جدید به قدیم
در روزگاری که جهان مدام از حقوق بشر، آزادی و کرامت انسانی سخن میگوید، توقیف ناوگان امدادی صمود بار دیگر پرده از واقعیتی تلخ برداشت؛ واقعیتی که نشان میدهد معیارهای غرب، نه بر اساس انسانیت، بلکه بر اساس منافع سیاسی تنظیم میشود. کشتیهایی که تنها حامل دارو، غذا و فریاد همبستگی با مردم محاصرهشده غزه بودند توسط رژیم صهیونیستی در آبهای بین المللی متوقف شده و دهها فعال حقوق بشر بازداشت شدند. گویی رساندن نان و دارو، بزرگترین جرم قرن است. ناوگان همبستگی صمود نماد وجدان بیدار مردمی بود که نمیخواستند در برابر گرسنگی کودکان غزه سکوت کنند. اما واکنش اسرائیل، نه یک برخورد امنیتی، بلکه نمایشی آشکار از قدرت عریان بود؛ حمله به فعالانی که دستهایشان خالی از سلاح اما دلهایشان سرشار از انسانیت بود. تصاویر منتشرشده از برخورد تحقیرآمیز با فعالان این ناوگان، افکار عمومی جهان را شوکه کرد و بسیاری این رفتار را، راهزنی دریایی و نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند. اما آنچه درد را عمیقتر میکند، برخورد دوگانه غرب است. همان دولتهایی که برای کوچکترین رخداد در کشورهای مخالف خود، نشست اضطراری تشکیل میدهند، در برابر محاصره غزه و توقیف کشتیهای امدادرسان، سکوت کردند. اگر چنین حادثهای از سوی کشوری غیرهمسو با غرب رخ میداد…
تیراندازی در نزدیکی کاخ سفید با 2 زخمی؛ مهاجم 21 ساله که پیشتر حکم منع نزدیک شدن داشت، توسط سرویس مخفی کشته شد.ادعای ترامپ از توافق قریبالوقوع با ایران؛ مذاکرات با میانجیگری پاکستان در جریان است و جزئیات نهایی بهزودی اعلام میشود.بهرهبرداری از 14 سد تا پایان 1405؛ معاون وزیر نیرو از تکمیل پروژههای سدسازی کشور تا انتهای سال خبر داد.تغییر محل کمپ تیم ملی در واکنش به کارشکنی آمریکا؛ رسانههای جهان انتقال کمپ ایران از آمریکا به مکزیک را شکستِ ترفند ویزایی واشینگتن دانستند.مذاکرات بعدی ایران و آمریکا پس از عید قربان؛ یک منبع پاکستانی اعلام کرد تداوم گفتوگوها منوط به پذیرش تفاهم اولیه است.
