جدید به قدیم
به نام خدای کودکانِ معصوممن، بتول حیدری هستم؛ مادر. مادری که دو پاره تنش، "هانی" و "حامد" را در نیمروز تلخِ نهم اسفندماه، در همان نیمکتهای مدرسه شجره طیبه میناب، به آغوش خاک سپرد. امروز نه به عنوان زنی که داغدار است، بلکه به عنوان مادری که لرزش شانههای کودکان شهرم را میبیند، قلم به دست گرفتهام تا از دردی بگویم که پس از رفتن فرزندانم، بر جانِ نحیف نونهالان میناب نشسته است.آن روز که دشمن کودککشِ آمریکایی و صهیونیستی، حریم مدرسه را به خاک و خون کشید، تنها عزیزان من پر نکشیدند؛ بلکه لبخند و امنیت از نگاه تمام دختران و پسران این دیار رخت بربست. از آن روز غمانگیز، هر صدای بلندی قلب کودکان ما را میلرزاند و هر سایهای، یادآور آن هجمهی وحشتناک است. گرچه سیل تسلیتها و محکومیتها از سراسر جهان به سوی میناب جاری شد و نگاهها به سوی مظلومیت ما چرخید، اما یک حقیقت تلخ در این میان مغفول مانده است: روحِ مجروحِ کودکانِ زنده در میان ما.مسئولان عزیز شهرستان میناب و مدیران ارشد استانی؛ ساختن مدرسه و بازسازی کلاسهای درس، تکلیفی است که به جای خود ارزشمند است، اما آنچه امروز فرزندانِ ترسخوردهی ما به آن نیاز مبرم دارند، بازگشت «روحیه…
…در ایفای نقش نظارتی شده است.نکته قابل تأمل دیگر آن است که متأسفانه بسیاری از افراد توانمند، متخصص و آشنا به قوانین که میتوانند در رفع نواقص و کمبودهای شهری و تقویت نظارت مؤثر نقشآفرین باشند، تمایل چندانی به حضور در انتخابات شوراها ندارند. این مسئله دلایل مختلفی دارد؛ از جمله رد صلاحیت برخی افراد توانمند به دلایل مختلف.همچنین سیاسی و جناحی شدن برخی شوراها در سالهای گذشته موجب شده این نهاد مردمی در مواردی از وظایف اصلی خود فاصله بگیرد و انگیزه نیروهای مستقل و متخصص برای ورود به شوراها کاهش یابد.از سوی دیگر، شرایط نامناسب اقتصادی کشور، کاهش منابع درآمدی و افزایش هزینههای جاری و عمرانی شهرداریها نیز از عوامل بازدارنده مهم به شمار میرود. حجم بالای مشکلات مالی شهرداریها و دشواری تصمیمگیری در چنین شرایطی، مسئولیت اعضای شورا را سنگینتر کرده و باعث شده برخی افراد توانمند، به دلیل نگرانی از تبعات مدیریتی و اجتماعی این وضعیت، رغبت کمتری برای حضور در شوراها داشته باشند.با این حال، باید با نگاهی منصفانه تأکید کرد که درصد تخلفات شوراها در مقیاس ملی، در مقایسه با گستردگی این نهاد، رقم بالایی نیست و خوشبختانه اکثریت اعضای شوراهای اسلامی با سلامت، صداقت و دغدغه خدمت به مردم…
…و همراهی و ایجاد امید و نشاط در مردم میرود، درِ دفتر شهردار اسبق مشهد به روی مردم قشم بسته شده است. و این گلایه پیش از هر چیزی متوجه هیئت دولت است که در این شرایط و اوضاع کشور با انتصابهای فلهای خود موجب نارضایی و بیاعتمادی در اقشار مختلف جامعه شده است. گفته میشود منشا این نارضایی اجتماعی، بیاعنتایی به معتمدین محلی و فعالان حوزه تجارت و اقتصاد قشم و چه بسا به قولی برخاسته از بطن جامعه در اثر هتک حرمت بزرگان بوده است.بیاعنتایی به سرمایههای اجتماعی جزیره اعم از معتمدین و بزرگان و فعالان حوزههای مختلف، امروز به یکی از چالش بر انگیزترین مسائل مدیریتی پیش روی دولت در نوع انتصاباتش در این منطقه آزاد است که در انتصابهای شهردار اسبق مشهد هیچ نشانی از اعتماد و احترام به جامعه محلی جزیره دیده نمیشود.