جدید به قدیم
…دلش بخواهد بخشی از آن را به رسم اِحسان پس بدهد، تقدیم کند، دیگر چه چیزی برایش باقی میماند؟ نه خاکی که بر آن ایستاده، معنای پیشین را خواهد داشت و نه پرچمی که بر فرازش به اهتزاز درمیآید.در این نقطه است که شاهدِ صورت بندی یک دوگانۀ تاریخی میشویم: «ما دو راه بیشتر نداریم؛ یا باید همه چیز را بدهیم، یا شرافتمندانه بایستیم». راستی آیا این دو راه، تمام گزینههای پیش روی سیاستگذاران و شهروندان یک کشور را پوشش میدهد؟ شاید در نگاه اول، چنین دوقطبیای سادهانگارانه به نظر آید، اما وقتی در جهان واقعی، طرف مقابل با صراحت هرگونه راه سوم از قبیل مذاکره متوازن، بیطرفی خلاق یا اعتمادسازی تدریجی را نفی میکند، آنگاه دو راهی به معنای واقعی شکل میگیرد. تسلیم بیقید و شرط، به تعبیری، پایان تاریخِ یک ملت است؛ یعنی لحظهای که آن ملت از کنشگریِ تاریخی بازمیایستد و تبدیل به ابژهای برای ارادۀ دیگری میشود. در مقابل، ایستادن شرافتمندانه به خودیِ خود یک پایان یا یک بنبست نیست، بلکه آغازی برای بازتعریف قواعد بازی است. این ایستادن میتواند بسیج منابع داخلی، سرمایهگذاری روی دانش و فناوریهای بومی، توسعۀ دیپلماسی با بازیگران غیرغربی و ایجاد شبکههای تابآوری اقتصادی را شامل شود. به عبارت فنیتر…
فرمانداری که باید صدای مطالبات عمومی باشد، امروز به چهرهای کمرنگ و ناملموس تبدیل شده است؛ تا جایی که بسیاری از شهروندان حتی یک حضور میدانی مؤثر از این کاراکتر به یاد ندارند. بندرعباس امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیری میدانی، پاسخگو و در دسترس است. مدیری که در شهر حضورش احساس شود، در میان مردم باشد. معضل صفهای بنزین، روح و روان شهروندان بندرعباس را آزرده است؛ روزی نیست که تماس، پیام یا گلایهای از این مسئله به دفتر روزنامه نداشته باشیم و هرچه گفتیم و نقد کردیم جز سکوت یا پاسخهای تکراری چیزی عایدمان نشد. موضوعی که در استانها و شهرهای دیگر اصلا جزو دغدغه مردم نیست اما در استان هرمزگان به یک معضل بزرگ و بحرانی تبدیل شده است و در این مسئله حضور فرماندار بندرعباس به عنوان عالیترین مقام دولت در سطح شهرستان و مسئول مستقیم پیگیری مسائل مردم، هماهنگی دستگاههای اجرایی و مدیریت بحرانهای محلی ناملموس بوده است. جایگاه فرماندار در ساختار اداری کشور صرفا یک مقام تشریفاتی یا اداری نیست. در قانون به صراحت ذکر شده است که فرماندار باید در جهت بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه ماموریت خود اقدام کند. فلسفه وجودی فرماندار حضور در متن جامعه و لمس مستقیم…
…جایگزین» و خروج از انزوای تحمیلی است. عملیاتی شدن پیامرسانهای مالی بومی و جایگزینی نظامهای سنتی نظیر سوئیفت، در کنار استفاده از ارزهای ملی در سبد تجاری تهران، مسکو و پکن، نشاندهنده گذار از «دور زدن تحریم» به سمت «بیاثر کردن ساختاری» تحریمهاست. این اقدامات، زیرساخت یک بلوک اقتصادی نوین را بنا میکند که در آن، امنیت تراکنشی و حاکمیت پولی، خارج از لایههای نظارتی و کنترلی نهادهای مالی غرب تعریف شده است.این رویآوری به نظمهای موازی (خارج از آنچه غرب و بهویژه آمریکا تعریف کرده است)، فراتر از یک واکنش انفعالی، راهبردی تهاجمی علیه ابزارهای کنترلی (مانند شبکههای پولی که ابزار آمریکا برای اعمال قدرت است) محسوب میشود. در این خصوص، «دلارزدایی ساختاری» هدفی راهبردی برای سلب قدرت از «سلاحسازی اقتصاد» توسط ایالات متحده است. در صورت موفقیت این دکترین، دوران اثرگذاری فشارهای سیستمیک غرب به پایان میرسد؛ چرا که تثبیت جایگزینهای عملیاتی، همزمان با افزایش هزینه برای تحریمکننده، کارایی این ابزار را در نقطه هدف از بین میبرد. این گسست نهادی، جایگاه ایران را از یک «بازیگر تحت فشار» به یک «قطب فعال» در معماری جدید قدرت جهانی ارتقا میدهد؛ جایگاهی که بقای آن در بازتعریف قواعد بازی در جغرافیای اوراسیا، و نه در سازش با نظم…
