جدید به قدیم
…خصوصی زیر فشار اقتصادی خم میشوند؛ ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند.سؤال مهم اینجاست:آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟تجربه تاریخ: کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند. در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری…
…که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی به طور مستقیم در معرض حملات سنگین قرار گرفتند.در چنین شرایطی، «خروج جمعیت» نه نشانه بیوطنی، بلکه واکنشی عقلانی برای حفظ جان بود. بنابراین، تفاوت رفتار ایرانیان را نمیتوان بدون توجه به تفاوت سطح و نوع تهدید تحلیل کرد. ایران با تهدیدها و درگیریهایی مواجه بوده، اما الگوی آن با جنگ داخلی فراگیر یا تخریب سراسری زیرساختها متفاوت است.با این حال، حتی با در نظر گرفتن این تفاوتها، پرسش اصلی باقی میماند: چرا در فضای تهدید، نشانههای بازگشت و ماندن پررنگ شده است؟ پاسخ را باید در ترکیبی از عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی جستوجو کرد. سرمایه اجتماعی و تابآوری ملیمفهوم «سرمایه اجتماعی» در علوم اجتماعی به شبکهای از اعتماد، هنجارهای مشترک و پیوندهای همبستگی اشاره دارد که امکان کنش جمعی را فراهم میکند. جوامعی که سرمایه اجتماعی بالاتری دارند، در بحرانها انسجام بیشتری نشان میدهند.رفتار بخشی از ایرانیان مقیم خارج که در روزهای تهدید به کشور بازگشتهاند، میتواند به عنوان نشانهای از نوعی «سرمایه عاطفی و هویتی» تحلیل شود؛ سرمایهای که فراتر از محاسبات صرف اقتصادی عمل میکند. بازگشت در شرایط عدم قطعیت، انتخابی صرفاً مادی نیست…
…بخشی از این ضعف به عدم آشنایی کافی برخی اعضای شورا با قوانین، اختیارات و ابزارهای نظارتی بازمیگردد که باعث کاهش اثرگذاری شوراها در ایفای نقش نظارتی شده است.نکته قابل تأمل دیگر آن است که متأسفانه بسیاری از افراد توانمند، متخصص و آشنا به قوانین که میتوانند در رفع نواقص و کمبودهای شهری و تقویت نظارت مؤثر نقشآفرین باشند، تمایل چندانی به حضور در انتخابات شوراها ندارند. این مسئله دلایل مختلفی دارد؛ از جمله رد صلاحیت برخی افراد توانمند به دلایل مختلف.همچنین سیاسی و جناحی شدن برخی شوراها در سالهای گذشته موجب شده این نهاد مردمی در مواردی از وظایف اصلی خود فاصله بگیرد و انگیزه نیروهای مستقل و متخصص برای ورود به شوراها کاهش یابد.از سوی دیگر، شرایط نامناسب اقتصادی کشور، کاهش منابع درآمدی و افزایش هزینههای جاری و عمرانی شهرداریها نیز از عوامل بازدارنده مهم به شمار میرود. حجم بالای مشکلات مالی شهرداریها و دشواری تصمیمگیری در چنین شرایطی، مسئولیت اعضای شورا را سنگینتر کرده و باعث شده برخی افراد توانمند، به دلیل نگرانی از تبعات مدیریتی و اجتماعی این وضعیت، رغبت کمتری برای حضور در شوراها داشته باشند.با این حال، باید با نگاهی منصفانه تأکید کرد که درصد تخلفات شوراها در مقیاس ملی…
… شهرداران، بازرگانان، معتمدین و مشایخ جزیره دیدار میکردند و از این رهگذر در جریان دغدغهها و مسائل و مشکلات مردم قرار میگرفتند؛ امروزه که بیش از پیش نیاز به این همدلی و همراهی و ایجاد امید و نشاط در مردم میرود، درِ دفتر شهردار اسبق مشهد به روی مردم قشم بسته شده است. و این گلایه پیش از هر چیزی متوجه هیئت دولت است که در این شرایط و اوضاع کشور با انتصابهای فلهای خود موجب نارضایی و بیاعتمادی در اقشار مختلف جامعه شده است. گفته میشود منشا این نارضایی اجتماعی، بیاعنتایی به معتمدین محلی و فعالان حوزه تجارت و اقتصاد قشم و چه بسا به قولی برخاسته از بطن جامعه در اثر هتک حرمت بزرگان بوده است.بیاعنتایی به سرمایههای اجتماعی جزیره اعم از معتمدین و بزرگان و فعالان حوزههای مختلف، امروز به یکی از چالش بر انگیزترین مسائل مدیریتی پیش روی دولت در نوع انتصاباتش در این منطقه آزاد است که در انتصابهای شهردار اسبق مشهد هیچ نشانی از اعتماد و احترام به جامعه محلی جزیره دیده نمیشود.در شرایطی که مردم به حمایت، همراهی و همدلی دولتمردان خود بیش از پیش نیاز دارند، این گلایه از هیئت دولت میرود که مردم قشم را به امان خدا رها…
…یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای که روی نقشه ثبت میشود، بخشی از نگاه جهان به ما را شکل میدهد. وقتی دشمنان سعی میکنند نام هرمز را حذف کنند، در عمل میکوشند جایگاه ایران و نقش تاریخی آن در خلیج فارس و دریانوردی را کمرنگ نمایند. انگار به ما میگویند شما حق ندارید خودتان را آنطور که هستید صدا کنید و این دقیقاً همان چیزی است که جامعهی ایرانی را آزرده میکند.ایرانیان در طول تاریخ برای حفظ خاک سرخ رنگ جزیره هرمز و تعلق ابدی آن به سرزمین مادری، خون سرخ خود وجان شیرین خودرا فدا کرده اند. جنگی که در آن، هرمز توسط امامقلی خان از دست قدرتهای مهاجم اشغالگر بیرون آمد و نام و جایگاه آن دوباره به عنوان بخشی از اراده و توان ایران زنده شد. و این یک درس روشنی به ما میدهد که قدرت واقعی، با مقاومت و توان سرزمینی ساخته میشود و نه با تغییر نامها.اگر هرمز در تاریخ ما دوباره به ایران بازگردانده شد، یعنی این منطقه از آنِ تاریخ ایران است…
…در پروازهای داخلی» مصوب شورای عالی هواپیمایی کشوری، نحوه برخورد با وضعیت لغو پرواز در چارچوبی مشخص و ناظر به دو حالت کلی تعیین شده است. این تقسیمبندی، مبنای حقوقی رفتار شرکتهای هواپیمایی در مواجهه با تعهدات قراردادی خود و نیز حقوق مسافران در شرایط عادی و اضطراری محسوب میشود.نخست، در حالتی که لغو پرواز ناشی از تصمیم یا اقدام شرکت هواپیمایی باشد، اصل بر مسئولیت قراردادی ایرلاین است. در این شرایط، شرکت هواپیمایی به عنوان متعهدِ انجامِ خدمت حملونقل هوایی، به دلیل عدم اجرای تعهد، مکلف است تمام وجه بلیت را بدون هرگونه کسر مسترد کند. علاوه بر این، بسته به نوع قصور یا آثار زیانبار ناشی از لغو پرواز، امکان مطالبه خسارت از سوی مسافر نیز وجود دارد؛ چرا که عدم اجرای تعهد در این حالت مستند به اراده یا کوتاهی شرکت هواپیمایی است و بار مسئولیت بر عهده او باقی میماند. در مقابل، دسته دوم مربوط به مواردی است که لغو پرواز در نتیجه شرایط اضطراری و مصادیق قوه قهریه رخ میدهد. مواردی نظیر جنگ، شرایط جوی نامساعد، یا ملاحظات امنیتی که امکان انجام پرواز را از بین میبرد، در حقوق حملونقل هوایی در زمره حوادث غیرقابل پیشبینی و غیرقابل اجتناب قرار میگیرند. در این حالت…
…شدید رقابت در بازار کار است؛ جایی که تعداد متقاضیان شغل بهمراتب بیشتر از فرصتهای موجود است و این امر، شرایط را برای ورود یا بازگشت به بازار کار دشوارتر کرده است.بخشهای آسیبپذیر؛ از خدمات تا صنعتدر تحلیل ابراهیمی، برخی بخشهای اقتصادی بیش از دیگران در معرض آسیب قرار گرفتهاند. بخش خدمات و کسبوکارهای مبتنی بر اینترنت، به دلیل وابستگی به ثبات اجتماعی و زیرساختهای ارتباطی، از نخستین قربانیان شرایط جنگی بودهاند. این حوزه که در سالهای اخیر نقش مهمی در جذب فارغالتحصیلان دانشگاهی ایفا میکرد، اکنون با کاهش تقاضا و محدودیتهای جدی مواجه شده است. در کنار آن، صنایع مولد نیز به دلیل آسیب به زیرساختهای انرژی، کمبود مواد اولیه و مشکلات نقدینگی، با افت تولید یا توقف فعالیت روبهرو شدهاند. بسیاری از این واحدها، ناگزیر به کاهش نیروی انسانی یا تعطیلی موقت شدهاند؛ روندی که نهتنها اشتغال مستقیم، بلکه کل زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار داده است. بیکاری پنهان، مشاغل غیررسمی و آینده مبهمیکی از نکات کلیدی که ابراهیمی بر آن تأکید دارد، تغییر در الگوی مشارکت اقتصادی است. به گفته او، بخشی از نیروی کار بهویژه زنان و شاغلان غیررسمی در نتیجه ناامیدی از یافتن شغل یا شرایط نامساعد اقتصادی، از بازار کار خارج…
