جدید به قدیم
بسیری از زنان امروز ایران بیش از هر زمان دیگری تحصیل کردهاند، سهم بیشتری در بازار کار دارند و از آگاهی اجتماعی و فردی بالاتری برخوردار شدهاند، اما این پیشرفتها در خلأ رخ داده است. بازار کار ناامن، تبعیض مزدی، فقدان حمایتهای شغلی پس از ازدواج و فرزندآوری و نظام حقوقیای که در بسیاری موارد زنان را در موقعیت نابرابر قرار میدهد، ازدواج را از یک «فرصت» به یک «ریسک» بدل کرده است.
بسیاری از رابطهها نه با یک دعوای بزرگ، نه با خیانت و نه با یک تصمیم ناگهانی، بلکه با چیزی بسیار سادهتر و در عین حال ویرانگر فرو میریزند: ناتوانی در حرف زدن. زوجهایی که سالها کنار هم زندگی کردهاند ناگهان متوجه میشوند دیگر نمیتوانند دربارهی آنچه واقعا درونشان میگذرد گفتگو کنند. مکالمهها به مسائل روزمره محدود میشود و هر تلاشی برای صحبت از احساس، نیاز یا رنج، یا به دعوا ختم میشود یا به سکوت. در چنین وضعیتی رابطه از درون تهی میشود، بی آنکه لزوما نشانهی بیرونی روشنی از بحران وجود داشته باشد. این فروپاشی گفتگوی عاطفی، اغلب به اشتباه به بیعلاقگی، سرد شدن یا تغییر آدمها نسبت داده میشود، در حالیکه ریشهی مسئله عمیقتر است. بسیاری از زوجها اساسا بلد نیستند چگونه بدون حمله، دفاع یا عقبنشینی دربارهی خودشان حرف بزنند. آنچه میان آنها جریان دارد، نه گفتگو، بلکه تقابل الگوهای دفاعی است. الگوهایی که سالها پیش، بسیار قبلتر از شکلگیری این رابطه، برای بقا آموخته شدهاند.
همزمان با فرارسیدن شب یلدا، مدارس استان هرمزگان با برگزاری برنامههای فرهنگی و آموزشی، این آیین کهن ایرانی را گرامی داشتند؛ برنامههایی که با هدف آشنایی نسل دانشآموز با ریشههای فرهنگی و تقویت نشاط اجتماعی برگزار شد.
یلدا در حافظهی جمعی ایرانیان، شبی برای ایستادن کنار هم بوده است شبی که تاریکی نه برای ترس، بلکه برای نزدیکتر شدن معنا مییافت. حافظخوانی، قصهگویی، سکوتهای مشترک و حضور فیزیکی دیگری، همگی عناصر آیینی بودند که یلدا را به تجربهای زیسته و انسانی بدل میکردند. اما در سالهای اخیر، این شب نمادین، آرام آرام از فضای خانه به فضای صفحه منتقل شده است از جمعهای واقعی به قابهای دیجیتال. یلدا دیگر فقط زیسته نمیشود، بلکه روایت میشود، ثبت میشود و در نهایت به نمایش درمیآید. آنچه اهمیت مییابد، نه خودِ لحظه، بلکه قابلیت انتشار آن است. در منطق شبکههای اجتماعی، آیینها به محتوای مصرفی بدل میشوند. سفرهها چیده میشوند تا دیده شوند، شادیها برجسته میشوند تا لایک بگیرند و غمها حذف میشوند تا تصویر خدشهدار نشود. در این میان، فشار نامرئی اما قدرتمندی شکل میگیرد: الزام به خوشبودن، به دورهمی داشتن و به نشاندادن آن. یلدا، بهجای آنکه فرصتی برای مکث و همدلی باشد، به آزمونی برای موفقیت عاطفی تبدیل میشود. اما همه در این روایت جایی ندارند. سالمندانی که سالهاست کسی به دیدنشان نمیآید، مجردهایی که در شبهای نمادین بیش از همیشه تنهایی خود را احساس میکنند، مهاجرانی که از خانه دور ماندهاند، یا افرادی که از چارچوب خانوادهی هنجاری حذف شدهاند، در این شب شلوغ، نامرئی میشوند. تصاویر پرزرق و برق یلدایی، برای بسیاری نه منبع شادی، بلکه آینهی فقداناند. در این مقاله میکوشیم نشان دهیم یلدا چگونه همزمان به صحنهی نمایش و میدان طرد تبدیل شده است جایی که فاصلهی میان تجربهی زیسته و روایت اینستاگرامی، بیش از هر شب دیگری آشکار میشود.
