جدید به قدیم
…دشوار هشتبندی تا بشاگرد و رودان برای حفظ و بقای گونههای در خطر انقراض استان تلاش میکند. مناطقی که بهظاهر دورافتادهاند، اما در حقیقت شریانهای حیاتی تنوع زیستی هرمزگان بهشمار میروند.خرس سیاه آسیایی یکی از این گونههای ارزشمند است؛ گونهای کمنظیر که پراکندگی جهانی آن از ژاپن تا جنوب ایران امتداد دارد و شرق و شمال هرمزگان آخرین گستره حضور آن محسوب میشود. زیستگاههایی که خرس سیاه بذر درختان آن را پخش میکند و پوشش گیاهی درهها را تقویت میکند. بااینحال، براساس دادههای میدانی، بسیاری از زیستگاههای رودان امروز بر اثر فعالیتهای معدنی تخریب شدهاند.آریانژاد میگوید بسیاری از مردم هرمزگان حتی نمیدانند چنین گونهای در استان وجود دارد؛ عدم آگاهی که سالهاست از مرز شهروندان گذشته و به تصمیمگیران استان رسیده است. او روایت میکند زمانی که برای هماهنگی نمایشگاه عکس حیاتوحش مراجعه کردم، یکی از مسئولان از او پرسید: «مگر هرمزگان خرس دارد؟» این جمله بهتنهایی تصویری روشن از وضعیت فرهنگ محیطزیستی استان ارائه میدهد؛ استانی که بر اساس مطالعات خود او، یکی از سه قلمرو مهم خرس سیاه در ایران و مهمتر از آن، غربیترین گستره شناختهشده این گونه در جهان است.بیش از ۸۰ درصد رژیم غذایی خرس سیاه در استان هرمزگان از گیاهان است…
…ادعاها بازنویسی کرد. اما هرچند استدلالها اهمیت دارند، نهم آذر تنها روز یادآوری اسناد و نقشهها نیست؛ روز توجه به نقش حیاتی این جزایر در امنیت، اقتصاد و هویت ملی نیز هست. این نقاط کوچک بر روی نقشه در حقیقت چشمهای بیدار خلیج فارساند؛ پاسداران مسیرهای انرژی، تجارت و ثبات منطقه. سرزمین فقط خاک نیست؛ خاطره، مسئولیت و آینده نیز هست. در این میان، آنچه این روز را متمایز میکند، اجماع ملی ایرانیان درباره این جزایر است. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب کشور، تمامیت ارضی موضوع اختلاف داخلی نیست؛ خط قرمزی است که برای یک ملت، پشتوانه هویتی و تاریخی دارد. این اجماع نه محصول تبلیغات، بلکه نتیجه آگاهی تاریخی و حس عمیق تعلق ملی است. شاید بهترین تعبیر برای نهم آذر این باشد: روز یادآوری، نه روز جدال. روزی برای یادآوری حقیقتی که نه با تغییر دولتها و سیاستها، نه با هیاهوی رسانهای و نه با گذر زمان رنگ نمیبازد؛ حقیقتی که با نسیم جنوب، با صدای موجها و با حافظه جمعی ملت ایران گره خورده است. تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، جزایری هستند که تنها جغرافیا را روایت نمیکنند؛ آنها حامل روایت هویت ایرانیاند. و این صدا، صدای تاریخ، همواره شنیده خواهد شد.
