جدید به قدیم
با بررسی دقیقتر ویژگیهای رکود فعلی حاکم بر بازار پی میبریم این رکود از سال 1397 بدینسو شکل ویژهتری به خود گرفته و از این سال به بعد هر چه به جلوتر میرویم شاهد افزایش رکود در این بازار و بالطبع کاهش حاشیهی سود سازندگان مسکن هستیم چهآنکه عواملی که در ابتدای یادداشت به آنها اشاره شد به مرور شرایط سختتری را به فعالان این بخش تحمیل میکند.مطمئنا اولین و مهمترین جایی که مورد اصابت عوامل فوق قرار گرفته قدرت خرید مردم است چه آنکه با هر چه سبقت گرفتن هزینههای تولید مسکن، شاهد عقبافتادگی درآمد مصرفکنندگان از آن هستیم. این عقبافتادگی هم نهایتا گلوی این بخش مهم اقتصادی با اشتغالزایی فراوان و رونقزایی تولید را میفشارد.بخشی که اگر نگوییم خصوصیترین یکی از خصوصیترین بخشهای اقتصادی کشور است،در موردش بیجا نگفتهایم.با بررسی آمار صدور پروانههای ساختمانی در ادامه رکود از سال 97 به بعد شاهد یک سقوط آزاد شدید در سال 1400 هستیم اگر چه این رکود در سالهای بعد به لحاظ آماری وضعیت بهتری به خود میگیرد اما این بهبودی بیشتر ناشی از افزایش تیراژ مسکنهای حمایتیست نه بازار پایه. حال آنکه همین مسکن حمایتی ضمن آنکه عمدتا با کمکهای دولتی به ویژه ناشی از…
این جهش در تعداد مبتلایان تصادفی نیست؛ بلکه حاصل سالها ضعف در پایش محیطی، نبود مدیریت یکپارچه و بیتوجهی به هشدارهای علمی است.پشه آئدس فقط یک حشره کوچک نیست؛ شاخصی دقیق از کیفیت مدیریت شهری، بهداشت محیط و یکپارچگی تصمیمگیری در استان است.وقتی این پشه در بندر لنگه و بندرعباس تثبیت شد، کارشناسان هشدار دادند که اگر منابع آب راکد جمعآوری نشود، اگر برنامه لاروکشی منظم اجرا نشود و اگر پایش بیمارستانی تقویت نگردد، استان به سمت اپیدمی حرکت میکند. دقیقاً همان اتفاقی که امروز رخ داده است.در شرایطی که جهان در سالهای اخیر رکورد رشد بیماری دِنگی را تجربه کرده، هرمزگان باید آمادهتر از همیشه میبود. اما کمبود بودجه، نبود هماهنگی بین شهرداریها، شبکه بهداشت و مدیریت بحران، و اجرای نامنظم عملیات میدانی باعث شد پشهای که در بسیاری از کشورها با اقدامات ساده مهار میشود، در اینجا تبدیل به بحران شود.مشکل این نیست که پشه آئدس قدرتمند است؛ مشکل این است که مدیریت ما ضعیف است.آمار مبتلایان به ما هشدار میدهد که اگر همین امروز تصمیمگیری جدی و هماهنگ انجام نشود، آمار فردا نهتنها بیشتر، بلکه هزینهبرتر و خطرناکتر خواهد بود.در استان بندری و حساس هرمزگان، ضعف در کنترل یک پشه میتواند…
…میگذرند آیا این خود ظلم بزرگی به محیط زیست و دریا نیست؟ بزرگترین و خطرناکترین حوضهی آبریز فاضلاب مربوط میشود به انتهای خورگورسوزان مرز ساحل محلهی سیم بالا و سرریگ. جالب است بدانید تنها پیست قایقرانی و هتل پنج ستارهی هرمز که احتمالا یکی از ستارههای آن رایحهی فاضلاب است در مجاورت این رودخانه فاضلاب واقع شدهاند. به نظر می آید اجحافی از این عظیمتر در حق محیط زیست دریا و آبزیان نمیتوان سراغ داشت. حال سؤال از مسئولین این است، بندرعباس شهری توریستی و مهمترین بندر تجاری و اقتصادی ایران که سالانه میلیونها گردشگر به خود میبیند با درآمدی شایان توجه باید ساحلی این چنین متعفن داشته باشد؟ ظاهرا هدایت فاضلاب به دریا راحتترین راه حلی است که به فکر مسئولین آب و فاضلاب این شهر رسیده است. هر تازه واردی که برای اولین بار در این شهر با دریا روبرو میشود بوی فاضلاب را بجای بوی دریا اشتباه میگیرد و گمان می برد که بوی دریا این چنین متعفن است.اساسا قدم زدن در پیاده رو و در امتداد ساحلِ سرشار از فاضلاب بد بو و متعفن، چه ارزشی جز بیماری و استنشاق میکروب دارد؟ میگویند « کاغذ زباله نیست، مدیریت پسماند شهری » و شعارهایی از این دست که…