… فناوریهای مرتبط با صید و دریانوردی، و حتی در الگوهای زیستی و معیشتی جوامع ساحلنشین مشاهده کرد. چنین شواهدی نشان میدهد که خلیج فارس در طول تاریخ بستر شکلگیری نوعی جهان فرهنگی مشترک بوده که مرزهای جغرافیایی را در مینوردیده است.در این چارچوب، موزهها نقشی بنیادین در حفاظت، مستندسازی و تفسیر این میراث ارزشمند ایفا میکنند. اشیای باستانشناسی زمانی میتوانند به منابعی برای فهم گذشته تبدیل شوند که در چارچوب نظامهای علمی حفاظت، طبقهبندی و تحلیل قرار گیرند. موزهها با فراهم آوردن چنین بستری، امکان آن را فراهم میکنند که دادههای مادی گذشته به دانش تاریخی تبدیل شوند. به بیان دیگر، موزهها حلقه واسط میان کاوشهای میدانی باستانشناسی و فهم عمومی از تاریخاند.از منظر معرفتشناختی، اشیای موزهای را میتوان «متون مادی تاریخ» دانست؛ متونی که خوانش آنها نیازمند روشهای علمی و رویکردهای میانرشتهای است. هر سفالینه، هر قطعه فلز، هر ابزار یا شیء دریانوردی در واقع حامل اطلاعاتی درباره فناوری، اقتصاد، روابط اجتماعی و نظامهای فکری جوامع گذشته است. هنگامی که این اشیا در فضای موزه گردآوری و در چارچوب روایتهای علمی ارائه میشوند، به ابزارهایی برای بازسازی تاریخ فرهنگی و تمدنی یک منطقه تبدیل میگردند.در جهان امروز، رویکردهای نوین موزهداری نیز بر همین کارکرد دانشی…
وقتی آمار به روایت تبدیل میشوددر ادبیات جامعهشناسی بحران، رفتار جمعیت در مواجهه با تهدیدهای جنگی یکی از شاخصهای مهم سنجش «اعتماد عمومی» و «تابآوری اجتماعی» به شمار میرود. معمولاً با افزایش سطح ناامنی، نخستین واکنش بخشی از جامعه، تلاش برای خروج از منطقه درگیری است. تجربههای دهه اخیر در خاورمیانه و اروپای شرقی این الگو را تأیید میکند.در جنگ داخلی سوریه که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، طی چند سال نخست بیش از پنج میلیون نفر از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند…
این روزها یادآور لحظاتی است که آسمان بندر تیره شد و دلهای بسیاری در سراسر ایران به درد آمد. روزی که روح جمعی بندر، اسکله و مردم هرمزگان داغدار شد. مردان و زنانی که صبح، با امیدِ نان حلال از خانه بیرون رفتند و دیگر هرگز بازنگشتند. نام و یاد آن عزیزان، علاوه بر سنگ قبرها در خاطرات همکارانشان، در دل همسران و فرزندانشان و در وجدان بیدار مردم این دیار حک شد.امروز، به یاد آن روز وآن عزیزان دست به سینه برپا میایستیم، سکوت میکنیم و با تمام وجود به روح پاک درگذشتگان این سانحه درود میفرستیم. برای دستهایی که در سکوتِ دریا جا ماند، اما رزق حلالشان تا همیشه زبانزد عام وخاص خواهد بود.در کنار یاد عزیزان از دست رفته، نباید فراموش کنیم که بازماندگان این حادثه، همچنان با آثار روحی، روانی و معیشتی آن دست و پنجه نرم میکنند. همسرانی که بار زندگی را به تنهایی بر دوش میکشند، فرزندانی که جای خالی پدر و مادر را هر روز در خانه، مدرسه و آینده خود احساس میکنند و پدر و مادرانی که هنوز چشم بهراه فرزندی هستند که دیگر بازنمیگردد.سالروز این حادثه دردناک تذکری است به همه ما که حمایت از بازماندگان، یک احساس…
