جدید به قدیم
حتی این مورد که دولتهای مختلف آمده و رفتهاند اما آقای مدیرکل همچنان بر صندلی سازمان دولتی چسبیده و تکان نمیخورد را نیز پای تجربهاش گذشتیم تا ارتباطات. مدیران پروازی هم بخش جداییناپذیر و حذف نشدنی استان هرمزگان هستند که با توجه به عدم برقراری پروازها در شرایط کنونی جزء چند درصد افراد دورکار قرار دارند. حضور پرتعداد چهرههای سیاسی و اقتصادی استان در هیئتهای ورزشی نیز عادی شده اما هدف این نوشته طرح مسئله «حضور یک شخص در حداقل دو پست مدیریتی» است که ممکن است همچون ویروس در ساختار مدیریتی استان گسترش یابد و قبه این عمل ناصواب ریخته شود. هدف این نوشته نقد شخص نیست بلکه مسئله نگرانی از گسترش این رویکرد است.نمونه این فقره، همزمانی مسئولیت «معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری هرمزگان» و «مدیرکل/سرپرست میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هرمزگان» است؛ به بیان دیگر یک نفر عهدهدار این دو تصدی مهم و از دیدگاه ما اثرگذار است که هر کدام بهتنهایی نیازمند تمرکز، تخصص و زمان قابلتوجهی هستند. سوال بزرگ این است که چرا «مدیریت اداره کل میراث فرهنگی استان هرمزگان» همچون گوشت قربانی میان افرادی که هیچ قرابتی با این سمت ندارند، جا به جا میشود؟ چرا برای جناب استاندار هرمزگان…
در ماههای اخیر، مراجعه به ادارات دولتی در استان هرمزگان برای بسیاری از مردم به یک تجربه فرسایشی و طاقتفرسا تبدیل شده است. مسئله فقط کندی نیست؛ مسئله این است که انگار بخش مهمی از بدنه اداری کشور عملاً در وضعیت «نیمهخاموش» کار میکند. مشاهدات مختلف نشان میدهد که عمده ادارات با حدود ۵۰ درصد نیرو فعالاند، اما همین «پنجاه درصد» هم تضمینکننده حضور مؤثر یا پاسخگویی واقعی نیست. بسیاری از کارکنان در شیفتهای نامنظم قرار دارند، برخی عملاً در دسترس نیستند و در نتیجه فضای اداری به شکلی بیسابقه ناکارآمد شده است.این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات…
…چارچوب قواعد حقوق بینالملل و از طریق سازوکارهای مسالمتآمیز حلوفصل کنند و به جای تقابل، مسیر تعامل و همگرایی را برگزینند. ساختار نهادی این سازمان نیز به گونهای طراحی شده که طیف گستردهای از مسائل جهانی را در بر گیرد؛ از امنیت و خلع سلاح گرفته تا توسعه پایدار، حقوق بشر و همکاریهای انساندوستانه و در این میان، مجمع عمومی به عنوان یکی از فراگیرترین ارکان سازمان ملل متحد، جایگاهی ویژه در نظام تصمیمگیری بینالمللی دارد. این مجمع را میتوان نمادی از اصل برابری حاکمیتی دولتها دانست. فضایی که در آن همه کشورها، فارغ از وسعت سرزمینی، قدرت اقتصادی یا توان نظامی، فرصت دارند دیدگاههای خود را بیان کنند و در روند شکلگیری هنجارهای بینالمللی مشارکت داشته باشند. گرچه بسیاری از قطعنامههای این رکن از نظر حقوقی الزامآور نیست، اما از حیث مشروعیتبخشی به قواعد نوظهور، جهتدهی به افکار عمومی جهانی و تثبیت معیارهای رفتاری دولتها نقشی تعیینکننده ایفاء میکند. قطعنامههای مربوط به استعمارزدایی، مبارزه با آپارتاید، توسعه حق بر تعیین سرنوشت و تقویت حقوق بشر، نمونههایی از تأثیرگذاری تدریجی مجمع عمومی بر تحول حقوق و سیاست بینالملل به شمار میآیند. در کنار این رکن سیاسی، دیوان بینالمللی دادگستری به عنوان رکن قضایی اصلی سازمان ملل متحد نقش مهمی…
