جدید به قدیم
۱۲ آذر، روز جهانی افراد دارای معلولیت در ایران بیشتر شبیه آیینی نمادین است تا فرصت آگاهی بخشی. شبکههای رسمی پیامهای تبریک منتشر میکنند، مسئولان وعدههای تکراری میدهند و رسانهها چند گزارش پر از شعار تولید میکنند. اما تجربه زیسته میلیونها فرد دارای معلولیت چیز دیگری است تجربهای که شباهتی به این روایتهای امیدوارکننده ندارد. در بسیاری از شهرها، برجها سر به فلک کشیدهاند، پیادهروها سنگفرشهای گران قیمت دارند و سامانههای حمل و نقل شهری هر سال بودجههای میلیاردی دریافت میکنند، اما هنوز برای میلیونها انسانِ دارای معلولیت، شهرها چیزی بیش از یک هزارتوی خشن و غیر قابل زیست نیستند. ساز و کارهای رسمی و غیر رسمی جامعه طوری چیده شدهاند که بدن استاندارد را مرکز جهان میدانند و هر بدن متفاوت، شکننده یا کم توان را در حاشیه مینشانند. در چنین فضایی، افراد دارای معلولیت نهتنها با محدودیتهای جسمی یا ذهنی دست و پنجه نرم میکنند، بلکه با تبعیضی ساختاری مواجهاند که ریشه در نگاه نابرابر به ارزش بدنها، کار، تولید و مشارکت اجتماعی دارد. این تبعیض تنها یک مشکل فردی یا اخلاقی نیست. مسئله، عادتهای غلط فرهنگی و نگرشهای ترحمآلود هم نیست گرچه هر دو نقش خود را دارند. مسئله اصلی در سطحی عمیقتر عمل میکند جایی که نهادها، قوانین، نظامهای اداری و ساز و کارهای اقتصادی مشارکت برابر را ناممکن میسازند و بدنهایی را که با الگوی غالب سازگار نیستند، از حقوق اساسی شهروندی محروم میکنند. جامعهای که ارزش افراد را با بهرهوری اقتصادی و توانایی تطبیق با سرعت سرسامآور بازار میسنجد ناگزیر بخش بزرگی از جمعیت را از دایره شهروندی کامل حذف میکند. در چنین شرایطی معلولیت نه صرفا یک محدودیت جسمی، بلکه بازتابی از نابرابریهای اجتماعی، فقر اقتصادی و خشونت نهادین است. اگر قرار است این روز را گرامی بداریم، معنایش نه جشن گرفتن دستاوردهای خیالی بلکه دیدن شکافهای عمیقی است که هنوز پابرجاست.
در عصری که هوش مصنوعی (AI) قادر است مقالات علمی بنویسد، معادلات پیچیده ریاضی را حل کند و حتی کدهای برنامهنویسی تولید کند، بسیاری از والدین با نگرانی از خود میپرسند: «پس فرزند من در مدرسه چه چیزی باید بیاموزد که ماشینها قادر به انجام آن نیستند؟» دیگر زمان آن گذشته است که حافظه قوی و نمرات بیست، تنها تضمینکننده موفقیت باشند. ما در نقطهای حساس از تاریخ ایستادهایم؛ جایی که پارادایمهای آموزشی در حال تغییر بنیادین هستند. اگر آموزش سنتی بر «دانستن» تمرکز داشت، دنیای جدید بر «چگونگی استفاده از دانش» و «تعامل انسانی» استوار است. این مقاله، کلید طلایی موفقیت فرزندان شما در دنیای آمیخته با فناوری را در اختیارتان قرار میدهد: مهارتهای نرم.
تهران روز یکشنبه ۳۰ نوامبر شاهد تحرکات دیپلماتیک سطح بالایی بود؛ سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در یک روز فشرده ابتدا میزبان سعود بن محمد الساطی، معاون سیاسی وزارت خارجه عربستان و سپس پذیرای هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، بود. این دیدارهای همزمان، در راستای سیاست «همسایگی اول» ایران انجام شد و بر تقویت روابط دوجانبه، رایزنی درباره تحولات کلیدی منطقهای و تلاش برای ایجاد یک معماری جدید در خاورمیانه متمرکز بود. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در دیدار با عباس عراقچی، همتای ایرانی خود، پس از مذاکرات سطح بالا در پایتخت ایران، تأکید کرد که آنکارا و تهران به دنبال گسترش قابل توجه همکاری در زمینه تجارت، انرژی، مدیریت مرزها و امنیت منطقهای هستند.
این نخستین سفر یک وزیر خارجه به ایران بعد از گذشت 5 ماه از جنگ 12 روزه است. در آغاز کنفرانس مطبوعاتی مشترک، وزیر امور خارجه ایران، از هاکان فیدان و هیئت همراه استقبال و خاطرنشان کرد که ایران و ترکیه «نه تنها دو کشور همسایه، بلکه دو ملت دوست و برادر با پیوندهای عمیق تاریخی، مذهبی و فرهنگی هستند». آنکارا و تهران برنامههایی را برای تقویت تجارت، ارتقای گذرگاههای مرزی، هماهنگی در مورد مهاجرت و مقابله با بحرانهای منطقهای ترسیم و در عین حال بر مخالفت مشترک خود با سیاستهای اسرائیل تأکید کردند.
رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت با بیان اینکه تصمیمگیری درباره آلودگی هوا بر اساس میانگین ۲۴ ساعته است، گفت: تا ساعت ۹ صبح فردا دوباره وضعیت آلودگی بررسی و اعلام میشود.
عدم تامین ارز جهت واردات روغن و نبود مواد اولیه(روغن خام)، صنعت روغن کشور را به لبه بحران رسانده است، بسیاری از کارخانهها یا فعالیت خود را متوقف کردهاند یا با ظرفیت محدود تولید میکنند. کارشناسان هشدار میدهند ادامه این روند، معیشت مردم و امنیت غذایی استانهایی مانند هرمزگان را تهدید میکند. کمبود روغن خوراکی در ایران، اتفاقی دور یا فراموششده نیست.
مادر هرمزگانی با افشای یک مورد جنجالی، بار دیگر زخم کهنه نظام درمان کشور را نمایان کرد. درخواست پنج سکه بهار آزادی برای یک عمل جراحی، نهتنها موجی از واکنشها در جامعه را برانگیخت، بلکه به برکناری معاون درمان وزیر بهداشت انجامید.
ایالات متحده که هویت تاریخی و قدرت اقتصادی خود را مدیون مهاجرت از سراسر جهان است، امروز با بحران گسترده مخالفت با مهاجران روبهرو شده است. رشد جنبشهای راستگرای افراطی، بهرهبرداری سیاسی از ترسهای عمومی و نگرانیهای اقتصادی باعث شده بخشی از جامعه مهاجران را تهدیدی برای هویت و معیشت خود بدانند. این مقاله به بررسی ریشههای تاریخی، اجتماعی و سیاسی مهاجرستیزی در آمریکا میپردازد.
در حالیکه خانوادهها برای کیفیت آموزشی هزینههای سنگین مدارس غیرانتفاعی را میپذیرند، برخی از این مدارس به صحنه رقابتهای تجملاتی والدین تبدیل شدهاند؛ رقابتهایی که نهتنها عدالت آموزشی را زیر سؤال میبرد، بلکه سلامت روان کودکان را نیز تهدید میکند.