جدید به قدیم
…جمعی از اهالی شهرک برق، شهرک دریا، شهرک فرهنگیان و روستای آبشورک از توابع بخش مرکزی بندرعباس با تجمع مقابل استانداری هرمزگان، نسبت به وضعیت نامطلوب عمرانی، بهداشتی و خدماتی منطقه خود اعتراض کردند.در پی این تجمع، مستوره اباذرپور، مدیرکل امور روستایی و شوراهای استانداری هرمزگان، ضمن دعوت نمایندگان معترضان به دفتر خود، قول رسیدگی فوری به مشکلات و اجرای چند طرح اصلاحی را داد.مدتی قبل نیز اهالی در نامهای خطاب به حیدرزاده، بخشدار مرکزی بندرعباس، ضمن قدردانی از زحمات مسئولان، مراتب نارضایتی شدید خود را از وضعیت جادهها، روشنایی معابر، نبود خدمات پسماند و ضعف مدیریت دهیاری اعلام کرده بودند.یکی از اهالی در گفت و گو با صبح ساحل بیلن داشت : جادهها و معابر به دلیل فرسودگی آسفالت در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارند و مسیر دوربرگردان از جاده اصلی به سمت ورودی شهرک برق و آبشورک، حادثهخیز و خطرناک است.وی از نبود مدیریت مناسب در جمعآوری زبالهها، رها شدن علفهای هرز و حضور حیوانات خطرناک از جمله مار و عقرب سخن گفت که سلامت و امنیت ساکنان را تهدید میکند.این زن جوان در رابطه با دیدار با مدیرکل امور روستایی گفت که وی قول آسفالت مسیر نزدیک دوربرگردان آبشورک، نصب دوربین کنترل سرعت…
به گزارش صبح ساحل، شهریار نورزی زاده با اشاره به روند اجرای قانون الحاق و صدور اسناد مالکیت روستایی و شهری در استان، گفت: از آغاز اجرای طرح صدور اسناد مالکیت در هرمزگان تاکنون، در مجموع ۱۰۸ هزار و ۶۷۶ فقره سند مالکیت صادر شده است.نوریزاده افزود: از این تعداد، ۹۲ هزار و ۴۳۸ فقره مربوط به روستاها و ۱۶ هزار و ۲۳۸ فقره مربوط به شهرهای با جمعیت کمتر از ۲۵ هزار نفر است.وی ادامه دادد: در سال ۱۴۰۳، ۷ هزار و ۲۷۹ فقره سند مالکیت در روستاها و شهرهای کوچک استان صادر شده است که این آمار بیانگر استمرار و جدیت بنیاد مسکن در تسهیل فرایند مالکیت و ایجاد امنیت سکونتی برای روستاییان و شهروندان مناطق کمجمعیت است.مدیرکل بنیاد مسکن هرمزگان در ادامه با اشاره به برنامهریزیهای انجامشده برای سال جاری اعلام کرد: بر اساس هدفگذاری انجامشده، در سال ۱۴۰۴ پیشبینی میشود هشت هزار و ۴۰۰ فقره سند مالکیت روستایی و شهری در استان صادر شود تا شاهد پوشش حداکثری و تثبیت مالکیت قانونی مردم در سراسر نقاط استان باشیم.
در مورد مذاکرات آتش بس در غزه اگرچه ایران حضوری نداشت اما ضمن موافقت مشروط با آن و در تحولی قابل تامل برخلاف طرح قبلی صلح فلسطین و اسرائیل موسوم به طرح صلح مادرید که در سال 1991 میلادی روی داد، اینبار به مذاکرات اخیر واقع در شرمالشیخ دعوت شد. در همین پیوند سه کشور منطقه یعنی ترکیه، مصر و قطر به علت نزدیکیشان به حماس و از قضا روابط خوبشان با آمریکا نقش پر رنگی در مذاکرات داشتند و دو کشور مهم دیگر نزدیک به غرب یعنی امارات و عربستان در عین موافقت، نقش کمرنگتر.اما ضمن رقابتهای درونگروهی این مجموعه بازیگران تحولات اخیر را باید در پازل بزرگتر رقابتها در چارچوب نظم جهانی قدرت دید که هماینک بین دو راس اصلی آن یعنی آمریکا و چین در حال انجام است. براین اساس منطقهی پرالتهاب، پیچیده و پرابهام خاورمیانه که به عنوان منطقهای حائل بین چین و آمریکا و ایادیاش یعنی کشورهای غربی شناخته میشود هم یکی از میادین مهم و حساس این دو بازیگر است. چین ضمن آنکه هدفش برتری تمام عیار است، تلاش میکند نقشش را بیشتر اقتصادی جلوه دهد اما کیست که نداند برتری تمام عیار تعریف خود را دارد و این برتری تنها اقتصادی نیست…
