جدید به قدیم
…این سبک، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت هزینه سیاسی کمتری برای برند شخصی جناب آشوری داشته باشد، اما در عمل توان تحرکبخشی به پروژههای پیشران، جذب سرمایه و فعالسازی ظرفیتهای ژئواکونومیک استان را تضعیف میکند. از منظر سیاستگذاری، هرمزگان نه با کمبود سند بالادستی مواجه است و نه فقدان مزیت نسبی. مسئله، شکاف میان «سیاست اعلامی» و «تصمیم اجرایی» است. تا زمانی که انرژی مدیریتی استان صرف تنظیم مناسبات بدهبستانی، ملاحظات انتخاباتی و حفظ تعادلهای کوتاهمدت شود، تحقق سیاستهای کلی توسعه دریامحور که نیازمند تصمیمهای جسورانه، مدیریت تعارض منافع و پذیرش ریسک هوشمندانه است، دور از دسترس خواهد ماند.یک) در دل طوفان، ریسک باید پذیرفته شود: در دنیای امروز، هرمزگان نه در آرامش دریای سرشار از ثروتهای طبیعیاش، بلکه در دریای طوفانی از بحرانها شناور است. همانطور که در دل طوفانهای خلیج فارس، هیچ کشتیای نمیتواند بدون دلاوری و تدبیر به سمت مقصد خود حرکت کند، در هرمزگان نیز هیچگونه رشد و توسعهای بدون پذیرش ریسکهای هوشمندانه ممکن نیست. در این آبهای پر از موجهای ویرانگر اقتصادی و سیاسی، فقط ناخداهایی که آمادهاند کشتیهایشان را در برابر طوفانها هدایت کنند، قادر به رسیدن به مقصد خواهند بود. آیا استاندار هرمزگان، با همه تجربه و پیشینه خود، حاضر است در…
…سالهای گذشته، هرگاه موضوع قاچاق سوخت مورد بررسی قرار گرفته، تمرکز اصلی بر پیامدهای اقتصادی و امنیتی آن بوده و ابعاد اجتماعی و فرهنگی آن کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که قاچاق سوخت، علاوه بر آسیب به اقتصاد ملی، در حال تغییر تدریجی ساختارهای اجتماعی منطقه و تضعیف بنیانهای توسعه انسانی، بهویژه در حوزه آموزش است.آموزش، بهعنوان یکی از مؤلفههای بنیادین توسعه پایدار، بهشدت از شرایط اقتصادی و اجتماعی پیرامون خود تأثیر میپذیرد. اگر برای این روند هرچه سریعتر چارهاندیشی نشود، در آیندهای نهچندان دور با کمبود جدی نیروی انسانی ماهر، متخصص و آموزشدیده در سطوح مختلف مواجه خواهیم شد؛ وضعیتی که خود میتواند چرخه عقبماندگی و نابرابری را بازتولید کند.در این راستا، ضروری است نگاه سیاستگذاران از برخورد صرفاً انتظامی و امنیتی با قاچاق سوخت فراتر رفته و رویکردی توسعهمحور و اجتماعی اتخاذ شود. گسترش و تقویت نهادهای فنیوحرفهای در کنار آموزش و پرورش، ارتقای زیرساختهای آموزشی مناطق کمبرخوردار، و طراحی بستههای تشویقی و حمایتی برای بازگرداندن کودکان و نوجوانان به کلاسهای درس، میتواند بخشی از راهحل باشد.در غیر این صورت، تداوم قاچاق سوخت تنها به خروج کودکان از چرخه آموزش ختم نخواهد شد، بلکه به فقر فرهنگی و اجتماعی بیشتر،…
…خود را از بودجه عمومی میگیرند، چرا از همان محلها منابع لازم برای ترمیم حقوق کارمندان، بازنشستگان و کارگران تأمین نمیشود؟ دهها مؤسسه و نهاد، به نام فرهنگ، پژوهش و عناوین مشابه، هر ساله بودجههای کلان دریافت میکنند؛ بیآنکه خروجی مشخص، کارآمدی قابل سنجش یا نظارت مؤثر بر نحوه هزینهکرد آنها وجود داشته باشد. آیا معیشت مردم اولویت کمتری از تداوم تخصیص بودجه به این نهادها دارد؟ نکته قابل تأمل آن است که خود آقای پزشکیان پیشتر صراحتاً اعلام کرده بودند که بودجه برخی از این مؤسسات که «هیچ خاصیتی ندارند» باید حذف یا کاهش یابد. اما امروز در عمل، یا این اراده شکل نگرفته یا موانعی اجازه تحقق آن را نداده است. آقای رئیسجمهور! آیا نمیشد با حذف یا کاهش بودجه نهادهای ناکارآمد، بخشی از فشار معیشتی از دوش حقوقبگیران برداشته شود؟ آیا واقعاً راهی جز تداوم فشار بر کارمندان، کارگران و بازنشستگان وجود نداشت؟ اکنون اما نوبت مجلس است. توپ در زمین نمایندگان مردم قرار دارد. آیا مجلس جسارت آن را دارد که به سراغ ردیفهای بودجهای برود که سالهاست بیحسابوکتاب افزایش یافتهاند؟ آیا میتواند بودجه مؤسسات ناکارآمد را حذف یا کاهش دهد و از همان محل، حقوق حقوقبگیران را ترمیم کند؟ بسمالله؛ این گوی و این میدان.
