جدید به قدیم
پس از انتشار شایعهای در شبکههای اجتماعی مبنی بر اینکه تلگرام «چند ساعت دیگر» و تا چهارشنبه این هفته رفع فیلتر میشود، مقامات رسمی این خبر را صریحاً تکذیب کردند و اعلام کردند هیچ تصمیم قطعی یا جلسه اجرایی درباره رفع فیلتر برگزار نشده است.
پرداخت حقوق آذرماه حدود 5 میلیون بازنشسته و مستمریبگیر سازمان تأمین اجتماعی از عصر جمعه 28 آذر 1404 آغاز شد و ادامه واریز حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی امروز بر اساس حروف الفبا تا عصر امروز به پایان می رسد.
یلدا در حافظهی جمعی ایرانیان، شبی برای ایستادن کنار هم بوده است شبی که تاریکی نه برای ترس، بلکه برای نزدیکتر شدن معنا مییافت. حافظخوانی، قصهگویی، سکوتهای مشترک و حضور فیزیکی دیگری، همگی عناصر آیینی بودند که یلدا را به تجربهای زیسته و انسانی بدل میکردند. اما در سالهای اخیر، این شب نمادین، آرام آرام از فضای خانه به فضای صفحه منتقل شده است از جمعهای واقعی به قابهای دیجیتال. یلدا دیگر فقط زیسته نمیشود، بلکه روایت میشود، ثبت میشود و در نهایت به نمایش درمیآید. آنچه اهمیت مییابد، نه خودِ لحظه، بلکه قابلیت انتشار آن است. در منطق شبکههای اجتماعی، آیینها به محتوای مصرفی بدل میشوند. سفرهها چیده میشوند تا دیده شوند، شادیها برجسته میشوند تا لایک بگیرند و غمها حذف میشوند تا تصویر خدشهدار نشود. در این میان، فشار نامرئی اما قدرتمندی شکل میگیرد: الزام به خوشبودن، به دورهمی داشتن و به نشاندادن آن. یلدا، بهجای آنکه فرصتی برای مکث و همدلی باشد، به آزمونی برای موفقیت عاطفی تبدیل میشود. اما همه در این روایت جایی ندارند. سالمندانی که سالهاست کسی به دیدنشان نمیآید، مجردهایی که در شبهای نمادین بیش از همیشه تنهایی خود را احساس میکنند، مهاجرانی که از خانه دور ماندهاند، یا افرادی که از چارچوب خانوادهی هنجاری حذف شدهاند، در این شب شلوغ، نامرئی میشوند. تصاویر پرزرق و برق یلدایی، برای بسیاری نه منبع شادی، بلکه آینهی فقداناند. در این مقاله میکوشیم نشان دهیم یلدا چگونه همزمان به صحنهی نمایش و میدان طرد تبدیل شده است جایی که فاصلهی میان تجربهی زیسته و روایت اینستاگرامی، بیش از هر شب دیگری آشکار میشود.
معاون فرهنگی و اجتماعی پلیس فتا لینکهای «بهروزرسانی همراهبانک» در کانالها و شبکههای اجتماعی هشدار داد.
نیاز به تایید شدن از سوی دیگران، تجربهای آشنا و تقریبا همگانی است تجربهای که از نخستین لحظات زندگی آغاز میشود و تا پیچیدهترین روابط بزرگسالی ادامه مییابد. انسان از همان بدو تولد، نه تنها به مراقبت جسمانی، بلکه به دیده شدن، پاسخگرفتن و معنا یافتن در نگاه دیگری وابسته است. نوزادی که گریه میکند، در واقع تنها گرسنگی یا ناراحتی خود را بیان نمیکند او در پی این است که مطمئن شود «کسی آنجا هست» و واکنشی به حضور او نشان می دهد. این پاسخ، نخستین شکل تایید است؛ تاییدی که به کودک میگوید وجودش بیاثر و نامرئی نیست. با این حال، در فرهنگ عمومی، نیاز به تایید اغلب با مفاهیمی چون ضعف، وابستگی یا کمبود اعتماد به نفس گره میخورد. گویی انسان بالغ باید به نقطهای برسد که از نگاه و قضاوت دیگران بینیاز شود. این تصور، اگرچه جذاب بهنظر میرسد، اما از منظر روانشناسی و به ویژه روانکاوی، سادهانگارانه است. سوژهی انسانی هرگز به طور کامل مستقل و خودبسنده شکل نمیگیرد او همواره در پیوند با دیگری، در زبان، رابطه و ساختارهای اجتماعی قوام مییابد. پرسش اساسی این مقاله این نیست که چگونه از نیاز به تایید رها شویم، بلکه این است که چرا چنین نیازی تا این اندازه ریشهدار و پایدار است. روانکاوی به ما نشان میدهد که نیاز به تایید، صرفا یک عادت رفتاری یا الگوی تربیتی نیست، بلکه با چگونگی شکلگیری خود، تجربهی عشق، اضطراب طرد و حتی مناسبات قدرت در جامعه پیوندی عمیق دارد. در این نوشتار تلاش میکنیم با تکیه بر مفاهیم روانکاوانه، این نیاز انسانی را نه بهعنوان نقص بلکه به مثابه نشانهای معنادار از وضعیت روانی و تاریخی سوژهی معاصر بررسی کنیم.
