جدید به قدیم
… دیپلماسی گردشگری، برندینگ، مشارکت بخش خصوصی و تعامل بینبخشی است. مدیری که جسارت تصمیمگیری داشته باشد و بداند فرصتهای این حوزه، منتظر تثبیت جایگاه اداری نمیمانند. در شرایطی که اکنون در اوج فصل گردشگری قرار داریم، سرپرست یک اداره کل، بهطور طبیعی از ریسکپذیری پرهیز میکند؛ چراکه افق مدیریتی نامشخص است. پروژهها «سوخت نمیشوند»، تصمیمهای بزرگ به تعویق میافتند و فرصتهای طلایی یکی پس از دیگری از دست میروند. سؤال اینجاست: وقتی فرصتها از دست رفت، تغییر مدیر چه فایدهای خواهد داشت؟ نگاهی واقعبینانه نشان میدهد که ادامه این وضعیت، بیش از آنکه هزینه اداری داشته باشد، هزینه توسعهای بر استان تحمیل میکند. جامعه گردشگری هرمزگان ـ از فعالان بخش خصوصی تا راهنمایان، سرمایهگذاران و کارشناسان ـ زیر بار این بیثباتی مدیریتی، دچار فرسایش جدی شده است. آیا زمان آن نرسیده که به گردشگری، نه بهعنوان یک اداره، بلکه بهمثابه موتور محرک اقتصاد استان نگاه شود؟ آیا شایسته نیست که مدیری جسور، روشنفکر، متخصص و مسلط بر ادبیات روز گردشگری، با اختیارات کامل و افق مشخص، سکان این حوزه را در دست بگیرد؟ اینها حداقل انتظار از یک استاندار بومی است؛ استانداری که بیش از هر فرد دیگری، ظرفیتها، محدودیتها و حساسیتهای استان را میشناسد. امروز، گردشگری هرمزگان بیش از…
… مهارت و تحرک اجتماعی کودکان و نوجوانان این سرزمین بوده و در گذشته، بهویژه برای خانوادههای کمبرخوردار، بهعنوان پلی برای خروج از چرخه فقر و دستیابی به آیندهای آبرومند و پایدار تلقی میشد.اما با تشدید تورم، کاهش قدرت خرید خانوارها و انباشت مزمن مشکلات اقتصادی کشور، این کارکرد حیاتی آموزش بهتدریج تضعیف شده است. همزمان، قاچاق سوخت بهعنوان فعالیتی پرریسک اما در دسترس و نسبتاً پردرآمد، برای بخشی از اقشار کمدرآمد به گزینهای جذابتر از تحصیل و مهارتآموزی بدل شده است. این تغییر مسیر، نهتنها معیشت بلکه نظام ارزشی جامعه محلی را نیز تحتتأثیر قرار داده است.با گسترش قاچاق سوخت، ارزشهای اجتماعی دچار دگرگونی شده و نابرابریهای آموزشی بیش از گذشته عیان شدهاند؛ گویی نابرابری آموزشی سالها در سایه مانده بود تا امروز، قاچاق سوخت آن را بیپرده و عریان به جامعه نشان دهد. در چنین شرایطی، جامعهای شکل میگیرد که بهجای ارج نهادن به تحصیل، علم و مهارت، ناخواسته مسیرهای کوتاهمدت و غیررسمی درآمدزایی را بهعنوان الگوی موفقیت بازتولید میکند. نتیجه آن است که صندلیهای کلاسهای درس، روزبهروز بیش از گذشته از حضور دانشآموزانی خالی میشود که روزگاری قرار بود چراغ راه دانایی و توسعه آینده منطقه باشند.بیتردید یکی از عوامل اصلی این روند نگرانکننده…
…تهدید، تحریم و فشار اقتصادی علیه مردم ایران، ناقض تعهدات بینالمللی ایالات متحده ذیل میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و مسئولیت بینالمللی تصمیمگیران این سیاستها، از جمله شخص دونالد ترامپ، امری مسلم و قابل پیگیری در مراجع ذیصلاح بینالمللی است.دادستان کل کشور در بخش دیگری از این گفتوگو، با هشدار به عناصر داخلی همصدا با این تهدیدات خارجی گفت: باید بهصراحت اعلام شود که هرگونه همراهی، هماهنگی یا ایفای نقش در پروژههای بیثباتکننده دشمنان ملت ایران، تحت هر عنوانی، اقدامی علیه امنیت ملی و نظم عمومی کشور تلقی میشود. تفکیک میان مردم مطالبهگر و عناصر وابسته به برنامههای دشمن، برای دستگاه قضایی کاملاً روشن است.وی خاطرنشان کرد: افرادی که با سوءاستفاده از مطالبات معیشتی مردم، امنیت روانی و فیزیکی جامعه را هدف قرار میدهند یا در مسیر تحقق اهداف دشمنان حرکت میکنند، وفق قوانین موضوعه کشور، با برخورد قاطع، قانونی و بازدارنده مواجه خواهند شد و در این زمینه، هیچگونه مسامحهای پذیرفته نیست. در پایان، دادستان کل کشور تأکید کرد: امنیت عمومی و آرامش جامعه، خط قرمز دستگاه قضایی است و دادستانهای سراسر کشور مکلفاند با همکاری ضابطان قضایی، اجازه ندهند دشمنان خارجی و عوامل داخلی آنان، به امنیت و ثبات کشور خدشهای وارد کنند.