…از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند که ابتدا تفاوت زمینهها را در نظر بگیریم. در سوریه، کشور با یک جنگ داخلی تمامعیار، چندجانبه و فرسایشی روبهرو شد که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی به طور مستقیم در معرض حملات سنگین قرار گرفتند.در چنین شرایطی، «خروج جمعیت» نه نشانه بیوطنی، بلکه واکنشی عقلانی برای حفظ جان بود. بنابراین، تفاوت رفتار ایرانیان را نمیتوان بدون توجه به تفاوت سطح و نوع تهدید تحلیل کرد…
… اسلوونی، اوکراین، چین و بلژیک برگزار میشود.تغییرات در قوانین بازی فدراسیون جهانی والیبال (FIVB) برای افزایش سرعت و جذابیت بازی، چندین قانون جدید در سال ۲۰۲۶ را به صورت آزمایشی در برمیگیرد که عبارتند از:خطای دوضرب: برخورد دوگانه توپ با دست (دوضرب) در هنگام پاس دادن (لمس دوم) در صورتی که توپ در همان سمت زمین باقی بماند، دیگر خطا نخواهد بود.افزایش تعویضها: تعداد تعویضهای مجاز در هر ست از ۶ به ۸ تعویض افزایش یافته است.برخورد با سقف: اگر توپ پس از لمس اول یا دوم به زیرساختهای سقف (مانند اسکوربورد یا سقف سالن) برخورد کند و در همان سمت زمین باقی بماند، بازی ادامه مییابد. اما اگر توپ پس از برخورد به سقف به زمین حریف برود، “خطا” محسوب میشود.حذف سوتهای اضافی: داوران برای موارد واضحی مثل خوابیدن مستقیم توپ در زمین (In/Out) یا برخورد توپ سرویس به تور، دیگر سوت نخواهند زد تا جریان بازی قطع نشود.بوکمارک ویدیوچک: تیمها میتوانند از طریق تبلت، هر صحنهای را در جریان رالی “نشانه گذاری” کنند تا در پایان رالی سریعتر بازبینی شود.همچنین فدراسیون جهانی والیبال برای حمایت ویژه از زنان مربی، حضور حداقل یک مربی زن (سرمربی یا مربی) در کادر فنی…
…شعارهای رایج طرفداران مدارس هوشمند، هماهنگی با نسل دیجیتال است. استدلال میشود که دانشآموزان امروزی بومیان دیجیتال هستند و آموزش سنتی برای آنها خستهکننده و نامربوط است. اما این گزاره از دیدگاه روانشناسی شناختی و جامعهشناسی نسلها، گزارهای سادهانگارانه است. بومیان دیجیتال بودن به معنای توانایی خود به خودِ یادگیری عمیق از طریق ابزارهای دیجیتال نیست. پژوهشها نشان میدهد که دانشآموزان، به ویژه در مقطع دبستان و راهنمایی، برای نظمبخشی به توجه، تشخیص اطلاعات معتبر از نامعتبر، و حفظ انگیزهی بلندمدت، به ساختارهای اجتماعی و نظارت بزرگسال نیاز دارند. مدارس هوشمندی که صرفا تبلت در اختیار دانشآموز میگذارند، عملا او را در دوگانگی واقعیت کلاس و مجازیِ بدون مهار رها میکنند. در کلاسهای هوشمند ضعیفطراحیشده، دانشآموز هم زمان با سه پنجرهی باز در مرورگر، حواسش به نوتیفیکیشن گوشی و تلاش برای دنبال کردن تدریس معلم است. این وضعیت نه تمرکز را بهبود میبخشد و نه یادگیری عمیق؛ بلکه ظرفیت توجه پایدار را کاهش میدهد. از منظر جامعهشناختی، به دانشآموز نقشی منفعلِ مصرفکنندهی محتوا داده میشود تا سازندهی دانش. ویترین هوشمندی زمانی فرو میریزد که از دانشآموز بپرسیم آخرین باری که در کلاس از تبلت برای خلق یک ایدهی اصیل استفاده کرده چه زمانی بود. در عمل، تبلتها تبدیل به دفتر…
…اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک دیگرِ این شهر، آرزوهای کوچکی داشتند که زیر آوارِ دشمنیها ناتمام ماند. یکی از بزرگترین آرزوهای آنها و همکلاسیهایشان، داشتن فضایی برای تخلیه هیجان، برای خندیدن از ته دل و برای فراموش کردن کابوسها بود. من از شما میپرسم؛ سهم کودکان میناب از شادی و تفریح کجاست؟ آلام و استرسهای پس از فاجعه، با دیوارهای سنگی درمان نمیشود. این نسلِ داغدیده، نیازمند فضایی مفرح و شاد است. احداث یک شهربازی بزرگ و در شأن کودکان میناب، کمترین کاری است که میتوان برای کاهش رنجهای این فرشتگان زمینی انجام داد. بیایید با ایجاد فضایی سرشار از هیجانِ مثبت و بازی، رنگِ خاکستریِ ترس را از دنیای کودکانهشان پاک کنیم. من یقین دارم روح هانی و حامد عزیزم و تمام شهدای دانشآموز این شهر، با دیدن لبخند همبازیهای قدیمیشان در یک شهربازیِ پر از نور و شادی، شادمان خواهد شد. اجازه ندهید آرزوی داشتن یک شهربازی، مثل آرزوهای فرزندان من به زیر خاک برود. مینابِ عزیز ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به «شادی» نیاز دارد تا دوباره زنده شود.بتول حیدریمادر شهیدان هانی و حامد پرتقینژاد
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
…شانگهای و نایب قهرمانی اخیر تیم ملی کشتی قرقیزستان در رقابتهای کشتی قهرمانی آسیا گفت: من به شخصه به واسطه مسئولیتی که در گذشته (مدیر توسعه قایقرانی آسیا) در قایقرانی داشتم، دوستان ورزشی خوبی در قرقیزستان دارم و در این کشور برنامه های استعدادیابی خوبی انجام دادیم.وی با اشاره به اقدامات زیربنایی وزارت ورزش قرقیزستان در رشته کشتی بیان کرد: سفیر ایران در قرقیزستان به من گفت که شما کمپی برای توسعه کشتی و به نام جهان پهلوان تختی بنا نهادید که مشغول کارهای زیربنایی است. این حرکت برای ما جای خوشحالی دارد و این آمادگی را داریم که در رشتههای مختلف، خصوصا حوزه کشتی همکاری بیشتری داشته باشیم. قرقیزستان در اکثر رشتهها ورزشکاران قدرتمندی دارد و مطمئنا ورزش این کشور جهش خوبی در آینده خواهد داشت.وزیر ورزش و جوانان با بیان این که ایران تیم آمادهای را راهی بازی های عشایری آسیا خواهد کرد، توضیح داد: شاید به جرات بتوانم بگویم قرقیزستان در جنوب غرب آسیا در رابطه با ورزش بومی، سنتی و عشایری، صاحب سبک است و برای ما جای امیدواری است که از این ظرفیت فرهنگی بهره ببریم. با وجود جنگ تحمیلی، تیم ملی ورزشهای روستایی و عشایری ایران در این مسابقات حضور داشته باشد…
برای فهم جایگاه امروز خلیج فارس، بازگشت به تاریخ ضروری است. در سال ۱۶۲۲ میلادی، با فرمان شاه عباس اول و به فرماندهی امامقلیخان، پایان سلطه پرتغالیها بر هرمز رقم خورد؛ رخدادی که تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نشانهای از تثبیت این اصل بود که امنیت خلیج فارس باید بر پایه اراده نیروهای بومی شکل بگیرد. این منطق تاریخی بعدها در اشکال مختلف ادامه یافت و در دورههای بعد نیز بهعنوان یک الگوی رفتاری در مواجهه با تهدیدات خارجی تکرار شد.در دوره معاصر، این پیوست تاریخی را میتوان در تجربههای با شکوه و غرورآفرین مقاومت منطقهای نیز مشاهده کرد. چهرههایی مانند رئیسعلی دلواری، از رهبران مقاومت جنوب ایران در برابر نیروهای خارجی در دوره قاجار، نمادی از ایستادگی مردمی در برابر مداخلات بیرونی استعمارگران طماع محسوب میشود؛ مقاومتی که نشان داد امنیت در این جغرافیا همواره با نقشآفرینی مردم و نیروهای محلی پیوند خورده است. این روند تاریخی در عصر جدید نیز در قالب ساختارهای رسمیتر ادامه یافته و در حوزه دفاع دریایی و مرزبانی از آبهای نیلگون خلیج فارس تجلی یافته است.در ساختار نظامی معاصر ایران، نقش فرماندهانی مانند شهید والامقام دریادار «علیرضا تنگسیری»، فرمانده شجاع، فهیم و ایران دوست نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب…