جدید به قدیم
… فناوریهای مرتبط با صید و دریانوردی، و حتی در الگوهای زیستی و معیشتی جوامع ساحلنشین مشاهده کرد. چنین شواهدی نشان میدهد که خلیج فارس در طول تاریخ بستر شکلگیری نوعی جهان فرهنگی مشترک بوده که مرزهای جغرافیایی را در مینوردیده است.در این چارچوب، موزهها نقشی بنیادین در حفاظت، مستندسازی و تفسیر این میراث ارزشمند ایفا میکنند. اشیای باستانشناسی زمانی میتوانند به منابعی برای فهم گذشته تبدیل شوند که در چارچوب نظامهای علمی حفاظت، طبقهبندی و تحلیل قرار گیرند. موزهها با فراهم آوردن چنین بستری، امکان آن را فراهم میکنند که دادههای مادی گذشته به دانش تاریخی تبدیل شوند. به بیان دیگر، موزهها حلقه واسط میان کاوشهای میدانی باستانشناسی و فهم عمومی از تاریخاند.از منظر معرفتشناختی، اشیای موزهای را میتوان «متون مادی تاریخ» دانست؛ متونی که خوانش آنها نیازمند روشهای علمی و رویکردهای میانرشتهای است. هر سفالینه، هر قطعه فلز، هر ابزار یا شیء دریانوردی در واقع حامل اطلاعاتی درباره فناوری، اقتصاد، روابط اجتماعی و نظامهای فکری جوامع گذشته است. هنگامی که این اشیا در فضای موزه گردآوری و در چارچوب روایتهای علمی ارائه میشوند، به ابزارهایی برای بازسازی تاریخ فرهنگی و تمدنی یک منطقه تبدیل میگردند.در جهان امروز، رویکردهای نوین موزهداری نیز بر همین کارکرد دانشی…
وقتی آمار به روایت تبدیل میشوددر ادبیات جامعهشناسی بحران، رفتار جمعیت در مواجهه با تهدیدهای جنگی یکی از شاخصهای مهم سنجش «اعتماد عمومی» و «تابآوری اجتماعی» به شمار میرود. معمولاً با افزایش سطح ناامنی، نخستین واکنش بخشی از جامعه، تلاش برای خروج از منطقه درگیری است. تجربههای دهه اخیر در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را تأیید میکند.در جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، طی چند سال نخست بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند…
این روزها یادآور لحظاتی است که آسمان بندر تیره شد و دلهای بسیاری در سراسر ایران به درد آمد. روزی که روح جمعی بندر، اسکله و مردم هرمزگان داغدار شد. مردان و زنانی که صبح، با امیدِ نان حلال از خانه بیرون رفتند و دیگر هرگز بازنگشتند. نام و یاد آن عزیزان، علاوه بر سنگ قبرها در خاطرات همکارانشان، در دل همسران و فرزندانشان و در وجدان بیدار مردم این دیار حک شد.امروز، به یاد آن روز وآن عزیزان دست به سینه برپا میایستیم، سکوت میکنیم و با تمام وجود به روح پاک درگذشتگان این سانحه درود میفرستیم. برای دستهایی که در سکوتِ دریا جا ماند، اما رزق حلالشان تا همیشه زبانزد عام وخاص خواهد بود.در کنار یاد عزیزان از دست رفته، نباید فراموش کنیم که بازماندگان این حادثه، همچنان با آثار روحی، روانی و معیشتی آن دست و پنجه نرم میکنند. همسرانی که بار زندگی را به تنهایی بر دوش میکشند، فرزندانی که جای خالی پدر و مادر را هر روز در خانه، مدرسه و آینده خود احساس میکنند و پدر و مادرانی که هنوز چشم بهراه فرزندی هستند که دیگر بازنمیگردد.سالروز این حادثه دردناک تذکری است به همه ما که حمایت از بازماندگان، یک احساس…
