جدید به قدیم
کشور ما در سالهای اخیر به دلیل تحریمهای ناعادلانهی آمریکا، اوضاع اقتصادی بسیار سختی را تحمل کرده است. آمارها گویای همه چیز است. تورم و گرانی جامعه را به دو بخش تقسیم کرده؛ داراها وندارها. بعضی از مردم آنقدر پول دارند که نمیدانند چگونه خرج کنند و بخش بزرگی از جامعه قدرت خریدشان بسیار کاهش یافته و سفرهی آنها هرروز کوچک و کوچکتر میشود. این روزها خبرهایی همچون حذف موادغذایی از گوشت گرفته تا میوه، به اخباری بسیار عادی تبدیل شده و اوضاع جامعه به قدری نگران کننده است که حتی کارشناسان دربارهی احتمال مواجه شدن جامعه با سوءتغذیه و بروز مشکلات مربوط به سلامتی مردم به ویژه کودکان و دانشآموزان هشدار دادهاند.
ابراهیم منصفی (زاده ۱۶ آذر ۱۳۲۴ در بندرعباس)، شاعر، خنیاگر، نویسنده و هنرمند هرمزگانی بود. او در تیرماه پنجاه و دوسالگی خود در سال ۱۳۷۶ در بندرعباس از دنیا رفت و نخستین آلبوم ترانههایش، ده سال پس از مرگش منتشر شده است. منصفی زندگی سراسر پرفراز و نشیب داشته و بی گمان همین مساله در شعر او نیز تاثیر عمیقی به جای گذاشته است. او که در دوره ای از عمر خود به شغل معلمی مشغول بوده است به واسطهی فراز و فرودهایی که در مسیر زندگیاش قرار گرفت این شغل را از دست داد و دههی پایانی عمر خود را با مصائب و دشواریهای فراوانی گذراند. درخشانترین دوره برای خلق آثار قابل تامل منصفی مربوط به دههی چهل می شود که وی پس از آن دیگر نتوانست آن شعرهای درخشان را تکرار کند.
بوی مهر می آید ؛ بوی شادی و لذت خرید کیف و کفش، لوازم تحریر نو و لمس هر روزه آن
بهراستی چه زیباست اندیشهای که در مقابل قلم زانو زند و واژههایی که در خدمت بیان حق برآید.
چند بار در شبکههای اجتماعی نظر خود را نوشتم و گفتم در میان سه رویکرد تولید واکسن، تولید دارو، تولید ابزار و تشخیص بیماری در کوتاهمدت فقط به ابزار تشخیص و قابلاتکا بهعنوان راهکار پایدار مثبت نگاه کرد.
جمعه ای که گذشت 12 اردیبهشت ماه بود وروز معلم ،روز پاسداشت آموزگارانی از جنس بلور.آموزگارانی که تصویری از آینده پیش روی چشمان دانش آموزان شان ترسیم می کنند و نقشه راه آینده را پیاده .
روز معلم هم فرا رسید. این مناسبت هم مانند مناسبتهای دیگر در تقویم، زیر سایه بحران ویروس کرونا پنهان ماند.
تاریخ هر کشور، مردان بزرگی وجود دارند که تاریخسازند و همیشه در اذهان مردم ماندگار.