جدید به قدیم
…ارکان سیاسی و قضایی، شبکه گستردهای از برنامهها و نهادهای تخصصی مرتبط با سازمان ملل متحد در حوزههای مختلف توسعهای و انسانی فعالیت میکنند. برنامههای توسعه، نهادهای حمایت از کودکان، سازمانهای فعال در حوزه بهداشت جهانی، نهادهای امدادرسانی و دیگر آژانسهای تخصصی، ارزشهای منشور ملل متحد را به سطح زندگی روزمره انسانها فرود میآورند. مبارزه با فقر، کاهش نابرابریهای اجتماعی، گسترش دسترسی به آموزش، تقویت بهداشت عمومی، مقابله با بیماریهای واگیر و حمایت از گروههای آسیبپذیر، همه بخشهایی از تلاش برای ساختن جهانی عادلانهتر است. تجربه نشان داده است که صلح پایدار تنها در سایه سکوت سلاحها برقرار نمیشود، بلکه مستلزم دگرگونی در ساختارهای نابرابر اقتصادی و اجتماعی و پاسخ دادن به نیازهای اساسی بشر است.از همین رو، گفتمان توسعه پایدار در چارچوب سازمان ملل متحد جایگاهی محوری یافته است. پیوند میان صلح، توسعه و حقوق بشر به تدریج به یکی از ارکان اندیشه راهبردی این سازمان تبدیل شده است. این نگاه بر آن است که ناامنی، فقر، بیعدالتی، تبعیض ساختاری و محرومیت از حقوق بنیادین، زمینهساز بروز منازعات خشونتبار است. بنابراین، مقابله با ریشههای تعارض نه تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه پیششرطی برای امنیت جمعی محسوب میشود. برنامههای جهانی برای کاهش فقر، توسعه پایدار محیطزیستی، ارتقای برابری جنسیتی…
…نظر نمادین، حامل پیامی روشن است: پیوند با وطن، صرفاً قراردادی نیست. نجابتِ بازگشت؛ اخلاق مسئولیتدر فرهنگ ایرانی، مفاهیمی چون «غیرت»، «تعهد» و «مسئولیت» جایگاهی ریشهدار دارند. بازگشت در روزهای سخت را میتوان در چارچوب «اخلاق مسئولیت» تحلیل کرد؛ اخلاقی که فرد را فراتر از منفعت شخصی به مسئولیتی جمعی پیوند میدهد.این نجابت، به معنای انکار مشکلات یا نادیده گرفتن چالشها نیست. جامعه ایران، همچون هر جامعه دیگری، با مسائل اقتصادی و اجتماعی دست به گریبان است. اما تفاوت در اینجاست که در بزنگاههای امنیتی، نوعی همگرایی بر محور «حفظ سرزمین» شکل میگیرد. پیام به جهان: ملتها چگونه سنجیده میشوند؟رفتار جمعیت در بحران، یکی از شاخصهای مهم در تحلیلهای ژئوپلیتیک است. کشوری که مردمش در روزهای تهدید، پراکنده شوند، با چالشهای مضاعف روبهرو خواهد شد. در مقابل، جامعهای که انسجام نسبی خود را حفظ کند، از قدرت بازدارندگی نرم برخوردار است.آماری که از پیشی گرفتن ورود بر خروج حکایت دارد ــ حتی اگر نیازمند تکمیل و شفافسازی باشد ــ این پیام را مخابره میکند که تصویر ایران در ذهن بسیاری از شهروندانش، تصویری قابل دفاع و قابل بازگشت است. این سرمایه نمادین، در معادلات منطقهای و جهانی نیز بیتأثیر نیست.جمعبندی: آری، ایرانی فرق داردتفاوت ایرانی، نه…
