جدید به قدیم
آیین سی و هفتمین جشنواره امتنان از کارگران نخبه و گروههای کار نمونه هرمزگان با حضور احمد مرادی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی، کیومرث برخورداری مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان و جمعی از مسئولان در سالن جلسات اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار و از کارگران و واحدهای نمونه تقدیر به عمل آمد.
آیین سی و هفتمین جشنواره امتنان از کارگران نخبه و گروههای کار نمونه هرمزگان با حضور احمد مرادی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی، کیومرث برخورداری مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان و جمعی از مسئولان در سالن جلسات اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار و از کارگران و واحدهای نمونه تقدیر به عمل آمد.
چند قدم آن طرفتر از صفهای خودروها در «نوار ساحلی» بندرعباس، «بلوار شهید رجایی» یا جای جای شهر، دستفروشان بنزین با بطریهای یک و نیم، 10 و 20 لیتری ایستادهاند. برخی حتی کسب و کار قبلیشان از جمله نان توموشی یا میوه فروشی را رها کرده و به فروش بنزین روی آوردهاند؛ 20 لیتر بنزین را 600 تا یک میلیون تومان میفروشند؛ فروشی 10 برابر جایگاههای سوخت. فروش خوبی هم دارند چراکه بسیاری از شهروندان وقت و اعصاب ساعتها ماندن در صف بنزین را ندارند. در این بین مردم عادی قربانی میشوند و چون توان پرداخت این مبالغ را ندارد باید رنج در صف ماندن را به جان بخرند.بنزین، لیتری 30 تا 50 هزار تومانخط ساحلی بندرعباس اولین دستفروش بنزین را چون مشتری دارد رد کردم و کمی آن طرفتر خانم مسنی را میبینم که زیر چتری رنگارنگ چند بطری بنزین جلویش قرار داده. ترمز کردم و از او پرسیدم بنزین لیتری چند؟ جواب داد: «یکی و نیمی 60 هزار تومان؛ لیتری 40». تخفیف خواستم و گفت:«ده لیتری را 380 هزار تومان به من میفروشد». دستفروش بعدی پیرمردی بود که 20 لیتر بنزین را 600 هزار تومان میفروخت. از او هم تخفیف خواستم و در جواب گفت:«بقیه…
فرمانداری که باید صدای مطالبات عمومی باشد، امروز به چهرهای کمرنگ و ناملموس تبدیل شده است؛ تا جایی که بسیاری از شهروندان حتی یک حضور میدانی مؤثر از این کاراکتر به یاد ندارند. بندرعباس امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند مدیری میدانی، پاسخگو و در دسترس است. مدیری که در شهر حضورش احساس شود، در میان مردم باشد. معضل صفهای بنزین، روح و روان شهروندان بندرعباس را آزرده است؛ روزی نیست که تماس، پیام یا گلایهای از این مسئله به دفتر روزنامه نداشته باشیم و هرچه گفتیم و نقد کردیم جز سکوت یا پاسخهای تکراری چیزی عایدمان نشد. موضوعی که در استانها و شهرهای دیگر اصلا جزو دغدغه مردم نیست اما در استان هرمزگان به یک معضل بزرگ و بحرانی تبدیل شده است و در این مسئله حضور فرماندار بندرعباس به عنوان عالیترین مقام دولت در سطح شهرستان و مسئول مستقیم پیگیری مسائل مردم، هماهنگی دستگاههای اجرایی و مدیریت بحرانهای محلی ناملموس بوده است. جایگاه فرماندار در ساختار اداری کشور صرفا یک مقام تشریفاتی یا اداری نیست. در قانون به صراحت ذکر شده است که فرماندار باید در جهت بهبود شرایط اجتماعی و اقتصادی حوزه ماموریت خود اقدام کند. فلسفه وجودی فرماندار حضور در متن جامعه و لمس مستقیم…
