جدید به قدیم
…در کتابها پیدا کنیم. استفاده از خرد و تجارب سالمندان در حوزههای شغلی با کار پارهوقت یا مشاورههای تخصصی، خانوادگی و اجتماعی، نه تنها به جامعه سود میرساند، بلکه به خود سالمندان نیز حس مفید بودن و ارزشگذاری میدهد که برای افزایش امید به زندگی حیاتی است.شهر دوستدار سالمند: مهمترین نمود توجه یک جامعه به سالمندان، در زیرساختهای آن دیده میشود. متأسفانه، بسیاری از مبلمان شهری و تسهیلات عمومی، گویا برای جامعهای با سرعت ۲۰ سالهها طراحی شدهاند. پیادهروها و حمل و نقل: پیادهروهای ناهموار، پلههای بلند، نبود رمپهای مناسب و سرعت بالای حمل و نقل عمومی، تماما موانعی هستند که سالمندان را خانهنشین میکنند. یک شهر دوستدار سالمند، پیادهروهایی ایمن یا وجود پله برقی در پل های عابر پیاده، دسترسی آسان به معابر ، وسایل حمل و نقل و عبور ایمن و مناسب از خیابان را تضمین میکند.تدارک تسهیلات و نیمکت: یک نیمکت ساده در هر چند متر از پیادهروها، میتواند تفاوت بین یک روز اجتماعی و یک روز انزوا باشد. این نیمکتها فقط یک وسیله برای استراحت نیستند؛ آنها امکان حضور در اجتماع و حفظ استقلال سالمند را فراهم میکنند.ارتقاء روحیه و مقابله با فراموشی: وظیفه ما تنها به تأمین نیازهای فیزیکی محدود نمیشود؛ باید تلاش…
…کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت سیاسی یا اداری باشد، اما مشکلات اقلیمی چون گرمای شدید و کمآبی، چالش بزرگی خواهد بود.همانطور که استانبول در ترکیه یا سائوپائولو در برزیل همچنان مراکز اصلی اقتصادی باقی ماندند، تهران نیز حتی با انتقال پایتخت، نقش اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ خواهد کرد. راهحل واقعبینانه برای ایرانانتقال کامل به سبکی شبیه برازیلیا، در کوتاهمدت نه عملی و نه اقتصادی است.ایجاد پایتخت دوگانه (مانند ترکیه یا آفریقای جنوبی) واقعبینانهتر است؛ تهران همچنان مرکز اقتصادی و فرهنگی بماند و یکی از شهرهای جنوب کشور به مرکز سیاسی و اداری بدل شود. شهر اداری مستقل میتواند در حاشیه استانهای فارس یا کرمان طراحی شود…
…به سرعت در افکار عمومی و رسانه های داخلی و خارجی بازتاب یافت، خطاب به مردم، خیرین و فعالان محلی گفت: «فرض کنید ما نیستیم، دولتی وجود ندارد.» جملهای کوتاه اما عمیق که اگرچه ظاهراً دعوت به خوداتکایی بود، اما در لایههای پنهان خود حامل پیامی نگرانکننده است؛ پیام عقبنشینی دولت از وظایف بنیادینش.اینکه دولتی همیشه از مردمش بخواهد که شما حضور دائمی در عرصههای مختلف داشته باشید؛ مدرسه بسازید، بیمارستان تجهیز کنید و شهر را آباد کنید؛ در نگاه نخست شاید یادآور روحیه مشارکت و تعاون باشد اما پرسش اساسی اینجاست که اگر قرار است مردم بدون حساب کردن روی دولت، خودشان بار اصلی آموزش، درمان و توسعه را به دوش بکشند، پس فلسفهی وجودی دولت و نقش آن چیست؟ مگر نه اینکه منابع طبیعی و ثروت ملی در اختیار دولت است و مردم مالیات میدهند و در مقابل آن، انتظار طبیعی آن است که دولت بخشی از بار سنگین توسعه و رفاه را به دوش بکشد و خدمات عمومی را تضمین کند؟ چگونه است که در این معادله، دولت هم دریافتکننده مالیات باقی میماند و هم انتظار دارد مردم جای خالی او را پر کنند؟این نگاه خطرناکترین پیامدش تبدیل رابطه دولت و ملت به رابطهای یکسویه…