…علیه مراکز هستهای نطنز، فردو و اصفهان، سطح تنشها را به اوج رساند. این رویارویی نه تنها خسارات زیرساختی هنگفتی به بار آورد، بلکه با حمله ایران به پایگاه العدید قطر، ابعاد منطقهای و بینالمللی آن آشکار شد. هرچند آتشبس با میانجیگری عمان و چند کشور اروپایی برقرار شد، اما بخش مهمی از زیرساختهای هستهای ایران نابود گردید و این امر معادلات امنیتی و سیاسی منطقه را بهطور بنیادین تغییر داد.در کنار این بحرانهای نظامی، جهان با موجی از فجایع انسانی و اقلیمی دست و پنجه نرم کرد. سودان در ژانویه وارد یکی از بزرگترین فاجعههای انسانی شد و جامعه بینالملل ارادهای برای توقف آن نشان نداد. تغییرات اقلیمی نیز خساراتی بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار برجای گذاشت؛ طوفانها و سیلهای جنوب شرقی آسیا جان هزاران نفر را گرفت و آتشسوزیهای کالیفرنیا به تنهایی دهها میلیارد دلار خسارت مالی وارد کرد. این حوادث طبیعی، در کنار بحرانهای سیاسی و نظامی، تصویری از شکنندگی و ناپایداری وضعیت جهانی ارائه داد که کمتر دورهای در تاریخ معاصر مشابه آن بوده است.اقتصاد جهانی نیز از این تحولات بینصیب نماند. بازگشت تحریمهای سازمان ملل علیه ایران، ادامه شوک تعرفهای آمریکا، و سقوط دولت نپال در پی اعتراضات جوانان، همگی نشانههایی از…
…فرهنگ بومی میتواند اندوهی بس جبرانناپذیر برای نسل حاضر و نسلهای بعد باشد. و پر واضح است که یک ملت بدون شناسنامه فرهنگی، ملتی مرده است. کاش اندکی اهمیت این مهم را مسئولین و متولیان امور فرهنگی این شهر میدانستند و بدانند تا امثال صالح آتون در محاق نمانند. و باز دریغا که از این نسل یکی پس از دیگری در همان عزلت و تنهایی و غربتی منجمد جهان را وداع میگویند که این وداع تنها وداع با دنیا نیست بلکه وداعیست اندوهبار برای فرهنگ و هنر که دستش تهی میماند از پنجههای هنرمندی چون صالح آتون که تاریخ این مردم و شادیها و غمهایشان و آمالشان را با ساز خود روایت میکند. صالح آتون میراثدار فرهنگ و تاریخ شفاهی بندرعباس نیز بود و چند نسل نوازندگی عود را در حافظه خود داشت. درگذشت وی پایان بخشی از فرهنگ موسیقایی این مرز و بوم است. انسانی که در حیاتش و در عزلت و تنهایی خویش وارسته زیست. درگذشت این هنرمند و نوازندهی چیرهدست عود و انسانی وارسته را به خانواده گرامی آتون و جامعهی فرهنگی و هنری خصوصا موسیقی تسلیت عرض مینمایم. به امید روزی که انجمنهای فرمایشی و نمایشی کاربریشان عوض شود و نوشداروی پس از مرگ سهراب نباشند.