به گزارش صبح ساحل/ محمدعلی محمدمیرزاییان نایبرئیس کمیسیون صادرات غیرنفتی اتاق بازرگانی، صنایع، معاون و کشاورزی ایران با اشاره به نگرانیهای اخیر کارگران و نیروهای شرکتی درباره احتمال تعدیل نیرو اظهار کرد: نگرانی نسبت به آینده شغلی در شرایط فعلی کشور کاملاً طبیعی است، زیرا بسیاری از بنگاههای اقتصادی با افزایش هزینهها، محدودیتهای لجستیکی، مشکلات تأمین مواد اولیه و فشارهای ناشی از شرایط جنگی روبهرو هستند.وی با اشاره به فعالیت اتاق های بازرگانی گفت: ما تقریباً هر روز جلسات مختلفی با فعالان اقتصادی، تولیدکنندگان و اصناف برگزار میکنیم تا وضعیت موجود را رصد کرده و راهکارهای عبور از این مقطع را بررسی کنیم. امروز نیز در جلسهای با اصناف و فعالان حوزه تأمین کالاهای اساسی، موضوعاتی همچون پایداری زنجیره تأمین، تهاتر کالا و صادرات در مقابل واردات مطرح شد تا از ظرفیت صادرات برای تأمین بخشی از نیازهای کشور استفاده شود و فشار از دوش تولیدکنندگان و بازار داخلی برداشته شود.محمدمیرزاییان با تأکید بر اهمیت حمایت از اشتغال افزود: هم دولت و هم بخش خصوصی به حساسیت موضوع اشتغال واقف هستند و در حال حاضر برخی حمایتها و تسهیلات دولتی برای کمک به بنگاهها در نظر گرفته شده تا بتوانند نیروی کار خود را حفظ کنند. هرچند این…
این وضعیت تنها یک مشکل اداری نیست؛ یک مسئله اجتماعی، اقتصادی و حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره.رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان میکند.هر مراجعه با سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای رفتوآمد، یک فشار مالی است؛ بهخصوص برای کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان میآیند.در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود.تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با…
…این حال، حتی با در نظر گرفتن این تفاوتها، پرسش اصلی باقی میماند: چرا در فضای تهدید، نشانههای بازگشت و ماندن پررنگ شده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جستوجو کرد. سرمایه اجتماعی و تابآوری ملیمفهوم «سرمایه اجتماعی» در علوم اجتماعی به شبکهای از اعتماد، هنجارهای مشترک و پیوندهای همبستگی اشاره دارد که امکان کنش جمعی را فراهم میکند. جوامعی که سرمایه اجتماعی بالاتری دارند، در بحرانها انسجام بیشتری نشان میدهند.رفتار بخشی از ایرانیان مقیم خارج که در روزهای تهدید به کشور بازگشتهاند، میتواند به عنوان نشانهای از نوعی «سرمایه عاطفی و هویتی» تحلیل شود؛ سرمایهای که فراتر از محاسبات صرف اقتصادی عمل میکند. بازگشت در شرایط عدم قطعیت، انتخابی صرفاً مادی نیست؛ بلکه ریشه در احساس تعلق دارد.در نظریههای «تابآوری ملی»، سه عامل اصلی برای پایداری یک جامعه در بحران ذکر میشود: ۱. اعتماد نسبی به ساختارهای دفاعی و نهادی ۲. پیوندهای خانوادگی و اجتماعی مستحکم ۳. هویت تاریخی مشترک ایران در هر سه حوزه، واجد مؤلفههایی است که میتواند رفتار جمعی متفاوتی ایجاد کند. ریشههای تاریخی: از ایرانِ کهن تا امروزتاریخ ایران سرشار از مقاطع سخت و تهاجمات خارجی است؛ از حمله مغول تا جنگهای طولانی دوره صفویه و قاجار،…
به گزارش صبح ساحل، آیتالله محمد عبادیزاده در دیدار مدیران کل زیرمجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در استان هرمزگان با اشاره به ضرورت بازنگری در سیاستهای اشتغالزایی اظهار کرد: هرمزگان از استانهای برخوردار کشور در حوزه منابع و ظرفیتهای اقتصادی است و باید از این ظرفیتها برای ایجاد فرصتهای شغلی پایدار به شکل مؤثر بهرهبرداری شود.