اما علاوه براین، عوامل دیگری نیز میتوانند در ایجاد این تورم و صعود نجومی قیمتها دخیل باشند. از جمله اقدام ناشایست برخی سودجویان که با نگهداری کالا و عرضه نکردن بهموقع اقلام ضروری، عملاً به افزایش مصنوعی قیمتها دامن میزنند. در حالی که طبق اعلام مسئولان، کالاهای اساسی به وفور در انبارها موجود است و کمبودی در تأمین اقلام مورد نیاز مردم وجود ندارد.در چنین وضعیتی ضروری است که متولیان امور، اقدامات مقتضی جهت مهار این تورم افسار گسیخته انجام دهند از جمله اینکه: با دقت و سرعت بیشتری نسبت به رصد بازار و برخورد با محتکرین و سوءاستفادهکنندگان اقدام نمایند تا جلوی سودجوییها گرفته شود. از طرفی وظیفه انسانی و صنفی ایجاب میکند که کسبه و فعالان اقتصادی، بهویژه در دورههای دشوار، به سودهای منطقی قانع باشند و از احتکار و ایجاد التهاب در بازار پرهیز نمایند و مردم را تنها نگذارند. امروز، بیش از هر زمان دیگر، نیاز به همراهی و همدلی است. همانگونه که در صحنههای مختلف با مشارکت و همگامی مردم از اینگونه دورههای سخت عبور کردهایم، این بار نیز جامعه با همیاری و رفتار مسئولانه میتواند از این شرایط گذر کند.در نهایت، عبور از این دوره نیازمند ترکیبی از سیاستگذاری دقیق، نظارت…
… جذب سرمایهگذاری، مدیریت بحرانهای اقتصادی، حمایت از تولید و تنظیم روابط میان بخش خصوصی و حاکمیت است. این سمت، نیازمند نگاه راهبردی، شناخت عمیق از ساختارهای اقتصادی و تعامل مستمر با فعالان اقتصادی است. در مقابل، مدیریت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری حوزهای کاملاً تخصصی با رویکردی فرهنگی هویتی است که حفاظت از آثار تاریخی، توسعه گردشگری و حمایت از هنرمندان صنایع دستی را در این شرایط بغرنج دنبال میکند. این دو حوزه نهتنها همپوشانی مشخصی ندارند، بلکه از نظر مأموریت، ابزار و حتی نوع نگاه مدیریتی نیز متفاوتاند. حوزه میراث فرهنگی و گردشگری هرمزگان با توجه به ظرفیتهای بینظیر استان از سواحل و جزایر گرفته تا آثار تاریخی نیازمند مدیریتی تماموقت و خلاق است که بتواند این ظرفیتها را به فرصتهای اقتصادی تبدیل کند. از سوی دیگر، معاونت اقتصادی نیز در شرایط حساس اقتصادی کشور، نقشی حیاتی در بهبود وضعیت معیشتی مردم دارد. جمع کردن این دو مأموریت در یک نفر، حتی اگر شخص کارنامه عملکردی مثبتی داشته باشد عملاً به معنای کمتوجهی ناخواسته به یکی از این حوزههاست. در نهایت، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، کارآمدی و پاسخگویی نظام مدیریتی است. اگر هدف، توسعه واقعی استان هرمزگان است، باید از تمرکز بیمورد مسئولیتها پرهیز کرد…
…حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره. رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان میکند.سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای رفتوآمد برای هر مراجعهکننده یک فشار مالی است؛ بهخصوص برای کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان میآیند. در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود. تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با رکود، تعطیلی ناخواسته و کاهش درآمد شدید روبهرو بودهاند. اما در سوی…
