جدید به قدیم
نشت آب کثیف به کتابخانه لوور که آثار باستانی را در خود جای داده بود به ۴۰۰ اثر مرتبط با مصر آسیب رساند تا برای چندمین بار در ماههای اخیر این موزه و ضعف مدیریت آن در نگهداری اشیای باستانی و تاریخی به سوژه خبری تبدیل شود.
در ایران امروز، زندگی دانشجویی دیگر تنها بر محور درس خواندن، رشد فکری و تجربهکردن آزادیهای نخستین سالهای بزرگسالی نمیچرخد بلکه بخش بزرگی از تجربهی دانشجویی در سایهی فشارهای اقتصادی شکل میگیرد که هر سال شدیدتر میشوند. سیاستهای خصوصیسازی در حوزهی آموزش عالی، از افزایش شهریهها تا کاهش حمایتهای رفاهی، دانشگاه را از نهادی عمومی و امکانساز به مکانی تبدیل کردهاند که در آن هزینههای بقا بر دوش دانشجو گذاشته میشود. در چنین فضایی، دانشجو نه تنها با رقابت علمی روبهرو است، بلکه باید با دغدغهی تامین مخارج خوابگاه، غذا، حمل و نقل، منابع درسی و آیندهی شغلی نامعلوم هم دست و پنجه نرم کند. روز دانشجو، به عنوان یادآور کنشگری و پرسشگری نسلهای پیشین، فرصت مناسبی است برای بازاندیشی انتقادی دربارهی این مسیر. آیا دانشگاه قرار بود به بازتولید نابرابری اقتصادی کمک کند؟ آیا دانشجو باید برای بقای خود به نیروی کار ارزان و قابلاستفاده در بازار کار بیثبات تبدیل شود؟ فشارهایی که امروز بر دانشجویان وارد میشود نه شخصی و فردی، بلکه ساختاری است.
معیشت مردم در ماههای گذشته بیش از هر زمان دیگری به مسئلهای تبدیل شده است که در گفتوگوهای روزمره، رسانهها، تحلیلها و حتی تصمیمگیریهای خانوادگی بهعنوان محور اصلی بحثها مطرح میشود.
لحظه بیدار شدن تا پیش از خواب از صفحه تلفن همراه، شبکههای اجتماعی، پیام رسانها، تبلیغات، خبرها و حتی گفتگوهای روزمره وارد ذهن ما میشوند. در ظاهر داشتن دسترسی نامحدود به دادهها میتواند نشانه پیشرفت باشد، اما در عمل بسیاری از ما با حالتی مداوم از خستگی، بیحوصلگی و پریشانی مواجهیم حالتی که نه ناشی از کار زیاد، بلکه حاصل انباشتن بیوقفه ورودیهای ذهنی است. مغز انسان برخلاف تصور رایج، ظرفیت پردازش بیانتها ندارد و همان طور که بدن در برابر بار اضافی فرسوده میشود، ذهن نیز زیر فشار مداوم اطلاعات کارکرد طبیعی خود را از دست میدهد. افزونگی اطلاعات تنها یک مسئله فردی نیست تاثیر آن در روابط خانوادگی، محیطهای کاری و حتی رفتار اجتماعی نیز دیده میشود. خستگی ذهنی ناشی از این حجم عظیم دادهها، آستانه تحمل را کاهش میدهد، تمرکز را مختل میکند و واکنشهای هیجانی را تشدید میسازد. در نتیجه، جامعهای شکل میگیرد که در آن افراد بیشتر از گذشته حساس، زودرنج و میل به پرخاشگری دارند. وقتی ذهن فرصت پردازش، توقف و بازسازی پیدا نمیکند، رفتار اجتماعی نیز آشفته و ناپایدار میشود گویی جمعیت بزرگی از انسانها همواره در آستانه انفجار هیجانی قرار گرفتهاند.
تحول در زیرساختهای درمانی، از مهمترین نشانههای پیشرفت و عدالت اجتماعی در هر منطقه است. در روزهای اخیر، خبری امیدبخش از هرمزگان منتشر شد که دل بسیاری از بیماران و خانوادههای آنان را شاد کرد. در قالب «نهضت سلامت» ۸۵ دستگاه دیالیز به ارزش بیش از ۱۳۰ میلیارد تومان به بیمارستانهای استان تحویل داده شد. این اقدام ارزشمند موجب افزایش حدود ۵۰ درصدی ظرفیت دیالیز در استان شده و شاخص خدمات درمانی به بیماران کلیوی را به سطح استاندارد کشوری رسانده است. بیتردید این دستاورد نتیجه تلاش و رایزنی ویژه استاندار هرمزگان و همراهی و پیگیری دانشگاه علوم پزشکی و نمایندگان هرمزگان در مجلس و همچنین خیرین سلامت است و شایسته است از همه مسئولان و کارکنان نظام سلامت که در این مسیر کوشیدهاند،قدردانی شود.
هر سال با فرا رسیدن روز پرستار، جامعه با احترام از سفیدپوشانی یاد میکند که بیمنت و بیوقفه، جان خود را وقف التیام درد دیگران کردهاند. اما در ورای تبریکها و گلنوشتهها، واقعیتی تلخ پنهان است؛ واقعیتی از رنجهای نادیده، حقوقهای ناعادلانه و آیندهای مبهم که بسیاری از پرستاران کشور را به مرز ناامیدی و مهاجرت کشانده است. پرستاران، ستونهای اصلی و گاه خاموش نظام سلامتاند. آنان شب و روز، در دل بیمارستانها، زیر فشار طاقتفرسای کاری و کمبود نیروی انسانی، از جان مایه میگذارند تا جان بیماران را نجات دهند. در روزهای تلخ کرونا، بیش از هر قشر دیگری آسیب دیدند؛ خسته، بیمار و در بسیاری موارد بیپناه.
فیلم «شیفت دیروقت» با نگاهی مستندگونه، زندگی پرستاری را در میان بحران کمبود نیرو و فشار روحی روایت میکند؛ تصویری که در بیمارستانهای هرمزگان، نه روی پرده، بلکه هر شب در واقعیت تکرار میشود. پرستارانی که در خط مقدم درمان، در برابر بیماری، خستگی و حتی بیمهری جامعه میایستند بیصدا، اما با شرافتی خیرهکننده.
صبح امروز ، جمعی از اهالی شهرک برق، شهرک دریا، شهرک فرهنگیان و روستای آبشورک از توابع بخش مرکزی بندرعباس با تجمع مقابل استانداری هرمزگان، نسبت به وضعیت نامطلوب عمرانی، بهداشتی و خدماتی منطقه خود اعتراض کردند.در پی این تجمع، مستوره اباذرپور، مدیرکل امور روستایی و شوراهای استانداری هرمزگان، ضمن دعوت نمایندگان معترضان به دفتر خود، قول رسیدگی فوری به مشکلات و اجرای چند طرح اصلاحی را داد.
مدتی قبل نیز اهالی در نامهای خطاب به حیدرزاده، بخشدار مرکزی بندرعباس، ضمن قدردانی از زحمات مسئولان، مراتب نارضایتی شدید خود را از وضعیت جادهها، روشنایی معابر، نبود خدمات پسماند و ضعف مدیریت دهیاری اعلام کرده بودند.یکی از اهالی در گفت و گو با صبح ساحل بیلن داشت : جادهها و معابر به دلیل فرسودگی آسفالت در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارند و مسیر دوربرگردان از جاده اصلی به سمت ورودی شهرک برق و آبشورک، حادثهخیز و خطرناک است.وی از نبود مدیریت مناسب در جمعآوری زبالهها، رها شدن علفهای هرز و حضور حیوانات خطرناک از جمله مار و عقرب سخن گفت که سلامت و امنیت ساکنان را تهدید میکند.
این زن جوان در رابطه با دیدار با مدیرکل امور روستایی گفت که وی قول آسفالت مسیر نزدیک دوربرگردان آبشورک، نصب دوربین کنترل سرعت، راهاندازی چراغ هشدار ترافیکی، تأمین خودرو و سطل مکانیزه جمعآوری زباله، عقیمسازی سگهای ولگرد، کنترل تردد شترها و رسیدگی به تخلفات صنوف آلاینده و تالارهای اطراف داده است.
یکی از ساکنان نیز بیان داشت:بیش از 20 سال از ساخت این شهرکها میگذرد، اما هنوز مردم از ابتداییترین خدمات محروماند. امیدواریم وعدهها این بار عملی شود.
در بسیاری از حوزههای مهندسی، ساخت و بهرهبرداری از یک پروژه، دو مرحلهی تفکیکناپذیر از یک فرایند واحد محسوب میشوند. اما در کشور ما، عمده توجهها بر مرحله ساخت متمرکز است و مرحله بهرهبرداری، بهویژه در حوزه نگهداری ساختمان، عموماً مورد غفلت قرار میگیرد. این در حالی است که مبحث ۲۲ مقررات ملی ساختمان صراحتاً بر مسئولیت مالکین و بهرهبرداران در نگهداری ساختمان تأکید دارد.