…همین بیتعینی، هسته اصلی قدرت آن است. در ادبیات روابط بینالملل، این شیوه بیان را میتوان در چارچوب «ابهام راهبردی» تحلیل کرد، رویکردی که در آن یک بازیگر عمداً سیاست خود را مبهم نگه میدارد تا طرف مقابل را در وضعیت عدم قطعیت قرار دهد. ابهام، در این معنا، فقدان تصمیم نیست بلکه خودِ تصمیم است. وقتی کشوری نداند دقیقاً چه اتفاقی قرار است رخ دهد، مجبور میشود همه سناریوهای ممکن را در محاسباتش لحاظ کند: از حمله محدود گرفته تا تحریمهای جدید، از عملیات سایبری تا فشار دیپلماتیک یا حتی بازگشت به میز مذاکره. این وضعیت، هزینه تصمیمگیری را برای طرف مقابل بالا میبرد. در شرایط قطعیت، دولتها میتوانند واکنش متناسب طراحی کنند، اما در شرایط ابهام ناچارند برای بدترین سناریو آماده باشند. همین آمادگی، خود نوعی بازدارندگی ایجاد میکند. نکته مهم این است که چنین جملهای، تهدیدی «بدون تعهد» است. اگر بعداً اقدامی صورت گیرد، گوینده میتواند ادعا کند که قبلاً هشدار داده بود. اگر اقدامی صورت نگیرد، هیچ وعدهای نقض نشده است. این ویژگی انعطاف تاکتیکی کامل ایجاد میکند. رهبر سیاسی نه در دام زمانبندی گرفتار میشود و نه در معرض اتهام عقبنشینی قرار میگیرد. این همان منطقه خاکستری سیاست خارجی است، جایی میان اقدام و انفعال،…
سیاستمداری که رسانه شدپیش از ظهور دونالد ترامپ، سیاستمداران معمولاً از مسیر رسانههای رسمی مانند تلویزیون، روزنامهها و بیانیههای دولتی با مردم صحبت میکردند. ترامپ این قاعده را بههم زد. او توییتر را به تریبون شخصی خود تبدیل کرد؛ تریبونی که بدون واسطه، بدون سردبیر و بدون فیلتر در اختیارش بود.ترامپ با میلیونها دنبالکننده، هر زمان که میخواست، میتوانست خبر بسازد، واکنش نشان دهد یا حتی دستور کار رسانهها را تغییر دهد. بسیاری از خبرنگاران صبح خود را با بررسی توییتهای او آغاز میکردند، چرا که میدانستند یک توییت ساده میتواند تیتر اول رسانهها شود.زبان ساده، تند و عامهپسندیکی از مهمترین ویژگیهای توییتهای ترامپ، سادگی زبان است. او از جملات کوتاه، واژههای ساده و ساختارهای غیررسمی استفاده میکرد. برخلاف سیاستمدارانی که زبان دیپلماتیک و پیچیده دارند، ترامپ طوری مینوشت که گویی در حال صحبت با یک دوست یا هوادار است.استفاده از کلمات احساسی مانند «عالی»، «افتضاح»، «دروغین»، «فاجعه» و «بزرگترین» در توییتهای او بسیار رایج بود. این زبان ساده باعث میشد پیامش سریع فهمیده شود و بهراحتی دستبهدست بچرخد.حملات مستقیم و بیپردهترامپ در توییتهایش اهل تعارف نبود. او بهطور مستقیم به رقبا، رسانهها، سیاستمداران و حتی متحدان خود حمله میکرد. لقبسازی برای مخالفان، مانند نامگذاریهای تحقیرآمیز…
