جدید به قدیم
خانواده به معنای مجموعه ای از افراد که اشتراکات ژنتیکی آنان را به هم پیوند داده، در ذهن من فقط یکی از مصادیق این مفهوم بزرگ است. معتقدم هر جا تعدادی از انسان ها به واسطه یک یا چند وجه اشتراک همبستگی پیدا کنند خانواده ای با محوریت همان وجه اشتراک شکل گرفته است. خانواده بزرگی که با تمام عشق و از عمق وجود در هوای لطیفش نفس می کشم خانواده بزرگی است که می توانم تا آخرین نفس در آن کودک بمانم و بزرگ نشوم و لذتی وصف ناپذیر را تجربه کنم.از خانواده بزرگ ادبیات فارسی صحبت می کنم، خانواده ای که برایم جز موهبت نبوده است و اعضایش همدلان همیشه زندگیم هستند.همدلانی که یکی از آن ها در چنین روزی مامور به زیباتر کردن دنیا شد، یدالله شهرجو شاعرسپید سرای مینابی در چنین روزی دیده به جهان گشود امروز سالگرد اولین تولد اوست می گویم اولین تولد، چون یک شاعر با سرودن هر شعر تازه به نوعی متولد می شود. نخستین تولد او 20 آبان 1353 در میناب اتفاق افتاد، اتفاقی که سرمنشاء بسیاری از اتفاقات خوب در ادبیات استان هرمزگان است.وی در دوران دانش آموزی نوشتن را آغاز کرد و نوشته هایش را در…
به گزارش صبح ساحل ، گرههای ترافیکی شهر خلاق یا همان پایتخت اقتصادی کشور یا همان بندرعباس خودمان، با یکطرفه کردن، دوطرفه کردن خیابانها، تبدیل دو راه به سهراه و سهراه به چهارراه و نصب چراغقرمز باز نمیشود.با اجرای طرحهای جدید ترافیکی، هر خیابانی که به مرکز شهرختم میشود و یا به بلوار اصلی، جز ترافیک و جنگ اعصاب چیزی عاید مردم این شهر نمیشود. کارشناسان اهلفن و خبره!!! وضعیت خیابانهای منتهی به مرکز شهر را چنان تغییر دادهاند که در هیچ شهری جز بندرعباس چنین کار کارشناسی دیده نمیشود. سهراه دلگشا و خیابان پدران آسمانی را چنان به چراغقرمز مجهز کردهاند که یک شاهکاراست. شاهکاری بینظیر. برخی از طرحهای ترافیکی شهر بندرعباس، همچون نظام آموزشی کشور، بازگشت به عقب است. یکعمر چهارراه فاطمیه، چهارراه بود که چند سال پیش در اجرای یکطرفه کردن خیابانهای هسته مرکزی شهر، چراغقرمز حذف شد. طولی نکشید دوباره چراغقرمز روشن شد. چهارراه مرادی هم همین وضعیت را دارد. بسیاری از چهارراههای شهر بندرعباس، عنوان چهارراه را یدک میکشند اما در ظاهر چیز دیگری است.همین خیابان شریعتی شمالی، حدفاصل چهارراه فاطمیه تا میدان اتوتاج (ابوذر) که دیگر میدان نیست و اخیراً به چراغقرمز مجهز شده، هردو باند را به یک مسیر اختصاص دادهاند یعنی…
…شورای مرکزی شاهد دسته بندی هایی در تعارض با یک تشکل حرفه ای و صنفی هستیم. با رشد جمعیت جوان و نیز تأسیس مراکز آموزش عالی بعضا کم کیفیت و صدور مدارک مهندسی با پشتوانه ی ضعیف علمی ، پازل مشکلات حرفه ی مهندسی کاملتر شده است. از اشکالات دیگر قانون اخیر تداخل نا همگون وظایف و اختیارات مهندسان با شهرداری است. با توجه به آنکه شهرداری مرجع صدور پروانه ی ساختمانی است همچنین با ایفای نقشی حاکمیتی توان و اختیارات لازم در برخورد با متخلفان دارد حال آنکه در رویه ی کنونی مسئولیت های سنگین با اختیارات و توان اندکی به مهندسان محول شده است. تنها امکان موجود برای مهندسان جهت برخورد با متخلفان مکاتبات آن هم با مرجع صدور پروانه است که موکول به اقدامات آن است در صورتی که مهندس به شخصه امکان اعمال قانون ندارد هرچند مطابق قانون فوق در صورت بروز تخلف توسط مهندسان شورایی موسوم به شورای انتظامی، متشکل از مهندسان خوش نام و نماینده ای از دادگستری به آن تخلف رسید گی می کند . متأسفانه شهرداری ها با خودداری از عمل کردن کامل به وظایف کنترلی خود این وظیفه ی سنگین را برعهده ی مهندسین قرار داده اند و سیکل معیوب کنونی ادامه دارد.