این سازمانها با بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی و تخصصی خود، در حوزههای گوناگون از جمله حمایت از اقشار آسیبپذیر، ارتقای حقوق شهروندی و حفاظت از محیطزیست فعالیت میکنند. یکی از عرصههایی که نقش سازمانهای مردمنهاد در آن برجسته شده، فرآیند دادرسی و مشارکت در رسیدگیهای قضایی است. قانونگذار ایران نیز با تصویب مقررات خاص، زمینه حضور این سازمانها در فرآیندهای قضایی را فراهم کرده است. مطابق ماده (66) قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، سازمانهای مردمنهادی که اساسنامه آنان در حوزههایی همچون حمایت از اطفال و نوجوانان، زنان، افراد بیمار یا دارای ناتوانی جسمی و ذهنی، محیط زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، بهداشت عمومی و حقوق شهروندی تنظیم شده باشد، میتوانند نسبت به جرایم ارتکابی مرتبط با این حوزهها اعلام جرم کنند و در تمام مراحل دادرسی شرکت داشته باشند. این حکم، نقطهعطفی در به رسمیت شناختن نقش اجتماعی و حمایتی سازمانهای مردمنهاد در فرآیندهای قضایی است. با این حال، قانونگذار برای حفظ حقوق بزهدیدگان، شرط کسب رضایت آنان را در مواردی که جرم دارای بزهدیده خاص است ضروری دانسته است. این الزام، توازنی میان ضرورت حمایت سازمانهای مردمنهاد و احترام به اراده بزهدیده ایجاد میکند. افزون بر این، ضابطان دادگستری و مقامات قضایی مکلف شدهاند که بزهدیدگان جرایم…
…روی کار آمدن دونالد ترامپ افزایش یافت و موضوع مهاجرت به مرکز کشمکشهای سیاسی و انتخاباتی تبدیل شد.نخستین عامل ریشهدار در این بحران، نژادپرستی تاریخی در ساختار اجتماعی آمریکا است. انتخاب باراک اوباما برای بسیاری نمادی از عبور از نژادپرستی بود، اما رویدادهای بعدی نشان داد تبعیض نژادی همچنان پابرجاست. رفتارهای خشن برخی نیروهای پلیس با سیاهپوستان و رشد گروههای افراطی سفیدپوست، بیانگر تداوم این چالش است. نگاه برتریجویانه برخی از سفیدپوستان سبب میشود مهاجران غیراروپایی بهخصوص لاتینتبارها و آسیاییها با بیاعتمادی و حتی خشونت مواجه شوند.عامل دوم سوءاستفاده سیاسی از احساسات عمومی است. سیاستمدارانی مانند ترامپ با شعارهایی نظیر «اول آمریکا» تلاش کردند حمایت کسانی را جلب کنند که نگران امنیت و معیشت خود هستند. طرح ساخت دیوار مرزی با مکزیک، محدودیتهای ورود مسلمانان و تشدید سختگیریهای مهاجرتی نمونههایی از سیاستهایی بود که احساسات ضد مهاجرت را تقویت کرد. رسانههای حامی این جریان نیز با برجستهکردن جرائم برخی مهاجران، ترس عمومی نسبت به حضور آنان را افزایش دادند.سومین عامل، نگرانیهای اقتصادی است. افزایش فاصله طبقاتی و چالشهای اشتغال باعث شده بخشی از طبقات پایین جامعه مهاجران را رقیب خود بدانند. بسیاری از کارگران سفیدپوست معتقدند مهاجران دستمزدها را کاهش داده و فرصتهای شغلی را محدود کردهاند…
…خرید. بسیاری از کاربران گزارش دادهاند که علیرغم آمادگی کامل و حتی فروختن گوشیهای خود برای بهرهمندی از این تخفیفها، عملاً هیچ فرصتی برای خرید به دست نیاوردهاند.نکته مهمتر، نبود اطلاعات روشن درباره میزان واقعی بودن این تخفیفهاست. تا امروز مشخص نیست این کالاها با چه تعداد و در چه حجمی عرضه شدهاند، چه کسانی موفق به خرید شدهاند و آیا تخفیف ۹۰ درصدی واقعاً برای عموم قابل دسترس بوده یا تنها در حد یک تیتر تبلیغاتی پرهیجان باقی مانده است.این ابهامها، سؤالات جدی درباره نحوه طراحی کمپینها و میزان شفافیت پلتفرمهای مالی مطرح میکند؛ پلتفرمهایی که یکی از مهمترین وظایف آنها حفظ اعتماد کاربران و ارائه اطلاعات دقیق و قابل اتکا است.