جدید به قدیم
…بحران کم آبی آنقدر جدی است که معاون شرکت آب و فاضلاب استان ، دست یاری به سوی مردم دراز کرده تا برای گذر از تابستان سخت و طاقت فرسا به فکرصرفه جویی در مصرف آب باشند. وی می گوید : « مصرف آب در هرمزگان نسبت به مدت مشابه درصد افزایش یافته که برای گذر از وضعیت 30سال گذشته کنونی و جلوگیری از تنش آبی نیازمند همراهی مردم در زمینه صرفه جویی و مصرف بهینه آب هستیم تا برای مصارف ضروری دچار کمبود نشویم.» شیوع ویروس کرونا، شرایط امسال را نسبت به مدت مشابه سال قبل متفاوت کرده به طوری که توصیه به شستشوی مکرر دست ها، شستشوى خریدها و مایحتاج روزانه، گرما و خشکی هوا در خردادماه در افزایش مصرف آب تاثیر زیادی داشته است. متاسفانه علاوه بر تاثیر ویروس کرونا، خوش بینی مردم نسبت به پر شدن سدها و افزایش ذخایر آب زیرزمینی نیز از دیگر عوامل افزایش مصرف آب است. این را همه می دانیم که «جنگ آینده جنگ آب است». در جهان حدود یک میلیارد نفر به آب آشامیدنی سالم هزار نفرنیز در جهان بر اثر مصرف آب 50دسترسی ندارند.روزانه غیر بهداشتی جان خود را از دست می دهند.این را فراموش میلادی بیش از نیمی ازکشورها…
…خانه ترغیب میکند. همین عامل سبب شده که مردم استان پس از موج اول کرونا، کمتر از گذشته پروتکلها را رعایت کنند. عکسهای منتشر شده از کشورهای دیگر پس از قرنطینه اجباری، نشان از رعایت جدی فاصلهگذاری اجتماعی دارد. در آن کشورها تلاش شده است که فضاهای شلوغی مانند رستوران، پارکها و مترو به دقت فاصلهگذاری شود. صنفهای مختلف نیز با اجبار مشتریان به رعایت بهداشت، به کاهش سرعت انتشار بیماری در کشورشان کمک میکنند. کافی است اما سری به سطح شهر بندرعباس بزنید. از نانوایی، سوپرمارکت و مراکز خرید گرفته تا ادارهها و میدان ترهبار؛ خبری از فاصله گذاری اجتماعی نیست. صف دریافت نتیجه آزمایش کرونا هم پر ازدحامتر تشکیل میشود. بحران بیمسئولیتی شهروندان به اینجا ختم نمیشود. طبق گفتهی روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، برخی از مبتلایان کووید-19، قرنطینه خانگی را ترک و در سطح شهر تردد میکنند. این موضوع نشان میدهد که نظارت بر وضعیت بیماران در قرنطینه، کافی نیست. فاطمه نوروزیان در پیامی که در یکی از پیامرسانها در فضای مجازی منتشر کرد، از بیماران مبتلا به کووید-19 خواست تا برای امنیت جان دیگران در خانه بمانند. خواهش مسئولان دانشگاه علوم پزشکی استان از مردم برای رعایت قرنطینه و فاصلهگذاری، به تنهایی…
کرونا اینجا ، کرونا آنجا ، کرونا همه جا. این ویروس کشنده سراسر دنیا را فراگرفته و بی رحمانه جان کوچک و بزرگ را می گیرد. حالا دیگر باور کرده ایم، کرونا آنطور که بدون سروصدا آمده، به این راحتی هم نخواهد رفت. همه ما در انتظار شنیدن خبر«پایان کرونا» هستیم.لحظه به لحظه اخبار این ویروس کشنده را دنبال می کنیم، نه برای اینکه از تعداد جانباختگان با خبر شویم بلکه منتظر کشف واکسن و تولید داروی این بیماری هستیم. یافتههای پژوهشگران را مرتب رصد میکنیم تا خبری از کشف واکسنی ، خوشبینمان کند. اما دیگر همه میدانیم حالا حالاها باید به چگونه زیستن در روزهای کرونایی بیندیشیم. باید سبک زندگی را تغییر دهیم. هرچند سخت و دشوار است اما باید با این شرایط زندگی را ادامه دهیم.در انتظار گرما بودیم تا شاید توان ویروس از میزان استقامت ما پایینتر رود و ضعیف شود. اما این تئوری نیز درست از آب در نیامد و کرونا گرما را به زانو درآورد .این را می توان از افزایش آمار مبتلایان به کرونا در استان های گرمسیری همچون هرمزگان و خوزستان حدس زد. همان مسوولانی که در اسفند و فروردین ، مردم را مژده گرما و کاهش قدرت این ویروس می دادند، این روز…
…باشگاهها کمک کند. حل کردن مشکل حق پخش سالیان سال است که متوجه فدراسیون بوده و هیچوقت هم آنها به حق خود نرسیدهاند. جوانان و نوجوانان در آستانه دو رویداد بزرگ طی ماههای پیش رو تیمهای نوجوانان و جوانان ایران باید در مسابقات قهرمانی آسیا شرکت کنند و برای رسیدن به جامهای جهانی زیر ۱۷ سال و زیر ۲۰ سال به مصاف رقبا بروند. به دلیل شیوع ویروس کرونا هنوز تمرینات این تیمها شروع نشده اما مشکل اصلی این است که سرمربی تیم جوانان به دلیل بی توجهیها از سمت خود استعفا کرده است. فدراسیون در میان مشکلات و بحرانهای بزرگش باید به فکر دو نسل از فوتبال کشورمان نیز باشد؛ دو نسلی که حضور در جام جهانی میتواند مسیرشان را تغییر دهد و آنها را خیلی زودتر و بهتر در اختیار تیم ملی بزرگسالان قرار دهد. پرداخت مطالبات فوتسالیها و ساحلیبازان مدتهاست بازیکنان تیم ملی فوتسال مردان و زنان و همچنین تیم ملی فوتبال ساحلی خواهان دریافت دستمزد و پاداشهایشان هستند اما تاکنون توجهی به آنها نشده است. تیم ملی فوتسال ایران باید امسال در مسابقات جام ملتهای آسیا شرکت کند و برای جهانی شدن بجنگد. هیچکس دوست ندارد بلایی که بر سر تیم ملی فوتبال ساحلی آمد، برای…
…و جسم، در دنیای ماشینی امروز به ورزش نیازمندیم. به دلیل تغذیه نامناسب و کمتحرکی، ورزش به یک پدیده اجتماعی ضروری تبدیل شدهاست. امروز 20 خرداد ماه در تقویم رسمی کشورمان، روز آیین زورخانهای و مردانگی نام گرفتهاست. در چند دهه اخیر با اینکه تعداد زورخانهها در کشور در حال کاهش است اما هنوز تعدادی از علاقهمندان و پیشکسوتان، این ورزش باستانی را با جدیت دنبال و تلاش میکنند تا این رسم را به جهانیان نمایش دهند. با گذشت چند هزار سال قدمت، این ورزش، همچنان پا برجاست. هر چند در دنیای امروز محبوبیت این قبیل ورزشها در بین عموم کمتر شدهاست. تاجاییکه جوانان حتی علاقهای برای تماشای ورزشهای زورخانهای، ندارند.این ورزش تنها با تلاش پیشکسوتهایش توانستهاست تعداد محدودی از علاقهمندان را در گود زورخانه نگه دارند. این آیین در قلب و روح مردم این خاک ریشه دوانده و چه بهتر اگر فعالان حوزه ورزش به این رشته توجه بیشتری نشان دهند و برای تقویت و پرورش آن تلاش کنند. همچنین بستری مهیا شود تا جوانان به این رشته را بشناسند و به آن علاقهمند شوند تا مانع از فراموشی آن شوند. چرا که این ورزش هم بر روح انسان و هم بر جسماش تاثیر میگذارد و باعث احیا…
…فکری یا معنوی به حقوقی گفته میشود که به صاحبان آن حق بهرهوری از فعالیتهای فکری و ابتکاری انسان را میدهد و ارزش اقتصادی و قابلیت خرید و فروش دارد ولی موضوع آن شیء معین مادی نیست. حقوق پدیدآورندگان آثار ادبی یا هنری یا مالکیت ادبی و هنری معروف به حق مؤلف یا حق تکثیر، حق اختراع، حقوق بر مشتری مانند سرقفلی حق تاجران و صنعتگران نسبت به نام، علائم تجارتی و صنعتی و اسرار تجاری معروف به مالکیت تجارتی و صنعتی از انواع مالکیتهای فکری است. و چون برخی از این حقوق مانند سرقفلی بر اثر فکر تولید نمیشوند بلکه فقط به دلیل این که وجود مادی ندارد در قلمرو این حقوق جای میگیرند.مانند حق تکثیر مشخصات مشترک انواع مالکیتهای فکری غیرقابل لمس بودن، انحصاریت، قانونی بودن و محدود بودن به ناحیه خاص است.تفاوت این نوع مالکیت با مالکیت مادی و کلاسیک در آن است که موضوع آن یک اثر فکری و تراوشهای ذهنی انسان است و نه یک پدیدهٔ معین مادی. مالکیت فکری ماهیتی مرکب از حقوق مالی و حقوق غیرمالی و مربوط به شخصیت انسان دارد. این ماهیت ترکیبی بهویژه در زمانی که نویسندهای حق انتشار اثر خود را به ناشر واگذار میکند مشخص میشود…