در شرایطی که مردم به حمایت، همراهی و همدلی دولتمردان خود بیش از پیش نیاز دارند، این گلایه از هیئت دولت میرود که مردم قشم را به امان خدا رها کرده است و آن ارتباطات و تعاملاتی که در گذشته مابین مسئولین منطقه آزاد و معتمدین و فعالان حوزههای مختلف وجود داشت، در آستانهی فروپاشی قرار گرفته است.روزنامه صبح ساحل
تغییر نام تنگه هرمز توسط ترامپ، بیشتر رنگوبوی نمایش قدرت و دستکاریِ نمادها را دارد تا یک تصمیم دیپلماتیک وحقوقی.امروزه نامها علاوه بر حک شدن بر نقشهی جغرافیا ابزار روایتسازی هم میشوند. اما تاریخ ایران، اجازه نمیدهد چنین تغییراتی از کنارِ حقیقت عبور کند. تنگه هرمز از دیرباز بخشی زنده از حافظهی تاریخی ماست نه یک امتیاز قابل واگذاری ونه یک اصطلاح قابل معامله.وقتی سیاستمداری نام یک پهنهی تاریخی را عوض میکند، معمولاً هدفش این نیست که واقعیتی را بهتر توضیح دهد؛ هدف، کنترل روایت است. نامها قدرت دارند، روی نقشهها میمانند، از سوی رسانهها تکرار میشوند و اگر زیاد تکرار شوند، کم کم در ذهن عموم مینشینند. ترامپ با این حرکت، میکوشد به مخاطب بگوید جهان را من میچرخانم حتی اگر هزینهاش تحریف تاریخ و نادیده گرفتن ریشههای فرهنگی یک منطقه باشد.اما تاریخ را نمیشود با فشار رسانهای بازنویسی کرد. تنگه هرمز، نتیجهی سالها پیوند اقتصادی، دریایی، زبانی و هویتی مردمی است که از این مسیر بارها و بارها عبور کردهاند. یک تغییر نام، بدون پشتوانهی تاریخی و بدون احترام به حقیقت، بیشتر شبیه جابهجایی تابلو است تا تغییر واقعیت. شاید بعضیها بگویند نام مهم نیست اما نام، بیاهمیت نیست چون نام، حافظه است. هر واژهای…
صبح امروز، 8 اردیبهشت ماه 1405 به مناسبت گرامیداشت هفته کار و کارگر و یادمان شهدای شجره طیبه میناب و شهدای لامرد با حضور مدیرکل اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی، معاون سیاسی استاندار هرمزگان و جمعی از مسئولان استانی در سالن ورزشی کارگران بندرعباس برگزار شد.
در یک اقدام مهم برای بهبود خدمات درمانی در استان هرمزگان، بیمارستان پیامبر اعظم (ص) بندرعباس به دستگاه پیشرفته شتابدهنده خطی پزشکی مجهز شد. این پروژه با سرمایهگذاری 700 میلیارد تومانی، ظرفیت درمان بیماران سرطانی را دو برابر میکند و سفرهای درمانی خانوادهها به دیگر استانها را کاهش میدهد. محمد آشوری استاندار هرمزگان اعلام کرد که مراحل نصب دستگاه در دو ماه آینده تکمیل خواهد شد و هدف ارائه خدمات درمانی سریع و باکیفیت به مردم استان است. نماینده مردم هرمزگان در مجلس گفت که این اقدام بار هزینهها و رنج بیماران را کاهش میدهد و در تلاشاند تا دستگاههای تشخیص زودهنگام بیماری نیز نصب شود. دکتر پژمان شاهرخی رئیس دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان نیز بیان کرد که سالانه حدود 1000 بیمار سرطانی نیاز به درمان دارند و دستگاه جدید، علاوه بر افزایش دقت درمان، ظرفیت فعلی را به میزان قابل توجهی ارتقا میدهد. همچنین برای بهبود تشخیص و درمان، چندین دستگاه ماموگرافی و سیتیاسکن جدید خریداری شده است.