…لحن بیانیه پایانی نسبت به دورههای پیش نرمتر و امیدوارکنندهتر بود، اما محتوای آن نتوانست پاسخگوی سه مسئله اساسی و ریشهدار در پرونده فلسطین باشد؛ مسائلی که اگر حل نشوند هر توافقی محکوم به شکست است.نخستین مانع تحقق اهداف نشست شرمالشیخ، عدم حضور نمایندگان مقاومت فلسطین، بهویژه جنبش حماس است. در شرایطی که حماس عملاً کنترل غزه را در دست دارد و طرف اصلی در هر گونه آتشبس محسوب میشود، بیانیه پایانی اجلاس هیچ اشارهای به دیدگاهها و مطالبات سیاسی این گروه نکرد. در نتیجه، توافق به نوعی میان بازیگران بیرونی شکل گرفت؛ کشورهایی که یا بهطور مستقیم در درگیری حضور ندارند یا از موضع میانجیگری سخن میگویند. این مسئله باعث شده تحلیلگران عرب و غربی بر این باور باشند که نشست، بیش از آنکه محصول گفتوگوی طرفهای درگیر باشد، تلاشی از بیرون برای مهندسی آینده غزه بدون رضایت مقاومت است. از منظر مشروعیت سیاسی نیز، هر توافقی که بدون حضور نیروی اصلی میدان نوشته شود، در بهترین حالت سندی نمادین خواهد بود و نه الزامآور. این دقیقاً همان مشکلی است که نشستهای پیشین صلح از جمله کمپدیوید، آناپولیس و منامه نیز با آن مواجه بودند. دومین مانع مهم، نبود ضمانت اجرایی و سازوکار مشخص برای جلوگیری از…
…بالای بدنهی کارشناسی کشور تا به کار گرفته نشود حلال مشکلات کشور نخواهد بود. به نظر میآید در این روند شاهد موانع بزرگی هستیم که علی رغم هشدارهای اقتصاددانان خبرهی کشور اقدام عملی موثری صورت نگرفته است. اولین اقدام بازگشت اعتماد عمومی به تصمیمات اقتصادی تصمیمسازان اقتصادی کشور است که اصلاحات گستردهای در زمینه اقتصاد سیاسی کشور را میطلبد و برای مقابله به نااطمینانی اقتصادی اتخاذ ابتکارات شجاعانه دیپلماتیک حیاتیست.موضوع بعدی که آن هم بسیار مهم است یکپارچهسازی مدیریت اقتصادی کشور است. این یعنی آنکه نهادهای اصلی اقتصادی کشور مثل بانک مرکزی، وزارتخانههایی مثل اقتصاد و دارایی، صمت و سازمان برنامه بودجه تحت لوای فرمانده واحد اقتصادی قرار گیرند. چه آنکه این اقدام ناکارمدیهای مدیریتی فعلی را به طرز چشمگیری کاهش میدهد.معضل بزرگ بعدی مبارزه جدی با رانتهای فعلی است چه آنکه رانتخواران ضمن چپاول اموال و داراییهای کشور با استفاده از حربهی نفوذ برخی تصمیمات اقتصادی را تحت تاثیر خود قرار م دهند.در صورت اقدامات جدی در زمینه های فوق شاهد مهار تورم، رشد سرمایهگذاری، اتکا به منابع ارزی پایدار و شفافیت اقتصادی خواهیم بود که علاوه بر جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی، بهبود معیشت و افزایش رفاه مردم را هم به دنبال خواهد داشت.
پروژه بلوار ساحلی بندرعباس با طول ۶۵۰ متر و عرض متغیر ۳۰ تا ۹۰ متر، یکی از بزرگترین طرحهای شهری جنوب کشور است؛ طرحی که با وجود نگرانیها و مخالفتهای اولیه، اکنون به نمادی از توسعه پایدار، ارتقای کیفیت زندگی و تضمین دسترسی عمومی به ساحل بدل شده است.
