جدید به قدیم
عاشورا را اگر تنها در قاب اشک و اندوه ببینیم، بخش مهمی از حقیقت آن را نادیده گرفتهایم. کربلا پیش از آنکه صحنه یک مصیبت بزرگ باشد، میدان یک رویارویی عمیق سیاسی و تمدنی بود؛ تقابل دو قرائت از اسلام بود. یک سوی اسلام عدالت که مسئولیت و حقیقت ایستاده بود و در سوی دیگر، اسلامی که نام دین را یدک میکشید اما در عمل، ارزشهای دینی را قربانی حفظ قدرت کرده بود. بیش از پنجاه سال از رحلت پیامبر اکرم(ص) نگذشته بود که جامعه اسلامی با یک انحراف بزرگ مواجه شد. ارزشهایی که پیامبر برای استقرار آنها سالها مجاهدت کرده بود، زیر سایه اشرافیت، تبعیض، دنیاطلبی و سکوت نخبگان رنگ میباخت. جامعهای که قرار بود بر پایه عدالت و کرامت انسانی شکل بگیرد، آرامآرام به سمت ساختاری حرکت میکرد که در آن قدرت، جای حقیقت را گرفته بود. در چنین فضایی، مسئله امام حسین(ع) صرفاً مخالفت با فردی به نام یزید نبود. یزید نماد یک جریان فکری و سیاسی بود؛ جریانی که میخواست دین را به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل کند. از همین رو، نهضت عاشورا را نمیتوان تنها یک اعتراض سیاسی یا یک نزاع بر سر حکومت دانست. این قیام تلاشی برای نجات اسلام…
آیین کهن «علمگردانی میناب»؛ میراثی از جنس ایمان که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. این آیینه مذهبی که در پنجم ماه محرم برگزار میشود، یکی از شاخصترین سنتهای مذهبی و فرهنگی منطقه به شمار میرود. امروز با حضور عزاداران استانهای هرمزگان، کرمان و فارس، میناب شاهد شکوهِ این مراسم مذهبی بود.
…پیچیده سیاست و دیپلماسی برجسته شد.نامی که نه با هیاهو، بلکه با صبوری، ایستادگی و عقلانیت تاریخی خود، معنا یافته است. بالاخره پس از کش و قوسهای فراوان و تلاش ممتد میانجیگران، توافقنامه بین ایران و آمریکا نهائی شد و تقابل نظامی جای خود را به گفتگو و دیپلماسی داد. دشمنان آمریکایی و اسرائیلی که فکر میکردند بعد از شهادت قائد شهید و فرماندهان نظامی کار ایران تمام است و در رویاهای خود ایران آینده را وابسته و در اردوی خود میدیدند بعد از مقاومت جانانه ملت و شجاعت بیمانند نیروهای مسلح و تدبیر رهبر معظم انقلاب، دولت، شورای عالی امنیت ملی و ارکان نظام به اقتدار ایران اذعان کردند و مجبور به گفتگو و پیمودن راه دیپلماسی شدند. گرچه روزها و ماههایی بر این سرزمین گذشت که فشارها، محدودیتها و سختیهای اقتصادی بر زندگی مردم سنگینی کرد، اما در دل همین سختیها، نشان داد: قامت استوار ملت ایران در برابر دشواریها خم نمیشود و نمیشکند و بیگانگان نمی توانند بر این مردم شجاع سیطره یابند. مردمی که با وجود تنگناها، امید را در خانههای خود زنده نگه داشتند و اجازه ندادند چراغ زندگی خاموش شود. در کنار این مردم، فرزندان این سرزمین در نیروهای مسلح و مدافع و…
در هر نقطهای از جهان، فارغ از مرزها، عقاید و اختلافات سیاسی، یک اصل غیرقابل انکار وجود دارد: آب، زندگی است و مدرسه، نماد آینده. هر دستی که به سوی این دو دراز شود، نه تنها به یک منطقه یا یک ملت، بلکه به وجدان بشریت حمله کرده است. حمله به منابع آب آشامیدنی سیریک و بندر کوهستک از سوی ارتش جنایتکار آمریکا، اقدامی هولناک و تکاندهنده است. محروم کردن مردم از آب سالم، هدف قرار دادن ابتداییترین حق انسانی یعنی حق حیات است. آب، سلاح جنگی نیست؛ بلکه یک حق انسانی است. کسانی که منابع حیاتی یک جامعه را نشانه میروند، در واقع کودکان، سالمندان، بیماران و خانوادههای بیدفاع را هدف قرار دادهاند. این رفتاری است که با هیچ معیار اخلاقی و انسانی سازگار نیست. همین آمریکای پرادعایی که شعار آزادی خواهی وحقوق بشرش گوش عالم را کرکرده است چند ماه قبل با حمله به مدرسه شجره طیبه میناب، زخمی عمیق بر پیکر جامعه برجای گذاشت. مدرسه باید مکانی برای آموختن، رشد کردن و رؤیا ساختن باشد، نه جایی برای ترس، اضطراب و ناامنی. وقتی محیط آموزشی مورد تعرض قرار میگیرد، امید یک نسل مورد حمله قرار میگیرد. کودکان نباید قربانی خشونت، نفرت و بیمسئولیتی شوند. علاوه بر آن…
