جدید به قدیم
وقتی فقر از گرسنگی رد میشود و به جنایت میرسد باعث میشود یک گوشی تلفن همراه؛ چیزی که حالا دیگر نه کالایی لوکس، بلکه ابزاری روزمره و ضروری در زندگی است بهانهای شود برای ربایش و قتل دختر جوانی که در مسیر خانهاش بود. خبری که مثل شوک به جامعه وارد شد؛ نه فقط به خاطر وقوع جنایت، بلکه به دلیل «چرایی» آن.
چهار روز از فاجعهای که قلب بندرعباس را تکه تکه کرد میگذرد. آتشنشانها پس از 70 ساعت کار مداوم، حریق را در بند کشیدند.
«در استان هرمزگان چه خبر است؟ استان فارس که دمای بهتری دارد در این روزها برای صرفهجویی مصرف برق ساعت کاری ادارات را تا ساعت 11 صبح کاهش دادهاند. اینجا به جای مدیریت، ساعت 2 بعدازظهر برق را قطع میکنند؟ این چه مدیریتی است؟ کسی اعتراضی ندارد؟». مهندس ناظر شیرازی درحالی که در بیبرقی رستوران عرق پیشانیاش را پاک میکرد بالاخره سفارشش را ثبت کرد. مردم در گرما نشسته بودند و غذایشان را میخوردند. کسی چیزی نمیگفت. همه میفهمیدند که این مرد برای اولینبار است که در تابستان به هرمزگان سفر کرده است.
این یاداداشت در راستای ناترازی گسترده برق طی روزهای اخیر در سطح استان است که منجر به ناعدالتی در برنامه ریزی برای ساعات کاری مردم جنوب شده است و همچنین خطاب آن برای مسئولینی است که در شرایط استرس سوختن وسایل برقی خانگی مردم، آن هم در ساعت اوج پیک مصرف برق با خیالی راحت، زیر کولر ادارات نشسته اند.
یازدهم اردیبهشتماه در تقویم رسمی کشور برابر با اول ماه می میلادی "روز کارگر" نامگذاری شده است و آن مقارن با روزی است که در کشور ایالات متحده آمریکا در سال ۱۸۸۶ کارگران به دلیل بهبود پیدا نکردن شرایط کار و عدم کاهش ساعت کاری به ۸ ساعت در روز دست به اعتراض و تجمع در خیابانها زدند تا مخالفت خود را ابراز کنند.
واحد تخریب لشکر ۴۱ ثارالله در سالهای آخر جنگ شده بود یگان واکنش سریع لشکر، آمادگی روحی و جسمی بچهها مثال زدنی بود، اگر چه با خاطراتی که قدیمیهای گردان از معنویت نسلهای اول و دوم تخریب میگفتند فاصلههایی دیده می شد اما آثار قوی معنویت و اخلاص شهیدان واحد تا آخرین لحظه جنگ هم ادامه داشت.
خبرنگاری یا روزنامهنگاری از آن دست شغلهایی است که تا در بطن آن قرار نگرفته بودم، از ابعاد این حرفه بیاطلاع بودم. سرنوشت اینگونه رقم خورد که من نیز در صف روزنامهنگاران و خبرنگاران بایستم و بتوانم رسالتهای این شغل را بیشتر لمس کنم.