جبهه پایداری نام یک گروه سیاسی- فکری است که طی سالهای اخیر حضور و اثرگذاری آن در عرصه سیاست ایران بیش از گذشته به چشم میآید. این جریان که در سال ۱۳۹۰ و همزمان با انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی بهطور رسمی اعلام موجودیت کرد، تاکنون نقش قابلتوجهی در جهتدهی به برخی سیاستهای جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده است. جبهه پایداری امروز بهعنوان رادیکالترین جریان در اردوگاه اصولگرایی و راست سیاسی شناخته میشود؛ جریانی که رویکردهایی همچون مخالفت با برقراری روابط سیاسی با غرب، حمایت از اعمال سختگیرانه قوانین اجتماعی در حوزههایی مانند حجاب، و دفاع از محدودیتهای گسترده در اینترنت، شبکههای اجتماعی و رسانهها را دنبال میکند.
سخنگوی سازمان مدیریت بحران کشور با رد شایعات مطرحشده درباره وقوع «طوفان نوح» در ایران تأکید کرد: بارشهای اخیر هرچند گسترده و مؤثر بود، اما در حد یک بحران فراگیر و غیرقابل کنترل نبود و با آمادگی کامل دستگاههای مسئول مدیریت شد.
در «حواشی هفته»، به مرور اخبار و حاشیههایی که در هفته جاری پربازدید شده و مورد توجه کاربران شبکههای اجتماعی قرار گرفتهاست، میپردازیم.
در سالهای آغازین نوجوانی، مغز وارد دورهای میشود که بسیاری از رفتارهای پراضطراب این سن را توضیح میدهد. آمیگدال مرکز پردازش تهدید و هیجان، در این دوران بسیار فعال و حساس است و محرکهایی که برای بزرگسالان بیخطرند، برای نوجوان میتوانند تهدید جدی تلقی شوند. این بیش فعالی آمیگدال بهویژه هنگام مواجهه با نگاه دیگران یا احتمال قضاوت شدن، شدت مییابد. نوجوان ممکن است هنگام ارائه در کلاس، ورود به جمعهای جدید یا حتی مکالمه ساده با همسالان، واکنش جنگگریز تجربه کند نه به دلیل ضعف شخصیتی، بلکه به دلیل معماری بیولوژیک مغز. این وضعیت، نخستین قدم شکلگیری اضطراب اجتماعی است اضطرابی که از بیرون شبیه خجالت ساده است اما در واقع به فرآیند پیچیدهای از محافظت هیجانی شباهت دارد. در این سن، نوجوان نهتنها نسبت به تهدید واقعی، بلکه نسبت به تصور تهدید واکنش نشان میدهد؛ همان تهدید خیالی که در نگاه همسالان میبیند. همین تجربه اولیه است که زمینه را برای اجتناب از موقعیتهای اجتماعی فراهم میکند، زیرا مغز نوجوان به او میگوید: "از جمع دور بمان تا امن بمانی."
در سالهایی که واژههایی مثل تمرکز، بازدهی، مدیریت زمان و ذهنآگاهی به پرکاربردترین مفاهیم فرهنگ معاصر تبدیل شدهاند، میلیونها انسان در گوشه و کنار جهان درگیر پدیدهای هستند که به طور مداوم زندگیشان را تحتتاثیر قرار میدهد: ناتوانی در تمرکز، فراموشی مداوم، احساس بیقراری درونی و تجربهی مکرر ناتمامی.