در شرایط اقتصادی کنونی، مردم بیش از هر زمان دیگری نسبت به قیمتها حساساند و هر وعده تخفیف قابلتوجه میتواند تصمیمهای مالی و حتی شخصی آنان را تحت تأثیر قرار دهد. از همینرو، انتشار تبلیغاتی که ممکن است برای اکثریت قابل تحقق نباشد، با اصول مسئولیتپذیری و اخلاق حرفهای در تضاد قرار میگیرد.انتظار میرود چنین پلتفرمهایی؛ تعداد واقعی کالاهای عرضهشده را شفاف اعلام کنند، امکان دسترسی و خرید را بهصورت عادلانه فراهم کنند و از ایجاد تصوراتی که با واقعیت سازگار نیستند پرهیز کنند…
…فضا و ویترینها نشسته است. سیستم خنککننده موزه به درستی کار نمیکند و همان اندک علاقهمندانی که برای بازدید مراجعه میکنند، از نبود ابتداییترین امکانات گلایه دارند.محوطه چشمنواز «برکههای باران» که در دهه پنجاه بازسازی شده بود، به حال خود رها شده و فضای سبز مجموعه نیز در مسیر نابودی قرار گرفته است. پرسشی که مردم فرهنگدوست هرمزگان مطرح میکنند این است که میراث فرهنگی دقیقاً مشغول چه کاری است که اصلیترین موزهاش، یعنی ثروت و ویترین هویتی استان، چنین بیسرپرست مانده است؟چندی پیش سفری به بوشهر داشتم و از موزه خلیج فارس آنجا دیدن کردم؛ موزهای در کلاس جهانی که چشم هر بینندهای را روشن میکند. چرا هرمزگان، با این همه ظرفیت تاریخی و فرهنگی، حتی نزدیک به استانهای همجوار خود هم نیست؟ چرا نمایندگان و استاندار هرمزگان نسبت به میراث فرهنگی حساسیت لازم را ندارند؟ معیار انتخاب مدیران فرهنگی چیست؟ و دهها پرسش بیپاسخ دیگر که همچنان بیپاسخ ماندهاند. از بین رفتن فضاها و بناهای تاریخی هرمزگان، یعنی حذف بخش مهمی از تاریخ ایران. مدیران مرکزنشین درک درستی از تاریخ و فرهنگ دریای پارس ندارند و همین ناآگاهی، بیتوجهی و کمکاری، میتواند تبعاتی جبرانناپذیر برای هویت و حافظه جمعی این سرزمین داشته باشد.روزنامه صبح ساحل
…گیرد. این طرح که اکنون آماده اجراست، میتواند هرمز را به الگوی ملی مدیریت پایدار پسماند تبدیل کند؛ الگویی که با شرایط سایر جزایر خلیجفارس نیز سازگاری دارد. تحقق آن، علاوهبر کاهش فشار زیستمحیطی، زمینهساز توسعه پایدار گردشگری و اشتغال سبز نیز خواهد بود.آینده خلیجفارس در گرو همکاری نهادها مطابق تحلیلهای کارشناسان محیطزیست، تجربه کشورها در حوزه مدیریت اکوسیستمهای حساس نشان میدهد که بدون همکاری نزدیک دولت، بخش خصوصی و جامعه محلی، هیچ طرح پایدار محیطزیستی به نتیجه نمیرسد. در همین راستا، حمایت از استارتاپهای محیطزیستی، بهویژه آنهایی که رویکردهای نوآورانه و دادهمحور دارند، میتواند بخشی از راهکار بلندمدت ایران برای کاهش آلودگی دریایی و بهبود وضعیت سواحل باشد. این حمایت نه یک هزینه، بلکه سرمایهگذاری برای آینده هرمزگان و نسلهای آینده کشور است.زمان انتخاب فرا رسیده؛ توسعه یا تخریب؟ استارتاپهای محیطزیستی امروز در خط مقدم حفاظت از خلیجفارس قرار گرفتهاند و نشان دادهاند که رویکردهای فناورانه و مشارکتمحور میتواند آیندهای متفاوت برای این زیستبوم رقم بزند.حمایت از این مجموعهها، سرمایهگذاری بر آیندهای است که در آن سواحل ایران پاکتر، اقتصاد ساحلی پایدارتر و اکوسیستم دریایی مقاومتر خواهد بود؛ آیندهای که خلیجفارس را نه با چالشها، بلکه با فرصتها تعریف میکند.روزنامه صبح ساحل
