جدید به قدیم
در صبحانه خبری امروز، 5 خردادماه، با خبرهای مهم همراه شما هستیم؛ از صدای انفجار در شرق بندرعباس و تائید خبر؛ تا اعتراف فرماندهی مرکزی آمریکا به نقض آتشبس با ایران.همچنین، تاریخ دقیق برگزاری کنکور دانشگاه فرهنگیان مشخص شد و خبرهای مهمی از حج، بیمه مادران روستایی و واکنش پاکستان به درخواست ترامپ.
…سکوت کنند. اما واکنش اسرائیل، نه یک برخورد امنیتی، بلکه نمایشی آشکار از قدرت عریان بود؛ حمله به فعالانی که دستهایشان خالی از سلاح اما دلهایشان سرشار از انسانیت بود. تصاویر منتشرشده از برخورد تحقیرآمیز با فعالان این ناوگان، افکار عمومی جهان را شوکه کرد و بسیاری این رفتار را، راهزنی دریایی و نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند. اما آنچه درد را عمیقتر میکند، برخورد دوگانه غرب است. همان دولتهایی که برای کوچکترین رخداد در کشورهای مخالف خود، نشست اضطراری تشکیل میدهند، در برابر محاصره غزه و توقیف کشتیهای امدادرسان، سکوت کردند. اگر چنین حادثهای از سوی کشوری غیرهمسو با غرب رخ میداد، رسانههای بزرگ جهان آن را جنایت علیه بشریت مینامیدند و موجی از تحریمها آغاز میشد. اما وقتی پای اسرائیل در میان است، واژهها ناگهان تغییر میکنند؛ دفاع از خود، امنیت ملی و اقدام پیشگیرانه جای حقیقت را میگیرند.با این حال، در میان این سکوت سنگین، برخی کشورهای اروپایی این بار موضع متفاوتی گرفتند. احضار سفرای اسرائیل از سوی کشورهایی مانند اسپانیا، فرانسه و هلند و اعتراض رسمی به رفتار با فعالان ناوگان صمود از سوی برخی کشورهای دیگر، نشانهای بود از شکاف در حمایت بیقیدوشرط اروپا از سیاستهای تلآویو. همچنین تحریم برخی وزیران افراطی اسرائیلی، بهویژه…
…دریایی داشتهاند؛ مهارتهایی که زمینهساز شکلگیری شبکههای ارتباطی گسترده در گستره اقیانوس هند بوده است.مطالعه یافتههای باستانشناسی این منطقه همچنین نشان میدهد که خلیج فارس در طول تاریخ نه یک مرز جغرافیایی، بلکه یک فضای فرهنگی پویا بوده است. جریان مداوم رفتوآمدهای دریایی سبب شکلگیری نوعی «فرهنگ ساحلی» شده که در آن عناصر گوناگون فرهنگی از مناطق مختلف درهم تنیدهاند. این پویایی فرهنگی را میتوان در الگوهای سفالگری، شیوههای معماری ساحلی، فناوریهای مرتبط با صید و دریانوردی، و حتی در الگوهای زیستی و معیشتی جوامع ساحلنشین مشاهده کرد. چنین شواهدی نشان میدهد که خلیج فارس در طول تاریخ بستر شکلگیری نوعی جهان فرهنگی مشترک بوده که مرزهای جغرافیایی را در مینوردیده است.در این چارچوب، موزهها نقشی بنیادین در حفاظت، مستندسازی و تفسیر این میراث ارزشمند ایفا میکنند. اشیای باستانشناسی زمانی میتوانند به منابعی برای فهم گذشته تبدیل شوند که در چارچوب نظامهای علمی حفاظت، طبقهبندی و تحلیل قرار گیرند. موزهها با فراهم آوردن چنین بستری، امکان آن را فراهم میکنند که دادههای مادی گذشته به دانش تاریخی تبدیل شوند. به بیان دیگر، موزهها حلقه واسط میان کاوشهای میدانی باستانشناسی و فهم عمومی از تاریخاند.از منظر معرفتشناختی، اشیای موزهای را میتوان «متون مادی تاریخ» دانست؛ متونی…
…از کارکنان دولت با وجود تعطیلیهای کمسابقه ـ حدود ۴۰ روز تعطیلی یا نیمهتعطیلی ـ حقوق خود را بهموقع و بدون وقفه دریافت کردهاند. این مسئله یک دوگانگی روشن ایجاد میکند: مردم و بخش خصوصی زیر فشار اقتصادی خم میشوند؛ ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند. سؤال مهم اینجاست؛ آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟ تجربه تاریخی؛ کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند.در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند…