…گوش افکار عمومی جهان برسد. گزارشها و تصاویر منتشرشده از سوی خبرنگاران خارجی، عمق فاجعهای را نشان داد که در آن دهها دانشآموز و معلم در حمله به مدرسهای غیرنظامی، جان خود را از دست دادند. برخی رسانهها و نهادهای بینالمللی نیز خواستار تحقیقات مستقل درباره این حادثه شدند و آن را نقض آشکار حقوق بشر و قوانین بینالمللی دانستند. بیتردید، حضور خبرنگاران خارجی در میناب صرفاً یک بازدید خبری نبود، بلکه تلاشی برای ثبت حقیقت تاریخی و جلوگیری از فراموششدن رنج کودکانی بود که قربانی خشونت و جنگ شدند. در شرایطی که انتشار آزاد اطلاعات با دشواریهایی همراه بود، این اقدام توانست بخشی از واقعیتهای میدانی را به جهانیان منتقل کند و مانع از تحریف یا سانسور ابعاد این جنایت شود.اینکه متولیان امر زمینه حضور رسانههای خارجی و بازدید میدانی آنان از محل حادثه را فراهم کردند، اقدامی ارزشمند و قابل تقدیر بود. زیرا روایت مستقیم و بیواسطه از صحنه حادثه، تأثیر بسیار بیشتری بر افکار عمومی جهان دارد. امروز بیش از هر زمان دیگری، ثبت مستند جنایت علیه کودکان و معلمان بیدفاع، وظیفهای انسانی و تاریخی است تا وجدان جهانی در برابر چنین فجایعی بیدار بماند و حقیقت قربانی مصلحتها و بازیهای سیاسی نشود.روزنامه صبح ساحل
…است که خواننده در آن با تاریخ،آیین، سرگرمی ها و کلمات جزیره آشنا می شود.درباره این بزرگ مرد نوشتن برای من یک افتخار است به عنوان یک کنجکاو که در سراسر روستاهای هرمزگان قدم می زنم بی تعارف محمد زبیری یکی از تاثیرگذارترین افراد در استان هرمزگان است.من و همکارانم بعد از آشنایی با ایشان مجموعه مستندی را آغاز کردیم با نام " روستازادگان دانشمند" که نام مجوعه را از جناب سعدی بزرگ قرض گرفتیم.این مستند های کوتاه نگاهی دارند به زندگی افرادی که روستاهای خود تحول ایجاد کردند.محمد زبیری عزیز همان پدر حکیمی است که با عمل خود به ما پند می دهد و سعدی درباره این دست انسان های بزرگ حکایتی دارد که می گوید:حکیمی پسران را پند داد که جانان پدر هنر آموزید....او به تنهایی و سختی موزه مردم شناسی دیرستان را راه اندازی کرد که هر ساله هزاران نفر از آنجا بازدید می کنند.جناب زبیری از معتمدین جزیره است که هر جا که رود قدر ببیند و در صدر نشیند چون که هنر و اندیشه ژرف او چشمه زاینده و دولت پاینده است!درب خانه او به روی عاشقان به فرهنگ و تاریخ، عارفانه باز است و سفرهی صمیمی…
…سکوت کنند. اما واکنش اسرائیل، نه یک برخورد امنیتی، بلکه نمایشی آشکار از قدرت عریان بود؛ حمله به فعالانی که دستهایشان خالی از سلاح اما دلهایشان سرشار از انسانیت بود. تصاویر منتشرشده از برخورد تحقیرآمیز با فعالان این ناوگان، افکار عمومی جهان را شوکه کرد و بسیاری این رفتار را، راهزنی دریایی و نقض آشکار حقوق بینالملل دانستند. اما آنچه درد را عمیقتر میکند، برخورد دوگانه غرب است. همان دولتهایی که برای کوچکترین رخداد در کشورهای مخالف خود، نشست اضطراری تشکیل میدهند، در برابر محاصره غزه و توقیف کشتیهای امدادرسان، سکوت کردند. اگر چنین حادثهای از سوی کشوری غیرهمسو با غرب رخ میداد، رسانههای بزرگ جهان آن را جنایت علیه بشریت مینامیدند و موجی از تحریمها آغاز میشد. اما وقتی پای اسرائیل در میان است، واژهها ناگهان تغییر میکنند؛ دفاع از خود، امنیت ملی و اقدام پیشگیرانه جای حقیقت را میگیرند.با این حال، در میان این سکوت سنگین، برخی کشورهای اروپایی این بار موضع متفاوتی گرفتند. احضار سفرای اسرائیل از سوی کشورهایی مانند اسپانیا، فرانسه و هلند و اعتراض رسمی به رفتار با فعالان ناوگان صمود از سوی برخی کشورهای دیگر، نشانهای بود از شکاف در حمایت بیقیدوشرط اروپا از سیاستهای تلآویو. همچنین تحریم برخی وزیران افراطی اسرائیلی، بهویژه…
