هرمزگان به یک معضل بزرگ و بحرانی تبدیل شده است و در این مسئله حضور فرماندار بندرعباس به عنوان عالیترین مقام دولت در سطح شهرستان و مسئول مستقیم پیگیری مسائل مردم، هماهنگی دستگاههای اجرایی و مدیریت بحرانهای محلی ناملموس بوده است. جایگاه فرماندار در ساختار اداری کشور صرفا یک مقام تشریفاتی یا اداری نیست. در قانون به صراحت ذکر شده است که فرماندار باید در جهت بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه ماموریت خود اقدام کند. فلسفه وجودی فرماندار حضور در متن جامعه و لمس مستقیم…
اما علاوه براین، عوامل دیگری نیز میتوانند در ایجاد این تورم و صعود نجومی قیمتها دخیل باشند. از جمله اقدام ناشایست برخی سودجویان که با نگهداری کالا و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت…
…که حفاظت از آثار تاریخی، توسعه گردشگری و حمایت از هنرمندان صنایع دستی را در این شرایط بغرنج دنبال میکند. این دو حوزه نهتنها همپوشانی مشخصی ندارند، بلکه از نظر مأموریت، ابزار و حتی نوع نگاه مدیریتی نیز متفاوتاند. حوزه میراث فرهنگی و گردشگری هرمزگان با توجه به ظرفیتهای بینظیر استان از سواحل و جزایر گرفته تا آثار تاریخی نیازمند مدیریتی تماموقت و خلاق است که بتواند این ظرفیتها را به فرصتهای اقتصادی تبدیل کند. از سوی دیگر، معاونت اقتصادی نیز در شرایط حساس اقتصادی کشور، نقشی حیاتی در بهبود وضعیت معیشتی مردم دارد. جمع کردن این دو مأموریت در یک نفر، حتی اگر شخص کارنامه عملکردی مثبتی داشته باشد عملاً به معنای کمتوجهی ناخواسته به یکی از این حوزههاست. در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، کارآمدی و پاسخگویی نظام مدیریتی است. اگر هدف، توسعه واقعی استان هرمزگان است، باید از تمرکز بیمورد مسئولیتها پرهیز کرد و با اعتماد به نیروهای متخصص، فرصت مدیریت را به افراد بیشتری سپرد. تداوم چنین رویهای نهتنها بهرهوری را کاهش میدهد، بلکه این پیام را به جامعه منتقل میکند که شایستهسالاری جای خود را به تکرار و انحصار داده است؛ پیامی که برای آینده مدیریتی استان، نگرانکننده است.روزنامه صبح ساحل
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
…شده که طیف گستردهای از مسائل جهانی را در بر گیرد؛ از امنیت و خلع سلاح گرفته تا توسعه پایدار، حقوق بشر و همکاریهای انساندوستانه و در این میان، مجمع عمومی به عنوان یکی از فراگیرترین ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از نظر حقوقی الزامآور نیست، اما از حیث مشروعیتبخشی به قواعد نوظهور، جهتدهی به افکار عمومی جهانی و تثبیت معیارهای رفتاری دولتها نقشی تعیینکننده ایفاء میکند. قطعنامههای مربوط به استعمارزدایی، مبارزه با آپارتاید، توسعه حق بر تعیین سرنوشت و تقویت حقوق بشر، نمونههایی از تأثیرگذاری تدریجی مجمع عمومی بر تحول حقوق و سیاست بینالملل به شمار میآیند. در کنار این رکن سیاسی، دیوان بینالمللی دادگستری به عنوان رکن قضایی اصلی سازمان ملل متحد نقش مهمی در تحکیم اصل حاکمیت قانون در سطح بینالمللی بر عهده دارد. این دیوان با رسیدگی به اختلافات حقوقی میان دولتها، امکان جایگزینی گفتوگوی حقوقی به جای مواجهه نظامی را…
این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره.رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان میکند.هر مراجعه با سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای رفتوآمد، یک فشار مالی است؛ بهخصوص برای کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان میآیند.در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود.تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با…
…طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند که ابتدا تفاوت زمینهها را در نظر بگیریم. در سوریه، کشور با یک جنگ داخلی تمامعیار، چندجانبه و فرسایشی روبهرو شد که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی به طور مستقیم در معرض حملات سنگین قرار گرفتند.در چنین شرایطی، «خروج جمعیت» نه نشانه بیوطنی، بلکه واکنشی عقلانی برای حفظ جان بود. بنابراین، تفاوت رفتار ایرانیان را نمیتوان بدون توجه به تفاوت سطح و نوع تهدید تحلیل کرد. ایران با تهدیدها و درگیریهایی مواجه بوده، اما الگوی آن با جنگ داخلی فراگیر یا تخریب سراسری زیرساختها متفاوت است.با این حال، حتی با در نظر گرفتن این تفاوتها، پرسش اصلی باقی میماند: چرا در فضای تهدید، نشانههای بازگشت و ماندن پررنگ شده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از…