جدید به قدیم
…آنها شایستهی مقال دیگریست. صالح آتون علاوه بر موسیقی در زمینهی فرهنگ و آموزش و پرورش بندرعباس نیز یکی از خدمتگزاران لایق و جزو اولین معلمین دبستان دانشمند سورو بشمار میرود و از حیث هنر، انسانیت، شخصیت والا و خصوصیات هنرمند اصیل بومی در اوج تصور بود. دردا و دریغا که این نسل با سرعت و شتابی باورنکردنی درحال انقراض است و این اضمحلال فرهنگ بومی میتواند اندوهی بس جبرانناپذیر برای نسل حاضر و نسلهای بعد باشد. و پر واضح است که یک ملت بدون شناسنامه فرهنگی، ملتی مرده است. کاش اندکی اهمیت این مهم را مسئولین و متولیان امور فرهنگی این شهر میدانستند و بدانند تا امثال صالح آتون در محاق نمانند. و باز دریغا که از این نسل یکی پس از دیگری در همان عزلت و تنهایی و غربتی منجمد جهان را وداع میگویند که این وداع تنها وداع با دنیا نیست بلکه وداعیست اندوهبار برای فرهنگ و هنر که دستش تهی میماند از پنجههای هنرمندی چون صالح آتون که تاریخ این مردم و شادیها و غمهایشان و آمالشان را با ساز خود روایت میکند. صالح آتون میراثدار فرهنگ و تاریخ شفاهی بندرعباس نیز بود و چند نسل نوازندگی عود را در حافظه خود داشت. درگذشت وی پایان…
…بود. این نقد به دور از هرگونه غرض شخصی و با هدف بهبود فرآیندها و جلوگیری از تکرار چنین رخدادهای تلخی ارائه میشود، چرا که این رخدادها مستقیما جان و مال مردم را تحت تاثیر قرار داده و مماشات یا عدم بیان صریح واقعیتها، تنها بر مشکلات مردم خواهد افزود. متاسفانه نبود ماشینآلات عمرانی در صحنه از سحرگاه تا ظهر روز جمعه، عملا حضور میدانی فرماندار و ستاد بحران شهرستان را در آن بازه زمانی حیاتی بیاثر کرد. زمان در مدیریت بحران کلیدیترین عامل است و این ضعف، امکان کاهش خسارات را به شدت محدود کرد.نکته قابل تامل دیگر، عدم تخلیه پیشدستانه روستاهای در معرض خطر مانند مهرگی و عدم استقرار پیشدستانه ماشینآلات در کانونهای پیشبینی شده بحران در دهستان گونمردی است، با وجود اینکه روستای مهرگی سابقه سیل داشت و شرایط محیطی آن تغییر محسوسی نکرده بود نیاز بود این مهم صورت پذیرد. با وجود چند کانون بحران، تمرکز تیم مدیریتی در یک نقطه و ناتوانی در هماهنگی موثر با نیروهای حاضر در صحنه موجب سردرگمی، ازدحام وسایل نقلیه شخصی و کاهش بهرهوری عملیات شد. در ساعات اولیه، مدیریت اخبار و اطلاعات به طور موثر در دست ستاد بحران شهرستان نبود. همچنین تعامل ناکافی با بخش خصوصی محلی…
… مرد میانسال بندرعباسی، یکی از ۱۲ زندانی بود که در آستانه ولادت مولای متقیان، امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) و روز پدر، پس از ماهها چشمانتظاری، از زندان بندرعباس بیرون آمد و به آغوش خانه بازگشت.یک پرونده، یک حادثه، یک حکمپرونده این مرد، مانند بسیاری از زندانیان نه با قصد قبلی شکل گرفته بود و نه با سوءنیت. یک حادثه، یک خطای لحظهای و حکمی که به پرداخت دیه انجامید، حکمی که ناتوانی مالی، آن را به زندان تبدیل کرد. این تنها یکی از ۱۲ پروندهای است که این روزها در زندان بندرعباس بسته شد.آزادی ۱۲ مددجوی زندان بندرعباسدر آستانه فرخنده سیزدهم رجب، سالروز ولادت باسعادت امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) و همزمان با روز مرد، ۱۲ مددجوی زندان بندرعباس (۱۰ مرد و ۲ زن) که به دلیل ناتوانی در پرداخت دیه و بدهیهای مالی در حبس بودند، آزاد شدند.پروندههایی با روایتهای متفاوتهر یک از این پروندهها روایت جداگانهای داشت،از حوادث کاری و سوانح ناخواسته گرفته تا اختلافات حقوقی و خانوادگی که به صدور احکام مالی منجر شده بود.نقش اجرای احکام و همراهی خیرانالهام پوردهقان، معاون دادستان بندرعباس گفت که آزادی این مددجویان با تلاش شعب اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب مرکز استان هرمزگان و همراهی…