…حتی روانی است. زیرا حالا مردم برای انجام کوچکترین کار اداری چندین روز از زمان، انرژی و سوخت خود را صرف رفتوآمدهایی میکنند که اغلب به نتیجه نمیرسد. این در حالی است که سیستم اداری باید تسهیلکننده امور باشد، نه یک مانع بزرگ و روزمره.رفتوآمدهای تکراری، صفهای خالی از کارشناسامروز وارد بسیاری از ادارات میشوی و نخستین جملهای که میشنوی این است: «کارشناس نیست، فردا بیا.» فردا میروی، کارشناس اول هست اما کارشناس دوم نیست. روز بعد یکی هست و دیگری در شیفت متفاوت. این چرخه بیپایان، مردم را بین اتاقها، راهروها و طبقات مختلف سرگردان میکند.هر مراجعه با سهمیه محدود بنزین و هزینه بالای رفتوآمد، یک فشار مالی است؛ بهخصوص برای کسانی که از روستاها یا شهرهای اطراف به مرکز استان میآیند.در این میان، بحران قطعی، کندی و اختلال اینترنت نیز مشکلات را شدیدتر کرده است. بسیاری از سامانههای اداری بدون اینترنت عملاً از کار میافتند و این اختلالها باعث تأخیرهای مضاعف در ثبت درخواستها، تأیید مدارک و پیگیری پروندهها شدهاند. نتیجه؟ هر کار اداری ساده به یک پروژه چندروزه تبدیل میشود.تناقض بزرگدر سه ماه اخیر، بخش قابل توجهی از کسبوکارهای خصوصی با رکود، تعطیلی ناخواسته و کاهش درآمد شدید روبهرو بودهاند. اما در سوی…
…از جمعیت این کشور به خارج مهاجرت کردند و میلیونها نفر نیز در داخل آواره شدند. در اوکراین نیز پس از آغاز درگیری گسترده در سال ۲۰۲۲، میلیونها شهروند به کشورهای اروپایی پناه بردند. در هر دو مورد، شدت درگیریهای میدانی، تخریب زیرساختها و ناامنی گسترده شهری، خروج جمعیت را به واکنشی طبیعی و گسترده تبدیل کرد.در چنین بستری، انتشار آماری که از پیشی گرفتن «ورود» بر «خروج» در مرزهای ایران حکایت دارد، واجد معنای اجتماعی ویژهای است. حتی اگر این داده صرفاً نسبت ترددهای ثبتشده باشد و نه شاخص کامل مهاجرت دائمی، باز هم در فضای ذهنی جامعه، به نمادی از «ماندن» و حتی «بازگشت» تعبیر می شود. تفاوت بسترها: مقایسهای محتاطانه با سوریه و اوکراینمقایسه علمی ایجاب میکند که ابتدا تفاوت زمینهها را در نظر بگیریم. در سوریه، کشور با یک جنگ داخلی تمامعیار، چندجانبه و فرسایشی روبهرو شد که بخشهای وسیعی از شهرها و زیرساختهای حیاتی را درگیر کرد. در اوکراین نیز بسیاری از مناطق مسکونی به طور مستقیم در معرض حملات سنگین قرار گرفتند.در چنین شرایطی، «خروج جمعیت» نه نشانه بیوطنی، بلکه واکنشی عقلانی برای حفظ جان بود. بنابراین، تفاوت رفتار ایرانیان را نمیتوان بدون توجه به تفاوت سطح و نوع تهدید تحلیل کرد…
…اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه و نشاط» است. هانی و حامدِ من، مثل هزاران کودک دیگرِ این شهر، آرزوهای کوچکی داشتند که زیر آوارِ دشمنیها ناتمام ماند. یکی از بزرگترین آرزوهای آنها و همکلاسیهایشان، داشتن فضایی برای تخلیه هیجان، برای خندیدن از ته دل و برای فراموش کردن کابوسها بود. من از شما میپرسم؛ سهم کودکان میناب از شادی و تفریح کجاست؟ آلام و استرسهای پس از فاجعه، با دیوارهای سنگی درمان نمیشود. این نسلِ داغدیده، نیازمند فضایی مفرح و شاد است. احداث یک شهربازی بزرگ و در شأن کودکان میناب، کمترین کاری است که میتوان برای کاهش رنجهای این فرشتگان زمینی انجام داد. بیایید با ایجاد فضایی سرشار از هیجانِ مثبت و بازی، رنگِ خاکستریِ ترس را از دنیای کودکانهشان پاک کنیم. من یقین دارم روح هانی و حامد عزیزم و تمام شهدای دانشآموز این شهر، با دیدن لبخند همبازیهای قدیمیشان در یک شهربازیِ پر از نور و شادی، شادمان خواهد شد. اجازه ندهید آرزوی داشتن یک شهربازی، مثل آرزوهای فرزندان من به زیر خاک برود. مینابِ عزیز ما، امروز بیش از هر زمان دیگری به «شادی» نیاز دارد تا دوباره زنده شود.بتول حیدریمادر شهیدان هانی و حامد پرتقینژاد