جدید به قدیم
به گزارش صبح ساحل،در پایان معاملات امروز، شاخص کل بورس با جهش ۵۲ هزار و ۱۷۴ واحدی، معادل ۱.۱۵ درصد رشد کرد و با عبور از سقف تاریخی در ارتفاع ۴ میلیون و ۵۹۳ هزار و ۴۷ واحدی ایستاد. شاخص کل (هموزن) نیز با رشدی ۱.۴۳ درصدی، ۱۷ هزار و ۴۵۰ واحد افزایش یافت و به سطح یک میلیون و ۲۳۵ هزار و ۲۶۸ واحد رسید.جریان نقدینگی و ارزش معاملاتبازار امروز با ارزش معاملات خرد ۲۳ هزار و ۱ میلیارد تومانی همراه بود. در این میان، ورود نقدینگی حقیقی (فروش حقوقی) به میزان ۲ هزار و ۸۸ میلیارد تومان به ثبت رسید؛ در حالی که صندوقهای درآمد ثابت نیز شاهد ورود ۶۰۹ میلیارد تومان نقدینگی بودند.وضعیت صفهای خرید و فروشفضای مثبت حاکم بر بازار در صفهای معاملاتی نیز نمود داشت؛ بهطوریکه ۴۹۸ نماد با تشکیل صف خرید، ارزشی معادل ۱۴ هزار و ۲۶۲ میلیارد تومان را رقم زدند. در مقابل، تنها ۲۲ نماد با صف فروش به ارزش ۱۲۲ میلیارد تومان مواجه بودند.تحرک نمادهای بزرگدر معاملات امروز، نمادهای «فملی»، «شپنا»، «وبملت»، «شبندر» و «وپاسار» بیشترین تأثیر مثبت را بر شاخص کل داشتند و مانع از عقبنشینی شاخص شدند. در مقابل، نمادهای «پارسان» و «وغدیر…
روایت شهدای شجره طیبه نباید به فراموشی سپرده شود شهادت ۱۶۸ دانشآموز مدرسه شجره طیبه تنها یک رویداد تاریخی نیست، بلکه بخشی از هویت فرهنگی و اجتماعی میناب است. این روایت باید به صورت مستمر بازخوانی، بازتولید و به نسلهای جدید منتقل شود. در این مسیر، رسانهها و خبرنگاران محلی مهمترین سرمایه شهرستان هستند. خبرنگارانی که با تاریخ، فرهنگ، خانواده شهدا و ظرفیتهای اجتماعی منطقه آشنایی عمیق دارند و میتوانند روایتهای اصیل و ماندگاری از این واقعه تاریخی تولید کنند. حفظ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت تنها با برگزاری مراسمهای مناسبتی محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند یک جریان مستمر رسانهای و فرهنگی است که بتواند این روایت را در سطح کشور زنده نگه دارد. شکاف رسانهای میان متولیان و خبرنگاران یکی از چالشهای جدی در سالهای اخیر، ضعف ارتباط میان برخی متولیان برنامههای فرهنگی و جامعه رسانهای شهرستان بوده است. در بسیاری از برنامهها و مراسمهای مرتبط با مدرسه شجره طیبه، گلزار شهدای دانشآموز میناب و سایر رویدادهای مهم فرهنگی، اطلاعرسانی به خبرنگاران محلی به صورت کامل و منظم انجام نمیشود. این مسئله موجب شده بخشی از ظرفیت رسانهای شهرستان عملاً از چرخه پوشش رویدادها خارج بماند. رسانه زمانی میتواند نقش مؤثر خود را ایفا کند که از ابتدای برنامهریزی…
به گزارش صبح ساحل، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران در پیامی خطاب به جیحون بایراموف، وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان به مناسبت روز استقلال این کشور گفت: جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان همواره روابط دوستانهای مبتنی بر احترام متقابل داشتهاند که ریشه در ارزشهای عمیق تاریخی، دینی و فرهنگی دو ملت همسایه و مسلمان دارد.به گزارش خبرگزاری «آپا»، وزیر امور خارجه ایران گفت: خوشبختانه رهبران هر دو کشور همواره برای تحقق آرمانها و خواستههای ملتهای خود تلاش خستگیناپذیری کردهاند و در نتیجه، روابط روز به روز بیشتر در مسیر توسعه و پیشرفت پیش رفته است.او افزود: با خرسندی یادآور میشوم که این روند پویای توسعه، بیش از پیش تقویت شده و شتاب میگیرد و موضوعات و منافع مشترک را در سطوح دوجانبه، منطقهای و بینالمللی در بر میگیرد.وزیر امور خارجه ایران همچنین برای دولت و مردم جمهوری آذربایجان آرزوی خیر، شادی و سربلندی کرد.