…قرار گرفته است. همچنین تولیدکنندگان، اصناف و بازاریان نیز تجمعهای اعتراضاتی داشتهاند. از جمله این اعتراضات تجمع مرغداران و تولیدکنندگان گوشت و لبنیات نسبت به مشکلات تامین نهادهای دامی در هفته اخیر بود. این تجمعهای اعتراضاتی در استانهای مختلف روبهروی استانداریها برگزار شد. استانداران نیز با رسمیت شناختن مطالبات آنها جلسات مشورتی و گفتگومحور برای شنیدن مطالبات آنها برگزار کردند. در جریان اتفاقات اخیر نیز در واکنش به اعتراض بازاریان نسبت به بیثباتی نرخ ارز و افزایش قیمتها دستگاههای مختلف از جمله استانداران و فرمانداران به دیدار بازاریان و اصناف رفتند و با آنها گفتگو کردند. رویکردی که نشان داد دولت اعتراضات مسالمتآمیز را به رسمیت میشناسد.اما در زمانی که بازاریان و اصناف در حال اعتراضات مسالمتآمیز بودند و البته گروههای مختلفی در جامعه نیز نسبت به مسائل معیشتی خود معترض بودند، افرادی سعی کردند مسیر اعتراضات مسالمتآمیز مردم را به سمت خشونت، تخریب اموال عمومی و شعارهای هنجارشکنانه پیش ببرند. در پی تغییر روند اعتراضات و تبدیل آن به آشوب و تخریب، اعتراضات مسالمتآمیز با هدف بیان مطالبات معیشتی مردم به محاق رفت. به همین دلیل شرایط امنیتی بر کشور حاکم شد و تهدید حمله و مداخله خارجی نیز به بدتر شدن اوضاع انجامید. شرایطی که به…
…همیشگی» تبدیل میشود. در روزهایی که خبرنگاران محلی، زیر باران، در دل طوفان و در میان گلولای معابر شهری و روستایی، مشغول روایت واقعیت بودند، نه برای خودنمایی، بلکه برای ثبت حقیقت و انتقال مطالبات مردم، ناگهان با ادبیاتی مواجه شدند که گویی رسانه نه بخشی از مدیریت بحران، بلکه مانعی در مسیر آن است. اظهارات منتسب به مهدی رعیتی، مدیر فنی و زیربنایی دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد و تنها مقام دولتی اعزامی از پایتخت، مبنی بر نسبت دادن انگیزههایی چون تلاش خبرنگار برای «دیدهشدن»، «بزرگ کردن خود»، «بیداد کردن کاستیها در چشم ملت» و حتی کوشش برای «بدنامکردن نظام» توسط فعالان رسانهای، و طرح ضرورت «برخورد سفت و محکم با رسانهها»، نشانهای روشن از این سوءبرداشت عمیق است. مسئله اینجا صرفاً یک جمله یا یک اظهارنظر هیجانی نیست. وقتی چنین ادبیاتی در جلسات رسمی ستاد بحران و از زبان یک مقام مأمور دولتی مطرح میشود [ آن هم با انتشار رسمی ویدئوی آن در کانال خبری رسانه منطقه آزاد قشم] دیگر نمیتوان آن را به حساب نظر شخصی گذاشت. این، پیام، گزارهای جدی و قابل تأمل است؛ پیامی که به رسانه میگوید: «اگر روایتت خوشایند مدیران نبود، متهم هستی.» این همان نقطه خطرناک ماجراست. رسانهای که در بحران، بهجای…
…پنهان درمان، معلق نگه میدارد.نامهای که به نام شریفه صادقی، مادر یکی از بیماران بندرعباسی منتشر شد، پرده از عمق این مشکل برداشت. در این نامه آمده بود که دستیار دکتر سید جلیل حسینی، معاون درمان وزیر در بیمارستان ایرانمهر تهران، پنج سکه تمام بهار آزادی درخواست کرده و هشدار داده بود که در صورت عدم تأمین این مبلغ، بیمار باید دو تا چهار سال در صف انتظار بیمارستان دولتی بماند. دکتر حسینی، متخصص جراحی کلیه و فلوشیپ اورولوژی ترمیمی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تا پیشازاین افشاگری، از چهرههای شناختهشده وزارت بهداشت به شمار میرفت. اما اکنون سکوت وی و فقدان واکنش رسمی، جامعه را با پرسشهایی جدی درباره