همانگونه که قابل پیشبینی بود و نگارنده در یادداشت پیشین در صبح ساحل نیز به آن اشاره کرده بود، دولت در لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، افزایش حقوق کارمندان، بازنشستگان و سایر حقوقبگیران را ۲۰ درصد اعلام کرد؛ تصمیمی که با موجی از انتقادات اجتماعی همراه شد و حتی اعتراض صریح رئیس مجلس و جمعی از نمایندگان را نیز در پی داشت. این در حالی است که بر اساس قوانین بالادستی، از جمله قانون مدیریت خدمات کشوری، افزایش حقوق باید دستکم متناسب با نرخ واقعی تورم باشد. ماده ۱۲۵ این قانون صراحتاً بر همین اصل تأکید دارد. اما پرسش اساسی اینجاست: چگونه میتوان در شرایطی که تورم رسمی بیش از ۵۰ درصد اعلام شده و برآوردها از تورمی بالای ۷۰ درصد در سال آینده حکایت دارد، افزایش ۲۰ درصدی حقوق را عادلانه یا حتی قابل دفاع دانست؟ رئیسجمهور در دفاع از لایحه بودجه گفتهاند: «میگویند بودجه را اضافه کنید؛ از کجا بیاورم؟» پرسش دقیقاً همین است؛ از کجا باید آورد؟ کارمندان، کارگران و بازنشستگان سالهاست که از هزینههای واقعی زندگی عقب افتادهاند. شکاف میان دستمزد و معیشت هر سال عمیقتر شده و قدرت خرید حقوقبگیران بهشدت کاهش یافته است. با افزایش ۲۰ درصدی حقوق در شرایط تورم بالای ۵۰ درصد و…
به گزارش صبح ساحل، حمیدرضا بهزادی از آغاز به کار مرکز «نفس» در شهرستان میناب خبر داد و اظهار کرد: این مرکز با هدف پیشگیری از سقط جنین و حمایت همهجانبه از مادران باردار، در راستای سیاستهای کلان کشور و منویات مقام معظم رهبری ایجاد شده است.بهزادی با اشاره به اهمیت حمایت از مادران باردار گفت: مرکز «نفس» یک نهاد مردمی است که با همکاری سازمان بسیج جامعه پزشکی سپاه امام سجاد (ع) هرمزگان و دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان راهاندازی شده و هدف آن پیشگیری از سقط جنین و تحکیم بنیان خانواده است. در این مرکز، مادران باردار علاوه بر دریافت مشاورههای روانشناختی، از حمایتهای مالی و فرهنگی بهرهمند میشوند تا در شرایط دشوار از تصمیم به سقط منصرف شوند.وی افزود: مرکز «نفس» در چهار حوزه مشاورهای، معیشتی، درمانی و دارویی فعالیت میکند و مادران تحت حمایت آن، در طول ۹ ماه بارداری بستههای کمک معیشتی دریافت کرده و از خدمات پزشکی و روانشناختی بهرهمند میشوند. این اقدامات نقش مهمی در کاهش آمار سقط جنین و افزایش جمعیت ایفا میکند.بهزادی ادامه داد: با فرهنگسازی و حمایت مستمر از مادران، مرکز «نفس» در مسیر برنامههای مرتبط با جوانی جمعیت و ارتقای سلامت مادران و نوزادان فعالیت دارد. تاکنون…
…عزم جدی دستگاه اجرایی استان برای مدیریت شرایط و تسریع در رفع مشکلات بود. اقدام عملی و مدیریت موثر معاون محترم هماهنگی امور عمرانی استانداری هرمزگان در بازگشایی سریع محور ارتباطی سیریک-جاسک، نمونهای بارز از حضور مسئولانه و کارآمد است. همچنین، از زحمات تمامی نیروهای مردمی، بسیج، سپاه، نیروی انتظامی، گروههای جهادی، بخش خصوصی و امام جمعه محترم شهرستان که حضور فعال و دلسوزانهای داشتند و بیچشم داشت در کمکرسانی و پاکسازی مناطق آسیبدیده حضور یافتند، صمیمانه سپاسگزاریم.