…بلکه درونزا شده بود.موج چهارم اما از جنس دیگری بود: حذف ارز ترجیحی در اردیبهشت ۱۴۰۱. ارز ۴۲۰۰ تومانی که از ۱۳۹۷ برای واردات کالاهای اساسی مثل گندم، دارو و خوراک دام تخصیص مییافت، سالها به نمادی از دوگانگی ارزی و رانت گسترده بدل شده بود. دولت سیزدهم تصمیم گرفت این یارانهی پنهان را بردارد و ارز ترجیحی را با نرخ نیمایی (حدود ۲۸۵۰۰ تومان در آن زمان) جایگزین کند. نتیجه یک شوک قیمتی بیسابقه در ماههای بعد بود. قیمت مرغ، تخممرغ، روغن و آرد ظرف یک هفته بین ۵۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافت. تورم ماهانه در خرداد ۱۴۰۱ به بیش از ۱۲ درصد رسید -رکوردی که تا پیش از آن در تاریخ اقتصادی ایران ثبت نشده بود. اما جالب آنکه این موج، برخلاف موجهای پیشین، کوتاهترین مدت را داشت؛ زیرا پس از چند ماه، بخشی از آثار تورمی با توزیع یارانهی نقدی (بستههای حمایتی) جبران شد. با این حال، تورم نقطهای همچنان بالای ۵۰ درصد باقی ماند.و اکنون ما درگیر پنجمین و شاید خشنترین موج هستیم. موجی که از نیمهی ۱۴۰۴ آغاز شده و به تدریج تا ۱۴۰۵ تشدید یافته است. ویژگی این موج دو عنصر کاملاً نو است: جنگ و حذف کامل ارز کالاهای اساسی…
…لنگر چینی» که از تیاب میناب تا نزدیکی این قلعه امتداد دارد، حلقه گمشده این زنجیره تجاری است. این شواهد ثابت میکند که ناوهای ایرانی با استقرار در این پایگاه، نظارتی دقیق و همهجانبه بر عبور و مرور کشتیهای تجاری داشتند. این کنترل نه تنها جنبه اقتصادی داشت، بلکه یک ضرورت ژئوپلیتیک محسوب میشد.در آن روزگار، امپراتوری روم به عنوان رقیب اصلی ایران، سودای دور زدن قلمرو ساسانیان و اشکانیان را در سر میپروراند تا بتواند با دسترسی مستقیم به بازار چین و هند، تجارت پر سود ابریشم، ادویه و سنگهای قیمتی را در انحصار بگیرد. اما اقتدار دریایی ایران در تنگه هرمز، سدی تسخیرناپذیر در برابر این تلاشها بود.این اکتشافات، مهر تأییدی است بر اینکه تسلط بر تنگه هرمز، نه یک اتفاق در تاریخ معاصر، بلکه ریشهدار در هوش راهبردی ایرانیان در عصر باستان است. قلعه نخل ابراهیمی اکنون نمادی از قدرت و نگاه نافذ نیاکان ماست که با مدیریت آبهای نیلگون خلیج فارس، امنیت تجاری جهانِ آن روز را تضمین میکردند و با هوشمندی، جایگاه ایران را به عنوان پل پیروزی تجارت جهانی تثبیت مینمودند. تداوم کاوشها در این منطقه میتواند زوایای پنهان بیشتری از شکوه تمدن دریایی ایران را بر جهانیان آشکار سازد.امید ساحل
…رسانه کشور و با همکاری استانداری و اداره فرهنگ و ارشاد هرمزگان فرصتی فراهم کرد تا صدای خانوادههای داغدار و مظلومیت کودکان بیگناه میناب به گوش افکار عمومی جهان برسد. گزارشها و تصاویر منتشرشده از سوی خبرنگاران خارجی، عمق فاجعهای را نشان داد که در آن دهها دانشآموز و معلم در حمله به مدرسهای غیرنظامی، جان خود را از دست دادند. برخی رسانهها و نهادهای بینالمللی نیز خواستار تحقیقات مستقل درباره این حادثه شدند و آن را نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بینالمللی دانستند. بیتردید، حضور خبرنگاران خارجی در میناب صرفاً یک بازدید خبری نبود، بلکه تلاشی برای ثبت حقیقت تاریخی و جلوگیری از فراموششدن رنج کودکانی بود که قربانی خشونت و جنگ شدند. در شرایطی که انتشار آزاد اطلاعات با دشواریهایی همراه بود، این اقدام توانست بخشی از واقعیتهای میدانی را به جهانیان منتقل کند و مانع از تحریف یا سانسور ابعاد این جنایت شود.