سلامت اخلاق حرفهای و شفافیت مدیریتی مواجه کرده است. این پرونده، یادآور بحث قدیمی و همچنان حلنشده «زیرمیزی» در نظام درمان کشور است، موضوعی که قرار بود کمیسیون بهداشت مجلس با ارائه گزارشی جامع، مسیر اصلاح آن را روشن کند، اما انتشار این گزارش ماههاست به تأخیر افتاده و همین تأخیر، ابهامات و نگرانیها را افزایش داده است. واقعیت آن است که چنین افشاگریهایی، بیش از آنکه صرفاً یک تخلف فردی را نشان دهد، نشانگر ساختاری معیوب است که اگر اصلاح نشود، نهتنها سلامت بیماران، بلکه…
…بسیاری از آنها معلم، کارمند، کارگر و مردم عادیاند که فقط برای سوختگیری آمدهاند. تعداد کارتهای سوخت آزاد را در جایگاهها محدود کردیم و زمان استفاده از کارتهای آزاد هم کاهش دادهایم، طبیعیست که صف ایجاد شود؛ چون عرضه و تقاضا با هم نمیخواند».هاشمی نخل ابراهیمی تأکید کرد:«قاچاق بنزین در استانهای مجاور ما اتفاق میافتد، نه در مناطق ما. اما سختگیریها در هرمزگان طوری اعمال میشود که نتیجهاش فقط صفهای طولانی و اذیت شدن مردم است. من به یکی از فرمانداران گفتم ظرف یکی دو هفته باید این موضوع را حل کنید. باید با شرکت نفت و نهادهای نظارتی بنشینید و کاری کنید. هم ساعت استفاده از کارتهای آزاد سوخت باید بیشتر شود، هم تعداد کارتهای جایگاهها باید به حدی برسد که نیاز مردم تأمین شود».وی در واکنش به کاهش سهمیه آزاد از 30 لیتر به 20 لیتر گفت:«در همه جای کشور سهمیه آزاد سوخت 30 لیتر است و در هرمزگان نیز باید همین روند اجرا شود. در شرایط استثنایی زمان جنگ 12 روزه، یک سری محدودیتها طبیعی بود، اما الان دلیلی ندارد مردم در فشار باشند. استان هرمزگان در همان محدودیتها گیر کرده است. هر تصمیمی که باعث نارضایتی مردم شود، باید اصلاح شود.»
…از همه جا میآیند.»مسئولان دانشگاه علوم پزشکی تأکید دارند که تنها راه مقابله با این پشه، حذف محلهای تخمریزی آن است؛ یعنی خشککردن آبهای راکد در زیرگلدانها، کولرها، لاستیکهای فرسوده و چالههای آسانسور. گروههای واکنش سریع نیز اعلام کردهاند که تاکنون ۳۶۸ محل آلوده در شهر پاکسازی شده است، اما با توجه به گستردگی آلودگی، این اقدامات هنوز کافی نیست.دکتر یحیی میرزاده، معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، میگوید: «پشه آئدس از انسان به انسان منتقل نمیشود، اما هر بار که از فرد آلوده خون میمکد، ویروس را در بزاق خود ذخیره کرده و میتواند نسلهای بعدی را هم ناقل کند.» همین ویژگی سبب شده که کنترل چرخه انتقال، دشوار و نیازمند همکاری گسترده میان مردم و نهادها باشد.با وجود تلاشهای شهرداری، بسیج، هلال احمر و گروههای مردمی برای پاکسازی محلات، نبود نظافت مستمر، ضعف در جمعآوری پسماندها و بیتوجهی به جویهای باز شهر، باعث شده تا مردم احساس ناامنی بهداشتی داشته باشند. بسیاری از خانوادهها از ترس تب دِنگی، کودکانشان را شبها از خانه بیرون نمیبرند.کارشناسان هشدار میدهند اگر لایروبیها و اقدامات ضدپشه با جدیت بیشتری انجام نشود، بندرعباس ممکن است به یکی از کانونهای اصلی تب دِنگی در کشور تبدیل شود.