برای فهم جایگاه امروز خلیج فارس، بازگشت به تاریخ ضروری است. در سال ۱۶۲۲ میلادی، با فرمان شاه عباس اول و به فرماندهی امامقلیخان، پایان سلطه پرتغالیها بر هرمز رقم خورد؛ رخدادی که تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه نشانهای از تثبیت این اصل بود که امنیت خلیج فارس باید بر پایه اراده نیروهای بومی شکل بگیرد. این منطق تاریخی بعدها در اشکال مختلف ادامه یافت و در دورههای بعد نیز بهعنوان یک الگوی رفتاری در مواجهه با تهدیدات خارجی تکرار شد.در دوره معاصر، این پیوست تاریخی را میتوان در تجربههای با شکوه و غرورآفرین مقاومت منطقهای نیز مشاهده کرد. چهرههایی مانند رئیسعلی دلواری، از رهبران مقاومت جنوب ایران در برابر نیروهای خارجی در دوره قاجار، نمادی از ایستادگی مردمی در برابر مداخلات بیرونی استعمارگران طماع محسوب میشود؛ مقاومتی که نشان داد امنیت در این جغرافیا همواره با نقشآفرینی مردم و نیروهای محلی پیوند خورده است. این روند تاریخی در عصر جدید نیز در قالب ساختارهای رسمیتر ادامه یافته و در حوزه دفاع دریایی و مرزبانی از آبهای نیلگون خلیج فارس تجلی یافته است.در ساختار نظامی معاصر ایران، نقش فرماندهانی مانند شهید والامقام دریادار «علیرضا تنگسیری»، فرمانده شجاع، فهیم و ایران دوست نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب…
موج گسترده تعدیل نیرو در بنگاههای اقتصادی هرمزگان، حالا از یک پیشبینی صرف اقتصادی فراتر رفته و به بحرانی ملموس در بازار کار استان تبدیلشده است. فشارهای اقتصادی ناشی از شرایط جنگی، سایه سنگین خود را بر معیشت هزاران کارگر افکنده و سردرگمی و نگرانی از آینده شغلی، روزهای این قشر زحمتکش را تیره کرده است، روندی که افزایش سرعت بیکاری را بهوضوح نشان میدهد.استاندار هرمزگان در گفتگو با صبحساحل که همه بنگاههای اقتصادی در معرض مخاطرات قرارگرفتهاند و بحث «صیانت از اشتغال» باید بهعنوان یک مؤلفه کلان اقتصادی دنبال شود.وی همچنین از ابلاغیه به بنگاهها برای عدم تعدیل نیرو و پیگیری بستههای حمایتی برای احیای واحدهای بحرانزده در قرارگاه اقتصادی استان سخن گفت.
…خوشبختانه بندر شهید رجایی با تلاش جمعی همه مسئولان خیلی سریع به چرخه فعالیت بازگشت.حادثه اسکله شهید رجایی، بار دیگر یک حقیقت را ثابت کرد: مردم ایران و هرمزگان در روزهای سخت، یکی میشوند. از لحظات نخست انتشار خبر حادثه، موجی از همدردی، کمک و همیاری سراسر کشور را فرا گرفت. مردم، کسبه، خیرین، همکاران،ورزشکاران، نهادهای مردمی و گروههای جهادی و ....هر یک به سهم خود در کنار خانوادههای آسیبدیده ایستادند.این همدلی، ریشه در غیرت ایرانی دارد؛ در روحیهای که اجازه نمیدهد هموطنش در غم تنها بماند. هرمزگانیها نیز سنگ تمام گذاشتند. بندرنشینان، سختیهای دریا و گرمای خلیجفارس را خوب میشناسند و شاید به همین دلیل است که در برابر درد و رنج دیگران بیتفاوت نمیمانند. در سالگرد این فاجعه، باید این سرمایه اجتماعی را پاس بداریم و آن را تقویت کنیم. حوادث میآیند و میگذرند، اما آنچه برای همیشه میماند، همین همدلی و انسانیت است.نکته آخر اینکه حادثه اسکله شهید رجایی یک هشدار تاریخی است؛ هشداری درباره ضرورت توجه جدی به ایمنی محیطهای کاری، آموزش نیروها، نظارت بر استانداردها و مسئولیتپذیری مدیران. هر بار که سالگرد این حادثه فرا میرسد، باید از خود بپرسیم: چه کار کنیم که دیگر شاهد تکرار چنین حوادث تلخی نباشیم؟