اینکه متولیان امر زمینه حضور رسانههای خارجی و بازدید میدانی آنان از محل حادثه را فراهم کردند، اقدامی ارزشمند و قابل تقدیر بود. زیرا روایت مستقیم و بیواسطه از صحنه حادثه، تأثیر بسیار بیشتری بر افکار عمومی جهان دارد. امروز بیش از هر زمان دیگری، ثبت مستند جنایت علیه کودکان و معلمان بیدفاع…
به مناسبت هفته میراث فرهنگی، شهر تاریخی بستک در استان هرمزگان میزبان یکی از متفاوتترین برنامههای فرهنگی این روزها بود؛ رویدادی با عنوان «روایت خلیجفارس؛ از کرانه تا پسکرانه» که با هدف بازاندیشی در نسبت میان میراث فرهنگی، روایتهای بومی و ظرفیتهای سینما در بازنمایی هویت جنوب ایران برگزار شد.این برنامه در مجتمع فرهنگی هنری پیامبر اعظم(ص) بستک و با همکاری اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هرمزگان و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بستک شکل گرفت؛ رویدادی که تمرکز اصلی آن بر بازشناسی جایگاه «پسکرانه» در شکلگیری تمدن ساحلی خلیجفارس بود. برگزارکنندگان این برنامه بر این باورند که برای فهم دقیق هویت تاریخی و فرهنگی جنوب، نباید تنها به کرانهها و بنادر بسنده کرد، بلکه باید به عمق جغرافیای انسانی، زیستبومهای پیرامونی و روایتهایی که در پسکرانهها جریان داشتهاند نیز توجه کرد.آغاز این رویداد با گشایش نمایشگاه عکس «ایستاده در غبار» همراه بود؛ نمایشگاهی با موضوع خسارتهای واردشده به بناهای تاریخی ایران در جریان جنگ ۴۰ روزه اخیر. این بخش از برنامه، فضایی تأملبرانگیز برای مخاطبان فراهم کرد تا نسبت میان میراث، آسیبپذیری و ضرورت حفاظت از حافظه تاریخی را از دریچه تصویر تجربه کنند.در ادامه، بخش سینمایی رویداد با نمایش چند اثر…
…استاد محمد زبیری برای من یک الگو است. او در میان خستگی ها و تنهایی ها توانست بخش مهمی از فرهنگ جزیره کهن قشم را که در حال فراموشی بود ثبت و زنده نگاه دارد.کتاب ارزشمند گنز بپو ( گنج پدربزرگ) به درستی گنجی است که هر چه زمان بگذرد جامعه بیشتر به اهمیت او پی می برد. این اثر شاخص حاصل سال ها عمر استاد زبیری است که خواننده در آن با تاریخ،آیین، سرگرمی ها و کلمات جزیره آشنا می شود.درباره این بزرگ مرد نوشتن برای من یک افتخار است به عنوان یک کنجکاو که در سراسر روستاهای هرمزگان قدم می زنم بی تعارف محمد زبیری یکی از تاثیرگذارترین افراد در استان هرمزگان است.من و همکارانم بعد از آشنایی با ایشان مجموعه مستندی را آغاز کردیم با نام " روستازادگان دانشمند" که نام مجوعه را از جناب سعدی بزرگ قرض گرفتیم.این مستند های کوتاه نگاهی دارند به زندگی افرادی که روستاهای خود تحول ایجاد کردند.محمد زبیری عزیز همان پدر حکیمی است که با عمل خود به ما پند می دهد و سعدی درباره این دست انسان های بزرگ حکایتی دارد که می گوید:حکیمی پسران را پند داد که جانان پدر هنر آموزید....او…