… البته باز هم تاکید میکنم که ما اعتنایی به این قبیل جار و جنجالها نداریم و صرفاً به اجرای قانون و احقاق حقوق مردم متمرکز هستیم.در همین راستا دادستان عمومی و انقلاب استان هرمزگان از نهایی شدن آرا ۲۰ پرونده مرتبط با قاچاق و جرایم مالی در دادگستری استان هرمزگان خبر داد و گفت: با توجه به الزامی که در تبصره ماده ۳۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و دستورالعمل نحوه انتشار احکام دادگاهها و برقراری دادگاه علنی مقرر شده است با پیگیریهای انجام شده دادنامههای مشمول به صورت مستمر منتشر خواهد شد.در این گزارش، احکام ۱۰ پرونده مرتبط با قاچاق و جرایم مالی منتشر میشود.میزان سوخت قاچاق در این پروندهها به بیش از ۲۸۱ میلیون لیتر انواع سوخت میرسد. ۱_ پرونده قاچاق سازمان یافته سوخت موسوم به تعویض روغنی و معاینه فنی بندرعباسیکی از پروندههایی که حکم آن در دادگستری استان هرمزگان صادر شده است، پرونده قاچاق سازمان یافته سوخت موسوم به تعویض روغنی و معاینه فنی بندرعباس است که موضوع این پرونده قاچاق سازمان سوخت گازوئیل (نفت گاز) یارانهای به میزان ۸ میلیون و ۵۳۵ هزار و ۲۳۲ لیتراست که ۶۲۱ متهم دارد.احکام متهمان اصلی پرونده متهم ردیف اول مهران اسماعیلی فرزند…
… زن، تاریخ و حقیقت. در مرگ یزدگرد نشان داد حقیقت هرگز یکصدا نیست و قدرت، روایت را به خدمت میگیرد. در باشو، ایران را از شعارهای تهی نجات داد و به خاک، زبان و مادر بازگرداند؛ به جغرافیایی انسانی که از «یک آب و خاک» ساخته میشود. در سگکشی فریاد نسلی را ثبت کرد که اشکهایش را پیشتر ریخته بود. و در هشتمین سفر سندباد، جستوجوی حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند؛ زمان نتوانست مصرفش کند. پیر نشد؛ عمیقتر شد. بهموقع زیست، بهموقع مشهور شد، بهموقع کنار رفت و شأنِ خویش را…
…از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده. او در «مسافران» مرگ را به خانه میآورد، نه برای سیاهنمایی، بلکه برای آنکه یادآوری کند جامعهای که آیینهایش تهی شود، مرگ را هم نمیفهمد. در «سگکشی»، فساد و دروغ لایهلایه میشود و حقیقت، قربانی مناسبات قدرت و پول. اینها فقط داستان نیستند؛ تشریح وضعیتاند. با این همه، سرنوشت بیضایی به سرنوشت قهرمانان آثارش شباهت یافت: حذف، انزوا و در نهایت هجرت. همانگونه که قهرمانانش در این خاک تاب آورده نشدند، خود او نیز مجال ماندن نیافت. بیضایی رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، حافظه فرهنگی خود را پس میزند؟امروز، وقتی از غربت بیضایی سخن میگوییم، در حقیقت از غربت ایران حرف میزنیم؛ ایرانی که فرزندانش را یا به سکوت میکشاند یا به کوچ. بیضایی نه فقط یک نام بزرگ در فرهنگ معاصر، که تمثیل یک سرنوشت است: سرزمینی که دردهایش را قرنها روایت کرده، اما هنوز درمان را تاب نمیآورد. او رفت، اما آثارش ماندند؛ همچون آینهای که هر…
…اکبری، دادستان مرکز استان هرمزگان امروز به همراه سفیدخانی، نماینده دادستان مرکز استان، از مراکز جمعآوری و انبارهای ضایعات در حاشیه بندرعباس بازدید کرد.این بازدید میدانی با هدف بررسی چالشها و آسیبهای ناشی از فعالیت این مراکز، بهویژه واحدهای غیرمجاز، انجام شد.بر اساس بررسیهای میدانی و اعلام مقام قضائی حاضر در بازدید، این کانونهای ضایعات به تهدید جدی بهداشت عمومی با تجمع زباله و پسماندهای عفونی و رشد عوامل بیماریزا، افزایش خطر آتشسوزی و انفجار به دلیل انباشت مواد بسیار قابل اشتعال در مجاورت مناطق مسکونی، تبدیل شدن به کانون جرایم خرد و ناامنی مانند سرقت و خرید و فروش اموال مسروقه و آلودگی گسترده خاک و آبهای زیرزمینی به دلیل نشت شیرابههای خطرناک را به دنبال دارند.ضایعاتیهای حاشیه بندرعباس سبب تخلفات گسترده شهری از جمله فعالیت بدون مجوز، کار کودک و استفاده از نیروی کار غیرمجاز در شرایط استثماری نیز شده است.عارف اکبری در این بازدید بر لزوم ورود جدی و هماهنگ دستگاههای قضائی، انتظامی، شهرداری و ادارهکل محیطزیست برای ساماندهی فوری این مراکز و رفع معضلات چندبعدی آنها تأکید کرد.این بازدید در چارچوب برنامههای نظارتی دادستانی مرکز هرمزگان برای حفظ حقوق شهروندی و تأمین امنیت بهداشتی و قضائی مردم استان انجام شد.