…یک سرپناه نیست؛ بخشی از هویت، امنیت و فرهنگ زیست شهری است. هنگامی که خانه از دسترس خارج میشود، این عناصر نیز بهتدریج فرسوده و تضعیف میشوند. نخست باید دید فشار سنگین اجارهنشینی امروز چه بر سر زندگی روزمره مردم آورده است. خانوادههایی که مجبورند هر سال زیر بار رشد شدید اجارهبها جابهجا شوند، فرصت ساختن روابط پایدار همسایگی را از دست میدهند. احساس تعلق به محله - یکی از ستونهای اصلی فرهنگ شهری - در حال محو شدن است. کودکانی که ناچارند هر سال تحصیلی در محلهای جدید بزرگ شوند، از ثبات عاطفی و امنیت روانی کمتری برخوردارند. تجربه محلهمحوری که زمانی در هرمزگان و بندرعباس زنده و پررنگ بود، امروز جای خود را به نوعی سرگردانی و ناپایداری داده است. از سوی دیگر، گرانی مسکن شبکههای حمایتی سنتی را که در فرهنگ جنوبی نقش مهمی دارند، تضعیف کرده است. خانوادههایی که پیشتر نزدیکی پدر، مادر یا بستگان ساکن میشدند، اکنون بهدلیل شکاف شدید قیمتی ناچارند در نقاط دورتر شهر زندگی کنند. این فاصلهافتادن، روابط خویشاوندی را سردتر و مسئولیتهای جمعی را کمرنگتر کرده است. استرس ناشی از زندگی دور از شبکههای حمایتی، فشار روانی مضاعفی بر خانوادهها وارد میکند. وقتی خانهدار شدن به رؤیایی دور تبدیل شود، احساس ناکامی، نابرابری…
به گزارش صبح ساحل معاون وزیر راه و مدیرعامل شرکت فرودگاهها اعلام کرد عملیات بهسازی فرودگاه جهرم طبق برنامه پیش رفته و تا پایان بهمن برای ازسرگیری پروازها آماده میشود.بهگفته او، موضوع تملک اراضی و رفع مانع دکلهای برق برای توسعه باند در دستور کار است و پس از تصمیمگیری هفته آینده، امکان توسعه کامل باند فراهم خواهد شد.نماینده جهرم نیز گفت زیرساختهای لازم برای تبدیل این فرودگاه به فرودگاه بینالمللی شامل تعریض باند، سیستم ناوبری، روشنایی و ساختمان هواشناسی انجام شده و امکان پذیرش پروازهای خارجی نیز وجود دارد. او وعده داد دهه فجر باند آماده بهرهبرداری شود.فرماندار جهرم نیز فعال شدن فرودگاه را عاملی مهم برای رونق اقتصادی منطقه دانست و ابراز امیدواری کرد با افتتاح آن، روند توسعه شهرستان شتاب بگیرد.
معلمها بیش از هر زمان دیگری تحت فشارند. تصور کنید: یک معلم با سی و چند دانشآموز هرکدام با شرایط متفاوت، اینترنتی که لحظهای وصل است و لحظهای نیست، سامانهای که امروز بالا میآید و فردا قهر میکند و حجم کاری که عملاً دو برابر شده است. چطور میتوان انتظار داشت چنین شرایطی نتیجهای جز خستگی عمیق به همراه داشته باشد؟معلم نه تنها باید درس بدهد، بلکه باید نقش پشتیبان فنی، مشاور آموزشی، مراقب کلاس و هماهنگکننده جلسات را هم ایفا کند. در این میان، کیفیت تدریس- که مهمترین اصل است- به اجبار قربانی میشود.والدین نیز در این آشوب دست کمی از معلمان ندارند. بسیاری شاغلاند و ناچارند کودک را با خود به محل کار ببرند؛ محیطهایی که طراحی نشدهاند برای حضور کودک، چه رسد به شرکت در کلاس آنلاین مدارس. برخی دیگر مجبورند مرخصی بگیرند تا پای لپتاپ کودک بنشینند و او را قدمبهقدم راهنمایی کنند. نتیجه؟ عقبماندن از کار، فشار اقتصادی و روانی و افزایش تنش در خانه.آیا واقعاً این مدل آموزش قرار بود «کمک» باشد یا باری اضافه بر دوش همه؟اشتباه بزرگ در جایی رخ میدهد که در این مدل، والدینِ غالباً ناآشنا به مبانی اصولی آموزش ابتدایی، ناخواسته وارد روند آموزشی میشوند…
…در بستری رشد میکرد که رسانه فهمی به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده باشد. با این حال، طی چهار دهه، نه تنها دوام آورد بلکه به معتبرترین رسانه مکتوب جنوب کشور بدل شد؛ مسیری که جز با همراهی مردم، پایمردی خبرنگاران و استقلال حرفهای امکانپذیر نبود.