جدید به قدیم
تصور کنید در دنیایی زندگی میکنیم که پاسخ هر سوالی تنها با یک کلیک یا یک فرمان صوتی در دسترس است. با ظهور ابزارهای قدرتمند هوش مصنوعی مانند ChatGPT و Gemini، نوشتن مقالات، حل مسائل پیچیده ریاضی و حتی تولید کدهای برنامهنویسی در کسری از ثانیه انجام میشود.
درک چین از تحولات ژئوپلیتیک پیرامون افغانستان پس از خروج نیروهای ایالات متحده، بر پایه تحلیل دقیق خلأ قدرت و فرصتهای ناشی از آن شکل گرفت. پکن در پایان دو دهه حضور نظامی آمریکا در افغانستان، این تحول را نه تنها پایان یک موازنهسازی امنیتی پرهزینه در همسایگی خود، بلکه سرآغاز دورهای جدید برای بسط نفوذ اقتصادی، سیاسی و امنیتی در منطقه میدانست. نگاه چین به افغانستان، برخلاف رویکرد قدرتهای غربی که عمدتاً امنیتمحور یا مبتنی بر مداخله نظامی بود، بر ایده "ثبات از مسیر توسعه" استوار است؛ مفهومی که پکن آن را در قالب ابتکار کمربند و راه، توسعه زیرساختها، سرمایهگذاری در معادن و گسترش پیوندهای سیاسی تعریف کرده است. از این منظر، خلأ پساآمریکا فرصتی استراتژیک بود که به چین اجازه میداد ضمن تحکیم مرزهای غربی خود، از بروز تهدیدات مختلف، بهویژه نفوذ جریانهای افراطی به منطقه سینکیانگ جلوگیری کرده و همزمان در منابع عظیم معدنی افغانستان، همچون لیتیوم، مس و خاکهای کمیاب، دست بالا را پیدا کند. با این حال، این چشمانداز بلندپروازانه در میدان واقعیت با پیچیدگیهایی مواجه شد که توانست روایت ساده فرصتگرایانه را در چهار سال اخیر به چالشی راهبردی بدل کند.
در سال ۲۰۱۷، به ابتکار عشقآباد، مجمع عمومی سازمان ملل متحد قطعنامهای را تصویب کرد که به دنبال آن، ۱۲ دسامبر به عنوان روز بینالمللی بیطرفی نامگذاری شد.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که رقیب شغلی آینده فرزندتان، احتمالا همکلاسی او نیست، بلکه یک الگوریتم پیشرفته هوش مصنوعی است؟ در دنیایی که ماشینها میتوانند مقالههای دانشگاهی بنویسند، مسائل پیچیده ریاضی را حل کنند و کدهای برنامهنویسی تولید کنند، تعریف "تعالی تحصیلی" بهطور بنیادین تغییر کرده است. اضطراب ناشی از پیشرفت سریع تکنولوژی در میان خانوادهها کاملاً طبیعی است، اما کلید موفقیت در ترسیدن از آینده نیست، بلکه در آمادهسازی هوشمندانه برای آن است. ما در نقطهای تاریخی ایستادهایم که نمرات ۲۰ و حفظ کردن کتابهای درسی دیگر تضمینکننده موفقیت نیستند. اکنون زمان آن رسیده که خانوادهها استراتژیهای خود را تغییر دهند و بر روی ویژگیهایی تمرکز کنند که هوش مصنوعی فاقد آنهاست: خلاقیت انسانی، درک عاطفی و تفکر انتقادی پیچیده.