این همدلی و همراهی، سرمایه اجتماعی گرانبهای استان ماست. با کمال تاسف باید اذعان داشت که با وجود هشدارهای قرمز پیش از وقوع سیل از طرف مدیریت بحران استان، مدیریت عملیاتی و میدانی در ساعات اولیه و اوج بحران در شهرستان سیریک با کاستیهای جدی مواجه بود. این نقد به دور از هرگونه غرض شخصی و با هدف بهبود فرآیندها و جلوگیری از تکرار چنین رخدادهای تلخی ارائه میشود، چرا که این رخدادها مستقیما جان و مال مردم را تحت تاثیر قرار داده و مماشات یا عدم بیان صریح واقعیتها، تنها بر مشکلات مردم خواهد افزود. متاسفانه نبود ماشینآلات عمرانی در صحنه از سحرگاه تا ظهر روز جمعه، عملا حضور میدانی فرماندار و ستاد بحران شهرستان را در آن بازه زمانی…
بیضایی سینما و تئاتر را به کلاس درس بدل نکرد، اما هر اثرش درسی تمامعیار بود؛ دربارهی قدرت، دروغ، اسطوره، زن، تاریخ و حقیقت. در مرگ یزدگرد نشان داد حقیقت هرگز یکصدا نیست و قدرت، روایت را به خدمت میگیرد. در باشو، ایران را از شعارهای تهی نجات داد و به خاک، زبان و مادر بازگرداند؛ به جغرافیایی انسانی که از «یک آب و خاک» ساخته میشود. در سگکشی فریاد نسلی را ثبت کرد که اشکهایش را پیشتر ریخته بود. و در هشتمین سفر سندباد، جستوجوی حقیقت را به سرنوشتِ آگاهی بدل کرد؛ سرگردانیای که فضیلت است، نه شکست.بیضایی «باسواد» بود، اما نه به معنای رایج و فرسودهی آن. سواد او ریشه داشت؛ از اسطورههای شرق تا تراژدیهای غرب را میشناخت، اما هرگز مقلد نبود. دانستن را برای ساختنِ زبانِ خود میخواست؛ زبانی که هم ایرانی است و هم جهانی، هم کهن و هم معاصر. او زن را به مرکز روایت آورد، نه از سر مد، که از سر فهمِ تاریخِ حذف. و همین فهم، آثارش را ماندگار کرد.با او مهربان نبودند. امکان ساختن را از او گرفتند، کمکارش کردند، به حاشیه راندندش. اما بیضایی از آن دست هنرمندانی بود که خود را بیش از حد خرج نمیکنند…
…مه» راه خود را گم میکند، در «مرگ یزدگرد» در برابر تاریخ محاکمه میشود و در «چریکه تارا» به جستوجوی هویت گمشده خویش برمیخیزد. آثار بیضایی نه سرگرمیاند و نه نوستالژی؛ آنها اسناد فرهنگی یک سرزمین زخمخوردهاند. بیضایی سالها کوشید تاریخ را از انحصار قدرت بازپس گیرد. در «مرگ یزدگرد» حقیقت، چندپاره و متهم است؛ درست همانگونه که در تاریخ معاصر ما. در «باشو، غریبهی کوچک»، کودک جنگزدهای از جنوب به شمال میآید تا نشان دهد ایران یک جغرافیا نیست، یک رنج مشترک است. باشو، خود ایران است؛ آواره، اما زنده. او در «مسافران» مرگ را به خانه میآورد، نه برای سیاهنمایی، بلکه برای آنکه یادآوری کند جامعهای که آیینهایش تهی شود، مرگ را هم نمیفهمد. در «سگکشی»، فساد و دروغ لایهلایه میشود و حقیقت، قربانی مناسبات قدرت و پول. اینها فقط داستان نیستند؛ تشریح وضعیتاند. با این همه، سرنوشت بیضایی به سرنوشت قهرمانان آثارش شباهت یافت: حذف، انزوا و در نهایت هجرت. همانگونه که قهرمانانش در این خاک تاب آورده نشدند، خود او نیز مجال ماندن نیافت. بیضایی رفت، اما پرسش ماند: چرا ایران، حافظه فرهنگی خود را پس میزند؟امروز، وقتی از غربت بیضایی سخن میگوییم، در حقیقت از غربت ایران حرف میزنیم؛ ایرانی که فرزندانش را یا…
امتحانات حضوری زیر سایه انفجارها