…و دلهای بسیاری در سراسر ایران به درد آمد. روزی که روح جمعی بندر، اسکله و مردم هرمزگان داغدار شد. مردان و زنانی که صبح، با امیدِ نان حلال از خانه بیرون رفتند و دیگر هرگز بازنگشتند. نام و یاد آن عزیزان، علاوه بر سنگ قبرها در خاطرات همکارانشان، در دل همسران و فرزندانشان و در وجدان بیدار مردم این دیار حک شد.امروز، به یاد آن روز وآن عزیزان دست به سینه برپا میایستیم، سکوت میکنیم و با تمام وجود به روح پاک درگذشتگان این سانحه درود میفرستیم. برای دستهایی که در سکوتِ دریا جا ماند، اما رزق حلالشان تا همیشه زبانزد عام وخاص خواهد بود.در کنار یاد عزیزان از دست رفته، نباید فراموش کنیم که بازماندگان این حادثه، همچنان با آثار روحی، روانی و معیشتی آن دست و پنجه نرم میکنند. همسرانی که بار زندگی را به تنهایی بر دوش میکشند، فرزندانی که جای خالی پدر و مادر را هر روز در خانه، مدرسه و آینده خود احساس میکنند و پدر و مادرانی که هنوز چشم بهراه فرزندی هستند که دیگر بازنمیگردد.سالروز این حادثه دردناک تذکری است به همه ما که حمایت از بازماندگان، یک احساس گذرا نیست، یک مسئولیت دائمی است. رسیدگی به وضعیت معیشتی…
…قانون مذکور تمدید 30 روزه جنگ بعد از 60 روز مجاز است، آن هم در صورتی که رئیسجمهور به کنگره تضمین کتبی بدهد که زمان اضافی برای تضمین خروج ایمن نیروهای آمریکایی و عدم ادامه جنگ است. شاید این اولین باگ برای خریدن فرصت برای ادامه جنگی است که با بهانه خروج و حفظ امنیت نیروها برای خروج می تواند مورد استفاده قرار گیرد بدون اینکه نیاز به خرید زمان و راههای دیگر باشد. از نظر فنی، مهلت 60 روزه 28 آوریل (8 اردیبهشت) است، اما از آنجایی که ترامپ، به عنوان رئیس جمهور آمریکا رسما در 2 مارس (11 اسفند) به کنگره در مورد حملات اطلاع داد، از آن زمان تاریخ شروع به حرکت کرده و حساب میشود. به همین دلیل قانونگذاران جمهوریخواه و دموکرات هر دو اول مه را «نقطه عطف» نامیده اند.این در حالی است که روند جنگ و فشارهای حداکثری ایالات متحده برای کنترل روند جنگ تاکنون این کشور را موفق به رسیدن به اهداف مدنظر خود نکرده است. رئیس جمهور آمریکا بارها با سر دادن فریاد پیروزی نزدیک است، ما پیروز هستیم؛ سعی در بزرگنمایی و اعلام خاتمه یافتن فوری این جنگ را دارد، در حالی که وضعیت ایران را بحرانی معرفی میکند ولی…
روز ششم اردیبهشت، یادآور یکی از تلخترین رخدادهایی است که جامعه رانندگان و فعالان حوزه حملونقل هرگز از خاطر نخواهند برد؛ روزی که انفجار در اسکله شهید رجایی بندرعباس، جان تعدادی از رانندگان زحمتکش را گرفت و دلهای بسیاری را اندوهگین کرد.این حادثه، تنها یک رویداد ناگوار نبود، بلکه نمادی از سختیها، خطرات و فداکاریهایی است که رانندگان هر روز با آن روبهرو هستند. آنان قهرمانان خاموشیاند که چرخهای اقتصاد کشور را در سختترین شرایط به حرکت درمیآورند؛ بیوقفه، با مسئولیت و عشق به کار. یاد و نام رانندگان فداکاری و کارکنان و کارگران زحمتکش که در آن روز جان خود را از دست دادند، همواره در دل و ذهن جامعه و خانواده زنده خواهد ماند؛ نمادی از ایثار، تلاش و وفاداری به مسئولیت.
شاید در آن موقعیت نتوانستم برای تسلای خاطر محزون آن پدر؛ گل التیام صبری در قلب ایشان بنشانم و این قلم را مدیون میدانم که برای درد این خانواده، عباراتی هر چند کوتاه به سوگ نگارش نکند. ماکان عزیز؛ چقدر زود بود برای جاویدالاثر شدن! وقتی دامگه عاشقی پهن میکند و کبوتر بچگانی معصومانه؛ خاص خدا میشوند وخدا آنها را برای خود صید میکند. بله برخی از جانها را خدا مشتری میشود و برای بندگان مقرب خود، جام بلا بیشتر میدهد. همه مادران و پدران، پهنهی قبری از عزیزانشان برای گذاشتن انبان ملالهای خود بر زمین تسکین دارند، ولی تو کجایی عزیز بابا! این رایحهی خوش از نام تو در مجالس وزیدن گرفته است. این نبودن، چه فریادی برای ماندگاری و بودن تو در دلها و ذهنها نقش زده است. مگر یک پدر از پسر چه میخواهد؛ یه کاری کن باعث افتخار بابا بشی! و تو خیلی زود به قولت عمل کردی. این چشمها یعقوبوار در فراق این یوسف گمشده خواهند گریست! آن سخنران در آن مجلس گفت که حتما این کودکان در آن لحظه دلهرهآور و ترسناک بمباران مدرسه؛ پدران و مادران خود را صدا زدند و من میگویم آن گلها همه آمدند و برگشتند پیش خانواده؛ هر…