…داریم، یک واکسن جهانی علیه تهدیدات تنفسی متنوع است.تصور کنید که در ماههای فصل پاییز، یک اسپری بینی دریافت کنید که شما را از همه ویروسهای تنفسی از جمله کووید-۱۹، آنفلوانزا، ویروس سینسیشیال تنفسی و سرماخوردگی معمولی و همچنین ذاتالریه باکتریایی و آلرژنهای اوایل بهار محافظت میکند. این واکسن، عملکرد پزشکی را متحول خواهد کرد.بیشتر واکسنها با ارائه یک قطعه بیضرر از یک پاتوژن به سیستم ایمنی کار میکنند و به بدن اجازه میدهند تا در صورت ظاهر شدن عامل بیماریزا، مجموعهای از آنتیبادیهای هدفمند را برای مبارزه با آن آماده کند. این کار بر روی چیزی انجام میشود که به عنوان ایمنی تطبیقی شناخته میشود.این کار برای قرنها یک استراتژی نجاتبخش بوده است، اما واکسنها به طرز ناامیدکنندهای خاص هستند. این قطعات نه تنها بین عوامل بیماریزا، بلکه اغلب حتی بین سویهها نیز متفاوت هستند. به همین دلیل است که واکسنهای آنفلوانزا هر ساله با میزان اثربخشی متفاوت بهروزرسانی میشوند.سایر واکسنهای به اصطلاح «جهانی» عموماً خانواده یکسانی از ویروسها، مانند آنفلوانزا را هدف قرار میدهند، اما گنجاندن عوامل بیماریزای کاملاً متفاوت، مانند باکتریها و حتی آلرژنها، معنای جدیدی به این حوزه میدهد.این واکسن جدید بر اساس مکانیسم متفاوتی کار میکند. به…
…همین بیتعینی، هسته اصلی قدرت آن است. در ادبیات روابط بینالملل، این شیوه بیان را میتوان در چارچوب «ابهام راهبردی» تحلیل کرد، رویکردی که در آن یک بازیگر عمداً سیاست خود را مبهم نگه میدارد تا طرف مقابل را در وضعیت عدم قطعیت قرار دهد. ابهام، در این معنا، فقدان تصمیم نیست بلکه خودِ تصمیم است. وقتی کشوری نداند دقیقاً چه اتفاقی قرار است رخ دهد، مجبور میشود همه سناریوهای ممکن را در محاسباتش لحاظ کند: از حمله محدود گرفته تا تحریمهای جدید، از عملیات سایبری تا فشار دیپلماتیک یا حتی بازگشت به میز مذاکره. این وضعیت، هزینه تصمیمگیری را برای طرف مقابل بالا میبرد. در شرایط قطعیت، دولتها میتوانند واکنش متناسب طراحی کنند، اما در شرایط ابهام ناچارند برای بدترین سناریو آماده باشند. همین آمادگی، خود نوعی بازدارندگی ایجاد میکند. نکته مهم این است که چنین جملهای، تهدیدی «بدون تعهد» است. اگر بعداً اقدامی صورت گیرد، گوینده میتواند ادعا کند که قبلاً هشدار داده بود. اگر اقدامی صورت نگیرد، هیچ وعدهای نقض نشده است. این ویژگی انعطاف تاکتیکی کامل ایجاد میکند. رهبر سیاسی نه در دام زمانبندی گرفتار میشود و نه در معرض اتهام عقبنشینی قرار میگیرد. این همان منطقه خاکستری سیاست خارجی است، جایی میان اقدام و انفعال،…
سیاستمداری که رسانه شدپیش از ظهور دونالد ترامپ، سیاستمداران معمولاً از مسیر رسانههای رسمی مانند تلویزیون، روزنامهها و بیانیههای دولتی با مردم صحبت میکردند. ترامپ این قاعده را بههم زد. او توییتر را به تریبون شخصی خود تبدیل کرد؛ تریبونی که بدون واسطه، بدون سردبیر و بدون فیلتر در اختیارش بود.ترامپ با میلیونها دنبالکننده، هر زمان که میخواست، میتوانست خبر بسازد، واکنش نشان دهد یا حتی دستور کار رسانهها را تغییر دهد. بسیاری از خبرنگاران صبح خود را با بررسی توییتهای او آغاز میکردند، چرا که میدانستند یک توییت ساده میتواند تیتر اول رسانهها شود.