…ایفاء میکند. قطعنامههای مربوط به استعمارزدایی، مبارزه با آپارتاید، توسعه حق بر تعیین سرنوشت و تقویت حقوق بشر، نمونههایی از تأثیرگذاری تدریجی مجمع عمومی بر تحول حقوق و سیاست بینالملل به شمار میآیند. در کنار این رکن سیاسی، دیوان بینالمللی دادگستری به عنوان رکن قضایی اصلی سازمان ملل متحد نقش مهمی در تحکیم اصل حاکمیت قانون در سطح بینالمللی بر عهده دارد. این دیوان با رسیدگی به اختلافات حقوقی میان دولتها، امکان جایگزینی گفتوگوی حقوقی به جای مواجهه نظامی را فراهم میکند و با ارائه نظریات مشورتی خود به نهادهای بینالمللی، به تبیین اصول بنیادین حقوق بینالملل یاری میرساند. رویه قضایی دیوان، به تدریج مرزهای مفاهیمی مانند منع توسل به زور، مسئولیت بینالمللی دولتها، حق بر توسعه و حمایت از افراد در برابر نقضهای فاحش را روشنتر کرده است. از این منظر، دیوان را میتوان بخشی از سازوکار جهانی برای تحقق عدالت و صلح عادلانه دانست؛ صلحی که بر توافق تحمیلی بلکه بر پایه قواعد مورد قبول جامعه بینالمللی استوار باشد. افزون بر این ارکان سیاسی و قضایی، شبکه گستردهای از برنامهها و نهادهای تخصصی مرتبط با سازمان ملل متحد در حوزههای مختلف توسعهای و انسانی فعالیت میکنند. برنامههای توسعه، نهادهای حمایت از کودکان، سازمانهای فعال در حوزه بهداشت جهانی،…
…از کارکنان دولت با وجود تعطیلیهای کمسابقه ـ حدود ۴۰ روز تعطیلی یا نیمهتعطیلی ـ حقوق خود را بهموقع و بدون وقفه دریافت کردهاند. این مسئله یک دوگانگی روشن ایجاد میکند:مردم و بخش خصوصی زیر فشار اقتصادی خم میشوند؛ ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند.سؤال مهم اینجاست:آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟تجربه تاریخ: کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند. در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند…
وقتی آمار به روایت تبدیل میشوددر ادبیات جامعهشناسی بحران، رفتار جمعیت در مواجهه با تهدیدهای جنگی یکی از شاخصهای مهم سنجش «اعتماد عمومی» و «تابآوری اجتماعی» به شمار میرود. معمولاً با افزایش سطح ناامنی، نخستین واکنش بخشی از جامعه، تلاش برای خروج از منطقه درگیری است. تجربههای دهه اخیر در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را تأیید میکند.در جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، طی چند سال نخست بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند…
…ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک دیگرِ این شهر، آرزوهای کوچکی داشتند که زیر آوارِ دشمنیها ناتمام ماند. یکی از بزرگترین آرزوهای آنها و همکلاسیهایشان، داشتن فضایی برای تخلیه هیجان، برای خندیدن از ته دل و برای فراموش کردن کابوسها بود. من از شما میپرسم؛ سهم کودکان میناب از شادی و تفریح کجاست؟ آلام و استرسهای پس از فاجعه، با دیوارهای سنگی درمان نمیشود. این نسلِ داغدیده، نیازمند فضایی مفرح و شاد است. احداث یک شهربازی بزرگ و در شأن کودکان میناب، کمترین کاری است که میتوان برای کاهش رنجهای این فرشتگان زمینی انجام داد. بیایید با ایجاد فضایی سرشار از هیجانِ مثبت و بازی، رنگِ خاکستریِ ترس را از دنیای کودکانهشان پاک کنیم. من یقین دارم روح هانی و حامد عزیزم و تمام شهدای دانشآموز این شهر، با دیدن لبخند همبازیهای قدیمیشان در یک شهربازیِ پر از نور و شادی،…
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
برای فهم جایگاه امروز خلیج فارس، بازگشت به تاریخ ضروری است. در سال ۱۶۲۲ میلادی، با فرمان شاه عباس اول و به فرماندهی امامقلیخان، پایان سلطه پرتغالیها بر هرمز رقم خورد؛ رخدادی که تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نشانهای از تثبیت این اصل بود که امنیت خلیج فارس باید بر پایه اراده نیروهای بومی شکل بگیرد. این منطق تاریخی بعدها در اشکال مختلف ادامه یافت و در دورههای بعد نیز بهعنوان یک الگوی رفتاری در مواجهه با تهدیدات خارجی تکرار شد.در دوره معاصر، این پیوست تاریخی را میتوان در تجربههای با شکوه و غرورآفرین مقاومت منطقهای نیز مشاهده کرد. چهرههایی مانند رئیسعلی دلواری، از رهبران مقاومت جنوب ایران در برابر نیروهای خارجی در دوره قاجار، نمادی از ایستادگی مردمی در برابر مداخلات بیرونی استعمارگران طماع محسوب میشود؛ مقاومتی که نشان داد امنیت در این جغرافیا همواره با نقشآفرینی مردم و نیروهای محلی پیوند خورده است. این روند تاریخی در عصر جدید نیز در قالب ساختارهای رسمیتر ادامه یافته و در حوزه دفاع دریایی و مرزبانی از آبهای نیلگون خلیج فارس تجلی یافته است.در ساختار نظامی معاصر ایران، نقش فرماندهانی مانند شهید والامقام دریادار «علیرضا تنگسیری»، فرمانده شجاع، فهیم و ایران دوست نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب…