جدید به قدیم
بسیاری از رابطهها نه با یک دعوای بزرگ، نه با خیانت و نه با یک تصمیم ناگهانی، بلکه با چیزی بسیار سادهتر و در عین حال ویرانگر فرو میریزند: ناتوانی در حرف زدن. زوجهایی که سالها کنار هم زندگی کردهاند ناگهان متوجه میشوند دیگر نمیتوانند دربارهی آنچه واقعا درونشان میگذرد گفتگو کنند. مکالمهها به مسائل روزمره محدود میشود و هر تلاشی برای صحبت از احساس، نیاز یا رنج، یا به دعوا ختم میشود یا به سکوت. در چنین وضعیتی رابطه از درون تهی میشود، بی آنکه لزوما نشانهی بیرونی روشنی از بحران وجود داشته باشد. این فروپاشی گفتگوی عاطفی، اغلب به اشتباه به بیعلاقگی، سرد شدن یا تغییر آدمها نسبت داده میشود، در حالیکه ریشهی مسئله عمیقتر است. بسیاری از زوجها اساسا بلد نیستند چگونه بدون حمله، دفاع یا عقبنشینی دربارهی خودشان حرف بزنند. آنچه میان آنها جریان دارد، نه گفتگو، بلکه تقابل الگوهای دفاعی است. الگوهایی که سالها پیش، بسیار قبلتر از شکلگیری این رابطه، برای بقا آموخته شدهاند.
رییس بیمارستان رستمانی پارسیان از اهدای یک دستگاه نوار مغز پیشرفته به ارزش ۹ میلیارد ریال به این مرکز درمانی خبر داد و بر نقش اثرگذار خیرین در ارتقای خدمات سلامت تأکید کرد.
یک فلوشیپ جراحی پا و مچ پا با اشاره به علل شایع درد کف پا در شب گفت: این درد اغلب ناشی از فشارهای عصبی و کمبودهای تغذیهای است که در شبانگاه شدت بیشتری پیدا میکند.
در سالهای آغازین نوجوانی، مغز وارد دورهای میشود که بسیاری از رفتارهای پراضطراب این سن را توضیح میدهد. آمیگدال مرکز پردازش تهدید و هیجان، در این دوران بسیار فعال و حساس است و محرکهایی که برای بزرگسالان بیخطرند، برای نوجوان میتوانند تهدید جدی تلقی شوند. این بیش فعالی آمیگدال بهویژه هنگام مواجهه با نگاه دیگران یا احتمال قضاوت شدن، شدت مییابد. نوجوان ممکن است هنگام ارائه در کلاس، ورود به جمعهای جدید یا حتی مکالمه ساده با همسالان، واکنش جنگگریز تجربه کند نه به دلیل ضعف شخصیتی، بلکه به دلیل معماری بیولوژیک مغز. این وضعیت، نخستین قدم شکلگیری اضطراب اجتماعی است اضطرابی که از بیرون شبیه خجالت ساده است اما در واقع به فرآیند پیچیدهای از محافظت هیجانی شباهت دارد. در این سن، نوجوان نهتنها نسبت به تهدید واقعی، بلکه نسبت به تصور تهدید واکنش نشان میدهد؛ همان تهدید خیالی که در نگاه همسالان میبیند. همین تجربه اولیه است که زمینه را برای اجتناب از موقعیتهای اجتماعی فراهم میکند، زیرا مغز نوجوان به او میگوید: "از جمع دور بمان تا امن بمانی."
در سالهایی که واژههایی مثل تمرکز، بازدهی، مدیریت زمان و ذهنآگاهی به پرکاربردترین مفاهیم فرهنگ معاصر تبدیل شدهاند، میلیونها انسان در گوشه و کنار جهان درگیر پدیدهای هستند که به طور مداوم زندگیشان را تحتتاثیر قرار میدهد: ناتوانی در تمرکز، فراموشی مداوم، احساس بیقراری درونی و تجربهی مکرر ناتمامی.
در دنیای پرسرعت امروز، هر روز با تصمیمگیریهای متعددی روبرو هستیم. از انتخاب یک سرمایهگذاری مالی گرفته تا تغییر شغل یا حتی تصمیمگیری در روابط شخصی، این انتخابها میتوانند مسیر زندگی ما را تغییر دهند. اما اغلب، تصمیمات ما تحت تاثیر سوگیریهای ذهنی قرار میگیرند. الگوهای فکری ناخودآگاه باعث میشوند ما به جای منطق، بر اساس احساسات یا تجربیات گذشته عمل کنیم. روانشناسی شناختی، شاخهای از علم روانشناسی که بر فرآیندهای ذهنی مانند ادراک، حافظه و تصمیمگیری تمرکز دارد، ابزارهای قدرتمندی برای شناسایی و کاهش این سوگیریها ارائه میدهد. دانشمندانی مانند دنیل کانمن، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۲ و آموس تورسکی، پیشگامان در زمینه روانشناسی تصمیمگیری، نشان دادهاند که مغز انسان دو سیستم فکری دارد: سیستم اول که سریع، شهودی و پر از سوگیری است و سیستم دوم که کند، تحلیلی و منطقی است. با استفاده از اصول روانشناسی شناختی، میتوانیم سیستم دوم را تقویت کنیم و تصمیمات بهتری در زندگی روزمره بگیریم.
افزایش مصرف قند پنهان در خوراکیهای روزمره به یک نگرانی تازه در حوزه سلامت عمومی تبدیل شده است.
تحقیقات جدید نشان میدهد گروه خونی افراد میتواند ریسک سکته مغزی زودرس را تغییر دهد. زیرگروه A۱ با افزایش احتمال تشکیل لخته خون، ریسک سکته قبل از ۶۰ سالگی را بالا میبرد، در حالی که گروه خونی O خطر کمتری دارد.
تصور کنید در دنیایی زندگی میکنیم که پاسخ هر سوالی تنها با یک کلیک یا یک فرمان صوتی در دسترس است. با ظهور ابزارهای قدرتمند هوش مصنوعی مانند ChatGPT و Gemini، نوشتن مقالات، حل مسائل پیچیده ریاضی و حتی تولید کدهای برنامهنویسی در کسری از ثانیه انجام میشود.
میانگین IQ هر دهه سه تا پنج واحد بالا میرود. اما از دهه ۹۰ میلادی، این جهش متوقف و حتی در برخی کشورها معکوس شد!