این انتصاب در حالی صورت گرفت که جامعه محلی اعم از معتمدین، بازرگانان، فعالان اقتصادی و گردشگری از دولت توقع داشتند با وجود گزینههای متعدد بومی و مدیران كاربلد و مجرب در بدنهی سازمان و در ترکیب هیات مدیره، فرصت تجربهای بینظیر را با انتصاب یک مدیرعامل آشنا به امورات جزیره خلق کند تا بلکه بخشی از مطالبات مردم از ریاست جمهوری محقق شود. در شرایطی که وضعیت اقتصادی و تجاری فعالان این حوزه چندان رضایتبخش نیست، تصمیماتی در تغییرات مدیریتی کلان این منطقه آزاد صورت گرفت که مدیرعامل پرحاشیه اما «نسبتا» فعالی که حداقل بر تمام زیر و بمهای اقتصادی، تجاری، صنعتی، عمرانی، گردشگری و اجتماعی قشم اشراف داشت، جایش را به مدیرعاملی داد که با الفبای مناسبات اجتماعی در جامعهای همچون قشم ناآشنا بود.مدیر شهریِ کلانشهری چون مشهد، در حالی بر کرسی پرطمطراق سازمان منطقه آزاد تجاری، صنعتی و گردشگری قشم تکیه زد که چشمانداز اقتصادی و تجاری و گردشگری جزیره تحت تاثیر شرایطی ناخواسته، در هالهای از ابهام فرو رفته بود.در حالی که در چنین مقطعی، قشم به مدیری توانمند و آشنا به جریانهای اقتصادی و صنعتی و گردشگری نیاز داشت، مدیری با عدم شناخت لازم از بسترهای اجتماعی و اقتصادی جزیره، ناخدای کشتی…
…تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای که روی نقشه ثبت میشود، بخشی از نگاه جهان به ما را شکل میدهد. وقتی دشمنان سعی میکنند نام هرمز را حذف کنند، در عمل میکوشند جایگاه ایران و نقش تاریخی آن در خلیج فارس و دریانوردی را کمرنگ نمایند. انگار به ما میگویند شما حق ندارید خودتان را آنطور که هستید صدا کنید و این دقیقاً همان چیزی است که جامعهی ایرانی را آزرده میکند.ایرانیان در طول تاریخ برای حفظ خاک سرخ رنگ جزیره هرمز و تعلق ابدی آن به سرزمین مادری، خون سرخ خود وجان شیرین خودرا فدا کرده اند. جنگی که در آن، هرمز توسط امامقلی خان از دست قدرتهای مهاجم اشغالگر بیرون آمد و نام و جایگاه آن دوباره به عنوان بخشی از اراده و توان ایران زنده شد. و این یک درس روشنی به ما میدهد که قدرت واقعی، با مقاومت و توان سرزمینی ساخته میشود و نه با تغییر نامها.اگر هرمز در تاریخ ما دوباره به ایران بازگردانده شد، یعنی این منطقه از آنِ تاریخ ایران است، نه از آنِ روایتهای تحمیلی.پس وقتی امروز عدهای بخواهند با یک تصمیم رسانهای، نام را…
…است که قلاده و افسار آن در دست نخستوزیر جانی و خبیث اسرائیل است و البته آرزوی محو تمدن ایرانی را با خود به گور خواهد برد. نکته دوم اینکه ایرانیان با وجود تکثر قومی و اختلاف در دیدگاهها و آراء، وقتی پای منافع ملی در میان باشد حول محوری به نام ایران میایستند و با بذل هرآنچه در توان دارند از وجود نازنین ایران دفاع میکنند. همگان اعم از دوست و دشمن دیدند که غیرت ایرانی چگونه در ایامی که به ایران حمله شد شعلهور گردید و دشمن با دستپاچگی و اضطراب آتشبس را پذیرفت و آن را یک جانبه تمدید کرد. و نکته آخر اینکه به همه یاوهگویان و یاغیان توصیه میکنیم تاریخ درخشان ایران را بخوانند و از سرنوشت و سرگذشت کسانی که به این سرزمین اهورائی حمله کردهاند و به آن چشم طمع داشتند، عبرت بگیرند. امروز نیز ایرانیان مانند اجداد و نیاکان خود سرسختانه و شجاعانه پای حفظ کیان و سرزمین و تمدن خود ایستادهاند و داغ محو تمدن ایرانی را بر دل رئیسجمهور دیوانه و خودشیفته و بیریشه آمریکا گذاشتند. جهانیان بدانند که ایران کشوری است که روز استقلال ندارد و لحظهای مستعمرهی هیچ کشوری نبوده و به اندازه خود زمین، تاریخ دارد…