حبیب اله یادروج -قشم تنها یک جزیره نیست؛ بلکه روایتی زنده از تلاقی تاریخ، فرهنگ، دریا و همزیستی خردمندانه انسان با طبیعت است. میراث فرهنگی این دیار، از دانش بومی لنجسازی و طنین موسیقی دریایی گرفته تا معماری اصیل، آیینها، باورها و سبک زندگی «جزیرتیها»، سرمایهای بیبدیل برای آینده ایران است. صیانت از این میراث، نهتنها پاسداشت گذشته، بلکه ترسیمگر مسیر توسعهای ریشهدار و هویتمحور برای نسلهای فردا خواهد بود.روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، مجالی است برای یادآوری یک مسئولیت مشترک: «صیانت از اصالت و پویایی قشم برای آیندگان». شکوه فرهنگ بومی این جزیره، قرنها بر شانههای زنان هنرمند و خالق رودوزیهای ظریف، و مردان دریاورزی که پهنه اقیانوسها را درنوردیدهاند، حفظ شده و امروز در تجلی آیینهای محلی پیش چشم ماست.بر این اساس، رسالت ما مدیران حوزه فرهنگ و سیاستگذاران صنعت گردشگری، در گام نخست، تکریم و پاسداشت «گنجینههای زنده بشری» این سرزمین است. در این میان، «استاد محمد زبیری»، موزهداری دغدغهمند و پژوهشگری نستوه، طی چند دهه اخیر همتی والا گماشت تا داراییهای فرهنگی و هویت بومی مردمان جزیره را که در آستانه فراموشی بود، در کتاب ارزشمند «گنز بپو» (گنج پدربزرگ) ثبت و ضبط نماید. ایشان با گردآوری میراث ملموس در موزه…
…حرکت بادهای موسمی، در آواز دریانوردان، در واژگان فراموششده جزیره، و در حافظه نسلهای خاموششونده آموخته است.استاد زبیری، حافظه متحرک یک جغرافیاست.او از آن انسانهاییست که پیش از آنکه مفهوم «پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس» در ادبیات جهانی تثبیت شود، خودْ زیستنِ پاسدارانه را برگزیده بود. سالها پیش از آنکه جهان از ضرورت صیانت از دانشهای بومی، روایتهای شفاهی، موسیقی آیینی و واژگان در معرض زوال سخن بگوید، او با دستان خود، با رنجِ زیسته خود، و با ایمان عمیق خود به فرهنگ، مشغول نجات دادن حافظه جزیره بود.اما اهمیت استاد محمد زبیری، تنها در پاسداری از فرهنگ بومی قشم خلاصه نمیشود. او را باید روایتگرِ پیوندهای تاریخی و فرهنگیِ جهانِ دریایی خلیج فارس، عمان و سواحل شرق آفریقا دانست؛انسانی که بهدرستی دریافت میراث فرهنگی ناملموس، نه در مرزهای سیاسی امروز، بلکه در مسیرهای تاریخی رفتوآمد انسانها، آوازهای دریانوردان، واژگان مشترک، آیینهای معیشتی، و حافظه جمعی مردمان دریا شکل گرفته است.ارزش کوششهای او تنها در گردآوری واژگان یا اشیای کهن نیست؛ بلکه در بازشناسی و بازپیوند دادن شبکهای از میراثهای زندهایست که قرنها میان بنادر، جزایر و سواحل خلیج فارس، عمان و شرق آفریقا در گردش بودهاند؛ میراثهایی مبتنی بر همزیستی، احترام متقابل، دادوستد فرهنگی…