…را نادیده گرفت.او در شعرش به مختصات زبان امروز پایبند است، اما از ظرفیت های زبان کلاسیک نیز در حد نیاز استفاده می کند در واقع او نه نوگرایی افراطی دارد نه سنت گرایی افراطی. این عدم تعصب را می توان در قالب هایی که به کار می برد هم دید ، او هم در شعر نیمایی طبع آزمایی کرده ، هم اشعاری در قالب کلاسیک از خود به جای گذاشته است .مشیری استعاره را آرایه ای مناسب برای بیان احساسش تشخیص داده و بیشتر از استعاره های قریب استفاده می کند. نوعی از استعاره که نمی شود ارزش هنری قابل توجهی برای آن قائل شد اما وقتی او استعاره را وسیله می بیند نه هدف و در خدمت بیان احساس و اندیشه قرار می دهد می تواند موجب التذاذ هنری مخاطب شود.او شاعر طبیعت گرا هم هست و به طبیعت نگاه خاص خودش را دارد طبیعت در شعر او مثل هر موضوع دیگری از صافی عقیده و احساس شاعر می گذرد.ویژگی دیگر او این است که با معرفی و حمایت کردن از افراد مستعد خدمت شایسته ای به ادبیات فارسی کرده است، افرادی که محمدعلی بهمنی غزلسرا و ترانه سرای هم روزگار ما یکی از آن هاست .
به گزارش مصطفی دولخانی از صبح ساحل ، بنا بر اعلام متولیان همچنین فعالان بخش املاک و ساخت و ساز شاهد افت شدید معاملات مسکن که پیامد آن ساخت مسکن در شهر بندرعباس هستیم به باور کارشناسان رشد شدید قیمت مسکن به دلیل جهش قیمت ارز و افزوده نشدن متناسب قدرت خرید مردم شکافی را ایجاد کرده که به همراه نوعی بلاتکلیفی به علت انتظارات از احتمالات در حوزه ی روابط خارجی ،وضعیت کنونی را رقم زده است. بر همین اساس رشد افسار گسیخته ی مصالح و کالاهای ساختمان به همراه رشد دست مزدها هم این وضعیت را تشدید کرده است. به طور مثال در قیمت آسانسور که از اقلام عمده ی ساختمانی است شاهد رشد بیش از سیصد درصدی هستیم این وضعیت در سایر اقلام تاسیساتی دیگر هم مشابه است.از دیگر سو رشد قابل توجه در هزینه های مربوط به صدور پروانه ی ساخت را شاهد هستیم که به همراه افزایش بهای انشعابات آب ،برق ،تلفن و گاز هم دشواری ها را مضاعف نموده است. این در صورتی است که در قسمت تقاضا به علت رشد نا متناسب حقوق ها شکاف عظیمی را با بخش عرضه به دلایل بالا ایجاد کرده است. به اعتقاد کارشناسان این کاهش معاملات که…
…در این چندسالی که هرمز از انزوا بیرون آمدهاست، اهل جزیره به مدد گردشگری شدن آن، در فصلهای خنک سال راه تازهای برای کسب درآمد پیدا کردهاند. اگر اسم قلعه پرتغالیهای هرمز را شنیدهباشید، میدانید در نزدیکی آن بازارچهای است که زنان در آن صنایع دستیشان را به عنوان سوغات جزیره به گردشگران میفروشند. تا پیش از این زنان هرمز همین امکان حداقلی را هم برای کسب درآمد نداشتند. یکی از این محصولات این بازارچه شیشههایی است که اوایل با خاک رنگی جزیره پر میشد. بعد از مدتی که بومیان از ارزش خاک جزیرهشان آگاه شدند، خاکهای ساختمانی را -تنها به عنوان نمادی از جزیره- جایگزین خاک جزیره کردند. ماجرای درست کردن این شیشهها هم از آنجایی آغاز شد که با گردشگری شدن هرمز، زنان جزیره به دنبال فراهم کردن سوغاتی برای جزیرهشان بودند. از این طریق میخواستند هم یادگاری از جزیرهشان به گردشگران ارائه کنند، هم درآمدی نصیبشان شود. این بازارچه اولین حضور اجتماعی زنان را در هرمز رقم زد. بیشتر زنان شاغل در بازارچه، سرپرست خانواده هستند و یک تنه خرج خانوادهشان را میدهند. خبر ممنوعیت استفاده از خاک هرمز باعث ایجاد هجمهای منفی نسبت به این زنان شدهاست که بعضی از گردشگران حتی از سایر محصولات آنان…