تحریمها، بیثباتی و دخالتهای خارجی، یک سال پس از سقوط اسد، هنوز هم برای احمد الشرع مشکلساز هستند و سوریه تجزیهشده برای فرار از چرخه خشونت تلاش میکند. اگر حضور در همه جا و دست دادن تنها معیارهای موفقیت بودند، احمد الشرع میتوانست دیپلمات سال باشد؛ چراکه او از زمان به قدرت رسیدن ناگهانیاش، یک حمله دیپلماتیک جذاب را آغاز کرده و روابط خود را با کشورهای غربی و عربی که از اسد دوری میکردند و زمانی الشرع را تروریست میدانستند، تقویت کرده است. از زمانی که الشرع رسماً در ۲۹ ژانویه ۲۰۲۵ رئیس جمهور سوریه شد، در مجموع ۲۱ سفر بینالمللی عمومی به ۱۳ کشور انجام داده است. این سفرها شامل بازدید از مجمع عمومی سازمان ملل، کنفرانس تغییرات اقلیمی در برزیل و اجلاسهای متعدد عربی میشود. در جبهه سرمایهگذاری، وعدههای خارجی در حال افزایش است. عربستان قول سرمایهگذاریهایی به ارزش بیش از 6 میلیارد دلار را داده است. قطر به احیای صنعت نفت و گاز کمک میکند و احتمالاً مجموعه نهایی تحریمهای ایالات متحده در رأیگیری قبل از کریسمس لغو خواهد شد. اما آنچه واضح است این است که سوریه پس از تبدیل شدن به زمین بازی بازیگران خارجی، با تنشهای شدید داخلی و خارجی روبرو است.
قطب شمال، نقطه جذابی از زمین به نظر میرسد و عکسهای زیبایی از آن گرفته شدهاند، اما این منطقه هیچگاه مکان محبوبی برای سکونت نبوده است.
تصور کنید فرزندتان در دنیایی زندگی میکند که دسترسی به تمام دانش بشری تنها با یک کلیک یا یک فرمان صوتی امکانپذیر است. در چنین عصر شگفتانگیزی، دیگر "دانستن" حقایق قدرت محسوب نمیشود، بلکه "چگونگی استفاده" از آنهاست که تفاوتها را رقم میزند. ما در آستانه تحولی هستیم که در آن هوش مصنوعی (AI) بسیاری از وظایف شناختی و تکراری را بر عهده میگیرد. در این میان، سوالی که خواب را از چشمان بسیاری از والدین دلسوز میرباید این است: «اگر ماشینها میتوانند کدنویسی کنند، ترجمه کنند و حتی مقاله بنویسند، جایگاه فرزند من کجاست؟» پاسخ در فرمولهای ریاضی یا حفظ تاریخها نیست؛ پاسخ در "مهارتهای نرم" و فضای عاطفی و ارتباطی خانواده نهفته است. خانواده، نخستین و مهمترین پایگاه برای پرورش مهارتهایی است که هیچ رباتی قادر به تقلید آنها نیست.
روبر مرل، نویسنده و اندیشمند فرانسوی، از آن چهرههایی است که هر بار نامش در میان خوانندگان ادبیات داستانی شنیده میشود یادمان میآید که ادبیات تنها برای سرگرمی نیست بلکه میتواند آیینهای تیز و بیرحم باشد برای نشان دادن شکنندگی تمدن، تناقضات انسان و آن لایههای پنهان خشونت که زیر پوست زندگی روزمره جریان دارد. مرل در آثارش بهجای آنکه به تخیل دوردست پناه ببرد، دقیقا در همان نقاطی میایستد که تاریخ و روان انسان بیش از همیشه به لرزه میافتند: جنگ، دیکتاتوری، سقوط اجتماع و تلاش فرد برای بقا. از میان دهها اثر او دو رمان «قلعه مالویل» و «مرگ کسب و کار من است» اهمیتی ویژه دارند یکی تصویری از فروپاشی و بازسازی یک جامعه کوچک پس از یک فاجعه جهانی و دیگری نفوذ به ذهن یک جلاد مدرن که بهدنبال فرار از مسئولیت اخلاقی اعمال خود است. این دو اثر در ظاهر به دو جهان کاملا متفاوت تعلق دارند، اما در عمق، هر دو یک پرسش محوری را دنبال میکنند: وقتی همه ساختارها فرومیریزند چه سیاسی، چه اخلاقی، چه اجتماعی، ماهیت انسان چیست؟