نیاز به تایید شدن از سوی دیگران، تجربهای آشنا و تقریبا همگانی است تجربهای که از نخستین لحظات زندگی آغاز میشود و تا پیچیدهترین روابط بزرگسالی ادامه مییابد. انسان از همان بدو تولد، نه تنها به مراقبت جسمانی، بلکه به دیده شدن، پاسخگرفتن و معنا یافتن در نگاه دیگری وابسته است. نوزادی که گریه میکند، در واقع تنها گرسنگی یا ناراحتی خود را بیان نمیکند او در پی این است که مطمئن شود «کسی آنجا هست» و واکنشی به حضور او نشان می دهد. این پاسخ، نخستین شکل تایید است؛ تاییدی که به کودک میگوید وجودش بیاثر و نامرئی نیست. با این حال، در فرهنگ عمومی، نیاز به تایید اغلب با مفاهیمی چون ضعف، وابستگی یا کمبود اعتماد به نفس گره میخورد. گویی انسان بالغ باید به نقطهای برسد که از نگاه و قضاوت دیگران بینیاز شود. این تصور، اگرچه جذاب بهنظر میرسد، اما از منظر روانشناسی و به ویژه روانکاوی، سادهانگارانه است. سوژهی انسانی هرگز به طور کامل مستقل و خودبسنده شکل نمیگیرد او همواره در پیوند با دیگری، در زبان، رابطه و ساختارهای اجتماعی قوام مییابد. پرسش اساسی این مقاله این نیست که چگونه از نیاز به تایید رها شویم، بلکه این است که چرا چنین نیازی تا این اندازه ریشهدار و پایدار است. روانکاوی به ما نشان میدهد که نیاز به تایید، صرفا یک عادت رفتاری یا الگوی تربیتی نیست، بلکه با چگونگی شکلگیری خود، تجربهی عشق، اضطراب طرد و حتی مناسبات قدرت در جامعه پیوندی عمیق دارد. در این نوشتار تلاش میکنیم با تکیه بر مفاهیم روانکاوانه، این نیاز انسانی را نه بهعنوان نقص بلکه به مثابه نشانهای معنادار از وضعیت روانی و تاریخی سوژهی معاصر بررسی کنیم.
رادیو در شب یلدا با ویژهبرنامههایی سرشار از قصهگویی، شعرخوانی، موسیقی و روایتهای صمیمی، طولانیترین شب سال را به مجالی برای باهم بودن، شنیدن و گرمکردن دل مخاطبان در سراسر کشور تبدیل میکند.
جبهه پایداری نام یک گروه سیاسی- فکری است که طی سالهای اخیر حضور و اثرگذاری آن در عرصه سیاست ایران بیش از گذشته به چشم میآید. این جریان که در سال ۱۳۹۰ و همزمان با انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی بهطور رسمی اعلام موجودیت کرد، تاکنون نقش قابلتوجهی در جهتدهی به برخی سیاستهای جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده است. جبهه پایداری امروز بهعنوان رادیکالترین جریان در اردوگاه اصولگرایی و راست سیاسی شناخته میشود؛ جریانی که رویکردهایی همچون مخالفت با برقراری روابط سیاسی با غرب، حمایت از اعمال سختگیرانه قوانین اجتماعی در حوزههایی مانند حجاب، و دفاع از محدودیتهای گسترده در اینترنت، شبکههای اجتماعی و رسانهها را دنبال میکند.
پرواز ایرانایر در مسیر شیراز–قشم، امروز بهعلت بدی شرایط جوی در مسیر و بهمنظور حفظ ایمنی مسافران، به فرودگاه بینالمللی بندرعباس تغییر مسیر داد و با موفقیت به زمین نشست.
به عنوان والدینی دلسوز، اغلب تمرکز ما بر نمرات عالی و قبولی در بهترین دانشگاههاست. اما واقعیت این است که پارادایم موفقیت تغییر کرده است.
در سال ۲۰۱۷، به ابتکار عشقآباد، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامهای را تصویب کرد که به دنبال آن، ۱۲ دسامبر به عنوان روز بینالمللی بیطرفی نامگذاری شد.