این طرح اگر چه با استقبال برخی از کشورهای اسلامی و عربی مواجه شد اما نگاه دقیقتر به مفاد و شرایط آن نشان میدهد که این طرح نه تنها راهی به سوی صلح پایدار نمیگشاید، بلکه میتواند به تشدید بحران و تحمیل شرایط ناعادلانه بر مردم غزه منجر شود. یکی از نخستین ضعفهای طرح، نبود نمایندگی واقعی برای مردم فلسطین است. این طرح بدون مشارکت مستقیم نیروهای غزه یا حتی گروههایی که در صحنه سیاسی و اجتماعی این منطقه نقشی محوری دارند تدوین شده است. چنین روندی ماهیتی تحمیلی دارد و مشروعیت آن را به شدت زیر سؤال میبرد. وقتی قرار است آینده یک سرزمین تعیین شود، اما مردم آن در فرآیند تصمیمگیری حضور ندارند، طرح بیش از آنکه راهحل باشد، ابزار فشار سیاسی جلوه میکند. نکته دوم، یکسویه بودن شروط است. در حالی که فلسطینیان ملزم به خلع سلاح حماس و واگذاری اداره غزه به کمیتهای بینالمللی هستند، تعهدات اسرائیل مبهم و فاقد ضمانت اجرایی باقی مانده است. حتی در مواردی، اسرائیل صراحتاً اعلام کرده قصد دارد در بخشهای مختلف غزه حضور امنیتی خود را حفظ کند. چنین وضعیتی تنها به معنای تداوم اشغال غیرمستقیم خواهد بود و امید به آزادی واقعی را از مردم غزه میگیرد. ابهام در…
این طرح را باید یک بزرگنمایی در نظر بگیریم یا اینکه به واقعیت تبدیل خواهد شد؟این مدل شبیه طرح نظام شورای قیمومت سازمان ملل متحد است که در واقع فردی را برای اداره و سرپرستی غیر مختار به وسیله کشورهای قدرتمند و پیشرفته انتخاب میشود که در این سرزمین آقای تونی بلر نخست وزیر اسبق انگلستان بهعنوان حاکم موقت از طرف ترامپ تعیین شده است که البته رئیس هیات نظارتی تحت عنوان دولت انتقالی بین المللی غزه، برای دوره پسا جنگ انتخاب شده است. قطعا این طرح با اعتراض و واکنش شدید حماس روبرو خواهد شد و آنها نخواهند پذیرفت که یک غیر فلسطینی بر آنها حکومت کند اما باید دید که ترامپ و نتانیاهو و اروپا چه تدابیری برای سکوت حماس و اداره غزه برنامهریزی کردهاند تا به اهدافشان برسند. بحث بزرگنمایی این طرح نیست که بخواهند اعراب از آنها حساب ببرند بلکه بخاطر اینکه بیش از ۷۷ سال است که این جنگ بین اسرائیل و فلسطین ادامه دارد و با توجه به اینکه سابقا این طرحها در سال ۱۹۴۷ از طرف سازمان ملل متحد بین یهودیان و اعراب کشور، تعیین شده بود نیاز به کنترل و مدیریت بین الملل داشته است که مجددا همان…
شهروندان این دیار، وقتی میبینند در شهرهای مجاور مانند شیراز، کرمان، یزد، بوشهر، اهواز و... با کرایهای بهمراتب کمتر مسیرهای مشابه را طی میکنند، با خود میپرسند: چرا باید هزینه حملونقل در شهری که سفرههای کوچک شهروندانش هر روز کوچکتر و کمرنگتر میشود، از شهرهای برخوردار بیشتر باشد؟ این نابرابری در یک تجربه ساده نگارنده هم خود را نشان داد؛ در سفری با اسنپ به فرودگاه، از راننده درباره محل زندگیاش پرسیدم. گفت اهل شیراز است. وقتی علت حضورش در بندرعباس را جویا شدم، پاسخ داد: «اینجا نرخش بالاتره و مثل تهرانه، اما در شیراز کرایهها پایینه و کار کردن نمیصرفه.» همین روایت بهروشنی نشان میدهد اختلاف قیمتها تا چه اندازه جدی و آشکار است. اخیرا کلیپهایی از مقایسه نرخ این تاکسیها در شهرهای یزد، اهواز و شیراز و مقایسه آن با بندرعباس در شبکه های اجتماعی منتشر شده است. شهروندان بندرعباس حق دارند بدانند چرا باید برای یک مسیر معمولی درونشهری هزینهای بپردازند که با پایتخت برابری میکند. حملونقل عمومی باید منصفانه و در دسترس همه باشد، نه باری تازه بر دوش مردمی که همین حالا هم با فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. شرکتهای فعال در این حوزه همه چیز را به «قیمتگذاری پویا» و «هوش مصنوعی» نسبت میدهند…
دومین همایش مدیران کنترل کیفیت استان هرمزگان با حضور ۲۱۰ مدیر واحدهای تولیدی و خدماتی برگزار شد. در این همایش، مجید زارعزاده، مدیرکل اداره استاندارد هرمزگان، با اشاره به اهمیت نقش مدیران کنترل کیفیت در چرخه تولید، آنان را بازوی اجرایی سازمان ملی استاندارد و نمایندگان این سازمان در صنایع معرفی کرد. وی تأکید کرد: «مسئول کنترل کیفیت باید کاری کند که مشتری بازگردد، نه محصول؛ این رسالت خطیر نشاندهنده جایگاه بیبدیل این مدیران در توسعه کیفیت و جلب اعتماد عمومی است.»