… طعم تلخ بیتدبیری را میچشند. تصویر مادری که در گرمای کشنده ۴۰ درجه، در حالی که کودکش از بیتابی میگرید و خودرویشان در میانه صفِ طولانی از کار افتاده، اشک میریزد، تنها یک صحنه نیست؛ این تابلوی تمامنمای «نظارت ضعیف» در هرمزگان است.آنچه نمک بر این زخم میپاشد، حضور بیمحابای دلالانی است که گویی صاحباختیار جایگاهها شدهاند. در حالی که مردم عادی باید ساعتها در صف منتظر بمانند، برخی افراد با پلاکهای غیربومی و در دست داشتن چندین کارت سوخت، آزادانه به خرید و فروش و سوختگیری مشغولند. این در حالی است که در استانهای همجوار مانند کرمان، طرح «کدینگ» بهخوبی اجرا شده و دست متخلفان کوتاه گشته است؛ اما در بندرعباس، گویی ارادهای برای ساماندهی این وضعیت وجود ندارد.پرسش اصلی مردم از مسئولان استان هرمزگان و شرکت پخش فرآوردههای نفتی این است: تا کی قرار است مردم نجیب این خطه، تاوان بیبرنامگی و ضعف مدیریتی را با جان و مال خود بپردازند؟ چرا سیستمهای نظارتی، برخلاف استانهای همجوار، در برابر جولان دلالان فلج شدهاند؟ادامه این روند نه تنها باعث فرسودگی خودروها و اتلاف عمر مردم میشود، بلکه فشار روانی طاقتفرسایی را به شهروندان تحمیل کرده است. صفهای بنزین در بندرعباس اکنون بیش از آنکه محلی برای…
حتی این مورد که دولتهای مختلف آمده و رفتهاند اما آقای مدیرکل همچنان بر صندلی سازمان دولتی چسبیده و تکان نمیخورد را نیز پای تجربهاش گذشتیم تا ارتباطات. مدیران پروازی هم بخش جداییناپذیر و حذف نشدنی استان هرمزگان هستند که با توجه به عدم برقراری پروازها در شرایط کنونی جزء چند درصد افراد دورکار قرار دارند. حضور پرتعداد چهرههای سیاسی و اقتصادی استان در هیئتهای ورزشی نیز عادی شده اما هدف این نوشته طرح مسئله «حضور یک شخص در حداقل دو پست مدیریتی» است که ممکن است همچون ویروس در ساختار مدیریتی استان گسترش یابد و قبه این عمل ناصواب ریخته شود. هدف این نوشته نقد شخص نیست بلکه مسئله نگرانی از گسترش این رویکرد است.نمونه این فقره، همزمانی مسئولیت «معاون هماهنگی امور اقتصادی استانداری هرمزگان» و «مدیرکل/سرپرست میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان هرمزگان» است؛ به بیان دیگر یک نفر عهدهدار این دو تصدی مهم و از دیدگاه ما اثرگذار است که هر کدام بهتنهایی نیازمند تمرکز، تخصص و زمان قابلتوجهی هستند. سوال بزرگ این است که چرا «مدیریت اداره کل میراث فرهنگی استان هرمزگان» همچون گوشت قربانی میان افرادی که هیچ قرابتی با این سمت ندارند، جا به جا میشود؟ چرا برای جناب استاندار هرمزگان…
…خصوصی زیر فشار اقتصادی خم میشوند؛ ادارات اما نیمهتعطیل میمانند و بدون آسیب جدی مالی کار میکنند. سؤال مهم اینجاست؛ آیا فقط کارکنان دولت باید در حالت «پناهگاه اداری» قرار بگیرند و با شیفتهای محدود حاضر شوند، در حالیکه مردم برای انجام کوچکترین کار، بار اصلی مشکلات را تحمل میکنند؟ تجربه تاریخی؛ کشورها با کار زنده ماندند، نه با تعطیلینگاهی به تاریخ نشان میدهد که در دوران سختی، کشورها نه با توقف بلکه با افزایش کار و تلاش توانستند بمانند. در جنگ جهانی دوم، آلمانیها کارخانهها را به زیرزمین منتقل کردند اما حتی یک ساعت تولید را متوقف نکردند.در لندن، زنان و حتی کودکان برای پشتیبانی امور وارد چرخه کار شدند تا چرخ جامعه نخوابد. اینها در زمانی بود که جنگ واقعی در قلب شهرها جریان داشت؛ انفجارها، آوار، دود و خرابهها هر روز دیده میشد. در همین دوران، جنبشهای گسترده حضور زنان در ادارات و سازمانها نیز شکل گرفت. بسیاری از دولتها برای جبران کمبود نیروی انسانی، زنان را وارد ساختار اداری کردند و همین حضور گسترده بعدها به یکی از پایههای اصلی مشارکت زنان در بازار کار تبدیل شد. این حرکتها در عمل به دولتها کمک کرد تا حتی در شرایط جنگی، خدمات عمومی و اداری…