جدید به قدیم
در ایران امروز، زندگی دانشجویی دیگر تنها بر محور درس خواندن، رشد فکری و تجربهکردن آزادیهای نخستین سالهای بزرگسالی نمیچرخد بلکه بخش بزرگی از تجربهی دانشجویی در سایهی فشارهای اقتصادی شکل میگیرد که هر سال شدیدتر میشوند. سیاستهای خصوصیسازی در حوزهی آموزش عالی، از افزایش شهریهها تا کاهش حمایتهای رفاهی، دانشگاه را از نهادی عمومی و امکانساز به مکانی تبدیل کردهاند که در آن هزینههای بقا بر دوش دانشجو گذاشته میشود. در چنین فضایی، دانشجو نه تنها با رقابت علمی روبهرو است، بلکه باید با دغدغهی تامین مخارج خوابگاه، غذا، حمل و نقل، منابع درسی و آیندهی شغلی نامعلوم هم دست و پنجه نرم کند. روز دانشجو، به عنوان یادآور کنشگری و پرسشگری نسلهای پیشین، فرصت مناسبی است برای بازاندیشی انتقادی دربارهی این مسیر. آیا دانشگاه قرار بود به بازتولید نابرابری اقتصادی کمک کند؟ آیا دانشجو باید برای بقای خود به نیروی کار ارزان و قابلاستفاده در بازار کار بیثبات تبدیل شود؟ فشارهایی که امروز بر دانشجویان وارد میشود نه شخصی و فردی، بلکه ساختاری است.
مابهالتفاوت نرخ بنزین ۳ و ۵ هزار تومانی طبق پیمایش تاکسیهای اینترنتی به وزارت کشور ارسال و به حساب رانندگان واریز یشود.
معیشت مردم در ماههای گذشته بیش از هر زمان دیگری به مسئلهای تبدیل شده است که در گفتوگوهای روزمره، رسانهها، تحلیلها و حتی تصمیمگیریهای خانوادگی بهعنوان محور اصلی بحثها مطرح میشود.
مدیر سامانه هوشمند سوخت شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران گفت: مابهالتفاوت قیمت بنزین در طرح جدید بهصورت ماهانه براساس عملکرد پیمایش به تاکسیهای اینترنتی پرداخت میشود.
معاون انتقال و تجارت خارجی و مجری طرح رمزدارایی شرکت توانیر گفت: به طور کلی بیش از ۹۰ درصد مزارع کشور غیرمجازند و با استفاده از برق یارانهای یا غیرقانونی شبکه را دچار اختلال میکنند.
۱۲ آذر، روز جهانی افراد دارای معلولیت در ایران بیشتر شبیه آیینی نمادین است تا فرصت آگاهی بخشی. شبکههای رسمی پیامهای تبریک منتشر میکنند، مسئولان وعدههای تکراری میدهند و رسانهها چند گزارش پر از شعار تولید میکنند. اما تجربه زیسته میلیونها فرد دارای معلولیت چیز دیگری است تجربهای که شباهتی به این روایتهای امیدوارکننده ندارد. در بسیاری از شهرها، برجها سر به فلک کشیدهاند، پیادهروها سنگفرشهای گران قیمت دارند و سامانههای حمل و نقل شهری هر سال بودجههای میلیاردی دریافت میکنند، اما هنوز برای میلیونها انسانِ دارای معلولیت، شهرها چیزی بیش از یک هزارتوی خشن و غیر قابل زیست نیستند. ساز و کارهای رسمی و غیر رسمی جامعه طوری چیده شدهاند که بدن استاندارد را مرکز جهان میدانند و هر بدن متفاوت، شکننده یا کم توان را در حاشیه مینشانند. در چنین فضایی، افراد دارای معلولیت نهتنها با محدودیتهای جسمی یا ذهنی دست و پنجه نرم میکنند، بلکه با تبعیضی ساختاری مواجهاند که ریشه در نگاه نابرابر به ارزش بدنها، کار، تولید و مشارکت اجتماعی دارد. این تبعیض تنها یک مشکل فردی یا اخلاقی نیست. مسئله، عادتهای غلط فرهنگی و نگرشهای ترحمآلود هم نیست گرچه هر دو نقش خود را دارند. مسئله اصلی در سطحی عمیقتر عمل میکند جایی که نهادها، قوانین، نظامهای اداری و ساز و کارهای اقتصادی مشارکت برابر را ناممکن میسازند و بدنهایی را که با الگوی غالب سازگار نیستند، از حقوق اساسی شهروندی محروم میکنند. جامعهای که ارزش افراد را با بهرهوری اقتصادی و توانایی تطبیق با سرعت سرسامآور بازار میسنجد ناگزیر بخش بزرگی از جمعیت را از دایره شهروندی کامل حذف میکند. در چنین شرایطی معلولیت نه صرفا یک محدودیت جسمی، بلکه بازتابی از نابرابریهای اجتماعی، فقر اقتصادی و خشونت نهادین است. اگر قرار است این روز را گرامی بداریم، معنایش نه جشن گرفتن دستاوردهای خیالی بلکه دیدن شکافهای عمیقی است که هنوز پابرجاست.
یکی از ویژگیهای بارز حکمرانی در ایران، عادت به «مدیریت تأخیر» است. به این معنا که بهجای حل واقعی مسائل، آنها یا به آینده سپرده میشوند، یا با تصمیمات موقت به حالت نیمهتعلیق درمیآیند. همین روند باعث شده بسیاری از بحرانهای امروز ما ریشه در دهههای گذشته داشته باشند.
یارانهی حاملهای انرژی دهههاست به یکی از اصلیترین موضوعات اقتصاد کشور و معیشت مردم تبدیل شده است و علیرغم طرحهای رنگارنگی که در دولت های مختلف برای حل چالشهای منبعث از آن به کار گرفته شده، نتوانستهاند راه حل مناسبی برای حل این چالشها باشند.
در حالی که گفتوگوهای تجاری میان بروکسل و واشنگتن همچنان بینتیجه باقی مانده، اتحادیه اروپا هشدار داده است در صورت ادامه روند فعلی، واردات هواپیماهای بوئینگ را هدف تعرفههای سنگین قرار خواهد داد. این اقدام، بخشی از یک بسته تلافیجویانه گستردهتر علیه بیش از ۱۰۰ میلیارد یورو از کالاهای آمریکایی خواهد بود.