صبح ساحل در طول این چهل سال، مأموریتی ثابت را دنبال کرده است: بازتاب دغدغههای مردم هرمزگان و تلاش برای بهبود وضعیت استان. از نخستین روز، این روزنامه خود را متعهد به شفافیت، نقد، مطالبهگری و روایت ظرفیتهای هرمزگان دانست. شاید مهمترین عامل ماندگاری آن همین پایبندی به اصولی بوده که با جا بجابی مدیران، دولتها و شرایط اجتماعی تغییرنکرد. استقلال رسانهای، مهمترین سرمایهای است که صبح ساحل طی چهار دهه حفظ کرد و اجازه نداد که قلم خبرنگارانش در مسیر خواست گروههای سیاسی یا منافع خاص حرکت کند. اعتماد عمومی، نتیجه همین انتخاب سخت اما شرافتمندانه بود.در چهار دهه گذشته، روزنامه بارها نقش «آینه» را برای جامعه ایفا کرده است؛ آینهای که مشکلات و ظرفیتها را بیاغراق منعکس کرده است. چه بسیار موضوعاتی که برای نخستین بار از طریق صفحات صبح ساحل به گوش مسئولان رسیده؛ چه بسیار پروژههایی که با گزارشها و تیترهای این روزنامه به جریان افتاده یا سرعت گرفتهاند…
با اجرای نرخ 5000 تومانی برای بنزین مازاد بر سهمیه، کارشناسان و نمایندگان مجلس هشدار میدهند که این سیاست شتابزده و ضد عدالت است. روحالله متفکر آزاد از کمیسیون انرژی میگوید: مدل فعلی بر اساس خودروست نه خانوار؛ خانوارهای کمدرآمد با یک خودرو باید گرانتر بنزین بزنند، اما خانوادههای متمکن چندین سهمیه دارند.کارشناسان هم تأکید میکنند که بدون شفافیت سامانهها و تغییر مبنای سهمیه از خودرو به خانوار، تورم، رانت و قاچاق سوخت افزایش مییابد و با برنامه هفتم توسعه مغایرت دارد.
همزمان، وزیر بهداشت، «علی جعفریان» را بهعنوان سرپرست معاونت آموزشی وزارت بهداشت منصوب کرد. این ماجرا فراتر از یک اتفاق فردی است، زنگ خطری است برای نظام درمانی که سالهاست با پدیده ریشهدار «زیرمیزی» دستوپنجه نرم میکند و بیماران را میان وعدههای قانونی و واقعیتهای پنهان درمان، معلق نگه میدارد.نامهای که به نام شریفه صادقی، مادر یکی از بیماران بندرعباسی منتشر شد، پرده از عمق این مشکل برداشت. در این نامه آمده بود که دستیار دکتر سید جلیل حسینی، معاون درمان وزیر در بیمارستان ایرانمهر تهران، پنج سکه تمام بهار آزادی درخواست کرده و هشدار داده بود که در صورت عدم تأمین این مبلغ، بیمار باید دو تا چهار سال در صف انتظار بیمارستان دولتی بماند. دکتر حسینی، متخصص جراحی کلیه و فلوشیپ اورولوژی ترمیمی و عضو هیئتعلمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تا پیشازاین افشاگری، از چهرههای شناختهشده وزارت بهداشت به شمار میرفت. اما اکنون سکوت وی و فقدان واکنش رسمی، جامعه را با پرسشهایی جدی درباره سلامت اخلاق حرفهای و شفافیت مدیریتی مواجه کرده است. این پرونده، یادآور بحث قدیمی و همچنان حلنشده «زیرمیزی» در نظام درمان کشور است، موضوعی که قرار بود کمیسیون بهداشت مجلس با ارائه گزارشی جامع، مسیر اصلاح آن را روشن کند، اما…
نهم آذر ماه در تقویم ملی به عنوان روز ملی جزایر سه گانه ایران نامگذاری شده است. این روز برای ما تنها یک تاریخ نبود؛ روز پاسداشت حقیقتی است که قرنها بر آبهای نیلگون خلیج فارس استوار مانده و تغییر نکرده است: حقیقتِ تعلق همیشگی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی به سرزمین ایران. در این روز، پیش از آنکه سخن از مناقشه و سیاست به میان آید، باید از تاریخ گفت؛ تاریخی که نه در بیانیههای زودگذر، بلکه در رفتوآمد نسلها، در اسناد معتبر بینالمللی و در حضور پیوسته مردمان ایران در این جزایر ریشه دارد. از نقشههای دریایی قرون گذشته تا اسناد دورههای صفوی، قاجار و پهلوی، و گزارشهای رسمی قدرتهای جهانی در سدههای اخیر، همه زبان واحدی دارند: این سه جزیره از دیرباز بخشی جداییناپذیر از ایران بودهاند. نهم آذر، روز استدلال و روز احساس است. هر ایرانی-حتی اگر هزار کیلومتر دورتر از سواحل جنوبی باشد-با شنیدن نام این سه جزیره، صدای موجهای خلیج فارس را در جان خود احساس میکند؛ گویی هر موج میگوید: «این خانه، خانه ماست.» ایران بر اساس منطق حقوقی، شواهد تاریخی و اصول شناختهشده حاکمیت ملی، بیوقفه بر این جزایر اعمال حاکمیت کرده است. ادعاهای متناوب برخی کشورها که نه…
عزای عمومی برای پنجشنبه 18 تیرماه