…تهدید شود، ناگزیر یا به سکوت رانده میشود یا میدان را به شایعه و روایتهای غیررسمی واگذار میکند. نتیجه هر دو مسیر، یک چیز است: فروپاشی اعتماد عمومی. تجربههای مکرر نشان دادهاند که حذف رسانه، بحران را کوچکتر نمیکند؛ فقط آن را پنهان و پیچیدهتر میکند. بیانیه و نامه رسمی خبرنگاران و فعالان رسانهای قشم خطاب به رئیسجمهور که نسخهای از آن در اختیار روزنامه صبح ساحل قرار گرفته است، دقیقاً از همین زاویه قابل بازخوانی و تفسیر است. استناد صریح این بیانیه به اصل ۲۴ قانون اساسی و قانون مطبوعات، نشان میدهد که این اعتراض نه احساسی است و نه صنفی صرف؛ بلکه دفاع از یک حق عمومی است: حق مردم برای دانستن. آزادی رسانهها لطف مدیران نیست که در روزهای آرام اعطا شود و در روزهای بحران پس گرفته شود. بررسی دقیق تر منابع خبری ما در روزنامه صبح ساحل و واقعیت ماجرا موید این نکته مهم است که رسانههای محلی جزیره قشم، در جریان این بحران، نه در مقابل مدیران، بلکه در کنار مردم ایستادند؛ همان مردمی که مدیریت بحران اساساً برای آنان تعریف شده است. اگر گزارشهای میدانی خبرنگاران نبود، بسیاری از کاستیها، مطالبات و حتی اقدامات انجامشده، هرگز بهدرستی دیده و پیگیری نمیشد. این واقعیت…
…جایگاههای سوخت شهر بندرعباس با کارتهای سوخت اجارهای، برای ۱۳۲ نفر حکم صادر شد.در این پرونده ۱۵ نفر از متهمین اصلی علاوه بر جزای نقدی سنگین هر کدام به حبس تعزیری و ۱۱۷ نفر دیگر از افرادی که در این جایگاه در امر قاچاق سوخت به نحوی با متهمین اصلی در فعالیت مجرمانه همکاری داشتند نیز با حکم دادگاه به مجازات نقدی محکوم شدند. مالک و مدیر جایگاه سوخت به عنوان سرشبکه به ۲۲۰۰ میلیارد ریال جزای نقدی محکوم شده و مجموع مجازات کلیه متهمین پرونده نیز قریب به ۱۱ هزار میلیارد ریال اشت.در یک مورد دیگر برای ۱۷ نفر از متهمین پرونده سرقت از خط لوله انتقال فرآوردههای نفتی در بندر شهید رجایی حکم محکومیت صادر شد.در این پرونده هر یک از متهمین به تحمل حبس تعزیری و جزای نقدی محکوم شدهاند و مجموع مجازات نقدی متهمین این پرونده بیش از ۵ هزار میلیارد ریال میباشد.در پروندهای دیگر در استان هرمزگان حکم محکومیت برای مدیران سه شرکت بزرگ تولید فرآوردههای نفتی به اتهام فعالیت سازمان یافته در امر قاچاق سوخت از طریق ارائه فاکتورهای صوری و جعل اسناد صادر شد.مبارزه با قاچاق سوخت با جدیت ادامه دارد و در همین راستا دادستان عمومی و…
…کاراکترهای سرکش سینمایی، زیر پوست شهر پیش رفتند؛ از کنار لولههای فاضلاب گذشتند، به آسفالتها تاختند و موزاییکها را بلند کردند.یکی از کارشناسان فضای سبز شهرداری میگوید: «در بعضی خیابانها ریشهها چنان در لایههای زیرین نفوذ کردهاند که حتی تعمیر شبکه فاضلاب هم سخت شده». اما آسیبها تنها فنی نبودند. حضور سنگین و یکنواخت این گونه مهاجم، فرصت را از گونههای بومی و پرندگان مهاجر گرفت؛ همانهایی که صدای پروازشان همیشه بخشی از زندگی بندر بوده است. یک فعال محیطزیست بهدرستی میگوید: «این درخت سایه دارد، اما زندگی ندارد. ما به سبزیای نیاز داریم که بخشی از اکوسیستم بندر باشد».در چنین وضعیتی، تصمیم شهرداری بندرعباس برای حذف تدریجی کنوکارپوس نه یک اقدام معمولی، بلکه یک حرکت شجاعانه و مدبرانه است؛ اقدامی که میتوان آن را نقطه عطفی در مدیریت فضای سبز شهر دانست. کاری که بسیاری از شهرها از آن هراس دارند، بندرعباس آغاز کرده است.این تصمیم در ظاهر ساده است؛ اما در باطن یکی از سختترین پروژههای شهری محسوب میشود. درختی که سالها در کالبد شهر ریشه دوانده، با یک دستور حذف نمیشود؛ باید قدمبهقدم، حسابشده و با برنامه جایگزین شود. یکی از مسئولان شهرداری توضیح میدهد: «حذف کنوکارپوس یعنی آغاز یک سبز سالم. ما درخت…