وقتی ویزیت پزشک از تعرفه رسمی فراتر میرود، این بیمار است که با فشار اقتصادی و نگرانی تنها میماند. در هرمزگان، برخی مطبها مبالغی بالاتر از نرخ مصوب دریافت میکنند، در حالی که نظام پزشکی پیگیری این تخلفات را منوط به شکایت مردمی میداند.از طرفی جامعه پزشکی نیز از تورم و مشکلات اقتصادی گلهمند است و تعرفهها را ناکافی میدانند.صبح ساحل در اواخر سال 1404گزارشی با عنوان ( افزایش تعرفه یا هزینههای پنهان مطبها؟) منتشر کرد که در بخشی از این گزارش به مشکلات بسیاری از پزشکان ها از جمله افزایش اجارهبها، حقوق پرسنل و هزینه تجهیزات و.... اشاره کرده است .گفتنی است شهروندان گرامی میتوانند تخلفات را از طریق سامانه 190، سازمان نظام پزشکی یا معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی پیگیری نمایند.
به گزارش صبح ساحل، سازمان حفاظت محیطزیست با انتشار گزارشی، جزئیات خسارات واردشده به بخشهای مختلف محیطزیست کشور در پی رویدادهای موسوم به «جنگ رمضان» را در چهار حوزه اصلی تشریح کرد. این گزارش با هدف اطلاعرسانی عمومی و روشنسازی ابعاد اثرات زیستمحیطی این رویداد منتشر شده است. در این گزارش، اثرات زیستمحیطی واردشده بر صنایع، ابنیه، مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیطزیست و همچنین پیامدهای ناشی از انفجار مخازن نفت در تهران و البرز بررسی شده است؛ آثاری که طبق اعلام سازمان تا سطح تهدید زیستپذیری برخی مناطق پیش رفته است.بر اساس این بررسیها، تهاجم به واحدهای تولیدی، صنعتی و خدماتی در ۱۰ استان شامل آذربایجان شرقی، البرز، بوشهر، تهران، خراسان رضوی، خوزستان، مرکزی، یزد، گیلان و فارس موجب خسارات زیستمحیطی با شدتهای «کم» تا «زیاد» شده است.در بخش دیگری از گزارش آمده است که مناطق تحت مدیریت سازمان در ۷ استان هرمزگان، مرکزی، سیستانوبلوچستان، فارس، کردستان، البرز و تهران تحت آسیب قرار گرفتهاند. مجموعاً ۱۳ منطقه حفاظتشده در این استانها دچار خساراتی در بازه «کم» تا «خیلی زیاد» شدهاند.گزارش همچنین به خسارات ناشی از آتشسوزی مخازن نفت در سه مجموعه شهران، شهرری و کوهک تهران اشاره میکند. حجم مواد نفتی دچار حریق…
…یکی از گستردهترین نقضها در جنگها، کشته یا زخمی شدن کودکان در حملات نظامی است. بمباران مناطق مسکونی، استفاده از سلاحهای سنگین در مناطق شهری و مینهای زمینی موجب افزایش تلفات کودکان میشود. طبق حقوق بشردوستانه، طرفهای درگیر موظفاند اصل تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان را رعایت کنند، اما در بسیاری از جنگها ما شاهد نقض این اصل هستیم.