وی با اشاره به آسیبدیدگی برخی صنایع در دوران جنگ افزود: بخشی از واحدهای صنعتی در سالهای گذشته دچار خسارت شدهاند و این مسئله به بیکاری تعدادی از کارگران انجامیده است؛ از این رو همه ارکان و دستگاههای مسئول باید با احساس مسئولیت مضاعف، برای حمایت از این کارگران و بازگشت آنان به چرخه تولید تلاش کنند، چراکه در برابر تکتک این عزیزان مسئول هستیم.نماینده ولیفقیه در هرمزگان همچنین به مشکلات فعالان اقتصادی صادراتمحور اشاره کرد و گفت: برخی سرمایهگذاران با هدف تقویت تولید و صادرات، وارد عرصه فعالیت اقتصادی شدهاند اما شرایط ناشی از جنگ، مسیر فعالیت آنان را با چالش مواجه کرده است؛ بنابراین لازم است با برنامهریزی دقیق و تدبیر هوشمندانه، از تضعیف یا نابودی این ظرفیتهای ارزشمند اقتصادی جلوگیری شود.آیتالله عبادیزاده در ادامه با تأکید بر نقش تعاونیها در توسعه اقتصادی استان، تصریح کرد: تجمیع سرمایههای…
…بخشی از این ضعف به عدم آشنایی کافی برخی اعضای شورا با قوانین، اختیارات و ابزارهای نظارتی بازمیگردد که باعث کاهش اثرگذاری شوراها در ایفای نقش نظارتی شده است.نکته قابل تأمل دیگر آن است که متأسفانه بسیاری از افراد توانمند، متخصص و آشنا به قوانین که میتوانند در رفع نواقص و کمبودهای شهری و تقویت نظارت مؤثر نقشآفرین باشند، تمایل چندانی به حضور در انتخابات شوراها ندارند. این مسئله دلایل مختلفی دارد؛ از جمله رد صلاحیت برخی افراد توانمند به دلایل مختلف.همچنین سیاسی و جناحی شدن برخی شوراها در سالهای گذشته موجب شده این نهاد مردمی در مواردی از وظایف اصلی خود فاصله بگیرد و انگیزه نیروهای مستقل و متخصص برای ورود به شوراها کاهش یابد.از سوی دیگر، شرایط نامناسب اقتصادی کشور، کاهش منابع درآمدی و افزایش هزینههای جاری و عمرانی شهرداریها نیز از عوامل بازدارنده مهم به شمار میرود. حجم بالای مشکلات مالی شهرداریها و دشواری تصمیمگیری در چنین شرایطی، مسئولیت اعضای شورا را سنگینتر کرده و باعث شده برخی افراد توانمند، به دلیل نگرانی از تبعات مدیریتی و اجتماعی این وضعیت، رغبت کمتری برای حضور در شوراها داشته باشند.با این حال، باید با نگاهی منصفانه تأکید کرد که درصد تخلفات شوراها در مقیاس ملی…
این انتصاب در حالی صورت گرفت که جامعه محلی اعم از معتمدین، بازرگانان، فعالان اقتصادی و گردشگری از دولت توقع داشتند با وجود گزینههای متعدد بومی و مدیران كاربلد و مجرب در بدنهی سازمان و در ترکیب هیات مدیره، فرصت تجربهای بینظیر را با انتصاب یک مدیرعامل آشنا به امورات جزیره خلق کند تا بلکه بخشی از مطالبات مردم از ریاست جمهوری محقق شود. در شرایطی که وضعیت اقتصادی و تجاری فعالان این حوزه چندان رضایتبخش نیست، تصمیماتی در تغییرات مدیریتی کلان این منطقه آزاد صورت گرفت که مدیرعامل پرحاشیه اما «نسبتا» فعالی که حداقل بر تمام زیر و بمهای اقتصادی، تجاری، صنعتی، عمرانی، گردشگری و اجتماعی قشم اشراف داشت، جایش را به مدیرعاملی داد که با الفبای مناسبات اجتماعی در جامعهای همچون قشم ناآشنا بود.مدیر شهریِ کلانشهری چون مشهد، در حالی بر کرسی پرطمطراق سازمان منطقه آزاد تجاری، صنعتی و گردشگری قشم تکیه زد که چشمانداز اقتصادی و تجاری و گردشگری جزیره تحت تاثیر شرایطی ناخواسته، در هالهای از ابهام فرو رفته بود.در حالی که در چنین مقطعی، قشم به مدیری توانمند و آشنا به جریانهای اقتصادی و صنعتی و گردشگری نیاز داشت، مدیری با عدم شناخت لازم از بسترهای اجتماعی و اقتصادی جزیره، ناخدای کشتی…
… اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای که روی نقشه ثبت میشود، بخشی از نگاه جهان به ما را شکل میدهد. وقتی دشمنان سعی میکنند نام هرمز را حذف کنند، در عمل میکوشند جایگاه ایران و نقش تاریخی آن در خلیج فارس و…