…سپاه، نیروی انتظامی، گروههای جهادی، بخش خصوصی و امام جمعه محترم شهرستان که حضور فعال و دلسوزانهای داشتند و بیچشم داشت در کمکرسانی و پاکسازی مناطق آسیبدیده حضور یافتند، صمیمانه سپاسگزاریم.این همدلی و همراهی، سرمایه اجتماعی گرانبهای استان ماست. با کمال تاسف باید اذعان داشت که با وجود هشدارهای قرمز پیش از وقوع سیل از طرف مدیریت بحران استان، مدیریت عملیاتی و میدانی در ساعات اولیه و اوج بحران در شهرستان سیریک با کاستیهای جدی مواجه بود. این نقد به دور از هرگونه غرض شخصی و با هدف بهبود فرآیندها و جلوگیری از تکرار چنین رخدادهای تلخی ارائه میشود، چرا که این رخدادها مستقیما جان و مال مردم را تحت تاثیر قرار داده و مماشات یا عدم بیان صریح واقعیتها، تنها بر مشکلات مردم خواهد افزود. متاسفانه نبود ماشینآلات عمرانی در صحنه از سحرگاه تا ظهر روز جمعه، عملا حضور میدانی فرماندار و ستاد بحران شهرستان را در آن بازه زمانی حیاتی بیاثر کرد. زمان در مدیریت بحران کلیدیترین عامل است و این ضعف، امکان کاهش خسارات را به شدت محدود کرد.نکته قابل تامل دیگر، عدم تخلیه پیشدستانه روستاهای در معرض خطر مانند مهرگی و عدم استقرار پیشدستانه ماشینآلات در کانونهای پیشبینی شده بحران در دهستان گونمردی است…
…از فعالیتهای شناختی و هیجانی اشاره دارد که برای مدیریت زندگی روزمره لازماند: برنامهریزی، پیشبینی، یادآوری و هماهنگسازی. کسی که بار ذهنی را به دوش میکشد، فقط کار انجام نمیدهد، بلکه دائما در حال فکر کردن به کارهاست. اینکه یخچال چه زمانی خالی میشود، قبضها کی باید پرداخت شوند، فرزند چه ساعتی کلاس دارد یا مهمانی آخر هفته چه تدارکی میخواهد. مشکل اصلی اینجاست که بار ذهنی اغلب نامرئی است و در نتیجه ناعادلانه توزیع میشود. در بسیاری از روابط، یکی از زوجین معمولا زن مدیر نانوشتهی زندگی است و دیگری مجریِ گاهبهگاه. حتی وقتی کارها ظاهرا تقسیم شدهاند، مسئولیت نهایی فکر کردن و یادآوری همچنان بر دوش یک نفر باقی میماند. این نابرابری شناختی بهتدریج به فرسودگی روانی میانجامد فرسودگیای که نه با استراحت کوتاه مدت جبران میشود و نه با کمک کردن موردی. بار ذهنی، چون دیده نمیشود، قدردانی هم نمیشود و همین فقدان دیدهشدن، بذر نارضایتی عمیقتری را در رابطه میکارد.از خستگی تا خشم فروخوردهی مزمنخستگی ناشی از بار ذهنی، صرفا خستگی جسمی نیست نوعی فرسودگی هیجانی است که بهتدریج به خشم فروخورده تبدیل میشود. فردی که احساس میکند بار اصلی زندگی مشترک بر دوش اوست، اغلب برای حفظ آرامش رابطه، خشم خود را سرکوب میکند…
…حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند؛ زمان نتوانست مصرفش کند. پیر نشد؛ عمیقتر شد. بهموقع زیست، بهموقع مشهور شد، بهموقع کنار رفت و شأنِ خویش را حفظ کرد؛ شأنی که نه با سانسور فرو ریخت و نه با تشویقهای دیرهنگام. نام او شاید در کتابهای درسی نیامده باشد، اما در جانِ آگاهِ ایرانیان حک شده است. بیضایی به ما آموخت جهل، بزرگترین دشمن مردمان است و حقیقت، هرچند دشوار و دیررس، ارزشِ جستوجو دارد حتی اگر هزار سال طول بکشد. او امروز هم، حتی دور از صحنه، ایستاده است؛ ایستاده در تاریخ.