این کنواسیون، مهمترین سند حقوقی بینالمللی در زمینه حمایت از حقوق کودکان است که توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 1989 تصویب شد و در سال 1990 لازمالاجرا گردید. این کنوانسیون تقریباً بهصورت جهانی پذیرفته شده و بیشتر کشورهای جهان به آن پیوستهاند. هدف اصلی آن تضمین حقوق اساسی همه کودکان بدون تبعیض و ایجاد تعهد قانونی برای دولتها در زمینه حمایت از کودکان است. ماده 38 یکی از مهمترین مواد این کنوانسیون در زمینه حمایت از کودکان در مخاصمات مسلحانه است. این ماده دولتها را موظف میکند که: مقررات حقوق بشردوستانه بینالمللی مربوط به کودکان را رعایت کنند. کنوانسیونهای ژنو 1949 و پروتکلهای الحاقی 1977 از مهمترین اسناد حقوق بشردوستانه بینالمللی به شمار میآیند که با هدف کاهش آثار انسانی جنگ و حمایت از افراد غیرنظامی تدوین شدهاند. در میان گروههای غیرنظامی، کودکان به دلیل آسیبپذیری جسمی…
ماجرا فقط یک «سیمکارت ویژه» یا یک «سرویس پرو» نیست؛ مسئله، تغییر تعریف یک حق عمومی به یک امتیاز قابل خرید است. وقتی دسترسی بدون فیلتر به اینترنت، به بستهای چندمیلیونی با تعرفههای چندبرابری تبدیل میشود، در واقع اعلام میکنیم که آزادی دسترسی به اطلاعات نه حق همگانی، بلکه خدماتی لوکس برای دارندگان پول و موقعیت سازمانی است. این یعنی آغاز رسمی اینترنت طبقاتی. در چنین مدلی، جامعه به دو بخش تقسیم میشود: کسانی که میتوانند آزادانه به پلتفرمها و منابع جهانی دسترسی داشته باشند و کسانی که باید پشت دیوار محدودیت بمانند. پرسش ساده اما تعیینکننده این است: چرا باید دسترسی آزاد به اینترنت به جای آنکه بر اساس حق شهروندی تعریف شود، بر اساس عنوان شغلی یا توان مالی سنجیده شود؟ چرا یک نجار نباید اینترنت بدون فیلتر داشته باشد، اما یک شرکت یا نهاد خاص داشته باشد؟ نجاری که برای یادگیری تکنیکهای جدید، خرید ابزار از سایتهای خارجی یا بازاریابی محصولاتش نیازمند ارتباط جهانی است، چه چیزی کمتر از یک مجموعه رسمی دارد؟ چرا یک کارگر بیبضاعت که شاید برای آموزش مهارت تازه یا ارتباط با خانوادهاش به پلتفرمهای فیلترشده نیاز دارد، باید محروم بماند، اما فردی که توان پرداخت چند میلیون تومان را دارد، بتواند به…
…سخت وارد کنیم؟» این جمله، صرفاً یک گلایه شخصی نیست. انعکاس حس ناامنی نسلی است که آینده را مبهم میبیند. نسلی که با قراردادهای کوتاهمدت، اجارههای سرسامآور و درآمدهای ناپایدار دستوپنجه نرم میکند، چگونه میتواند با اطمینان، قدم در مسیر تشکیل خانواده بگذارد؟از سوی دیگر، زوجهایی که ازدواج کردهاند اما تمایلی به فرزندآوری ندارند نیز استدلالی مشابه دارند: «نمیخواهیم روزی فرزندمان از ما بپرسد با وجود آگاهی از این شرایط اقتصادی، چرا ما را به دنیا آوردید؟» این پرسش، بیش از آنکه نشانه بیمیلی به فرزند باشد، بیانگر دغدغهای اخلاقی است.دغدغهی تأمین آیندهای آبرومند و باکیفیت برای نسلی که قرار است بار فردای این سرزمین را بر دوش بکشد. واقعیت آن است که سیاستهای جمعیتی، اگر از بستر اقتصادی جدا شوند، به نتیجهی مطلوب نخواهند رسید. تشویق به فرزندآوری بدون مهار تورم، بدون ایجاد اشتغال پایدار، بدون ساماندهی بازار مسکن و بدون حمایت مؤثر از خانوادهها، بیشتر به یک تناقض میماند تا یک راهبرد ملی. خانوادهای که از تأمین پوشک، شیرخشک یا هزینه درمان کودک خود نگران است، چگونه میتواند به داشتن فرزند دوم یا سوم بیندیشد؟ اگر نگران پیر شدن جمعیت هستیم، باید پیش از هر چیز نگران جوان ماندن امید در دل جوانان باشیم. امیدی که…