زبان ساده، تند و عامهپسندیکی از مهمترین ویژگیهای توییتهای ترامپ، سادگی زبان است. او از جملات کوتاه، واژههای ساده و ساختارهای غیررسمی استفاده میکرد. برخلاف سیاستمدارانی که زبان دیپلماتیک و پیچیده دارند، ترامپ طوری مینوشت که گویی در حال صحبت با یک دوست یا هوادار است.استفاده از کلمات احساسی مانند «عالی»، «افتضاح»، «دروغین»، «فاجعه» و «بزرگترین» در توییتهای او بسیار رایج بود. این زبان ساده باعث میشد پیامش سریع فهمیده شود و بهراحتی دستبهدست بچرخد.حملات مستقیم و بیپردهترامپ در توییتهایش اهل تعارف نبود. او بهطور مستقیم به رقبا، رسانهها، سیاستمداران و حتی متحدان خود حمله میکرد. لقبسازی برای مخالفان، مانند نامگذاریهای تحقیرآمیز…
…تحصن زدهاند که معمولا با ورود دولت دغدغههای آنها مورد توجه قرار گرفته است. همچنین تولیدکنندگان، اصناف و بازاریان نیز تجمعهای اعتراضاتی داشتهاند. از جمله این اعتراضات تجمع مرغداران و تولیدکنندگان گوشت و لبنیات نسبت به مشکلات تامین نهادهای دامی در هفته اخیر بود. این تجمعهای اعتراضاتی در استانهای مختلف روبهروی استانداریها برگزار شد. استانداران نیز با رسمیت شناختن مطالبات آنها جلسات مشورتی و گفتگومحور برای شنیدن مطالبات آنها برگزار کردند. در جریان اتفاقات اخیر نیز در واکنش به اعتراض بازاریان نسبت به بیثباتی نرخ ارز و افزایش قیمتها دستگاههای مختلف از جمله استانداران و فرمانداران به دیدار بازاریان و اصناف رفتند و با آنها گفتگو کردند. رویکردی که نشان داد دولت اعتراضات مسالمتآمیز را به رسمیت میشناسد.اما در زمانی که بازاریان و اصناف در حال اعتراضات مسالمتآمیز بودند و البته گروههای مختلفی در جامعه نیز نسبت به مسائل معیشتی خود معترض بودند، افرادی سعی کردند مسیر اعتراضات مسالمتآمیز مردم را به سمت خشونت، تخریب اموال عمومی و شعارهای هنجارشکنانه پیش ببرند. در پی تغییر روند اعتراضات و تبدیل آن به آشوب و تخریب، اعتراضات مسالمتآمیز با هدف بیان مطالبات معیشتی مردم به محاق رفت. به همین دلیل شرایط امنیتی بر کشور حاکم شد و تهدید حمله و…
…را به چالش کشید.شایان ذکر است که مدیریت بحران در دنیای امروز، صرفاً به معنای اعزام ماشینآلات، صدور بخشنامه یا برگزاری جلسات نیست؛ بلکه یکی از ارکان اصلی آن، مدیریت افکار عمومی و روایت بحران است. در این چارچوب، رسانه نه رقیب مدیر، بلکه شریک اوست. هرگونه تلاش برای تضعیف رسانه، در عمل به تضعیف اعتماد عمومی و افزایش شکاف میان مردم و نهادهای مسئول منجر میشود؛ شکافی که پرکردن آن بهمراتب دشوارتر از مدیریت خود بحران است. واکنش اخیر فعالان رسانهای جزیره قشم را باید فراتر از یک اعتراض صنفی تلقی کرد. این واکنش، نشانهای از یک مطالبه جدیتر است: بهرسمیت شناختن رسانه بهعنوان نهاد مکمل حکمرانی. نکته کلیدی همان گزاره ای است که در بیانیه جمعی از فعالان رسانه ای جزیره قشم خطاب به رییس جمهور و مقامات ارشد دولت چهاردهم بر روی آن تأکید شده است «رسانهها بخشی از مسئله حکمرانی نیستند؛ بلکه بخشی از راهحل برون رفت از بحران هستند». هر جا که روایت خبرنگار بهجای حذفشدن و مورد تهدید قرار گرفتن، شنیده شده است، بحرانها سریعتر مدیریت شده و فاصله میان مردم و حکمرانی نیز کاهش یافته است. این درسی است که بحران قشم نیز بار دیگر آن را یادآوری کرد. روزنامه صبح ساحل