…افزود: بنا بر این اعلام، امسال حدود ۹۵۰ هزار تن تولید خواهیم داشت که نسبت به آمار سال گذشته که ۹۳۰ هزار تن بود، تولید روند افزایشی دارد.آزاد با بیان اینکه سال گذشته واردات زیادی داشتیم، ادامه داد: با توجه به مصرف سالانه کشور بین ۱۵۰ تا ۱۷۰ هزار تن نیز باید واردات انجام شود.مدیرعامل اتحادیه سراسری صنعت دامپروران کشور در خصوص افزایش تولید گوشت قرمز با وجود خشکسالی موجود کشور، اظهار کرد: سال گذشته دولت برای جبران کمبود دام مولد، کنار واردات گوشت، دام مولد نیز وارد کرد. در نتیجه امسال گوشت بیشتری در کشور تولید شد اما با توجه به کمبود نهاده دامی و شیوع تب برفکی در نیمه دوم سال، آمار دامهای مولد مجدد رو به کاهش است و این امر سال آینده خودش را در بازار گوشت نشان میدهد زیرا طی چند ماه گذشته دامهای مولد زیادی کشتار یا تلف شدند.وی با اشاره به اختلاف آماری وزارت جهاد کشاورزی و مرکز آمار ایران در خصوص کشتار دام و سرانه مصرف در کشور، یادآور شد: در حالی که دام سنگین در کشتارگاهها ذبح میشوند، دام سبک، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد خارج از کشتارگاهها ذبح شده که در آمار مرکز آمار ایران لحاظ نمیشود.
برای نخستینبار، جوانان لافت با استفاده از پدلبرد و روشهای نوین، آیین کهن پاکسازی و شناوری در چاههای آب مقدس را احیا کردند؛ سنتی که از گذشتههای دور با احترام به آب و میراث فرهنگی همراه بوده و امروز به نمادی از احساس مسئولیت، تعلق اجتماعی و حفاظت از محیطزیست و میراث نیاکان تبدیل شده است.
…سرزنش، آموزش غیر مستقیم از طریق الگو بودن و پذیرش هیجانهای ناخوشایند نوجوان به عنوان بخشی از رشد. این کتاب به والدین یادآوری میکند که آرام بودن آنها در مواجهه با طغیان هیجانی نوجوان، خود نوعی آموزش تنظیم هیجان است. پیتمن بهجای ارائهی دستورالعملهای سختگیرانه، بر رابطهی عاطفی والد-فرزند تاکید میکند و نشان میدهد که حمایت هیجانی، پیش شرط هر نوع اصلاح رفتاری است. تنظیم هیجان بهمثابه مهارتی آموختنی نه ویژگی شخصیتییکی از مهمترین نکاتی که هر دو کتاب به طور ضمنی یا مستقیم بر آن تاکید دارند، شکستن این تصور رایج است که «کنترل هیجان یک ویژگی ذاتی یا شخصیتی است. گویی بعضی نوجوانان ذاتا آراماند و بعضی دیگر ذاتا پرخاشگر یا ناپایدار. این نگاه، هم از نظر علمی نادرست است و هم از نظر تربیتی آسیبزا. تنظیم هیجان، همانند مهارتهای شناختی یا اجتماعی، آموختنی است و نیاز به تمرین، خطا و بازخورد دارد. نوجوانی که خشم خود را با فریاد یا انزوا نشان میدهد، لزوما فاقد اخلاق یا تربیت نیست او اغلب فاقد ابزار است. کتاب اتریش با تمرکز بر خود نوجوان و کتاب پیتمن با تمرکز بر والدین، هر دو به این خلا ابزار اشاره میکنند. آنها نشان میدهند که بسیاری از واکنشهای هیجانی شدید…
…در جلسات رسمی ستاد بحران و از زبان یک مقام مأمور دولتی مطرح میشود [ آن هم با انتشار رسمی ویدئوی آن در کانال خبری رسانه منطقه آزاد قشم] دیگر نمیتوان آن را به حساب نظر شخصی گذاشت. این، پیام، گزارهای جدی و قابل تأمل است؛ پیامی که به رسانه میگوید: «اگر روایتت خوشایند مدیران نبود، متهم هستی.» این همان نقطه خطرناک ماجراست. رسانهای که در بحران، بهجای شنیدهشدن، تهدید شود، ناگزیر یا به سکوت رانده میشود یا میدان را به شایعه و روایتهای غیررسمی واگذار میکند. نتیجه هر دو مسیر، یک چیز است: فروپاشی اعتماد عمومی. تجربههای مکرر نشان دادهاند که حذف رسانه، بحران را کوچکتر نمیکند؛ فقط آن را پنهان و پیچیدهتر میکند. بیانیه و نامه رسمی خبرنگاران و فعالان رسانهای قشم خطاب به رئیسجمهور که نسخهای از آن در اختیار روزنامه صبح ساحل قرار گرفته است، دقیقاً از همین زاویه قابل بازخوانی و تفسیر است. استناد صریح این بیانیه به اصل ۲۴ قانون اساسی و قانون مطبوعات، نشان میدهد که این اعتراض نه احساسی است و نه صنفی صرف؛ بلکه دفاع از یک حق عمومی است: حق مردم برای دانستن. آزادی رسانهها لطف مدیران نیست که در روزهای آرام اعطا شود و در روزهای بحران پس گرفته شود…