جدید به قدیم
ساعت ۱۰ شب است. مادر هنوز در گروه کاری واتساپ پیام جواب میدهد، پدر در شبکههای اجتماعی خبرهای نگرانکننده میخواند و فرزند نوجوان پشت در اتاقش، مضطرب برای امتحان فردا، بیصدا اشک میریزد. همه گوشی دستشان است، اما کسی آنطور که باید با دیگری صحبت نمیکند. در عین حال، همین گوشی میتواند درِ تازهای به سوی آرامش و مدیریت بهتر استرس باز کند؛ اگر بدانیم چگونه از هوش مصنوعی بهدرستی کمک بگیریم.
توسعه مهارتهای اجتماعی در کودکان از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا این مهارتها پایه و اساس روابط سالم و موفق در آینده را تشکیل میدهند. والدین نقش کلیدی در تقویت این مهارتها دارند و میتوانند با استفاده از روشهای مناسب، کودکان خود را برای تعاملات اجتماعی موفق آماده کنند. در این مقاله، به بررسی مهارتهای کلیدی اجتماعی و راهکارهای عملی برای والدین جهت تقویت این مهارتها در کودکان میپردازیم.
شب برای بسیاری از ما زمان آرامش نیست زمان هجوم است. هجوم فکرها، ترسهای بینام، مرور بی پایان گفتگوها، شکستها و آیندههای نامعلوم. در طول روز، ذهن ما درگیر بقاست: کار، ترافیک، پیامها، وظایف، نقشها. اما شب که میرسد و صداها کم میشوند، ذهن ناگهان بیدار میشود. انگار تازه فرصت پیدا کرده حرف بزند. اضطراب آخر شب، برخلاف تصور رایج الزاما اختلال اضطرابی نیست اغلب واکنشی است به زیست روزانهای که مجال فکر کردن نمیدهد. در روانشناسی، شب زمانی است که دفاعها ضعیفتر میشوند مکانیزمهایی که در روز، با عقلانیسازی، حواس پرتی یا فعالیت افراطی، اضطراب را سرکوب میکنند. از منظر جامعه شناسی، شب بازتابی است از ساختارهای فرسایندهی زندگی مدرن: ناامنی اقتصادی، فشار نقشها، تنهایی شهری و بیثباتی آینده. این اضطراب خاموش، نه فریاد میزند و نه حملهی پانیک میآورد بلکه آرام، خزنده و فرساینده است. در این مقاله میکوشیم اضطراب شبانه را نه صرفا به عنوان یک پدیدهی فردی، بلکه به مثابه نشانهای اجتماعی-روانی بررسی کنیم جایی که روان فردی و شرایط اجتماعی به هم گره میخورند. شهروندی که شبها میترسد، فقط از تاریکی نمیترسد از فردا، از ناتوانی، از جا ماندن، از دیده نشدن و از فروپاشیهای بیصدا میترسد.
مهارتهای حل مسئله از اساسیترین مهارتهایی هستند که نوجوانان و جوانان برای موفقیت در زندگی شخصی و حرفهای خود به آن نیاز دارند. این مهارتها به افراد کمک میکند تا با چالشها و مشکلات مختلف به طور موثر برخورد کنند و راهحلهای مناسبی بیابند. در این مقاله، به بررسی مفهوم مهارتهای حل مسئله، اهمیت آنها و راهکارهای تقویت این مهارتها در نوجوانان و جوانان میپردازیم.
بارها در جلسات مشاوره، والدینی دیدهام که با نگرانی میگویند: «نیمهشب درِ اتاق را که باز کردم، دیدم زیر پتو با گوشی در اینستاگرام است» یا «هرچه میگویم غریبهها را اَکسِپت نکن، میگوید شما قدیمی فکر میکنید». از آن طرف، نوجوان میگوید: «اگر در شبکههای اجتماعی نباشم، از بقیه عقب میافتم و مسخرهام میکنند».
تصور کنید سر سفره شام، همه اعضای خانواده دور هم نشستهاند، اما هرکس سرش در گوشی خود است؛ پدر در حال پاسخدادن به پیامهای کاری، مادر در اینستاگرام، فرزند نوجوان در حال چت با دوستان و کودک کوچکتر مشغول تماشای ویدئو. غذا سرد میشود، گفتوگوها نیمهکاره میماند و در نهایت، هرکس با احساس تنهایی از سر سفره بلند میشود؛ در حالی که ظاهراً «با هم» بودهاند. این صحنه، در گزارشهای مشاورهای و پژوهشهای خانوادگی، بسیار تکرار شده است. هدف این مقاله، کمک به خانوادهها برای شناخت تأثیر شبکههای اجتماعی بر روابطشان و یادگیری مهارت مدیریت آگاهانه و سالم این فضا در زندگی روزمره است.
نوجوانی یکی از متلاطمترین دورههای زندگی روانی انسان است؛ دورهای که در آن، هیجانها اغلب پیش از فکر کردن می آیند و رفتارها پیش از فهمیدن و فکر کردن اتفاق میافتند.
در سالهایی که واژههایی مثل تمرکز، بازدهی، مدیریت زمان و ذهنآگاهی به پرکاربردترین مفاهیم فرهنگ معاصر تبدیل شدهاند، میلیونها انسان در گوشه و کنار جهان درگیر پدیدهای هستند که به طور مداوم زندگیشان را تحتتاثیر قرار میدهد: ناتوانی در تمرکز، فراموشی مداوم، احساس بیقراری درونی و تجربهی مکرر ناتمامی.
طرح اخیر مجلس برای کاهش سن آغاز تحصیل و اجباری کردن دوره پیشدبستانی از پنجسالگی، در ظاهر گامی امیدوارکننده به سمت عدالت آموزشی به نظر میرسد.
کالابرگ دهکهای اول تا سوم شارژ شد