جدید به قدیم
تصور کنید فرزندتان در دنیایی زندگی میکند که دسترسی به تمام دانش بشری تنها با یک کلیک یا یک فرمان صوتی امکانپذیر است. در چنین عصر شگفتانگیزی، دیگر "دانستن" حقایق قدرت محسوب نمیشود، بلکه "چگونگی استفاده" از آنهاست که تفاوتها را رقم میزند. ما در آستانه تحولی هستیم که در آن هوش مصنوعی (AI) بسیاری از وظایف شناختی و تکراری را بر عهده میگیرد. در این میان، سوالی که خواب را از چشمان بسیاری از والدین دلسوز میرباید این است: «اگر ماشینها میتوانند کدنویسی کنند، ترجمه کنند و حتی مقاله بنویسند، جایگاه فرزند من کجاست؟» پاسخ در فرمولهای ریاضی یا حفظ تاریخها نیست؛ پاسخ در "مهارتهای نرم" و فضای عاطفی و ارتباطی خانواده نهفته است. خانواده، نخستین و مهمترین پایگاه برای پرورش مهارتهایی است که هیچ رباتی قادر به تقلید آنها نیست.
در تقویم رسمی، «روز زن» اغلب به مناسبتهایی گره خورده که قرار است احترام و مقام زن را یادآوری کنند اما در خارج از این تقویم، زنانی زندگی میکنند که هر روزشان آزمون طاقت و زیستن در شرایطی است که کمتر دیده میشود: مادران تکسرپرست. زنانی که بار زیستی، عاطفی، اقتصادی و زمانی خانواده را به تنهایی بر دوش میکشند و در سکوت، زیرساختهایی را جبران میکنند که سالهاست کارکرد حمایتی خود را از دست دادهاند. افزایش جمعیت این گروه، آنها را به یک اقلیت بزرگ تبدیل کرده است؛ اقلیتی که دیده نمیشود، اما ستون بخشی از پایداری اجتماعیاند.
روبر مرل، نویسنده و اندیشمند فرانسوی، از آن چهرههایی است که هر بار نامش در میان خوانندگان ادبیات داستانی شنیده میشود یادمان میآید که ادبیات تنها برای سرگرمی نیست بلکه میتواند آیینهای تیز و بیرحم باشد برای نشان دادن شکنندگی تمدن، تناقضات انسان و آن لایههای پنهان خشونت که زیر پوست زندگی روزمره جریان دارد. مرل در آثارش بهجای آنکه به تخیل دوردست پناه ببرد، دقیقا در همان نقاطی میایستد که تاریخ و روان انسان بیش از همیشه به لرزه میافتند: جنگ، دیکتاتوری، سقوط اجتماع و تلاش فرد برای بقا. از میان دهها اثر او دو رمان «قلعه مالویل» و «مرگ کسب و کار من است» اهمیتی ویژه دارند یکی تصویری از فروپاشی و بازسازی یک جامعه کوچک پس از یک فاجعه جهانی و دیگری نفوذ به ذهن یک جلاد مدرن که بهدنبال فرار از مسئولیت اخلاقی اعمال خود است. این دو اثر در ظاهر به دو جهان کاملا متفاوت تعلق دارند، اما در عمق، هر دو یک پرسش محوری را دنبال میکنند: وقتی همه ساختارها فرومیریزند چه سیاسی، چه اخلاقی، چه اجتماعی، ماهیت انسان چیست؟
تصور کنید یک دستیار هوشمند دارید که میتواند در چند ثانیه معادلات پیچیده ریاضی را حل کند، مقالههای طولانی بنویسد و حتی کدنویسی کند. با وجود ابزارهایی مانند ChatGPT و Gemini، این دیگر یک رویا نیست؛ بلکه واقعیت روزمره شماست. اما یک سوال مهم پیش میآید: اگر کامپیوترها میتوانند تمام کارهای فنی و "سخت" را انجام دهند، چه چیزی برای ما انسانها باقی میماند؟ پاسخ در چیزی نهفته است که ماشینها هنوز قادر به تقلید آن نیستند: "مهارتهای نرم". در دنیایی که تکنولوژی به سرعت در حال پیشرفت است، نمرات عالی به تنهایی تضمینکننده موفقیت نیستند. برگ برنده واقعی شما، ترکیبی هوشمندانه از تسلط بر ابزارهای دیجیتال و پرورش قابلیتهای عمیق انسانی است که هوش مصنوعی فاقد آنهاست.
در حالیکه خانوادهها برای کیفیت آموزشی هزینههای سنگین مدارس غیرانتفاعی را میپذیرند، برخی از این مدارس به صحنه رقابتهای تجملاتی والدین تبدیل شدهاند؛ رقابتهایی که نهتنها عدالت آموزشی را زیر سؤال میبرد، بلکه سلامت روان کودکان را نیز تهدید میکند.
خبر تلخ بود و جانکاه، ابر وحشت و دلهرهای مبهم همراه با غم و بیم و امید در هرمزگان سایه افکند. سانحهای تلخ در اسکله شهید رجایی، مهمترین بندر تجاری کشور رخ داد و هموطنان عزیزی که مشغول فعالیت در آن محل بودند جان باخته و مجروح شدند. ابعاد اقتصادی و پیامدهای اجتماعی، اثرات و تالم روحی و جسمی ناشی از این حادثه بقدری تلخ و جانفرساست که به راحتی از اذهان پاک نخواهد شد . اما در این میان، زمانیکه هنوز شعله های آتش زبانه میکشند، اتفاقی از نوع وفاق و یکدلی شکل میگیرد، در میانه طوفان غم، دلهره و اندوه، موجی از همدردی و مهربانی به راه افتاد، این بار هم مردم در آزمونی بزرگ شرکت کردند و سربلند بیرون آمدند و این، تجلیگر روحیه همبستگی و نوعدوستی ملت ایران است. در ساعات اولیه، بسیج کمکها شکل گرفت؛ از بیخوابی و فداکاری آتشنشانان و امدادگران غیور تا کادر درمانی در همه جای کشور، از همت نیروهای نظامی تا اطلاعیه صنف تعمیرکاران اتومبیل، از ویزیت و درمان رایگان پزشکان جراح و متخصص چشم و دندانپزشکان تا مشاوره رایگان روانشناسان، همه خالصانه و بدون هیچ منتی آغوش مهربانی گشودند.نقش بیبدیل خبرنگاران نیز که در میان آتش و دود که حضوری فعال داشتند و لحظه به لحظه اخبار امدادرسانی حادثه را مخابره میکردند، قابل تقدیر است.
به بهانه ماه مهر که آغاز مدارس است و برای تک تک ما اعم از والدین ( دانش آموزان سابق ) و دانش آموزان حاضر (والدین آینده) سراسر خاطرات به یادمانی میباشد، قصد دارم به موضوعاتی که شاید کمتر در مباحث آموزشی به آنها پرداخته شده است اشاره ای مختصر داشته باشم.
در فضای مجازی، اتاقهای مشاوره و کتابهای پاپ روانشناسی مداوما به ما توصیه میشود که غر نزنیم و افرادی که غر میزنند را نادیده بگیریم یا از دایرهی ارتباطی خود حذفشان کنیم.
به بهانهی روز نسبتا ملی و نه جهانیِ روانشناس، بد نیست خوانش مجددی از روانشناسی و عوامل کژکاریاش در جامعه داشته باشیم.