…مردم قرار میگیرند و جایگزینی آنها با خودروهای فرسوده، هم به نفع جیب خانوادههاست و هم به نفع محیطزیست.از سوی دیگر، گردشگری در هرمزگان با این تصمیم جان تازهای خواهد گرفت. مسافران داخلی و خارجی میتوانند با آسودگی بیشتری به شهرهای مختلف سفر کنند و این، ماندگاری بیشتر گردشگران و رونق کسبوکارهای محلی را به دنبال دارد. نکته مهمتر اینکه تا پیش از این، چنین مجوزی در برخی از استانها صادر شده بود و مردم هرمزگان همواره از این بابت احساس تبعیض و بیعدالتی میکردند. اجرای این تصمیم در هرمزگان نه تنها این تبعیض را برطرف کرد، بلکه باعث شد شهروندان استان نیز همانند دیگر هموطنان از حقوق برابر و مزایای عادلانه در این زمینه برخوردار شوند. اخذ و صدور این مجوز یک تصمیم هوشمندانه و مردممحور است؛ تصمیمی که آثار مثبت آن نه تنها در زندگی روزمره مردم، بلکه در اقتصاد و گردشگری استان نیز نمایان خواهد شد. امروز باید این دستاورد را به فال نیک گرفت و امیدوار بود که همه هرمزگانیها بتوانند از مزایای آن به طور کامل بهرهمند شوند؛ چراکه توسعه زمانی معنا پیدا میکند که ثمرهاش به زندگی تکتک شهروندان برسد. امید است این تجربه موفق سرآغاز گامهای بزرگتری در مسیر توسعه هرمزگان باشد.
ابتدا باید بدانیم قطعنامههایی که ما را ذیل فصل هفتم قرار داده اگرچه به سردمداری غرب و در راس آن آمریکا ایجاد شده اما همهی آنها بلااستثنا با رای موافق دو کشور چین و روسیه همراه بوده است. تامل دقیق در این موضوع رهیافت صحیح از نظام حاکم بر منطق قدرت در عرصهی بینالمللی را روشنتر ساخته، از این رو هرگونه اقدام تصمیمسازان کشور با درک صحیح از این منطق باید باشد. همچنین در این راستا با مداقه عمیقتر به رفتارشناسی ایالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب تاکنون متوجه هر چه سختتر شدن مواضع این کشور نسبت به آن هستیم.مثلا بعد از قطع روابط سیاسی آمریکا با ایران در آغازین سالهای انقلاب اگر چه در اوایل دهه 90 قرن گذشته میلادی اعمال تحریمهای اقتصادی و فشارهای سیاسی ضد ایران وارد فاز عملیاتی شد و در ادامه آمریکا از ایران به عنوان محور شرارت نام برد اما نقطه عطف این فشارها پس از مطرح شدن برنامهی هستهای بود که در یک مرحله از آن شاهد تحریمهای سنگین نفتی و همینطور بانکی در دور دوم ریاست جمهوری اوبامای دموکرات بودیم که از قضا در سالهای پایانی همین دوران هم شاهد توافق اتمی موسوم به برجام بودیم که غرب…
تصمیمات شهری کوتاهمدت و بدون پشتوانه کارشناسی، علاوه بر فشار بر زیرساختها و منابع طبیعی، هزینههای سنگینی برای نسلهای آینده به همراه دارند. گام نخست، شناسایی ظرفیتها و محدودیتهاست؛ هرمزگان با بندرهای فعال، جزایر متعدد و تاریخ فرهنگی غنی، ظرفیتهای متنوعی دارد که باید با تحلیل علمی و نگاه یکپارچه مورد بهرهبرداری قرار گیرد.یکی از اصول کلیدی آیندهنگری، طراحی شهری مانا است؛ طراحیای که منابع طبیعی و فرهنگی را حفظ کند، اثرات منفی توسعه را بکاهد و امکانات موجود را بهینه به کار گیرد. در اقلیم گرم و مرطوب هرمزگان، این به معنای شهری سازگار با شرایط اقلیمی، بهرهمند از فناوریهای صرفهجویانه و پاسدار هویت فرهنگی است.نقش متخصصان شهرسازی در این مسیر حیاتی است. تجربه نشان داده که دخالت افراد غیرمتخصص با نیت خیر میتواند به طرحهای ناکارآمد و پرهزینه بینجامد. تصمیمات کلان باید بر اساس تحلیل داده و نظر تخصصی اتخاذ شوند؛ وظیفه دولت هم فراهمسازی بستر قانونی و نظارتی است، نه ورود مستقیم به طراحی.محدودیت زمین و آب در هرمزگان چالش جدی است. آیندهنگری ایجاب میکند که از اراضی بایر و مستعد توسعه بهره گرفته شود، کاربری زمینها ارتقا یابد، و فناوریهای نوین در ساختوساز به کار گرفته شوند. طراحی محلات با تراکم مناسب، توسعه…