… در آتش میسوزد. آتشی که به جان بلوطها افتادهاست، نفس هر طبیعت دوستی را حبس میکند. انگار زاگرس عادت کردهاست که بسوزد. این قصه هر ساله جنگلهای ایران است. از خاییز تا میناب، جنگلها و بوتهزارهای بسیاری سوختند. تنها در اردیبهشت امسال، آتشسوزیهای عمدی و غیرعمدی، چندین هکتار از جنگلها و درختان مهم میناب و توکهور را از بین برد. مینابی که خود با خشکسالی، آفت و نشست دشتها دستبهگریبان است حالا گلستان خاکستریتری برایش ماندهاست. از سوی دیگر مردمانش چشمبهراه تانکرهای آب هستند. تأثیرات این آتشسوزیها، بلندمدت است و مانند کرونا دامنمان را خواهد گرفت. از بین رفتن درختان با طول عمر بالا و بوتهها، فرسایش لایههای سطحی خاک، زندهزنده سوختن جانوران ارزشمند و تغییر بزرگ در اکوسیستم، باعث میشود که طبیعت نتواند بهراحتی خودش را بازسازی کند. این لخت شدنهای امروز زمین، باعث از بین رفتن خاکها و گونههای اصلی گیاهی منطقه در فصل پاییز و زمستان میشود. شاید بگویید جنگلها همیشه و در همه جای جهان میسوزند؛ اما جنگلها در ایران تعمداً خشکانده میشوند و به غارت میروند. آسیبپذیری جنگلهای ایران در برابر آتشسوزی عمدتاً ناشی از غارت حقابه است که انسان ها ها آن را در ابعاد گسترده انجام می دهند. گرچه بارشهای خارج از فصل…
…او در صورت مخالفت با نظر همسر، با سوبرداشت از آیهی 34 سوره نساء، تنها بخشی از گفتمانی است که به عنوان راهی برای اعمال خشونت علیه زنان استفاده میشود. البته قانون نیز در برخی موارد، با اعطای برخی اختیارات به ولی دم و سرپرست، به عنوان سپری از خشونت دفاع میکند. باتوجه به اینکه آمارهای رسمی خشونت خانگی در ایران، تنها بخشی از آمارهای واقعی موجود در جامعه است؛ لذا به آمارهای موجود نمیتوان تکیه کرد و میزان خشونت علیه زنان را با آن سنجید. تاکنون پژوهش جامعی در مورد خشونت علیه زنان در کشور انجام نشده است. تنها بخش کوچکی از زنان شهری و روستایی مورد پژوهش قرار گرفتهاند. طبق همین پژوهشها، آمار خشونت فیزیکی علیه زنان قابل توجه است. با این وجود، سالها است که مسئولان و قانونگذاران ما به زنگ خطر افزایش خشونت علیه زنان کمتوجهاند. انکار و نادیده گرفتن خشونت، در بلندمدت آسیب غیرقابل جبرانی به بدنه جامعه خواهد زد. جامعهای که در تلاش است مسیر توسعهیافتگی را بپیماید از سلامت جسم و روان نیمی از اعضایش غافل مانده است.باید بدانیم تا زمانیکه نگاه و برنامهی جدی برای کاهش خشونت وجود نداشته باشد، جامعه شاهد آسیب و قتل رومیناهای دیگر نیز خواهد بود.
…که نام ابرقدرت را یدک میکشید، مزخرفترین اتومبیلهای سواری را میساخت و مردمش برای به دست آوردن هر کالایِ مصرفی دیگری در مضیقه بودند. مشکل چه بود؟ چرا کشوری با آن همه دانشمند برنده جایزه نوبل، با آن مغزهای علمی، و با آن همه منابع طبیعی، انسانی و مادی نمی توانست اتومبیلی بسازد که توان رقابت با تولیداتِ سرمایهداری را داشته باشد؟جواب به نظرم ساده است: وجود اقتصاد بسته و دستوری در حکومت های اقتدار گرا در این مدل از جکومت ها، اقتصاد بیش از آن که در خدمت مردم و نیازهای روزمره آنها باشد در خدمت اهداف سیاسی حاکمان است و به حفظ و تداوم قدرت آنها خدمت میکند و منابع مالی به جای جاری شدن به سوی صنایع تولید کننده کالاهای مصرفی به سمت صنایع غیرمصرفی هدایت میشود؛ نمونهاش مصرف میلیاردها روبل در صنایع فضایی شوروی بود ! کارخانه های اتومبیل سازی به جای خدمت به نیازهای مردم، در واقع محملی هستند برای خدمت به سیستم حامی پروری. بنابراین میتوان موشک فوق پیشرفته ساخت اما نمیتوان یک ماشین استاندارد که در هر صد کیلومتر پنج لیتر بنزین بسوزاند، تولید کرد! نویسنده: دکتر حسین عیوضلو مدیر گروه اقتصاد سیاسی دانشگاه امام صادق علیه السلام منبع:سایت راهبرد ملی