جدید به قدیم
اولین سفر استانی رسمی رئیسجمهور پزشکیان به هرمزگان و سخنان او (۱۰ مهر ماه)، بار دیگر یک پرسش قدیمی اما بنیادین را زنده کرد: نسبت دولت و مردم در ایران کجاست؟!
سازمان ملل پس از جنگ جهانی دوم در سال 1945 میلادی با هدف حفظ امنیت بینالمللی، صلح جهانی، گسترش روابط دوستانه میان کشورها و همکاری و هماهنگی در عملکرد ملتها آغاز بکار کرد.
اینکه بندر خشک چه مفهومی و چه تعریف عملیاتی از آن ذکر می شود، مقصود این یادداشت نیست!
کمتر کسی فکر میکرد که ایلان ماسک و دونالد ترامپ که تا چند روز پیش در دفتر بیضی کاخ سفید در جریان مراسمی که برای خداحافظی ماسک از دولت آمریکا تدارک دیده شده بود و در حالی که خوب و خوش کنار هم بودند، از اتحادی قدرتمند، اینگونه به جنگ یکدیگر بروند و هریک در شبکهی اجتماعیشان از خجالت هم در بیایند.
به پیشنهاد شورای عالی انقلابفرهنگی در سال ۱۳۷۶ در تقویم رسمی کشور روز «اول اردیبهشتماه به نام سعدی» نامگذاری شده است.
به عقیده بسیاری سعدی، گلستان و بوستان را در اردیبهشتماه سالهای ۶۵۵ و ۶۵۶ هجری سروده است، چنانکه در دیباچه گلستان آمده است: «در فصل ربیع که صولت برد آرمیده بود و ایام دولت ورد رسیده». در همین دیباچه، سعدی بیت الهامبخش «اول اردیبهشتماه جلالی» را نیز آورده است.
نوشتن پیرامون فرهنگ و هنر در هرمزگان کاری بسیار پیچیده است به این دلیل که شکاف عمیقی بین اهالی واقعی این حوزه و نهادهای حاکمیتی وجود دارد، به خصوص در تعاریف مرتبط با خود فرهنگ و هنر. جریان اندیشمند و جریان حاکم در هرمزگان در دو جهان متفاوت از هم زندگی میکنند و درست همین جاست که بنبست شکل میگیرد.
وقتی خبر توزیع نان و خرما در مدارس هرمزگان را شنیدم، ذهنم ناخودآگاه به سمت صحنهای رفت که پدرم بارها برایم تعریف کرده بود: صفهای طولانی دریافت جیره در دوران جنگ. یا تصاویر تلویزیونی کودکانی که چشم به دست مسئولان دوخته بودند تا شاید لقمهای گرم نصیبشان شود.
«میرم فست فودی. قرارداد امضا کردم. پیتزا و شاورما. شش تومن میدن. از ۱۲ ظهر تا ۱۲ شب. صبح تا ظهر هم میخوابم!» این پاسخ یک دانش آموز ششم ابتدایی به پرسش معلم درباره علت غیبتاش بود. چند نکته در این باره خواهم نگاشت.
گردشگری، پیشرانی اقتصادی در سطح بینالمللی قلمداد میشود و به عنوان صنعتی مولد قابلیت خلق ثروت و توسعه رفاه اجتماعی را در جهان امروز داراست.