…طبیعت سابقهای طولانی دارد. حتی یک نگاه به ادبیات کلاسیک فارسی نشان میدهد که طبیعت نهتنها بهعنوان بستر زندگی، بلکه بهعنوان منبع الهام، معنا، زیبایی و حتی اخلاق در فرهنگ ایرانی حضور داشته است. از فردوسی که رستاخیز طبیعت را در وصف بهار به تجلی حیات تشبیه میکند، تا حافظ که نسیم بهاری، سرو، گل، آب روان و ماهتاب را نمادهای رهایی و سرزندگی میداند، و تا سعدی و مولوی که طبیعت را آینهای برای بازشناسی انسان و حقیقت معرفی میکنند، همه نشان از رابطهای عمیق دارد که در ناخودآگاه جمعی این سرزمین رسوخ کرده است. حتی زندگی کوچنشینان، کشاورزان، صیادان و روستاییان ایرانی طی قرون متمادی بر پایه شناخت دقیق طبیعت، چرخههای فصلی، منابع آب، مراتع و اقلیم بوده است. بنابراین ایرانیان از گذشته با طبیعت زیسته و فرهنگشان با عناصر طبیعی ساخته شده؛ اما همین مردم امروز در شرایطی زندگی میکنند که محیطزیست کشورشان به یکی از بحرانیترین مراحل تاریخ خود رسیده است.اگرچه احساس تعلق مردم به طبیعت در بالاترین سطح جهانی قرار دارد، اما این احساس در ساختارهای اجرایی تبدیل به رفتارهای پایدار و مسئولانه نشده است. مسئله، بهسادگی در تضاد میان مردم و طبیعت خلاصه نمیشود؛ مسئله در ساختارهای سیاستگذاری، نهادهای نظارتی، مدل توسعه…
…امن برای ادامه فعالیت به گردشگران پیشنهاد شده بود: «گفتیم بیایید در محدودهای که اجازه استقرار وجود دارد مستقر شوید و امنیت کامل برایتان فراهم میکنیم. امکانات اولیه مانند آب مصرفی هم تأمین میشود. تنها شرط این بود که فاصله استاندارد از ساحل و ضوابط محیطزیستی رعایت شود. اما آنها اصرار داشتند در نقطهای دور از دید و خلوت بمانند؛ جایی که حضورشان میتوانست مستقیم به چرخه حیات لاکپشتها آسیب بزند.»او میافزاید که نزدیکی کمپرها به جاده نیز نهتنها برای محیط، بلکه حتی برای خود گردشگران خطرناک بود و برنامههای شبانه آنان احتمال مزاحمت و تخریب بیشتری را ایجاد میکرد.اکنون، با پیگیری رسانهای و ورود سریع نهادهای مسئول، ساحل مکسر از یک تهدید جدی نجات یافته است. اما این رخداد درسی مهم دارد: توسعه گردشگری اگر بدون نظارت، برنامهریزی و احترام به قوانین محیطزیستی پیش برود، میتواند بزرگترین سرمایههای طبیعی کشور را نابود کند.مکسر، این ساحل بیهمتا در جنوب ایران، گنجینهای طبیعی است که حفاظت از آن تنها بر عهده محیطزیست نیست؛ بلکه نیازمند همکاری مسئولان، رسانهها، مردم محلی و گردشگران آگاه است. تجربه اخیر نشان داد که نظارت دقیق و اطلاعرسانی بهموقع میتواند از تبدیل یک بیتوجهی ساده به فاجعهای محیطزیستی جلوگیری کند. روزنامه صبح ساحل
چند روز پیش، ورود غیرقانونی کمپرها و گردشگران غیر بومی به ساحل حفاظتشده مکسر، زنگ خطر جدی برای زیستگاه لاکپشتهای پوزهعقابی را به صدا درآورد. این افراد بدون مجوز و آگاهی، درست در حساسترین بخش ساحل چادر زده بودند؛ جایی که لاکپشتها شبانه برای تخمگذاری از آب بیرون میآیند. حتی یک سرویس بهداشتی موقت هم نصب کرده بودند که میتوانست محیط را بهشدت آلوده کند.پس از انتشار گزارش «صبح ساحل»، نیروهای محیطزیست و انتظامی بهسرعت وارد عمل شدند. فاروق خلیلی، مدیر اجرایی خانه محیطزیست مقام، اعلام کرد که اقامت در این منطقه ثبتملی کاملاً ممنوع است و ادامه حضور این افراد میتوانست اکوسیستم مکسر را تخریب کند. بررسیها نشان داد که گردشگران قصد اقامت چندماهه داشتند؛ برنامهای که بهطور کامل متوقف شد.این اقدام سریع نشان میدهد که اطلاعرسانی بهموقع و همکاری نهادها چگونه میتواند از یک فاجعه محیطزیستی جلوگیری کند. مکسر بار دیگر نجات یافت؛ اما حفظ این گنجینه طبیعی، نیازمند آگاهی، نظارت و احترام همگانی به قوانین محیطزیستی است.
تغییر ساعت مراسم تشییع رهبر شهید در مشهد