…بربایند و عده ای هم با موضعی روشنفکرانه گفتند :مولانا متعلق به کسی است که او را بیشتر بفهمد. هر کدام از این دیدگاه ها از زاویه خاص خود به ماجرا نگاه می کند ، همسایگان ما او را صرفا به خاطر عمرگذراندن در قونیه و دفن شدن در این شهر از آن خود می دانند ، بی توجه به این که او نه تنها حتی یک بیت به زبان آنان نسروده است بلکه واژه های ترکی هم در اشعار او بسامد قابل توجهی ندارد و این نشان می دهد که او حتی در قونیه هم آنقدر همزبان و هموطن و هم خون داشته که نیاز چندانی به ارتباط با میزبانانش و درونی کردن فرهنگ آنان در خود نداشته است . هموطنانی که متعصبانه او را متعلق به ایران می دانستند هم این موضوع را در نظر نگرفتند که دریای عمیق مثنوی و غزلیات شورانگیز شمس چقدر از چشم ما پارسی زبانان دور مانده است . اندیشمندانی که او را متعلق به کسی دانستند که حرفش را بهتر بفهمد هم فراموش کردند نمی توان بدون درک خاستگاه فرهنگی مولوی به فهم درستی از حرفش رسید . در همه این نظرات نقص می بینم و معتقدم مولانا اگرچه گنجینه ایست متعلق به فرهنگ بشری اما این…
…اثرات آن است.برگزاری تئاتر خیابانی و ایستگاه نقاشی از دیگر بخشهای نمایشگاه دفاع مقدس بندرعباس بود. نمیتوان از بخش مهم این نمایشگاه گذشت. بخشی که به نقش زنان در دفاع مقدس اختصاص دادهشده بود. خاطره گویی فرماندهان دفاع مقدس، بازسازی عملیات خیبر از دیگر بخشهای جذاب این نمایشگاه بود. برپایی چنین نمایشگاهی برای آگاهی و انتقال مفاهیم جنگ به نسل جوان و امروز که هرگز جنگ را لمس نکردهاند، لازم و ضروری ست، اما کافی نیست.زمان اندک یکهفتهای برای بازدید عموم و تقارن آن با روزهای آغازین سال تحصیلی باعث شد که بسیاری از خانوادهها نتوانند در این نمایشگاه حضور پیدا کنند. بر کسی پوشیده نیست که مردم و جوانان استان هرمزگان در دفاع مقدس بهخوبی واژههای ایثار، مقاومت و شهادت و... را معنا کردند. به گواه فرمانده هان ارشد نظامی، دلاور مردان هرمزگانی در عملیاتهای آبی، خاکی پیشرو و یکهتاز بودند. بهطوریکه شجاعت و شهامت آنان زمینهساز فتح الفتوحهای بسیاری شد. برپایی چنین نمایشگاههایی مردم سرافراز هرمزگان، خانوادههای شهدا، ایثارگران و جانبازان را راضی نمیکند. احداث یک نمایشگاه دائمی تحت عنوان «باغموزه دفاع مقدس»، کمترین انتظار مردم از مسئولان است. مکانی که میتواند تصویرگر بخشی از حماسه هرمزگانیها در دوران دفاع مقدس باشد.«باغموزه دفاع مقدس…
…سراسر سپیدی و پاکی کتاب های ادبیات مدرسه بود بی آن که نجات برایش معنی داشته باشد . این دنیا آنقدر زیبا بود که حتی از بین رفتن تصویر مطلقا پاکش چیزی از دلبستگی ام کم نکرد بلکه آیینه ای شد در مقابلم برای دیدن زندگی با تمام خوبی ها و بدی هایش آیینه ای که روز به روز شفاف تر می شود. از زمانی که مهم ترین تصمیم زندگی ام را عملی کردم چهارده سال می گذرد هنوز مست می شوم از خاطرات ادبیاتی ام ،بحث های کلاسی فردای پخش سریال شهریار، نظامی خوانی هایی که پرتابم می کرد به دنیایی تازه اعتماد به نفسی که در کلاس های سبک شناسی جان می گرفت و... حالا به قدری با انتخابم یکی شده ام که از یاد برده ام قبل از آن چه کسی بوده ام و چه می کرده ام چهارده سال گذشته و من یک ادبیاتی شاعر هستم و به همین دلیل بیست و هفت شهریور برایم بیشتر از روزهای دیگر رنگ زندگی دارد یک ادبیاتی شاعر هستم با داشته هایی که از نداشته هایم برایم مهم ترند و می نویسم ، می نویسم که بگویم هیچ مصلحتی بالاتر از دنبال کردن رویاها نیست مخصوصا رویای ادبیاتی بودن شیوا شاکری