…ورود به آموزش رسمی از پنجسالگی، اگر با تکالیف ساختارمند و کلاسمحور همراه شود، ممکن است بیش از آنکه به شکوفایی کمک کند، بار اضافی روانی بر کودک تحمیل کند و حتی میل به یادگیری را در سالهای بعد کاهش دهد. به بیان دیگر، خطر تبدیل پیشدبستانی به «کلاس اول زودرس» بسیار جدی است.دوم، موضوع زیرساختهاست. امروز مدارس ما با کمبود معلم متخصص، کلاسهای پرجمعیت، و کیفیت آموزشی نامتوازن روبهرو هستند. حال پرسش این است که آیا نظام آموزشی توان جذب میلیونها کودک پنجساله دیگر را دارد؟ اگر قرار باشد این طرح صرفاً روی کاغذ بماند یا با همان امکانات فرسوده فعلی اجرا شود، عدالت آموزشی نه تنها محقق نمیشود، بلکه کیفیت یادگیری پایینتر خواهد آمد.سومین نکته، بازتولید شکاف طبقاتی است. نمایندگان مجلس بر دولتیسازی و رایگان بودن این دوره تأکید کردهاند، اما تجربه نشان میدهد که مدارس غیردولتی و مرفه، همچنان امکاناتی فراتر ارائه خواهند داد و کودکان طبقات پایین حتی در پیشدبستانی هم فرصت برابر نخواهند داشت. در واقع، این سیاست میتواند نابرابری آموزشی را به سنین پایینتر نیز تعمیم دهد.با همه این نگرانیها، اصل گسترش آموزش پیشدبستانی اقدامی مثبت است، اما نباید به سادهسازی مسئله بسنده کرد. اگر واقعاً قصد سرمایهگذاری بر آینده کودکان…
…جریان اصلی ثروت-قدرت جهانی حامی اسرائیل را خسته کرده، در این بحبوحه در صورت عملی شدن طرح صلحش، این پیرمرد شیفتهی تملق را هم به سودای دریافت جایزه صلح نوبل به زعم خودش نزدیکتر میکند. بنابراین در حالی که ترک مخاصمه در غزه نه از روی حس صلحطلبی که بنابر ضرورت، امکان بالقوه برای عملی شدنش جدیتر شده اما در صورت وقوع این اتفاق به هیچ وجه شاهد کاهش پویاییها و تحولات در خاورمیانه نخواهیم بود. چه آنکه همانگونه که قواعد فیزیک منطق خودش را دارد، قدرت هم از روابط و فرمولهای مبتنی بر منطق خود پیروی میکند. از این رو این تغییرات اگر هم روی دهد نوعی بازتعریف جدید از کنش و واکنشها خواهد بود و منطق اصلی قدرت با سردمداری سرمایهداری جهانی با محوریت منافعش به راه خود ادامه میدهد.در مورد رویدادهای مربوط به ایران هم اگرچه بعد از جنگ 12 روزه و پس از آن یعنی فعال شدن مکانیزم ماشه و بازگشت تحریمهای فصل هفتمی ضد کشورمان، شاهد نوعی سکون ظاهری در پیوند با کنشهای آمریکا و نیروی نیابتیاش در منطقه یعنی اسرائیل هستیم اما با مداقهای عمیقتر شاهد پویاییهای زیاد اما زیرپوستی در این حیطهایم؛ مثلا در حالی که خبرها حکایت از گسیل ادوات…
در مراسم افتتاحیه آنلاین رئیسجمهور، شش پروژه مهم سازمان بنادر و دریانوردی با سرمایهگذاری بیش از ۹.۴ همت به بهرهبرداری رسید. فاز نخست ترمینال نفتی سپهر خلیج فارس بهعنوان بزرگترین طرح این مجموعه، ظرفیت ذخیرهسازی نفت در بندر شهید رجایی را ۵۸ درصد افزایش داد و گامی مهم در تقویت زنجیره لجستیکی و بانکرینگ کشور به شمار میرود.
دلایل طرح موضوع۱. تمرکززدایی از تهران: بار جمعیتی و مدیریتی تهران نهتنها کیفیت زندگی را کاهش داده بلکه امنیت ملی را نیز آسیبپذیر کرده است.۲. ملاحظات امنیتی و ژئوپلیتیکی: تهران در نزدیکی گسلهای فعال قرار دارد و خطر زلزله همواره تهدیدی جدی محسوب میشود.3. توزیع عادلانه توسعه: تمرکز بیش از حد امکانات در تهران، موجب عقبماندگی بخشهای وسیعی از کشور، بهویژه جنوب، شده است. تجربههای جهانیبرزیل (برازیلیا): پایتخت از ریودوژانیرو به شهری طراحیشده منتقل شد تا توسعه به مناطق مرکزی برسد. نتیجه نسبی داشت، اما هزینههای عظیم به همراه آورد.قزاقستان (آستانه): برای دلایل امنیتی و توسعه، پایتخت را به مرکز کشور منتقل کردند؛ هرچند هزینههای اقلیمی و مالی بسیار سنگین بود.ترکیه (آنکارا): با هدف تمرکززدایی از استانبول، آنکارا را به مرکز سیاسی بدل کرد، اما استانبول همچنان قطب اقتصادی و فرهنگی باقی ماند.نیجریه (آبوجا): برای کاهش فشار از لاگوس و ایجاد تعادل قومی، پایتخت را جابهجا کردند، اما لاگوس همچنان پرقدرتترین شهر اقتصادی باقی مانده است. مقایسه با ایرانشرایط تهران شبیه ریودوژانیرو و لاگوس است؛ کلانشهری پرجمعیت و آلوده که انتقال کامل پایتخت از آن نیازمند منابع عظیم و برنامهریزی بلندمدت است.جنوب ایران (شیراز، بوشهر، بندرعباس یا حتی اهواز) میتواند گزینهای برای پایتخت…
امتحانات حضوری زیر سایه انفجارها